یادداشت‌های یدالله کریمی‌پور:


...و طرحی کهنه در اندازیم


✅تا هنگامی که سیستم اداری_ سیاسی ایران به اصلیت و خویشتن خویش، یعنی ساختار فدرالی بر نگردد، حتی بر فرض مهیا شدن همه ی شرایط دیگر، احتمال پیشرفته شدنش، اندک است.


...و طرحی کهنه در اندازیم(بخش یکم)

✅ تجربه ی ایران در سیستم حکومت متمرکز کمتر از یک سده است؛ از برخاستن پهلوی تا کنون. در حالی که ایرانیان بنیانگذار و یا دست کم یکی از آفرینشگران سیستم فدرال بوده اند. گرچه از جمله ساسانیان و صفویه را به اعتبار گرایش تک مذهبی، در شمار حکومت های متمرکز پنداشته اند، ولی دست کم به اعتبار سیستم اداری_ سیاسی، هیچ دولت پیش پهلوی، به خاطر شبکه ارتباطی و... نمی توانسته متمرکز باشد.

✅ واژه شاهنشاه به معنای شاه شاهان، خود بهترین مبین گستره ی گونه ای فدرالیسم، از مادها تا پهلوی بوده است. تمرکز گرایی بنیانگذار پهلوی اول نیز ریشه در روح زمانه داشت. جمع کردن شورش های پرشمار در ایام بیماری سخت رو به مرگ ایران، ملت سازی، نوسازی بافت و ساخت اداری_ سیاسی، از جمله زمینه های گرایش سردار سپه به تمرکز گرایی بود. به گمانم چنین سیستمی در روز و روزگار خویش، هم گریز ناپذیر بود و هم مفید. ولی امروزه روز تبدیل به تریاکی کشنده برای پیشرفت ایران شده است.
ادامه دارد



...و طرحی کهنه در اندازیم(بخش دوم)


✅ فدرال از ریشه ی لاتینfoedus یا foedreation به معنای اتحاد است. تا آن جا که به ایران  امروزین بر می گردد، این اتحاد،می تواند هشت وجه داشته باشد:
1. استقرار 31 دولت خودگردان استانی؛
2. استقرار دولت فدرال؛
3. پیمان نامه ای که در آن چگونگی تقسیم قدرت بین حکومت های استانی و حکومت مرکزی روشن می شود.
4. بر پایه دیدگاه های ملل متحد، مدیریت سیاست خارجی، دفاع ملی و پلیس، اقتصاد کلان و پول، منابع طبیعی ملی، برنامه های عمرانی سراسری و بین استانی، پخش منابع و برنامه ریزی کلان بر پایه ی رواداری، در شمار مسئولیت های حکومت مرکزی است؛
5. بیرون رفتن از فدرال، از راه همه پرسی  شهروندان استان درخواست کننده و 30 استان دیگر امکان پذیر خواهد بود. این رویه ی پذیرفته شده بین بیشتر فدرال های بنام است؛
6. 31 دولت استانی،به دولت فدرال نمایندگی می دهند که طی برنامه روشن و تعریف شده ی زمانی،به یاری دولت های نا آماده شتافته و از راه هزینه های فدرال و یاری حکومت های استانی، آن ها را برای خودگردانی مهیا سازد؛
7. هزینه های دولت فدرال از طریق دولت های استانی و نیز منابع ملی تعریف  و تصویب شده به دست خواهد آمد.
8. پیوستن خود خواسته دیگران به فدرال، وابسته به پذیرش پیمان نامه،سیاست خارجی و همه پرسی خواهد بود.
ادامه دارد

...و طرحی کهنه در اندازیم(بخش سوم)


✅ میان 193 عضو ملل متحد، در بیشتر موارد، کشورهای دارای ساختار فدرال،دارای برتری های روشنی نسبت به کشورهای دارای ساختار متمرکز و نیمه متمرکزند. از جمله:
1. پیشرفته ترند؛
2. آزادتر و مردمسالارترند؛
3. مرفه ترند؛
4. و به ویژه متحد و یک پارچه ترند.
با این وجود چرا ایرانیان حتی از آزمایش این ساختار در هراسند؟ چرا با این که خود پایه گذارش بوده اند، از آن روی برتافته و در سده ی اخیر نسبت به آن پیوند گسسته شده اند؟

✅ به گمانم پاسخ را باید بیشتر در 3 زمینه دید:
1. این ترس برگرفته از تخم لقی بود که استالین و برساخته اش حزب توده و حزب دمکرات آذربایجان برای ایرانیان مهیا ساختند. درست یا نادرست، ایرانیان با شنیدن فدرال، جداشدگی و تجزیه طلبی برایشان تداعی معانی می شود؛ و نمونه ی آن را تجربه ی تبریز و آذربایجان می پندارند. این در حالی است که فدرالیته و یک پارچگی هماوا و همگونند.
 
✅2. دلیل دوم آن است که کارشناسان  حکومتی و به ویژه کشوری ، آگاهی و تجربه ی بس اندکی در باره ی فدرالیته دارند؛ به عبارت بهتر، ایرانیان نسبت به آن دچار الیناسیون شده اند.

✅3. مزه ی حکومت متمرکز برای استبداد خواهان به ویژه دیکتاتوریست ها،بس شیرین تر است؛آشکار است که در سیستم متمرکز، به ویژه در کشورهای بزرگ سرزمین،بستر های فساد و انواعش، پهن تر است. چرا که نظارت و حتی کنترل در دولت با جغرافیای کوچک تر، شدنی است.بنابراین برخلاف  تحلیل و دیدگاه بس اشتباهی که سیستم تمرکزی را زاییده ی ستم قومی می پندارد، این ساختار بیشتر حافظ منافع استبدادی و فساد جویان است.

✅ در مجموع به گمانم سه عنصر: ترس، نفع و گرایش های ایدئولوژیک، سدی در برابر زیستن شرافتمندانه ی ایرانیان در کشوری متحدتر، یک پارچه تر و پیشرفته تر، با سیستم خود آفرینشگر فدرال بوده است.


ادامه دارد
کانال جغرافیا و برنامه ریزی شهری
https://t.me/joinchat/AAAAAERxjeKRicinXwTyCQ