دین اسلام آن گونه که من می فهمم


تنها دین نزد خدا اسلام است(یعنی تسلیم به حق و حقیقت)و اختلاف عالمان ادیان مختلف زیاده خواهی بین آنان است و این اختلاف در حالی است که علم دارند که دین یکی بیشتر نیست و خدا این زیاده خواهی و اختلاف را کفر به نشانه های خدا(آیات الله)محسوب میکند.مردم عوام هم پیروان عالمان خود هستند.
(إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ آیه 19 آل عمران).
اسلام یعنی تسلیم به خدا است نه نام ها و پوسته هایی مانند یهود و مسیحی و زردشتی و مسلمان و شیعی و سنی و بودایی و هندو و... و چه عالمان هر مذهب و چه عوام ایشان اگر تسلیم به خدا(حق)شوند، پس به راه هدایت راه یافته اند. اگر تسلیم نشدند، پیامبر جز ابلاغ هیچ وظیفه ای ندارد.
(فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ.آیه 20 آل عمران)
اگر چه 28 پیامبر بیشتر در قرآن نام برده نشده ، خداوند عادل رحیم برای هر قومی هدایتگری و پیامبری مامور فرموده که در بعض روایات عدد آن ها صد و بیست و چهار هزار آمده است و پیامبران تنها متعلق به منطقه خاور نیست.
("وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلآ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ " آیه 7 سوره رعد)
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ ۚ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ(آیه 36 سوره نحل)
دین همه آن ها دین اسلام است که تسلیم به حضرت حق و قیامت و عمل صالح است و بجز اسلام دین دیگری مورد قبول خدا نیست.
("قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ"آیه 136 البقره)
 ("قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ" آیه84  آل عمران)
 ("و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين" آیه85  آل عمران)
همگان از یک مرد و زن خلق شده و تکثر یافته و طوایف و قبایل متفاوت و نژاد ها و رنگ های مختلف و فرهنگ های متفاوت هستند تا یکدیگر را (با حقوقی یکسان) بشناسند و بدانند نزد خدا با هیچ کس خویشاوندی و نسبتی ندارد و همه به عدالت حکم می کند. گرامی ترین نزد خدا با تقواترین است.
("يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ" آیه 13 سوره حجرات)
خدا بر هر امتی پیامبری با دین اسلام برانگیخته و با توجه به شرایط فرهنگی و زمان و مکان ایشان شریعتی قرار داده تا برآن حکم کنند و خدا همه را یک امت واحد قرار نداده است ،اما بدون اختلاف شریعت ها ، همگان باید مطابقت با فطرت خالص خود به سوی کارهای خیر و صالح بر یکدیگر سبقت گیرند.    
("وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ" آیه 48 سوره مائده)
و آیات دیگری از قرآن که معنی اسلام را تعریف می کند:آیاتی از سوره آل عمران:
 ("لَيْسُوا سَوَاءً ۗ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُون"َ (113)

(" يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَٰئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ"(114)
("وَمَا يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَن يُكْفَرُوهُ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِين " (115)
و در این آیات گروهی از اهل کتاب که مومن به خدا و قیامت اند و شب ها برپا آیات خدا را تلاوت نموده و به نیکی ها(معروف)فرمان داشته و در عمل بر دیگران در اعمال خیر و صالح پیشی گرفته و از زشتی ها نهی می کنند، خود از صالحان و متقین اند و شاید بتوان ایشان را از گروه چهارم انعم الله علیهم در آیه 69 سوره نساء قرار داد که در صراط مستقیم هستند:
"  وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا"

اگر آیات مربوط به تغییر قبله را بیشتر مطالعه کنیم، باز حرف های عالمان قشری و زیاده خواه اهل کتاب را می بینیم.
آیه تغییر قبله آیه 144 سوره بقره است و در مدینه در ماه هفدهم هجرت نازل شد(و به روایتی ماه هفتم هجرت) و از آیه 142 تا آیه 150بقره چند مرتبه تغییر قبله به سوی کعبه تکرار شده است. یک دلیل آن طعنه یا افتخاری بود که یهودیان نسبت به مسلمین ادعا می کردند.

