توصیههایی برای زندگی
مری اشمیش نوشت که اگر من قرار بود در دانشگاه خودم استفورد، در سال ۹۷ برای فارغالتحصیلان سخنرانی کنم و توصیههایی را مطرح کنم، حتماً این ها را میگفتم.
اگر می خواستم برای آیندهی شما فقط یك نصیحت بكنم، مالیدن كرم ضدّ آفتاب را توصیه می كردم!!
آثار مفید و دراز مدّتِ كرم ضدّ آفتاب، توسط دانشمندان ثابت شده است.
در حالی كه سایر نصایح من،هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی، جز تجربههای پر پیچ و خمِ شخص بنده ندارند.
اینك این نصایح را خدمتتان عرض میكنم :
قدرِ نیرو و زیبایی جوانی تان را بدانید.
ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست!
روزی قدرِ نیرو و زیباییِ جوانیتان را خواهید دانست، که طراوت آن رو به اُفول گذارد.
اما باور كنید تا بیست سال دیگر، به عكسهای جوانیِ خودتان، نگاه خواهید كرد و به یاد میآورید چه امكاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوقالعاده بودهاید.
آن طور كه تصوّر میكردید،چاق نبودید. همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما، احساس خوب داشته باشید.
نگران آینده نباشید.
اگر هم دلتان می خواهد نگران باشید، فقط این را بدانید كه نگرانی، همان اندازه مؤثّر است، که جویدن آدامس بادكنكی در حلّ یك مسئلهی جبر!
مشكلات اساسی زندگی شما، بیتردید چیزهایی خواهند بود كه هرگز به مخیلهی نگرانتان هم خطور نكردهاند.
از همان نوعی كه یك روز سهشنبهی عاطل و باطل، ناگهان احساس بد پیدا میكنید و نسبت به همه چیز بدبین می شوید!
با دلِ دیگران، بیرحم نباشید.
عمرتان را با حسادت تلف نكنید.
گاهی شما، جلو هستید و گاهی عقب. مسابقه، طولانی است و سر انجام، خودتان هستید كه با خودتان مسابقه میدهید.
ناسزاها را فراموش كنید.
اگر موفّق به انجام این كار شدید ،
راهش را به من هم نشان بدهید !
نامههای عاشقانهی قدیمی را حفظ كنید.
صورت حسابهای بانكی و قبضها و ... را دور بیندازید.
اگر نمیدانید میخواهید با زندگیتان چه بكنید، احساس گناه نكنید.
جالبترین افرادی را كه در زندگیام شناختهام، در 22 سالگی نمیدانستند میخواهند با زندگیشان چه كنند.
برخی از جالبترین چهل سالههایی هم كه میشناسم، هنوز نمی دانند!
تا می توانید كلسیم بخورید.
با زانوهایتان مهربان باشید.
وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید،
كمبودشان را به شدّت حس خواهید كرد.
ممكن است ازدواج كنید، ممكن است نكنید.
ممكن است صاحب فرزند شوید، ممكن است نشوید.
ممكن است در چهل سالگی طلاق بگیرید.
احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان، رقصكی هم بكنید.
هرچه میكنید؛ نه زیاد، به خودتان بگیرید. نه زیاد، خودتان را سرزنش كنید. انتخابهای شما بر پایهی 50 درصد بوده، همان طور كه مال همه بوده.
دستورالعملهایی كه به دستتان میرسد، را تا ته بخوانید. حتّی اگر از آن ها پیروی نمیكنید.
از خواندن مجلّات زیبایی پرهیز كنید. تنها خاصیت آن ها این است كه به شما بقبولانند كه زشتید.
با خواهران و برادران خود مهربان باشید.
آن ها بهترین رابط شما با گذشته هستند، و به گمان قوی، تنها كسانی هستند كه بیش از هر كس دیگر، در آینده، به شما خواهند رسید.
به یاد داشته باشید كه دوستان میآیند و میروند، ولی آن تك و توك دوستان جان جانی، كه با شما میمانند را حفظ كنید.
برای پل زدن میان اختلافهای جغرافیایی و روشهای زندگی، سخت بكوشید.
زیرا هرچه بیشتر از عمر شما بگذرد، بیشتر پی میبرید كه به افرادی كه در جوانی میشناختید، محتاجید.
سفر كنید.
برخی حقایقِ لاینفك را بپذیرید:
قیمت ها صعود میكنند، سیاستمداران كلك می زنند، شما هم پیر میشوید.
و آنگاه كه شدید، در تخیّلتان به یاد میآورید كه وقتی جوان بودید، قیمت ها مناسب بودند، سیاستمداران شریف بودند، و بچّهها به بزرگ ترهایشان احترام میگذاشتند.
به بزرگ ترها احترام بگذارید.
توقع نداشته باشید كه كس دیگری، نانآور شما باشد.
ممكن است حساب پساندازی داشته باشید.
شاید هم همسر متموّلی نصیبتان شده باشد.
ولی هیچ گاه نمیتوانید پیشبینی كنید كه
كدام خالی می شود یا به شما جاخالی میدهد.
خیلی با موهایتان ور نروید. وگرنه وقتی چهل سالتان بشود، شبیه موهای هشتاد سالهها میشود.
نخ دندان به کار ببرید.
در شناخت پدر و مادرتان بکوشید. هیچ کس نمیداند که آنان را کِی برای همیشه از دست خواهید داد.
دقت كنید كه نصایح چه كسی را میپذیرید.
اما با كسانی كه آن ها را صادر میكنند، بردبار و صبور باشید.
نصیحت، گونه ی دیگرِ غم غربت است.
ارائهی آن، روشی برای بازیافت گذشته، از میان تل زبالهها، گردگیری آن، و ماله كشیدن بر روی زشتیها و كاستیهایشان، و مصرف دوبارهی آن، به قیمتی بالاتر از آنچه ارزش دارد، است.
امّا اگر به این مسائل، بی توجّه هستید،
لااقل حرفم را در مورد كرم ضدّ آفتاب بپذیرید!
✍️مری اشمیش
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!