بی سوادی سفید
به طور کلی بی سوادی دو گونه است :
▪️بی سوادی سیاه
▫️بی سوادی سفید
بی سوادی سیاه : شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، دیده می شود. این که چه کسی نمیتواند اسم خود را روی برگهی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند.
ارزانترین نوع بی سوادی است، که میتوان با آن مبارزه کرد.
اما موضوع هراسناک بی سوادی سفید است :
کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند.
هر روز در فضای حقیقی و مجازی، مینویسند و حرف میزنند.
کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات و گواهی نامهها را در کیف خود جابه جا می کنند.
اما، هنوز در سادهترین تعامل ها و ارتباط ها و خوانش و نگارش کلمات دچار چالشهای جدی هستند و چنته اشان از موهومات و شبه علم پر است.
این شکل از بی سوادی "بی سوادی سفید" است.
چرا که در نگاه اول، دیده نمیشود.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمیشود.
این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی ، تایید و تقویت شود،
ندانستن مرکب را باعث میشود.
حالا فرد به ابزارهایی جدید برای تقویت بی سوادی خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.
و متاسفانه درد امروز جامعه ما از نوع بی سوادی سفید است .
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!