#حتما_بخوانید

اولین تهدید دین توسعه دادن قلمروی آن به تمام حوزه‌های جامعه است. از اقتصاد و سیاست خارجی گرفته تا امور فرهنگی و اجتماعی و هنری و خانواده

✍️ عباس عبدی

 

سخنی با آقايان علما


به طور معمول برخی از علمای دین علاقه‌ای به شنیدن دیدگاه‌های برون دینی در نقد نگاه خود را ندارند، شاید به این علت که برای بیرون دین اعتباری قایل نیستند و آموزه‌های دینی را کفایت شده می‌دانند و از آنجا که در صحت و درستی این آموزه‌ها نیز شک و شبهه ای ندارند، نتیجه معلوم خواهد شد این که دیگران شنونده باشند و آنان گوینده و در مقام وعظ و خطابه.

هنگامی هم که از روی ناچاری چیزی و مطلبی از بیرون می‌بینند یا می‌شنوند، فوری برچسب سکولار و بی‌دینی می‌زنند و صدور دستور به جلوگیری از انتشار آن ها می‌دهند و گمان دارند با این شیوه می‌توانند بنایی مستحکم را برقرار کنند. چنان از دانشگاه و آموزه‌های خارجی و... سخن می‌گویند که گویی کفر ابلیس است.

و آوردن این ها به داخل کشور همه توطئه بیگانه برای منحرف کردن خلایق بوده است. برخی از آنان در بیان نخواندن مطالب برون دینی چنان صادق هستند که با افتخار می‌گویند که در عمرشان روزنامه نخوانده‌اند! با همه این، امیدواریم که یک تذکری و نقدی تقدیم شود، شاید مفید فایده واقع شود.

این نوشته تحلیلی اجتماعی است و نه کلامی دینی. این روزها که مصادف با ایام عزاداری امام حسین(ع) است به دو نکته‌ای که برای دین و نهاد آن خطرناک و تهدیدکننده است اشاره می‌کنم. به جای آن که تهدیدات دین را در خارج از مرزها یا خارج از دین دنبال شود، باید قدری به درون آن نیز اندیشید.

اولین تهدید توسعه دادن قلمروی دین به تمام حوزه‌های جامعه است. از اقتصاد و سیاست خارجی گرفته تا امور فرهنگی و اجتماعی و هنری و خانواده و... این ادعا که نه تنها دین در تمام این زمینه‌ها حرف‌های به نسبت مشخص دارد، بلکه برخی معتقدند که متولیان دینی نیز باید متولی همه این امور شوند.

این نگرش از چند جهت ایراد اساسی دارد، که مهم‌ترین آن در تقابل قرار دادن عقل و جامعه با دین است، در حالی که آن دو نیز مخلوق و خواست خدا هستند. این بحث جداگانه‌ای است که واردش نمی‌شوم، ولی ایراد دوم که مهم‌تر است، نتیجه عملی چنین تفسیر و انتظاری از دین است.

یعنی انتظاراتی را از دین و نهاد دین ایجاد می‌کند و کرده است که هیچ گاه قادر به تأمین این انتظارات نیست. در نتیجه نگرش منفی نسبت به دین و نهاد رسمی دین و متولیان آن ایجاد می‌شود که عوارض آن را کم‌کم در جامعه خود مشاهده می‌کنیم. این روند چنان شدید است و به علت شبکه‌های مجازی منتشر و بازتاب بیشتری پیدا می‌کند که عده‌ای آن را مصداق توطئه علیه متولیان دینی می‌دانند و حتی در یادداشت‌ها و نوشته‌های‌شان اعلام می‌کنند.

در حالی که با ایجاد چنان انتظاراتی شکل‌گیری این نگرش نیز بدیهی است.تهدید دوم؛ غلبه مناسک و شکل بر محتوا و ارزش‌های بنیادین دینی است. این فرآیند در شرایط افول معنویت بیشتر رخ می‌دهد، زیرا دین رسمی برای اثبات وجود خود به‌شدت به مناسک وابسته می‌شود و در جهان رسانه‌ای امروز که دیدن و دیده شدن اصل اساسی است، آن دسته از مناسکی که بیشتر و بیشتر دیده شود، مقبول‌تر می‌شود.

اعتماد

@noghteh3

✅ برای خواندن متن کامل این یادداشت  روی "INSTANT" بزنید: