لزوم حل ریشه ای مشکلات


مرحوم مهندس بازرگان در کتاب سازگاری ایران صفحه  235 حدود نیم قرن پیش می نویسد :

"خیلی از درس خوانده ها تقصیر نابسامانی ها و عقب افتادگی ها را به گردن امثال اسکندر، اعراب، چنگیز، تیمور و بالاخره سیاست خارجی و  استعمار قرن اخیر که تماما از خارج وارد شده است، می اندازند.
در قدیم نیز پای قسمت و تقدیر یا فلک غدار را پیش می کشیدند.

در حالی که حوادث و عوامل خارجی چه آسمانی و چه انسانی، اولا برای همه ملت های دنیا بوده و هست،
و ثانیا با قبول این که موثر است، تازه یک طرف قضیه را تشکیل می دهد،
طرف دیگر قضیه از تقابل و ترکیب یا عکس العمل آن با طرف اول که سرنوشت شخص یا ملت را تعیین می نماید، خود مردم اند..."

اگر صد بار حکومتت را از بیخ و بن عوض کنی،
اگر تمام دشمنان فرضی و حقیقی خارجی ات را از روی زمین محو کنی،
اگر تمامی افلاک و سماوات را به خدمت در آوری...
تا ریشه ی مشکل را در خودمان خشک نکنیم، تمامی این عوامل احتمالا مسکن هایی خواهد بود و درد بعد از مدتی به نحو و شکل دیگری باز هم گریبانت را خواهد گرفت.

هر کاری که می خواهی برای بهبود وضع اجتماعی مملکت و کشورت انجام بده، اصلاحاتت را هم دنبال کن، ولی به موازات آن به مسائل درونی خودت هم بپرداز؛ به گرفتاری های روحی ات هم که به هر حال به آن دچار شده ای فکر کن."

📚 جامعه شناسی خودمانی
📝 حسن نراقی