حکایت وارستگی ، آزادی و شادمانی
☘️ حکایت وارستگی ، آزادی و شادمانی
✍️ شاید رنجِ تلخِ بسیاری از انسان ها، در بستن چشم به روی این دو حقیقت بزرگ باشد که؛
اولاً آنچه باید آزاد زندگی کنند را میکوشند به بند بکشند.
و ثانیاً آنچه باید تغییر کند و از دست برود را مایلند با اجبار نگهدارند و مانعِ از دست رفتن آن بشوند.
✍️ پرنده برای پرواز آفریده شده، نه اسارت در قفس؛ دیدن رقصِ ماهی در آب زیباست، نه صید آن؛ تماشای بالندگی و پرواز اندیشه انسانها و عشق به حریت و آزادی آدمی دلانگیز است، نه سلطه بر آن ها.
✍️ باور به دو قانون بزرگِ آفرینش و زندگی، نخست از کف رفتنی بودنِ همه چیز از جوانی تا منصب و قدرت و آوازه و شهرت، و خاماندیشی و دردآور بودنِ تلاش برای نگه داشتنِ جبریِ آنها، و نیز نشان پختگی بودنِ پذیرشِ دگرگونی و تماشای تغییر و سیلانِ رویدادها، ما را به معنایی و نسبتی شریف رهنمایی می کند:
🌸 وارستگی یعنی آزاد دیدن و آزاد خواستن هر آنچه که باید آزاد باشد، یعنی قطعِ تعلق از هر آنچه باید روزگاری بروَد و تغییر کند.
✍️ پرنده را رها ساختن، انسان را آزاد خواستن، و سبکبال و بی تعلّق به منصب و قدرت زیستن، نشان وارستگی و بزرگی نفس آدمی است.
✍️ همین بزرگی و ارزشمندی است که به جای رنج، جان آدمی را سرشار از عشق و شادمانی میکند و حسن بی علی، روح بزرگِ وارستگی و معلم ارشدِ سرفرازی و آزادگی بود.
✍️ و در این میان، جبّار همواره در رنج است، زیرا پرنده را آزاد نمیخواهد و به جبر و با جنگ شب و روز در تلاش است تا رفتنی را نگه دارد و بر خلاف آنچه آفرینش حکم میکند، به آنچه رفتنی است سخت دل می بندد.
✍️ پرنده پرواز خواهد کرد، گرچه چند روزی در قفس باشد. آنچه باید از دست برود از دست خواهدرفت، گرچه برای حفظ و نگهداری آن خونها ریخته شود. و جبار در رنج خواهد ماند، گرچه چند روزی سر بر آسمان بساید.
✍️ و تو وارسته باش؛ آزاد زندگی کن و آزادی را برای موجوداتِ آزاد طلب کن و بی تکلّف و بی تعلّق بازی زندگی را تماشا کن و از شراب آرامش و وارستگی سر بکش، تا لذت زندگی را شاهد باشی.
🌦 دکتر ناصر مهدوی
◎❣️
°🔮◎💧 @iman_va_azadi
°⚜️°🔮◎❣️
◎💎°⚜️°🔮◎💧
°🔮◎🍀°⚜️°🔮◎❣️
°🔱°🔮◎💎°⚜️°🔮◎💧
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۱۴ ساعت 4:29 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!