بوی گند تظاهر...
بوی گند تظاهر...
روزهای عجیبی بر ایران می گذرد؛
روزهایی که سرزمین کهنم ایران این روزها را،حتی با حافظه ی ضعیفش هم ،از یاد نخواهد برد...
امروز نه خبری از چکمه های رضا خان قلدر است و نه از استعمارگر پیر!
نه کمونیست به جان کشور افتاده و نه لائیک در حال سوزاندن اعتقاد است!
امروز تظاهراست که قلقلکمان می دهد!
از کارمندانی که از یک ساعت قبل از نماز با جوراب های آویزان از جیب و دست های خیس تا آرنج و کفش های سرپا،مانند پنگوئن در راهرو اداراتشان راه می روند،جوک می گویند و به پیشواز نماز ظهر می روند!
تا مداحان دو قرونی و هفت تیرکش که دل های ما را به کربلا می فرستند و خودشان سر از سفارت فرانسه در می آورند !
از جای مهر بر پیشانی ،با طرح های جدید 2017 و رنگ ثابت !
از آزادگان نامدار که چند سال اسارت سرمایه ی زندگیشان شده است و مزدش را عجیب گرفته اند!
تا آزاده نامداری ،مجری مبلّغ چادر و طرفدار حجاب و عفاف،که اتّفاقا عاشق آبجوی سوئیسی ،موهای پریشان در باد و لباس هاى گلدار هست....
و این قرار عاشقانه ما بود با مردمانی که قرار بود رستگارمان کنند...
به راستی بهتر نبود ما را به حال خود رها کنید ،تا به جاى سرازير شدن به بهشت با
بوى گند تظاهر، خودمان رستگار شویم!
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۸/۱۹ ساعت 8:5 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!