آیا خداوند دین نازل کرده است؟
محمد مجتهد شبستری
در قرآن حتی یک آیه وجود ندارد که بگوید دین اسلام یا هر دین دیگر از سوی خدا نازل شده است. واژۀ دین در قرآن به آن واقعیت پایدار در عالم انسانها اشاره میکند که همیشه به نام دین قابل اشاره و منشأ اثر بوده است و نه به واقعیتی که از عالم غیب به سوی انسانها میآید. این واقعیت، راه و روشی است که انسانها در ارتباط با خداوند یکتا و بیهمتا یا در ارتباط با خدایان آن را بر میساخته اند و در اعتقاد و عمل به آن ملتزم میشدهاند.
البته این برساخته بودن هیچ ربطی به موهوم بودن یا باطل بودن ندارد. علم، فلسفه و هنر هم برساختههای انسانی اند اما نه موهوم اند و نه باطل، بلکه واقعی و ارزشمند اند. آنچه گویندۀ قرآن از مخاطبان خود میخواهد خالص کردن دینِ موجود نزد انسانها برای خداوند است و نه قبول کردن دین نازل شده از سوی خدا.
دوستان عزیز، من این گونه می فهمم که یک چیزی که از بالا به اسم دین پایین آمده باشد، نداریم.
آنچه که هست، این است که ما به حکم انسان بودن بدانیم که انسانیم و خدایی و آفریننده ای داریم تا ادعای خدایی نکنیم! از طرف آن خدا صحبت نکنیم! و درک دیگران از آن خدا را مسخره و یا نادرست و یا باطل ندانیم!
آنچه که اسلام به ما می گوید این است که جهان یک خدای یگانه دارد و تمام امور در یگانگی او جمع می شود. درک این یگانگی در افعال و رفتار و طرز تفکر ما خاستگاه اسلام است و نه تقلید از این روحانی و آن روحانی!
اگر کسانی برای فهم پارهای از آدمیان حجیت قائل شوند و آن را غیر قابل نقد و غیر قابل عبور اعلام کنند، راه فهم دیگران را مسدود کرده اند و به تقلید فرا خوانده اند و فرمان را به جای فهم نشانده اند و بدون تردید بذر خشونت و زورگوئی کاشته اند.
آنچه الان مسئولین ما از تظاهرات مردم برداشت می کنند، همان تخمی است که با دستان خود کاشته اند! همان غیر قابل نقد خواندن بعضی ها و بعضی افکار است!
دیکتاتوری و زور گویی، دزدی و حق خوری و از همه بدتر سرکوب و خفقان! که چه؟!
نزدیک به چهار دهه است که زر و زور و تزویر را در اختیار دارند و کاری نکردند جز کاشتن بدبختی و تخم نفاق!
نقد بنیادهای فقه و کلام/ الهیات تفهمی/ صفحهٔ 345
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!