مدیریت عملکرد و اثر دانینگ-کروگر
#جامعه
#مدیریت
🔰 مدیریت عملکرد و اثر دانینگ-کروگر
👈 آدمهای باهوش خودشان را دست کم می گیرند و آدمهای نادان فکر می کنند نابغه هستند.
نام این پدیده اثر دانینگ-کروگر است و واقعی است.
💠 اثر دانینگ-کروگر(Dunning–Kruger effect) نوعی سوگیری شناختی در افراد غیرحرفهای است که از توهم برتری رنج میبرند و به اشتباه، تواناییشان را بسیار بیش از اندازهٔ واقعی ارزیابی میکنند. این جانبداری به ناتوانی فراشناختی افراد غیرحرفهای در شناسایی ناتوانیشان نسبت داده میشود. این اثر یک جهت گیری شناختی است که در آن افرادی که در یک رشته خاص، تخصص چندانی ندارند، دچار نوعی توهم خود بزرگ بینی می شوند و میزان مهارت خود را بسیار از آنچه که واقعا هست ارزیابی می کنند و حتی خود را برتر از دیگران می پندارند. مشکل این افراد این است که عدم مهارت و دانش در آن زمینه باعث می شود که توانایی ارزیابی مهارت خود در آن زمینه را نداشته باشند و به اشتباه تصور می کنند که به درجه ای از تخصص رسیده اند.
💠 البته وقتی این افراد در معرض آزمون و یا آموزش مهارت هایی که ندارند قرار می گیرند، به تدریج از این توهم خارج می شوند و به ضعف و کم دانشی خود پی می برند. برعکس، افراد خیلی حرفهای، گرایش بیشتری به دستکمگرفتن شایستگی خود داشته و به نادرست تصور میکنند که کاری که برایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان است.
💠 خلاصه این که، افراد کم دانش و مهارت، توانایی خود را بیشتر از واقعیت، و افراد ماهر و دانشمند، توانایی خود را کمتر از واقعیت تخمین می زنند. واضح است که مخصوصا حالت اول می تواند خطرناک باشد. زیرا افراد بر اساس توهم توانمندی خود ممکن است دست به کارهایی بزنند که عواقب پیش بینی نشده ای به دنبال بیاورد. با دانستن این جهت گیری شناختی شایع، بهتر می تواند از گزند آن در خودتان و اطرافیانتان اجتناب کنید.
💠 دیوید دانینگ و جاستین کروگر، روانشناسان اجتماعی و برندگان جایزه ی ایگنوبل در سال ۲۰۰۰ میلادی، در سال ۱۹۹۹ اساس نموداری شناختی از دانش و اعتماد به نفس را بنا نهادند که اکنون آن را به نام نمودار اثر دانینگ-کروگر می شناسیم. در نمودار دانینگ-کروگر، چهار سوگیری شناختی برای مقایسه ی دانش و مهارت یک فرد نسبت به اعتماد به نفس وی در نظر گرفته می شود که تحلیل هر یک از آن ها می تواند ما را از مهلکه ای به نام قله ی حماقت دور کند، از دره ی نا امیدی عبور دهد و به نواحی کشف و ادامه پذیری دانش افزایی راهنمایی کند.
💠 در این تحقیق به افراد تحت آزمایش تکلیفهای خاصی را ارائه دادند که حل مسائل منطقی، ریاضی، آنالیز، سؤالات گرامر یا سؤالاتی از قبیل این که فرضاً این طنز چقدر خنده آور بود و از آن ها خواستند نتیجه عملکرد خود را در تستها در قیاس با دیگر افراد همگروه اعلام کنند.
💠 نتایج به ۴ دهک تقسیم شد و حاکی از این بود که تمام افراد خود را در زمره ۵۰ درصد برتر به شمار آورده بودند!
✅ در افکار پیشینگان:
👈 بوعلی سینا:
تا بدان جا رسید دانش من
که بدانم همی نادانم
👈 هفت اورنگ- جامی:
شاخ بی میوه کشد سر به قیام
شاخ پر میوه شود خم به سلام
👈 امام فخر رازی
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنندش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۱۷ ساعت 8:43 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!