دوست....
همدیگر را یافتن هنر نیست ... هنر این است
که همدیگر را گم نکنیم ... بعضى ها بی هیچ دلیلی دوست داشتنی هستند
مي شوند دوست
مي شوند همراه
مي شوند جان دل
جاده رفاقتش يك طرفه نيست
آنقدر خوبند كه انگار بهترين شنونده دنيا هستند
پيششان نقاب ندارى ، خود خودت هستى
رازهاى مگويت را هم جزو اسرار خودشان مي دانند
حتى قضاوت هايشان هم شيرين است ، درست مثل شيرين زبانى هايشان و گاهاً ناسزاهايشان
بعضى وقت ها فكر مي كنى كه چرا من را بهتر از خودم مي شناسد !
انگار خدا يك مسكن فروشى در درونشان ساخته
آنقدر به دنياى درونت نفوذ مي كنند كه مي شوند قسمتى از وجودت
حتى مي شوند از جنس خواهر يا برادرت
آينه ات مي شوند
حتى اگر بر خلاف ميلشان كارى كردى ، رفتارشان را با تو عوض نمي كنند
حرف كه مي زنند تا ته دنيا بپايش مى ايستند و نگرانِ نگرانى هايت هستند .
دستانتان را مي گيرند و اشك هايتان را پاك مي كنند .
بهترين هديه اى كه به تو مي دهند ، وجودشان است و هيچ وقت نگران پس گرفتنشان نيستى .
مي توانى با آن ها به جاى خاطره بازى ، خاطره سازى كنى .
مي توانى با حضورشان جنس دوست داشتن خدا را بفهمى .
تعدادشان كم است، ولى كيفيت دارند و با آن ها كيف مي كنى .
بى بهانه دوستشان دارى و حتى اسمشان كه مى آيد ، احساس امنيت مي كنى .
كسى كه در گذر زمان كنارت ماند و همخونت شد!
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!