تفکر دلفینی چیست؟
🍀تفکر دلفینی چیست؟
دلفین ها دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده – برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند.
اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
در ساندیهگو، پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آن ها پرداختند.
ابتدا کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آن ها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آن ها بازی کنند، ولی کوسهها بیوقفه به آن ها حمله میکردند.
سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد، آن ها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آن ها را میشکستند.
به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند، در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سرشار از تشخیصهای پربار است.
نتیجهگیری:
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم.
تفکر دلفینی یعنی این که:
غیر از خود به دیگران هم بیندیشیم.
با دیگران در زمان بروز مشکلات همدلى کنیم.
از خوشحالی دیگران شاد شویم
و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم.
با دیگران همدلی و همراهی کنیم.
با هم برای موفقیت هم تلاش کنیم.
به جای این که برای بالا رفتن از نردبان ترقی پا روی کسی بگذاریم، دست دیگری را بگیریم و با خود بالا بکشیم که مطمئنا در این حال دست دیگری هست که از بالا دستمان را بگیرد.
همکاری، همدلی، همراهی، همفکری و تمام کارهایی که با انجامشان هم به خودمان کمک کردهایم هم به دیگران.
دلفین ها دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده – برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند.
اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
در ساندیهگو، پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آن ها پرداختند.
ابتدا کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آن ها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آن ها بازی کنند، ولی کوسهها بیوقفه به آن ها حمله میکردند.
سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد، آن ها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آن ها را میشکستند.
به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند، در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سرشار از تشخیصهای پربار است.
نتیجهگیری:
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم.
تفکر دلفینی یعنی این که:
غیر از خود به دیگران هم بیندیشیم.
با دیگران در زمان بروز مشکلات همدلى کنیم.
از خوشحالی دیگران شاد شویم
و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم.
با دیگران همدلی و همراهی کنیم.
با هم برای موفقیت هم تلاش کنیم.
به جای این که برای بالا رفتن از نردبان ترقی پا روی کسی بگذاریم، دست دیگری را بگیریم و با خود بالا بکشیم که مطمئنا در این حال دست دیگری هست که از بالا دستمان را بگیرد.
همکاری، همدلی، همراهی، همفکری و تمام کارهایی که با انجامشان هم به خودمان کمک کردهایم هم به دیگران.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۸/۲۳ ساعت 6:52 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!