بار پرستی!!!
🛑یک مثال بسیار جالب و زیبای تاریخی در خصوص نحوه شکل گیری یک دین جدید در قرون اخیر
🔵 بار پرستی!!!
در قرن 19 و 20 و به خصوص در گیر و دار جنگ جهانی دوم ، در تعداد زیادی از جزایر اقیانوس آرام و گینه نو یک دین جدید و شگفت انگیز بین بومیان شکل گرفت که با وجود مجزا بودن جزایر و فواصل زیاد آن ها از هم ، در اغلب جزایر بسیار شبیه بود .
ماجرا از این قرار بود که جزایر دور افتاده و بومی نشین به یک باره توسط دولت های در جنگ ، مثلا ارتش ژاپن و ایالات متحده و ... استراتژیک تشخیص داده شد و ارتش ها و سیستم های نظامی وارد این جزایر بکر شدند تا در آن ها باند هواپیما و تجهیزات مخابراتی و امکانات پشتیبانی و لوجستیکی و ... دایر کنند .
دولت های متخاصم و مسلح تصمیم گرفتند برای ساخت و ساز و کارهای ساده معمول مثل باربری از بومیان محلی استفاده کنند؛ ولی زبان مشترکی نبود و بومیان از تمدن هیچ نمی دانستند .
در اینجا تصمیم گرفته شد با مکانیسم های تشویقی بومیان را ترغیب به کار کنند . لذا سفید پوستان در قبال فرمانبرداری ، به بومیان مشروب و شیرینی و سایر محصولاتی را می دادند که بومیان هرگز با آن آشنایی نداشتند . مستی و شیرینی و البسه و ... خیلی برای بومیان جذاب بود و منجر به فرمانبرداری محض شد .
در این بین بومیان با تعجب به کارهای سفید پوستان نگاه می کردند.
هیچ سفید پوستی چیزی تولید نمی کرد . سفید پوستان لباس متحد الشکل می پوشیدند و فقط پشت میز می نشستند و با کارهای اداری و کاغذبازی می کردند !
به صدای داخل جعبه جادویی گوش می کردند و گاهی با جعبهی بیسیم حرف می زدند .
و اندکی بعد " بار " یا همان مرسوله جادویی که سرشار از مشروب و غذا و شیرینی و وسایل مختلف بود ، با کشتی و بعدها هواپیما به جزیره می رسید .
و وسایل خراب و از کار افتاده با کشتی باز فرستاده می شد .
کم کم بومیان بیش از سفیدپوستان اشتیاق رسیدن بار را داشتند و وقتی بار می رسید، شادمانی می کردند و با تمام نیرو دستورات سفید پوستان را اجرا می کردند و بارها را تخلیه می کردند و مزد خود را به صورت الکل و غذا و البسه و ... می گرفتند .
کم کم بومیان نتیجه گرفتند که بارها از طرف خدایان ، یا توتم اجداد و درگذشتگان ارسال می شود و سفید پوستان راه نیایش و درخواست بار را بلد هستند که چنین هدایای بی زحمتی دریافت می کنند .
با افول جنگ ها ، موقعیت جزایر دیگر مهم نبود و سفید پوستان کم کم و با به جای گذاشتن ادوات فرسوده و اسقاطی در جزایر ، آنجا را ترک می کردند . بومیان می ماندند و حسرت مشروبات و شیرینی و اغذیه ...
بومیان دست به کار می شدند و تلاش می کردند کار سفید پوستان را تقلید کنند تا شاید خدایگان باری بفرستند .
این تلاش با آماده کردن ادوات و ابزار عبادت شروع می شد .
بومیان از سیم ها و مفتول ها چیزهایی شبیه به آنتن های بی سیم مخابراتی می ساختند ،
البسه ای شبیه به یونیفرم به تن می کردند ،
نامه نگاری و کاغذ بازی را تقلید می کردند ،
جعبه هایی شبیه به جعبه جادویی سفیدپوستان درست می کردند با آن گفتگو می کردند و اعتقاد داشتند عاقبت آن بار بزرگ و موعود توسط یک منجی ، خواهد رسید و همه جا را غرق نعمت خواهد کرد .
جالب اینجاست که عقاید و مناسک بومیان بارپرست در جزایر مختلف ، بی آن که تماسی با هم داشته باشند، تقریبا مشابه بوده است و برخی از این فرقه ها هنوز پابرجا هستند و برخی منقرض شدند .
یکی از فرقه ها اعتقاد داشت منجی بزرگی به نام 'جان فروم' ظهور خواهد کرد و نوید رسیدن بار غایی و نهایی را خواهد داد .
جستجو های زیادی برای پیدا کردن این نام در ارتش ها صورت گرفت و نشان داده شد چنین فردی وجود داشته و احتمالا از درجه دارانی بوده که مسئولیت برقراری ارتباط با بومیان یا تقسیم مزد بین آن ها را به عهده داشته ....
ساختار بار پرستی با شکل گیری انواع مختلفی از فرقه ها و ادیان باستانی مقایسه شده و نشان داده شده مسیر تقریبا یکسانی از طریق خطاهای ادراکی انسانی ، منجر به چنین اعتقادات خرافی می گردد.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۱۷ ساعت 9:53 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!