#اختصاصی   قسمت سوم

👤دکتر حمید انصاری؛

🔹دیدگاه امام خمینی(س) درباره جایگاه رأی مردم در حکومت


🔶شرطیت رأی و بیعت درحکـومت اسلامی ـ اگر مردم نخواستند؟
 
🔹اگر مردم ـ فرضاً ـ از رأی به حکومت حق استنکاف کردند و حمایت نکردند، آنان درحقیقت خود را از رهبری یک زمامدار عادل مورد رضایت الهی و یک حکومت مشروع محروم کرده‏‏ اند، و راه گمراهی برگزیده‏ اند؛ همان گونه که در دوره‏ ای طولانی از تاریخ اسلام شاهد آن بوده‏ ایم.

🔸مرحوم سیدبن طاووس در کشف المحجه(ص100) می فرماید: 

در مکتوب امیرالمؤمنین(ع) به شیعیانش آمده است:

«رسول خدا(ص) عهدی بر عهده‏ ام نهاد و فرمود: ای پسر ابی طالب ولایت امّت من بر توست. اگر تو را با درستی و عافیت ولیّ خویش نمودند و بر ولایتت با رضایت اجماع کردند، امر ولایت آنان را بپذیر و اگر علیه تو دچار اختلاف نظر شدند، آنان و آنچه را که بدان سرگرم شده‏ اند، رها ساز».

🔹امام صادق(ع) فرمود:
(خدا) به ما دستور داد که ـ حق را ـ به آن ها تبلیغ کنیم و ما هم تبلیغ کردیم، ولی آن ها چهره در هم کشیدند و در دلشان نفرت بود و آن را به ما برگردانیدند و تحمل نکردند و تکذیب نمودند و گفتند جادوگر و دروغگوست. خدا هم بر دلشان مهر نهاد و آن را از یادشان برد... ما مأمور شدیم که از آن ها دست برداریم وحقایق را پوشیده و پنهان داریم.

🔸پس از صلح امام حسن و اجبار آن بزرگوار به ترک خلافت، حجربن عدی این یار انقلابی و با وفای امام اندوهگین بود. او در محضر امام حسین(ع) به امام مجتبی(ع) با ناراحتی عرض کرد: «ما از صحنه نبرد بامعاویه با رنج بسیار و بی‏ میلی بازگشتیم، اما دشمنان در حالتی شاد و مسرور بازگشتند». امام حسن(ع) فرمود: 

ای حجر! آنچه تو دوست داری، همه مردم دوست دار آن نیستند و رأى و نظر تو نظر آن ها نیست.

🔹در روایات است که امام حسین(ع) ـ برای توجیه شیعیان در باره فلسفه صلح امام مجتبی(ع) ـ از ایشان سؤال کرد: 

ماذا دعاک الی تسلیم الخلافة؟ چه چیز تو را به تسلیم خلافت واداشت؟» 

امام مجتبی(ع) در پاسخ فرمود:الذی دعا اباک فیما تقدّم؛ همان چیزی که پدرت (امام علی) را به کناره‏ گیری وا داشت.

🔹(اشاره به نقض بیعت غدیر و تصمیم شورای چند نفره پس از رحلت پیامبراکرم). 

در تاریخ نقل است که جمعی از اصحاب امام مجتبی(ع) پس از صلح و ترک خلافت معترض بودند، ازجمله مسیّب بن نخبه گفت: 

«خلافت را به معاویه واگذاشتی در حالی که چهل هزار نفر در رکاب تو بودند!»

🔹اما منطق امام(ع) در واقع همان بود که در پاسخ به حجر فرمود. یعنی آنجا که مردمان به واسطه جهل و فریب تبلیغات و دسیسه‏ های معاویه و تهدید و تطمیع وی ازحکومت امام برحق روی گردان می‏ شوند و راه باطل بر می‏ گزینند، به نحوی که خود امام حسن(ع) دردمندانه فرمود: یزعمون انهم لی شیعة، اتبعوا قتلی و انتهبوا ثقلی، در چنین شرایطی که ادامه حکومت بر مردم در سایه قوه قهریه و تحمیل امکان پذیر است، برای اولیای خدا نه تنها هیچ ارزشی ندارد، بلکه شرعاَ ناصواب، و ترک آن لازم می‏ باشد.

🔸دین خدا و حکومت برحق و الهی با تحمیل سازگار نیست. راز دردآلود صلح امام حسن(ع) را فقیهی چون شیخ مفید(ره) می‏ دانست که فرمود: «همین که نامه قیس ابن رعد به امام حسن(ع) رسید، بر اعمال و رفتار عبیدالله بن عباس آگاه شد، دانست که مردم او را تنها گذاشته‏ اند...».

🔹تأکید بر بیعت و نظر موافق در امر حکومت بدان حد مورد توجه بوده است که در زمانی که مأمون عباسی امام رضا(ع) را به اجبار وادار به قبول ولایتعهدی نمود و شیعیان خراسان و ایران برای بیعت با امامشان هجوم آوردند، در چگونگی بیعت، مأمون دستور به شیوه‏ ای نامتعارف داد و جوانی از پیروان امام(ع)، سنت صحیح بیعت را به مأمون یادآور شد، امام رضا(ع) فرمود:

«شخصی که طریقه بیعت را که ابتدای خلافت است نداند، چگونه قابل خلافت باشد؟» ـ نقل است که همین امر یکی از اسباب کینه خلیفه ستمگر عباسی در قتل امام هشتم(ع) گردید.

... ادامه دارد


https://goo.gl/amwkox

🕌 سایت خبری جماران👇


https://t.me/joinchat/AAAAADv50LtSYLZDw2C3mA