ايگوي ترس!
كالبد فيزيكي ما به خاطر تربيت غلط از سوي جامعه و والدين، از همان سنين ابتدايي با ايگوي ترس توسعه مي يابد.
ترس، يكي از رايج ترين و شايع ترين ايگوها در همه جوامع انساني مي باشد. از ديرباز در ذهن همه انسان ها و در حافظه ی اصلي آن ها انبار شده است. در تمام سنين حضور پررنگي دارد، هرچند نوع ترس در سنين مختلف مي تواند تفاوت داشته باشد. در كودكي ترس از بي كسي است و تنهايي.
در جواني ترس نداشتن و ترس به دست نياوردن است و در پيري ترس از دست دادن و ترس مرگ.
اين ايگو در ناخوداگاه انسان ها حضور بسيار فعالي دارد و در جهان بيروني نيز نمود ترس بسيار پر رنگ است.
ايگوي ترس، مانع عمل درست و مناسب و به موقع مي شود. ترس ها فرصت هاي مناسب انسان را از او مي گيرد و باعث مي شود كاري انجام دهيم كه در راستاي كار اصلي است، ولي به خاطر ترس آن كار را انجام نمي دهيم و مشابه آن را انجام مي دهيم.
ايگوي ترس، باعث مي شود ما بسيار محتاط و ملاحظه كارانه رفتار كنيم و كشمكش دروني ما را زياد كرده و فرصت ها را يكي بعد از ديگري از ما مي گيرد.
ايگوي نا اميدي و ايگوي غرور در بسياري مواقع در كنار ايگوي ترس مشاهده مي شوند.
ايگوي ترس، جزء غرايز پايه كالبد فيزيكي نيست و در برخي افراد اين ايگو به ايگوي خشونت تبديل مي شود، يا به عبارتي بهتر تزويج ايگوها در اين افراد ديده مي شود. يعني افرادي كه ايگوي ترس آن ها به ايگوي خشونت تبديل شده است.
ترس در قرآن با واژه هاي مختلفي ذکرگرديده است.
«خوف» و«خشيت» و «وجل» و «رهبت» و «هيبت».
در قرآن ايگوي ترس در بسياري از پيامبران ديده مي شود. جزو ايگوهاي قوي و ريشه دار بشري است و به راحتي از بين نمي رود.
در قران صفت «لاتخف» « و لاتحزن» به اولياء الهي تعلق دارد، يعني مقامي كه در آن فرد نه ايگوي ترس دارد و نه ايگوي غم و اندوه.
انَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(يونس/62)
آگاه باشيد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند و نه غمگين ميشوند!
در روانشناسي گفته مي شود كه اگر بر ترس هاي خود غلبه كنيم، احساس آزادي و راحتي خواهيم كرد.
ترس ها، زوايد بسيار عميقي در ناخودآگاه ما دارند و معمولا در خواب و بيداري در كنار ما هستند.
ما بسياري از فرصت هاي خود در جهان هاي درون را به خاطر ترس از دست مي دهيم.
ما تصور مي كنيم كه در جهان بيروني همانند شير قوي و پر زور هستيم، ولي وقتي موقعيتي پيش مي آيد ترسو بودن خود را كاملا حس مي كنيم. ترس در همه زواياي وجود ما رخنه كرده است.
ببينيد در طي 24 ساعت گذشته در چه مواقعي ايگوي ترس همراه شما بوده است.
ببينيد از چه چيزهايي ترسيده ايد؟
ببينيد ترس شما ريشه اقتصادي دارد يا ترسي رواني است و ريشه در ناخوداگاه شما دارد؟
ترس ها را بايد يادداشت كنيد و نوع آن ها را مشخص نمایيد. در برخي اوقات ما از عناصري همانند آب يا آتش به طور ناخوداگاه مي ترسيم.
در برخي اوقات از حيواناتي همانند سگ يا گرگ مي ترسيم.
در برخي اوقات از مكان هايي سربسته و تاريك مي ترسيم.
در برخي اوقات از برخي شغل ها و انجام برخي كارها مي ترسيم.
در برخي اوقات از نامادري يا ناپدري مي ترسيم و در برخي اوقات ما از ارتفاع مي ترسيم.
ترس از مرگ و نابودي نيز، يكي از ترس هاي بزرگ انسان هاست.
در برخي مواقع نيز ترس از ناشناخته ها مي آيد. ترس ها چنان با گوشت و پوست ما عجين شده اند كه مي پنداريم جزء وجودي ما هستند. در حالي كه بدون آن ها ما آزاد و رها خواهيم بود و آرامش بيشتري خواهيم داشت.
هرچند شجاعت لبه ديگري از ايگوي ترس به شمار مي رود، اما فقط به وسيله شجاعت و جرات مقابله و رو در رو شدن با ترس، اين ايگو را مي توان از بين برد. به همين خاطر بايد براي غلبه بر اين ايگو، از همتاي مثبت آن كمك بگيريم. بايد با ترس هايمان رو به رو شويم. هنگامي كه اين مقابله و رو به رويي اتفاق بيفتد، شاهد خواهيم بود كه بيشتر ترس ها وجود خارجي ندارند و تنها حالت ذهني آن ها در ما وجود دارد و اگر با ترس هاي دروني در روياها روبه رو شويم، اگر فرار نكنيم و آن ها را لمس كنيم، آن ها به دود سياهي تبديل خواهند شد و از بين خواهند رفت.
ترس هايتان را مشاهده و آن ها را يادداشت کنید.
آن ها مي توانند جنبه بيروني و دروني داشته باشند. ببينيد از چه چيزي مي ترسيد و چه چيزي در پشت اين ترس قرار دارد؟
نوع ترس را تعيين كنيد. ريشه و خاستگاه آن را در درون و در بيرون جستجو نمایيد. باور داشته باشيد كه بيشتر ترس ها در درون شما وجود دارند، ولي هرگز اتفاق نمي افتند.
(؟)
کانال شفیعی مطهر https://telegram.me/joinchat/BIdJOjvugFypj0yYYZKetw
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!