فلسفه پراگماتیسمی
فلسفه پراگماتیسمی
پراگماتیسم روشی در فلسفه است که با اعتراف به ممکن نبودن اثبات برخی قضایا و پدیده ها آن ها را با نظر به کاربردشان در زندگی انسان میپذیرد.
پیرز و جیمز (اندشمندان امریکایی) را می توان از پایه گذاران فلسفه پراگماتیسمی دانست و بنا به عقیده برخی از صاحب نظران هم اکنون بنای سیستم آموزشی کشور انگلستان می باشد.
از فلسفه پراگماتیسمی یا کنش گرایی در علوم اجتماعی هم در رابطه با کارکرد دین بسیار استفاده شده است.
پراگماتیسم در دنیای کنونی به آن اشاره دارد که حقیقت آن چیزی است که برای انسان خوب باشد.
قبل از آن، حقیقت را جدا از انسان تلقی می کردند که با ظهور فلسفه پراگماتیسمی مدرن، حقیقت، در انسان تعریف شد.
قبل از آن حقیقت را در بیرون از انسان می پنداشتند، ولی با ظهور این نحله فلسفی حقیقت بخشی از انسان شد.
پراگماتیسم ها بر آن باورند که هر گاه حقیقت آن چنینی کارکرد خود را از دست داد، آن حقیقت ابطال شده است.
آنچه در کنون صادق است، ممکن است در آینده خطا باشد.
از آنجا که آدمی هیچ وقت به غایت حقیقی نرسیده، حقیقت در اکنون با رفع مشکلات شکل می گیرد.
پراگماتیسم روشی در فلسفه است که با اعتراف به ممکن نبودن اثبات برخی قضایا و پدیده ها آن ها را با نظر به کاربردشان در زندگی انسان میپذیرد.
پیرز و جیمز (اندشمندان امریکایی) را می توان از پایه گذاران فلسفه پراگماتیسمی دانست و بنا به عقیده برخی از صاحب نظران هم اکنون بنای سیستم آموزشی کشور انگلستان می باشد.
از فلسفه پراگماتیسمی یا کنش گرایی در علوم اجتماعی هم در رابطه با کارکرد دین بسیار استفاده شده است.
پراگماتیسم در دنیای کنونی به آن اشاره دارد که حقیقت آن چیزی است که برای انسان خوب باشد.
قبل از آن، حقیقت را جدا از انسان تلقی می کردند که با ظهور فلسفه پراگماتیسمی مدرن، حقیقت، در انسان تعریف شد.
قبل از آن حقیقت را در بیرون از انسان می پنداشتند، ولی با ظهور این نحله فلسفی حقیقت بخشی از انسان شد.
پراگماتیسم ها بر آن باورند که هر گاه حقیقت آن چنینی کارکرد خود را از دست داد، آن حقیقت ابطال شده است.
آنچه در کنون صادق است، ممکن است در آینده خطا باشد.
از آنجا که آدمی هیچ وقت به غایت حقیقی نرسیده، حقیقت در اکنون با رفع مشکلات شکل می گیرد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۵/۰۸/۲۴ ساعت 10:10 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!