بیشعوری، خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت است
✅⛔️ خاویر کرمنت:
بیشعوری، خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت است
🔴 خواندن کتاب بیشعوری برای درک درست بیماری بیشعوری و شناخت نشانههای آن ضروری است.
بیشعوری کتابی است در بارهٔ «تجاوز حماقتآمیز اما آگاهانه بهحقوق دیگران» در دوره معاصر، نوشته خاویر کرمنت بهانگلیسی: (Xavier Crement)
که در سال ۱۹۹۰ با نام Asshole No More; The Original Self-Help Guide for Recovering Assholes and Their Victims منتشر شد.
کرمنت در باره چرایی تالیف آن میگوید:
بهطرز فجیعی خودپسند و گستاخ شده بودم و به زرنگبازیها و بهرهکشیهایم از دیگران مباهات میکردم و این را نشانه شخصیت قوی و اعتماد بهنفس بالای خود میدانستم و حتی دوریجستن دیگران از خودم را بهحساب حسادت دیگران بهخاطر موفقیتهایم میگذاشتم.
هیچکس نمیتوانست با من دربیفتد و همیشه قبل از اینکه دیگران علیهام کاری کنند، من علیهشان اقدام میکردم تا اینکه خانوادهام از هم پاشید!
گیج بودم، نمیفهمیدم مشکل کجاست و در نهایت قبول کردم که بهکمک کسی نیاز دارم.
سراغ دوستی روانپزشک رفتم، سیر تا پیاز ماجرا را گفتم و پرسیدم:
«اشکال از کجاست؟ آیا اطرافیانم مریض شدهاند؟ و خواهش کردم حقیقت را رک و راست بهمن بگوید؛ زیرا آدمی قوی هستم و توانایی رویارویی با هر خبر و پیشامد ناگواری را دارم.»
در جواب شنیدم که آنها حالشان خیلی هم خوب است!
– م م م منظورت این است که من مریضم؟!
– نه تو هم مریض نیستی، فقط بیشعوری!
پس از این جواب دندانشکن، چند ماهی طول کشید تا عصبانیتم فرو بنشیند، تا درک کنم که واقعا هیچگاه زمام زندگیم را بهدست نداشته و تکبرم بیجا بوده است، تا بفهمم مشاور با بیشعور خواندنم، قصد توهین نداشته است. البته او راه درمانی هم نداشت و در جواب درمان گفته بود:
«بیشعوری که مرض نیست. یک جور خصیصه است و بههمین خاطر هم قابل درمان نیست.»
اینها اعترافات دکتر خاویر کرمنت، قبل از نویسنده شدن و تالیف کتاب بیشعوری است. کسی که ۲۰ سال آزگار با بیشعوریاش، خانواده و اطرافیانش را آزار داد تا بالاخره فهمید بیشعوری خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت است و باید بهدیگران برای رهایی از این وضعیت کمک کرد.
تخصص پزشکیاش را رها کرد و روانشناسی خواند و با زبانی طنز و کمابیش شبه علمی، بیشعوری را در کتابش بههمراه تعدادی راه نجات شرح داد.
و اما بیشعوری
از نظر دکتر خاویر کرمنت بیشعوری یک بیماری پنهان است که اغلب افراد مبتلا، از آن بیاطلاع هستند و معمولا هم در قبال این اتهام میگویند:
«من خوبم، تو بیشعوری!»
اما این در حالی است که همگی دچار خودپسندی فجیع، نفرتانگیزی بیحد، خیرخواهی متکبرانه و ضمیر ناخوآگاه غیرقابل نفوذ هستند. با خوار و ذلیل کردن دیگران کسب قدرت میکنند، از آدمهای ساده، بیرحمانه سوءاستفاده و از صفات اصیل انسانی امتناع میکنند.
البته آنچه در این کتاب خواننده را بیش از یک کتاب طنز یا بیانگر واقعیتهای تلخ اجتماعی با خود همراه میکند، نشان دادن روش برخورد با بیشعورها و چگونگی درمان بیشعوری است.
خاویر کرمنت در این کتاب انواع بیشعورها را طبقهبندی میکند؛
بیشعور اجتماعی، مدنی، تجاری، دیوانسالار، عرفانباز، مقدسمآب، شاکی و بیچاره.
در مورد هرکدام هم مثالهایی عینی میآورد و از شیوه زندگی در کنار چنین افرادی سخن میگوید.
البته در نهایت راه نجاتی هم ارائه میدهد، هرچند که این فصل از کتاب را با این نقل قول شروع میکند:
«جنون گاوی را که ریشهکن کنید، گاوها باقی میمانند.»
– بِن، یک بیشعور در حال درمان
اما این همه ماجرا نیست و در خلال فصلها یک پیام مهم هم بیان میشود، اینکه کسی از این بیماری واگیردار در امان نیست. همه ما در خطر هستیم و باید برای پیشگیری و درمان کمک کنیم و بهزبانهای مختلف میگوید شخصی که قبول کرده بیشعور است و پا بهچنین مسیر درمانی دشواری گذاشته، نیازمند حمایت و همدلی دیگران است. باید کمکش کرد تا ارزشهایی مانند اعتماد، خیرخواهی، مسوولیتپذیری و همدلی را بهچشم خصایلی والا ببیند. تا درک کند وقتی زرنگبازی درنیاورد، بهتلاش و دستآوردهای دیگران احترام بگذارد و دیگران را فریب ندهد، کسی مسخرهاش نمیکند!
@shofer_Taxi
ترسم آخر که شود ناله ما ، داور ما
که شود زینت سرنیزه دشمن ، سرما
@shofer_Taxi
👇👇join👇👇
telegram.me/Shofer_Taxi
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!