چرا توهين به حضرت حافظ و مولانا؟
⚡️چرا توهين به حضرت حافظ و مولانا؟
🔸محمدرضا زائری
🔹تحجر و تنگ نظري البته پيشينه و تاريخي به قدمت عمر انسان دارد و به دلايلي در حوزه هاي علميه و فضاي ديني ظرفيت و خطر رشد تحجر و خودپسندي و تكفير و تفسيق بيشتر است.
🔹پيشتر چنين تفكراتي در محيط داخل حوزه ها محدود مي ماند و گاه در ناله هاي دردمندانه بزرگاني چون امام امت به زبان و قلم مي آمد و اندكي از آن درد و داغ به چشم و گوش ديگران مي رسيد.
🔹امروزه اما گسترش رسانه ها و ظرفيت هاي جديد ارتباطي باعث شده تا نشانه ها و مظاهر اين تفكر خطرناك به سرعت در معرض ديد و قضاوت ديگران قرار گيرد و به نام كليت دين و همه دينداران ثبت شود.
🔹سخنان و نوشته هاي برخي از روحانيان و حوزويان در باره شخصيت هاي ادبي و فرهنگي بزرگ ايران اسلامي مانند حضرت حافظ و جناب مولوي كه طي ماه هاي گذشته در فضاي مجازي منتشر شد، از اين دست است.
🔹كساني كه با تنگ نظري و كج فهمي خود با عبارات ناپسند به شخصيت هاي بزرگ چنين توهين هايي مي كنند، حتى اگر سوء نيت هم نداشته باشند، از جامعه و مخاطبان خود هيچ خبر ندارند.
🔹اينان نمي فهمند كه اگر مردم ديوان حافظ را نخوانند، به جاي آن رساله توضيح المسايل در دست نخواهند گرفت! بلكه بايد آرزو كنند كه مردم متون ادبي بخوانند !
🔹اينجا و امروز مرز بي ديني و جدايي از فرهنگ وطني است و اتفاقا ميراث گرانقدري كه در آثار نظامي و جامي و مولوي و صائب به جاي مانده، آخرين ديوارهاي قلعه فرهنگ ملي و ديني و آخرين قلعه هاي لب مرز ماست.
🔹نبايد تصور كرد كه اگر مخاطب ما امروز مثلا اشعار سعدي و مولوي را در موسيقي شجريان و ناظري مصرف نكند، به سراغ آثار مطلوب ما خواهد رفت! ( كافي است به آمار مطالعه كتاب هاي مربوط به شيطان در مدارس دخترانه تهران و ميزان مصرف موسيقي هاي شيطان پرست ها و سريال ها و فيلم هايي با موضوع خودكشي بنگريم و گزارش هاي دقيق مشاوران تربيتي و روانشناسان از شيوع افسردگي و مشكلات حاد رواني بين نوجوانان را مرور كنيم) گذشته از آن كه چكيده و عصاره معارف ديني قرآني و حديثي ما در آثار ادبي گرانقدري چون گلستان و بوستان سعدي عرضه شده و برخي بزرگان اين آثار را آيينه تمام نماي دستورات اخلاقي و معارف ديني مي دانند.
🔹در اين زمينه بزرگ ترين خدمت را امثال مرحوم مهدي آذر يزدي كرده اند كه آن ميراث ارزشمند كهن را به زبان و دريافت نسل جديد نزديك ساختند و با سر و شكلي تازه عرضه نمودند. نه تنها در آثار بزرگاني چون مولوي كه مثنوي اش را تفسير منظوم قرآن كريم مي خوانند و سعدي كه آثارش را نظم روايات اخلاقي مي شمارند و حافظ كه او را لسان الغيب مي نامند، بلكه حتى در اشعار معاصرين مانند مرحومه پروين اعتصامي جلوه هايي درخشان از بازگردان روايات و احاديث پيامبر اكرم و خاندان مطهر ايشان ديده مي شود.
🔹كساني كه به شخصيت هاي بزرگ فرهنگ ملي و ديني توهين مي كنند، پيش از هر چيزي عدم آشنايي خود با اين ميراث گرانقدر را نشان مي دهند و ناآگاهي خود را فرياد مي زنند!🔺
@sattar_hekmat
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۱۸ ساعت 7:21 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!