همه باید توان درک و فهم دین را داشته باشیم
🔥🛑 یکی از جملههای مغطهآمیز و البته تکراری و قدیمی و کهنهای که پیروان متعصب مکاتب و مذاهب گوناگون برای جلوگیری از بحث و گفتگو در مورد باورها و تفکراتشان استفاده میکنند این است که :
برای نقد مسائل آیینشان باید به مبلّغ و کلاً "متخصّصان آن دین و آیین" مراجعه کنیم...
چون تا سواد آن دین را نداشته باشی، فهم و درک مسائل دینی را نداری و یک جورایی مثلاً میخواهند بگویند کار را باید به کاردان سپرد...
اگر بخواهم نظرم را با یک مثال توضیح بدهم، درسته که تا سواد موسیقی نداشته باشی و موسیقیدان نباشی، نمی توانی موسیقی را به صورت تخصصی نقد کنی، اما خب میتوانی تصمیم بگیری که مثلاً از گروه ایکس (به علت امکان به حاشیه رفتن نکتهٔ پست از نوشتن اسم گروه خاصی صرف نظر میکنم) خوشت بیاد یا نه، فالو و دنبالش کنی و یا نکنی، هوادارش باشی یا نباشی؟
برای این تصمیمگیریها حتماً نباید سواد موسیقی داشت و موسیقیدان بود.
در واقع مواجهههای ما با دین و مذهب، همان مواجهه با گروههای موسیقی است.
تصور کنید من و شما موسیقیدان نیستیم و یک گروه وجود دارد که تمام شعرها و لیریکسهایش در مورد نفرت و حرص و طمع و تعصب و سرکوب و بردهداری و تبعیض جنسیتی و نژادپرستی و ترس و جنگ و قتل و کشتار و بریدن سر و... باشد و در ویدئو کلیپها و کنسرتهایش هم کارها و اعمال نوشته شده در لیریکسهایش را نمایش و یا انجام بدهند.
👈 خب برای فهمیدن و درک وحشیانه و غیر انسانی بودن ماهیت این گروه حتماً نباید تئوری موسیقی مدرن را بدانیم و بلد باشیم.
و همچنین برای نقد شعرها و کارها و همچنین اهداف این گروه حتماً نباید به نظریات و دیدگاه جیمز هتفیلد و مرلین منسون و رهبر ارکستر سمفونیک اتریش مراجعه کنیم.
✍️ برسام دانا
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!