تعدیلِ دشمنی
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۰/۱۷
@baznegari
در نگاه سنّتیِ شیعه، تمام خلفا و حاکمان، غاصب شمرده میشوند، زیرا حقِ حکومت و حکمرانی فقط و فقط حقِ دوازده امام دانسته میشود و بس!. شیعیان سنّتی بابتِ این غصبها بیشترین غَضَبها، بغضها و نفرتها را از غاصبینِ مفروض در خود انباشته میکنند!؛ امروزه آن نفرت و دشمنیِ انباشته، بر سرِ امریکا، اسرائیل و عربستان سعودی آوار شده است.
حال باید دید خودِ امامان (با فرضِ وجود نفرت و دشمنیشان نسبت به خلفا و حاکمان) آیا همواره و در تمام طول زندگی سیاسیشان، آنان را دشمن و منفور میدانستند؛ و یا دشمنی و تنفّر به بخشی از حیات سیاسیشان مربوط بوده و در بخشهای دیگری از زندگی، با قرائنی از دوستی! و روابط عادی و حَسَنه با همانان برمیخوریم؟
پاسخ را با پیگیریِ فقط یک موضوع (از دهها موضوعِ قابل بررسی) در سیرۀ ائمه دنبال میکنیم و آن موضوع شیرین و دوستداشتنیِ ازدواج است که با بررسی آن مشخص خواهد شد که (حتی اگر ائمه، نهایتِ دشمنی را با حاکمان و خلفا داشتهاند امّا) راهِ دوستی نیز همواره باز بوده و دوست و دشمن در کنار هم، هم دشمنانه و هم دوستانه زندگی میکردند!؛ و اینگونه نبوده که تمام صفحات زندگیِ ائمۀ اهل بیت با دشمنی و نفرت نسبت به غاصبانِ مفروض گذشته و صفحاتِ دوستیاش خالی باشد!
ازدواج به عنوان مظهر دوستی و نفی دشمنی را اینک در زندگی امامان پی میگیریم.
امام اول- امام علی:
ازدواج امام با بیوۀ خلیفۀ اول: امام علی پس درگذشت ابوبکر (خلیفۀ اول)، با همسر وی (اسماء بنت عمیس) ازدواج کرد و سرپرستی فرزندانش را به عهده گرفت.
ازدواج دخترش با خلیفۀ دوم: امام علی در سال هفدهم هجری، دخترش اُمکلثوم را به ازدواجِ عمربنخطاب (خلیفۀ دوم) درآورد.
ازدواج نوهاش با حَجّاج بن یوسف: اُمکلثوم دختر حضرت زینب به ازدواج حجاج بن یوسف ثقفی درآمد.
امام دوم- امام حسن:
ازدواج امام با نوۀ خلیفۀ اول: امام حسن با حفصه (بنت عبدالرحمن) که نوۀ ابوبکر (خلیفۀ اول) است ازدواج کرد.
ازدواج دخترش با عبدالله بن زبیر: اُمالحسن دختر امام حسن به ازدواج عبدالله بن زبیر (که بسیاری با او به عنوان خلیفه بیعت کردند و بر بخش وسیعی حکومت میکرد) درآمد.
امام سوم- امام حسین:
ازدواج امام با نوۀ ابوسفیان: امام حسین با لیلی (بنت میمونة بنت أبی سفیان) که نوۀ ابوسفیان است ازدواج کرد (لیلی مادر علی اکبر).
ازدواج امام با دختر طلحه: امام حسین همچنین با اُماسحاق که دختر طلحه است ازدواج کرد. اُماسحاق پیشتر همسر امام حسن بود و پس از درگذشت وی، به ازدواج امام حسین درآمد.
امام چهارم- امام سجاد:
ازدواج سکینه خواهر امام با سه سوژه: سکینه دختر امام حسین در دوران امامتِ برادرش امام سجاد و پس از واقعۀ کربلا با مصعب بن زبیر (قاتل مختار) ازدواج کرد و بعدتر با زید بن عمرو نوۀ عثمان (خلیفۀ سوم) ازدواج کرد و بعدتر با اصبغ بن عبدالعزیز بن مروان، نوۀ مروان (خلیفۀ اموی) و پسر عبدالعزیز (که ولیعهد بود ولی عمرش وفا نکرد) ازدواج کرد.
ازدواج خواهر امام با نوۀ عثمان: دیگر خواهر امام زینالعابدین، فاطمه دختر امام حسین به ازدواج نوۀ عثمان (خلیفۀ سوم) یعنی عبدالله بن عمرو بن عثمان درآمد.
امام پنجم- امام محمد باقر:
ازدواج نتیجۀ امام علی با نتیجۀ ابوبکر: امام محمدباقر که نتیجۀ امام علی است با اُمّفروه که نتیجۀ خلیفۀ اول ابوبکر است، ازدواج کرد و از این ازدواج امام جعفر صادق زاده شد. جالب اینکه امام محمد باقر از دو طرف (هم پدر هم مادر) به امام علی میرسد، چنانکه اُمفروه نیز از دو طرف (هم پدر هم مادر) به أبوبکر میرسد و به همین خاطر است که امام صادق گفته است: ولدنی ابوبکر مرتین.
امام ششم- امام جعفر صادق:
....؟؟؟
امام هفتم- امام موسی کاظم:
...؟؟
امام هشتم- امام علی بن موسی الرضا:
ازدواج امام با خواهر خلیفه: امام رضا با اُم حبیبه خواهر مأمون (خلیفۀ عباسی) ازدواج کرد.
امام نهم- امام محمد تقی (جواد):
ازدواج امام با دختر خلیفه: امام جواد با اُمفضل، دختر مأمون (خلیفۀ عباسی) ازدواج کرد.
امام دهم- امام علی نقی (هادی):
... ؟؟
امام یازدهم- امام حسن عسکری:
امام حسن عسکری فاقد همسر بود و در این بررسی نمیآید (حضرت مهدی با فرض ولادت، حاصل نکاح با کنیز است. ابن أمة سوداء)
امام دوازده- امام مهدی:
زندگی ایشان مخفیانه سپری شد و اطلاعی از ازدواج او در دست نیست.
بنابراین بهتر است متولیان نظام در دشمنی، تعدیل روا دارند و روابط حسنه با دشمنانشان را به صفر نرسانند. لزومی ندارد که امریکا و اسرائیل را همواره و پیوسته و مطلقاً با مرگ مورد استقبال قرار داد؛ بلکه گهگاه عروسیهایی (به عنوان مصداقی از روابط حسنه) روا شمرده شده که باید به آن تأسی نمود.
T.me/baznegari
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!