چگونه سقوط ِ آموزش و پرورش باعث سقوط ِ یک ملّت می شود؟!
چگونه سقوط ِ آموزش و پرورش باعث سقوط ِ یک ملّت می شود؟!
🔸 در کشوری که مقام معلم با رهبر آن کشور یکی است و مردم آن کشور فقط دربرابر دو شخصیت تعظیم می کنند:
« رهبر و معلم»
آن کشور می شود " چین "
🔸 درکشوری که هرکس به مقام معلمی نایل می شود، به بالاترین نشان ِافتخار آن کشور دست می یابد:
آن کشور می شود " انگلستان "
🔸 در کشوری که معلم ، حقّ کاری به غیر از معلمی را ندارد:
آن کشور می شود " روسیه "
🔸 در کشوری که برای معلم ، حقوق معینی تعیین نمی شود:
آن کشور می شود " ژاپن "
🔸در کشوری که حقوق معلم از پزشک، قاضی ، مهندس و... بیشتر است، چون همه این ها در مکتب ِ معلم پزشک ،قاضی، مهندس و... شده اند:
آن کشور می شود " آلمان "
و اما ...
🔸درکشوری که مادری حاضر به ازدواج دخترش با یک معلم ِ جوان نمی شود!
🔸در کشوری که دانش آموزان یک مدرسه، ساندویچ بعد ازظهرشان را از دکّه معلمشون خریداری می کنند!
🔸 در کشوری که معلمش ناهار نخورده سریع خود را برای دادن سرویس به تاکسی تلفنی محله اش معرفی می کند!
🔸در کشوری که یک معلم ، سرویس ایاب و ذهاب ِ مدرسه دانش آموزان خودش می شود!
🔸 در کشوری که بالاترین دغدغه های معلمانش چگونه زیستن آبرومندانه است!
در این گونه کشور :
🔸 فساد، رشوه و رشوه خواری حرف اول بسیاری از ادارات و ... می شود!
🔸 پست های کلیدی کشورش با عدم شایسته سالاری و رانت خواری معین می گردد و برای استخدام جوانان باید دم ِ دیگری را دید!
وهرگاه معلم این گونه فراموش شود :
🔸نیاز از طریق غیر مشروع رخنه می کند و باب ِ فساد در مدرسه باز می شود، آنگاه است که تقلب در مدرک وامتحان خود نمایی می کند!
و در این جامعه است که:
🔸 مریض ، به دست پزشکی که بتواند تقلب کند، خواهد مرد!
🔸 خانه ها به دست مهندسی که موفق به تقلب شده ،ویران خواهند شد!
🔸منابع مالی را به دست حسابداری که موفق به تقلب شده، از دست خواهیم داد!
🔸انسانیت، به دست افراد به اصطلاحِ عالم که موفق به تقلب شده اند، می میرد!
🔸عدالت، به دست قاضی که موفق به تقلب شده، ضایع می شود!
🔸جهل ، در سر ِ فرزندان که موفق به تقلب شده، فرو می رود!
و این در یک کلام یعنی :
"سقوط ِآموزش وپرورش = سقوط ملت"
اگر موافق هستید ، آنقدر به دوستان و گروه ها ارسال کنید تا به وزیر آموزش و پرورش، نمایندگان مجلس، شورای نگهبان، رئیس جمهور و ... برسد و همه در این کشور بدانیم که " معلم ، معلم است!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۴ ساعت 10:26 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!