من دلم می خواهد!!
تأملى درباره #حق؛ #آزادى و #اخلاق
یکی از بدترین چیزهایی که در زمانه ما رایج شده است این است که وقتی می گویی چرا این کار را می کنی ، می گوید حق من است . من آزادم که این کار را انجام دهم .
این معیار اخلاقی نیست .
چیزی که حق ماست ، چیزی که ما آزادیم انجام دهیم ، تازه باید درباره آن فکر کنیم که اخلاقی هست یا نیست؟
حق من است و من آزادم انجام بدهم ، اولین گام است . یعنی زمینه کار است ...
ممکن است من حق داشته باشم یعنی آزاد باشم که پرخوری کنم . کسی هم جلوی دست مرا نمی گیرد . هیچ قانونی هم بر علیه این نوشته نشده است . حال آیا کار خوبی است که من پرخوری کنم ؟
این درست نیست که ما فقط بگوییم آزادم و می توانم .
"می توانم" در حقیقت معنایش این است که اختیار دارم . نه این که آدمی هر کاری را که اختیار داشت می تواند انجام دهد . به قول آن شعری که می گوید :
نه هرکه دارد شمشیر ، حرب باید کرد
نه هر که دارد پازهر ، زهر باید خورد
شما پادزهر دارید . می دانید که اگر زهر بخورید و روی آن هم پادزهر بخورید به شما زیان نمی زند . ولی خیلی بی عقلی است که زهر بخورید .
شما حق دارید و می توانید پول هایتان را حرام کنید . ثروت خود را به باد دهید . هیچ کس هم جلوی شما را نخواهد گرفت . شما را به زندان هم نخواهند افکند . ولی آیا این اخلاقی است ؟
آیا این فضیلت است که آدمی ثروت خود را به باد دهد و نگذارد که بهره ای از آن به خودش و به فرزندانش و به دیگر مردم برسد ؟
از این قبیل فراوان می توان گفت که من آزادم ، من حق دارم .
چنان که گفتم متاسفانه یکی از فرمول هایی است که بر زبان افتاده است و چقدر می تواند غیر اخلاقی باشد .
در واقع تعبیر دیگری است از این که من چنین هوس کرده ام . دلم می خواهد این کار را انجام دهم .
بدترین سخن در اخلاق همین " من دلم می خواهد " است .
من مایلم .
من هوس کرده ام .
به خاطر این که در اغلب اوقات ، هوس ها و امیال ما کج اند . منحرف اند .
مگر این که ما با تعلیم ، آن ها را راست کنیم . و بر سر آن ها بایستیم . و با چوب دستی اخلاق ، آن ها را به جاده مستقیم درآوریم . والا آدمی اگر به دنبال هوس ها و امیال خود روان شود ، این جهان جهنمی بیش نخواهد بود .
عبدالكريم سروش
#سلوک_عشق_مدارانه
@DrSoroush
#كليپ مطلب فوق👇🏻
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!