متخصص و متعهد


حسین بابایی. دکترای علوم سیاسی و جامعه شناس سیاسی

سر مسکن مهر دعوا نکنید ، سر فقر گسترده و بیکاری گسترده هیاهیو در نیندازید ، بحران در مدیریت زلزله و بدبختی زلزله زده ها عصبانیت تان نکند . بروید ریشه اصلی مشکلات را پیدا کنید . چطور؟ ، بهتان می گوییم .
اول انقلاب جامعه را به متخصص و متعهد تقسیم کردید و متخصصان را با قلدری حذف کردید و جایش را سپردید به متعهدها و به عمد فراموش کردید کسی که کار را بلد نیست، آن را می پذیرد می رود  در صف غیر متعهدها . 

سی و پنج سال از این انتصاب ها گذشت . سال ها همه از این منصب به آن منصب رفتند . از استانداری به وزارت . از این وزارتخانه به وزارتخانه دیگر . اما کار یاد نگرفتند که نگرفتند و امروز هم از اداره ساده یک زلزله عاجرند . وزیر کشور روی فرش چهار زانو می نشیند و اختیاراتش را مثل آش نذری توزیع می کند و فراموش می کند این توزیع اختیارات باید پیشاپیش انجام شده باشد و این شوخی ابلهانه است که وسط بحران تازه تقسیم کار کنیم .
خوب این دوستان در همه مسایل کاربلد نیستند . در قاپیدن ثروت دست همه چپاول گران تاریخ را از پشت می بندند . یک لیست از همه آن ها که بعد از انقلاب مسئولیت های کوچک و بزرگ داشته اند، تهیه کنید و بعد بروید لیست ثروتمندان ، برج داران ، دارندگان املاک اشرافی و حساب های پس اندازهای نجومی را در بیاورید و بعد این دو لیست را تطبیق بدهید. تعجب می کنید که این دو یکی است و اگر در لیست نام های غریبه می بینید متعجب نشوید .آن ها هم با زد و بند با این آقایان صاحب مکنت شدند.
افتخار همه مدیران اول انقلاب آن بود بچه پاپتی جنوب شهرند و اکنون زندگی در پایین تر از زعفرانیه را کسر شان خود می دانتد . اگر از آن ها بپرسید از کجا آوردی؟کم روهایشان به دروغ می گویند ارث پدری یا از پدرخودشان و یا  همسرشان رسیده است و لابد  پرروهایشان اگر به حرف بیایند، می گویند خدا بخواهد به هر کس می دهد و به هرکس بخواهد نمی دهد و همین افراد در مورد زلزله به فلاکت زدگان می گویند صبر کنید امتحان الهی است . البته خود آن ها در اوج خوش باشی مشغول پس دادن امتحان با رفاه اند . این خدایی نبود که با اسم اش انقلاب کردیم
تا این متعهدهاي سابق و دزدهای فعلی را یک جا از اتاق های مدیریت به نفع شایسته ها حذف نکنیم و ثروت به یغما رفته را پس نگیریم .باید مدام سوگوار بلاها از زلزله تا خشک سالی . از بیکاری تا فقر باشیم . همین لحظه دختر جوان مترجمی را دارند دفن می کنند که در اوج توانایی به خاطر آلودگی هوا مرد و همه ما را داغدار کرد . تا ریشه اصلی را درمان نکنیم. هیچ فریادی به جایی نمی رسد . مشکل اصلی در اقتصاد سیاسی است . حتما بین مدیران استثنا هست،  ولی زورشان نمی رسد در برابر سیل ناکارآمدی سدی بگذارند ، پس می توان وجودشان را نادیده گرفت .