حکمتِ «به من چه؟»
از توصيه هاي ارزشمند شمس تبريزي توجه دادن به حکمت «به من چه؟» وقايع و سخنان و استخراج ضوابط عملي از علوم است. تحذير دادن از علم غيرنافع نيز بيشتر از اين رو مي باشد. مطالب زيادي وجود دارد که ندانستن ما هيچ اشکال و رخنه اي در زندگي پديد نمي آورد.
قرآن نيز ميفرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ»
(اى كسانى كه ايمان آورده ايد از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار گردد شما را اندوهناك مي كند، مي پرسيد) (مائده /101)
🍂🍃🍂
شمس تبریزی در مقالات گويد:
«گفت: خدا يکي است. گفتم: اکنون ترا چه؟ چون تو در عالم تفرقه اي! صد هزار ذرهايي! در عالم ها پراکنده، پژمرده، فرو فسرده اي! او خود هست.وجود قديم او هست. ترا چه؟»
🍂🍃🍂🍃
هايدگر گويد: اگر بيش از حد کنجکاو باشيم، اين کنجکاوي و سرک کشيدن هاي زايـد و بي فايده موجب روان پريشي خواهد شد. بعضي از دانش ها مانند زهر شيريني است که ظاهراً خوشايند و به واقع موجب اتلاف عمرند. بايد دنبال علمي رفت که حامل انسان باشد نه محمول آن گونه که قرآن مي فرمايد:
«مَثَلُ الذينَ حُمِّلوا التّوراةَ ثُمَّ لَمْ يحْمِلوهَا کمَثَلِ الحِمارِ يحمِلُ اسفاراً» (جمعه/ 5) بعضي از علوم نافع هستند، پارهاي از اطلاعات فضلند و موارد زيادي فضله مي باشند؛ مخصوصاً امروزه که عصر انفجار اطلاعات است و شبکه هاي پرشمار ماهوارهاي و سايت هاي اينترنتي موجب فوران اطلاعات مي شود بايد به گونه اي کاناليزه و جهت دار، علوم مورد نياز و مفيد را سمت و سو دهيم و گرنه دنبال مطالب بي فايده رفتن موجب سردرگمي و حيرت خواهد شد.
🍂🍃🍂🍃
اين رويه و توجه داشتن به ارتباط مطالب با خود انسان به وقايع نيز معطوف مي شود. خيلي از اتفاقات به من ربطي ندارند.
نقل است که شخصي به ملانصرالدين مي گويد:
فلان خانه مهماني است!
ملا نصرالدين مي گويد: به من چه؟
مي گويد: تو را هـم دعوت کرده انـد!
ملا نصرالدين در پاسخ مي گويد: اين هم به تو چه!
البته واضح است که ايـن کامـلاً مغاير با عـدم حساسيت و بي تفاوتي نسبت به مشكلات و معيشت همنوعان و به کلي متفاوت با آن است و ازمواردي که به انسان ربط دارد همان نيازها و مرارت هاي ديگران است.
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!