ايگوي برتري جويي يا شكست دادن ديگران!!!

   انسان ها دوست دارند هميشه در مركز توجه افراد ديگر باشند، به همين خاطر حس برتري جویي و حس مهم بودن را در درون دارند و اين حس باعث مي شود آن ها هميشه به ديگران از زاويه اي بالاتر نگاه كنند . اين حس كاذب برتري آن ها را تشويق مي كند تا به فكر شكست دادن ديگران يا غلبه كردن بر آن ها باشند. با همين حس كوچك در درون، ايگوها تغذيه مي شوند.
ما در درون احساس برتري مي كنيم و اگر ايگوي مربوطه كمي قوي تر شود و سكان حركتي ما را در اختيار داشته باشد، كم كم اين حس از حالت دروني خارج مي شود و به مشاجرات و بحث و جدل و در نهايت به دعوا و كتك كاري مي انجامد.

   ناآگاهي و عدم شناخت خود، باعث مي شود ما خود را بدون هيچ گونه پشتوانه واقعي در درون و در بيرون، برتر و مهم تر از ديگران فرض كنيم.
اين حس كاذب ما را وادار مي كند خودمان را برتر بدانيم.
احساس مي كنيم اگر اطرافيان ما شكست خورده و زمينگير باشند، اهميت ما بيشتر خواهد شد و بيشتر به چشم خواهيم آمد.
احساس مي كنيم ديگران بخشي از مشكلي هستند كه ما داريم و ما بايد آن ها را از بين ببريم، به همين خاطر با هر وسيله، چه مرئي و چه نامرئي مي خواهيم بر آن ها غلبه كنيم.

    اين ايگو به خاطر حس تحقيري است كه فرد در ساليان متوالي آن را تجربه كرده ، هرچند حالا آن را به ياد نمي آورد، ولي احساس حقارت را در درون و در ناخودآگاه خود حس مي كند. به همين خاطر در پي كين خواهي از ديگران است.
در پي شكست ديگران است. او مي خواهد با حس اين غلبه احساس پيروزي بر اطرافيان بكند و با اين حس، ايگو برتري جویي در درون او بزرگ تر و بزرگ تر مي شود.

   از ياد نبريم كه ما در هيچ زمينه اي برتر و بالاتر از ديگران نيستم.
اگر قيافه زيبايي داريم، نبايد اين ظاهر زيبا مايه فخر و مباهات ما باشد.
اگر ثروت و دارايي داريم، مال و منال دنيوي نبايد وسيله اي براي برتر بودن ما باشد.
اگر استعداد ويژه اي در برخي هنرها داريم، اين استعداد نبايد مايه تفاخر و برتري ما بر ديگران باشد.
اگر به خاطر مطالعه برخي كتاب ها و مقالات، دانش ذهني بيشتري داريد، اين دانش نمي تواند مايه فخر شما باشد.

همه اين ها وجود دارند تا شما خودتان را بشناسيد، به دانش خودشناسي نائل شويد، هيچ يك از اين ها مايه فخر و مباهات بر هيچ چيز و هيچ كسي نيست.

   چه عاملي در درون باعث مي شود، شما احساس بزرگي و برتري بر ديگران داشته باشيد؟
آيا ملاك هاي مادي و دنيوي مي تواند عامل برتري شما بر ديگران باشد؟
ملاك هاي معنوي و روحاني چطور؟
در 24 ساعت شبانه روز ببينيد در چه ساعات و لحظاتي، حس برتري بر ديگران داشته ايد؟
ببينيد اين حس چرا در شما پديدار مي شود؟
در چه زمينه اي خود را برتر از ديگران احساس مي كنيد؟ ببينيد وقتي بر ديگران غلبه مي يابيد، در درون شما چه اتفاقي مي افتد؟
اين خوشحالي دروني بعد از شكست دادن ديگران، به نظرتان چرا پايدار نيست و موقتي است؟
ببينيد انرژي به دست آورده شما از اين پيروزي، صرف چه چيزي مي شود؟

   هيچ چيز عامل برتري شما بر ديگران نيست. شما در يك مرحله و رتبه روحي قرار داريد و ديگران در مرحله اي پايين تر يا بالاتر از شما قرار دارند و دير يا زود با كار دروني، شما به رتبه افراد بالاتر خواهيد رسيد و افراد رتبه پايين تر، جاي شما را خواهند گرفت.
مسير سير و تكامل براي همه موجودات ترسيم شده و هيچ موجودي بر موجودي ديگر هيچ برتري و مزيتي ندارد. شما فقط بايد خودتان را بشناسيد. اگر به اين شناخت نائل شويد، خواهيد ديد كه همه موجودات در يك مسير در حال حركتند، برخي تندتر مي روند و برخي كندتر، ولي در همه حال حركت وجود دارد.

   ايگوي برتري جویي بر ديگران، مستقيما تحت تاثير ايگوي خشونت است.
با عشق و ايثار دروني و بيروني مي توان به جنگ اين ايگو رفت.