مطالعه المیزان قابل توجه است.                                                                    
از آیه 111 به بعد سوره بقره آیات متعدد این که یهودیان می گفتند هر که یهودی شود هدایت یافته است و مسیحیان(نصارا) همین ادعا را داشتند و یهودیان می گفتند نصارا بر حق نیستند و نصارا می گفتند یهودیان بر حق نیستند .یهودیان (و نصارا) می گفتند ابراهیم یهودی (مسیحی)بود و آیات 65 تا 67 سوره آل عمران به آن ها پاسخ داده است که ابراهیم قبل از تورات و انجیل بود،آیا تعقل نمی کنید؟
- 65آل عمران- يا اهل الكتاب لم تحاجون فى ابراهيم و ما انزلت التورية و الانجيل الا من بعده افلا تعقلون
 ابراهیم حنیف و مسلمان بوده و مشرک نبود و این یهودیان و نصارا(اهل کتاب)آنچه که بر وحی پیامبرانشان زیاده و کم کرده بودند و زیاده روی شان (بغی)نسبت به خود و دیگران ایشان را مشرک کرده بود.
("يا اهل الكتاب لم تكفرون بايات اللّه و انتم تشهدون"آیه 69 آل عمران ، "يا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تكتمون الحق و انتم تعلمون"آیه 70 آل عمران)
 در آیه 112بقره ("بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه ولا خوف علیهم و لاهم یحزنون")
و در آیه 115بقره("ولله المشرق والمغرب فاینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم")
یعنی به دنبال پوسته ها و فرم ها نباشید و هر که تسلیم خدا(حق و حقیقت) باشد و نیکوکار(محسن)باشد روی او به سوی خدا است.
آیه 62 سوره بقره- ("ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من آمن باللّه و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اءجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون"):
 به درستى كساني كه مؤمنند و كساني كه يهودى و نصرانى و صابئى هستند، هر كدام به خدا و دنياى ديگر معتقد باشند و كارهاى شايسته كنند، پاداش آن ها پيش پروردگارشان است نه بيمى دارند و نه غمگين شوند.
قشرگرایی یهودیت،نصارا بودن،تسنن،تشیع،و... اصل نیست و آن که تسلیم به حق و حقیقت نباشد و اهل عمل صالح نباشد، برای ایشان"خوف علیهم و هم یحزنون!" است.
(" وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خاشِعینَ لِلّهِ لا یَشْتَرُونَ بِآیاتِ اللّهِ ثَمَناً قَلیلاً أُولئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَریعُ الْحِسابِ"آیه 199آل عمران)
از آیه 64 سوره آل عمران همین معنا استفاده می شود که فرمود) 

"قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا اللّه و لا نشرك به شيا و لا يتّخذ بعضنا بعضا اربابا من دون اللّه فان تولّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون")
"بگو اى اهل كتاب بيایيد به سوى كلمه اى كه تمسك به آن بر ما و شما لازم است و آن اين است كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگيريم و يكديگر را به جاى خداى خود به ربوبيت نگيريم. اگر نپذيرفتند، بگویيد شاهد باشيد كه ما مسلمانيم".
بعدا هم در آیه 124بقره صحبت از حضرت ابراهیم است و ابتلائاتی که داشت و امامت او و بعدا برپا کردن خانه خدا و بعد از آیاتی در آیه 130فرمود " آن که از ملت(آیین)ابراهیم منحرف شود، خشگ مغز و سفیه است". سفاهت در مقابل حنیف بودن ذکر شده است.
(علامه طباطبایی در تفسیر آیات 130 تا134 بقره در المیزان چهار مرتبه اسلام و چهار مرتبه ایمان درجه بندی کرده و مطالعه آن توصیه می شود).
و در آیه 135بقره فرمود یهودیت یا مسیحیت هدایت نیست، بلکه آیین حقگرا(حنیف) ابراهیم ، راه هدایت است (که راه فطرت سالم انسانی است).

و136 بقره "ما باید به خدا و آنچه بر همه انبیاء نازل شده ایمان آوریم که هیچ تفرقی بین ایشان نیست و در 138بقره "رنگ خدایی باید بپذیریم که بهترین رنگ است".و از آیات 142بقره وارد قبله می شود و بازهم می فرماید مشرق و مغرب از آن خداست.
و آیه 148بقره، خیلی روشن هم قبله های مختلف را بیان کرده و هم این که پوسته ها را رها کنید و در کار های خیر و صالح سبقت جویید.

مهندس علی معتقد