کلاس‌های ایدئولوژی

با تشکیل کلاس‌های ایدئولوژی و آیین‌نامه و بخش‌نامه نمی‌توان از ناامیدیِ مردم جلوگیری کرد.

کسانی که دغدغه‌ی این را دارند که مردم به یأس نرسند، ساده‌لوحی‌ست اگر گمان کنند با تشکیل کلاس‌های ایدئولوژی و جهان‌بینی می‌توانند از رسیدن مردم به یأس جلوگیری کنند. اگر می‌خواهید فردی به ناامیدی نرسد و دیدگاه بدبینانه به زندگی پیدا نکند، اوضاعی فراهم آورید که وقتی خودش محاسبه‌ی هزینه و فایده‌ی زندگی را می‌کند، فایده‌ی زندگی را از هزینه‌ی آن بیشتر ببیند. وگرنه اگر شما یک زندگیِ جهنمی برای فرد درست کنید که او نه در نهاد خانواده، نه در نهاد سیاست، نه در نهاد تعلیم و تربیت، نه در نهاد اخلاق، نه در نهاد دین و مذهب و نه در نهاد اقتصاد نتواند بهره‌ای ببرد و بیشتر درد و رنج عایدش شود، اگر هزار تا کلاس ایدئولوژی و جهان‌بینی هم برایش تشکیل بدهید، سودی ندارد.

برای کاستن خودکشی و یا کاستن میل به خودکشی زمینه‌های عینیِ جامعه را باید بهبود بخشید و نباید گمان کرد که با یک سری محاسبات ذهنی و تشکیل کلاس می‌شود با خودکشی مقابله کرد. چون هر چه در آن کلاس‌ها بگویید و هدف آفرینش انسان و کیهان و جهان هستی و... را بیان کنید، وقتی من دارم محاسبه‌ی فایده و هزینه را می‌کنم هزینه‌ی زندگی را بیشتر از فایده‌اش می‌بینم و حتی اگر شما هم بگویید "تو درد و رنجی می‌بری ولی در ازایش هستی به مقصودی می‌رسد"، نمی‌توانید از خودکشی من جلوگیری کنید.

شما در زمینه‌های عینی زندگی باید وضعی را پدید بیاورید که روی هم رفته لذتی که من می‌برم بیش از درد و رنجم باشد. درد و رنج را به تعبیر بودا نمی‌توان از بین برد. از بین بردنش ممکن نیست، اما می‌شود کاری کرد که لااقل من ببینم لذتی که می‌برم به درد و رنج زندگی می‌چربد یا به تعبیر دیگر زندگی به زیستنش می‌ارزد.


استاد_ملکیان، شوق زندگی و میل مبهم خودکشی، مجله‌ی کرگدن