از خدا، غير از خدا را خواستن، اشتباه است
آرزو يكي از ديوها يا ديمن هايي است كه در درون ما وجود دارد و ما را بر آن مي دارد كه در موقعيت هاي مختلف، آرزوهاي متفاوتي داشته باشيم. آرزوهايي كه در نتيجه سبب رنج و ناراحتي مان خواهد شد. به همين خاطر در مسير معنوي، انواع و اقسام مختلفي از قدرت ها و نيروها به سراغ مريد مي آيد تا او به وسيله آن ها در مسير دروني، مورد تست و آزمايش الهي قرار بگيرد.
هر قدرتي كه به سراغ شخص مي آيد و او از آن ها در راستاي نفس و حالات نفساني خود بهره مي گيرد، همانند دام و امتحاني است كه مريد را در همان مرحله متوقف مي سازد. بهره مندي از هر قدرتي در جهت نفس و نفسانيات، ما را وابسته به آن قدرت مي كند و ما بعد از استفاده از آن قدرت در جهتي نفساني، ديگر نمي توانيم در مسير معنوي به جلو برويم و در آن مرحله گير مي كنيم.
نهايت مسير معنوي، رسيدن به خداوند است، پس هر آرزو يا قدرتي كه ما را به هر نوعي از رسيدن باز دارد و ما را به خود مشغول سازد، كفر است و بايد آن را ناديده بگيريم. هر يك از قدرت ها به عنوان آزمايش الهي است و فردي از همه آزمايش ها سربلند بيرون مي آيد كه به هيچ چيز غير از خداوند تمايل نداشته باشد. حتي حظّ روحاني در طبقات روحاني مي تواند به عنوان حجابي براي صعود تلقي گردد و تا آن حجاب از بين نرود، مريد نمي تواند در مسير معنوي جلوتر برود.
هر آرزويي به جز آرزوي خداوند، ما را به بيراهه خواهد برد. ما را اسير لذت ها و قدرت ها خواهد كرد. هيچ لذتي بالاتر از رسيدن به خداوند نيست، از خداوند فقط خود خدا را بخواهيم، هر چيز ديگري مانعي براي جلوتر رفتن است و حجاب به شمار مي آيد.
طمع معنوي مي تواند سرعت سير مريد را كم كند و او را وابسته به انواع مختلفي از وابستگي هاي معنوي و روحاني نمايد. لازم است همان گونه كه ديو طمع مادي را از بين برده ايم، ديو طمع معنوي را نيز از بين ببريم.
در لايه هاي دروني تر ما با ايگوهاي روحاني و معنوي نيز رو به رو مي شويم كه مبارزه با آن ها سخت تر از مبارزه با ايگوهاي شيطاني و نفساني است. حتي خود نور نيز حجابي براي رسيدن به حق تعالي است و بايد بر آن چيره شد. حجاب هاي ظلمت و حجاب هاي نور فراواني وجود دارد كه در راه رسيدن به معشوق ازلي و ابدي بايد يك به يك از ميان برداشته شوند.
از خداوند، فقط خود خداوند را بخواهيم.
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!