قصه دو پادشاه


#یک_دقیقه_مطالعه 📚

دو پادشاه یکی از #ایران (ناصرالدین شاه) و دیگری از #ژاپن (میجی) در یک زمان مشخص به اروپا رفتند برای دیدن پیشرفت هایی که در اروپا صورت گرفته بود و الگو برداری از اروپاییان برای پیشرفت کشورهایشان...!

بعد از بازگشت از اروپا هر دو تصمیماتی برای کشورهایشان گرفتند، این تصمیمات را بخوانید و قضاوت کنید...!

"می جی" از سفر اروپا که بازگشت، سه هیات با سه ماموریت ویژه به اروپا فرستاد.
یک گروه مسئول بررسی و کنکاش در نظام آموزش و پرورش چند کشور اروپایی مثل بلژیک، هلند، آلمان، فرانسه شد.

گروه دوم مسئول بررسی قانون اساسی این کشور شد و گروه سوم مسئول شد تا صنایع جدیدی که در اروپا متداول شده بود را فرا گیرند.
که به هر سه گروه البته ماموریت ویژه بررسی نظام حکومتداری کشورها نیز محول شد.

امپراتور می جی با توجه به گزارش های سه هیات از سفر بازگشته در اولین اقدام
ژاپن را به هشت قسمت تقسیم کرد؛

در هر قسمت ۲۰۰ مدرسه ۳۰ دبیرستان و یک دانشگاه باید ساخته می شد.

از آن طرف رهاورد همسفر می جی یعنی ناصرالدین شاه به اروپا سه دستور عجیب بود .
او سالن نمایش "آلبرت هال" در لندن را دید
و دستور داد با الگو از آن ساختمان مقر هیات دولت را در تهران احداث کنند!
و در آن گروه های تعزیه، هنر خود را به نمایش بگذارند!
دستور دوم این بود که زنان حرمسرا و زنان درباریان دامن های جین دار بپوشند
با تقلید از رقصنده های اروپایی!
و دستور سومش این بود که سُرسُره را وارد کشور کنند تا او از بالا به آغوش زنان حرمسرا بیفتد!!

عجیب این که در آن سال ها حسن رشدیه برای احداث مدرسه به فلاکت و بیچارگی افتاده بود ،چون دختران به مدرسه راه پیدا کرده بودند و برای عده‌ای متعصب ناخوشایند بود و به این منظور مدرسه اش را تخریب می کردند و او از ترسش از شهری به شهر دیگر برای احداث مدرسه پناه می برد و نهایتا با این تعقیب و گریزها موفق شد ۱۵ مدرسه بسازد...!

📚 @Academic_Library