سلسله مراتب نيازهاي مازلو
(تئوري هاي محتوايي)
آبراهام مازلو روانشناسي است كه مطالعه اش در زمينه انگيزش بر روي سلسله مراتب نيازها بود. تئوري او مبتني بر چهار پيش فرض است:1
الف) تنها يك نياز ارضاء نشده مي تواند بر رفتار تاثير گذارد و يك نياز ارضاء شده برانگيزاننده نيست.
ب) نيازهاي افراد به ترتيب اولويت مرتب شده اند.
ج) يك فرد حداقل مقداري از هر سطح نياز را ارضاء خواهد كرد، قبل از آن كه نياز سطح بعدي را احساس كند.
اگر رضايتمندي فرد از سطح نياز برآورده نگردد، نياز ارضاء نشده بار ديگر داراي اولويت خواهد شد.
شكل زير سلسله مراتب نيازهاي مازلو را به ترتيب اولويت از پايين به بالا نشان مي دهد.2
مدل سلسله مراتب نيازهاي مازلو
o رسيدن به آنچه كه بايد باشد
o استقلال
o خلاقيت
o خود را نشان دادن
نيازهاي خودشكوفایي3
o مسئوليت پذيري
o عزت نفس ( احترام به خود )
o خودشناسي
o احساس كاميابي
نيازهاي احترام4
o ازدواج
o مورد پذيرش قرار گرفتن
o عضويت گروه
o عشق و تعلق
نيازهاي اجتماعي5
o امنيت خود و دارایي ها
o اجتناب از ريسك
o اجتناب از رنج و زحمت
o اجتناب از آسيب ديدگي
نيازهاي امنيت6
o غذا
o لباس
o پناهگاه
o آسايش و رفاه
o حفاظت از خود
نيازهاي زيستي7
كاربردهاي سلسله مراتب مازلو براي مديران
تئوري سلسله مراتب نيازهاي مازلو براي تمامي محيط ها به كار مي رود و مختص محيط كار نيست. اين تئوري يك چارچوب انگيزشي كاربردي براي مديران بيان مي كند. مديران با تجزيه و تحليل نظريات، نگرش ها، كيفيت و كميت كاركنان و شرايط شخصيتي، مي توانند براي شناسايي سطح نياز كاركنان كه همواره به دنبال ارضاء آن ها هستند، اقدام مقتضي به عمل آورند و بعد از شناسايي سطح نياز هر فرد، مدير مي تواند در محيط كاري فرصت هايي را فراهم آورد تا به كاركنان اجازه دهد نيازهاي خود را برآورده سازند. به علت اين كه ادراكات و شخصيت هاي افراد منحصر به فرد است، كاربرد تئوري نيازها مقداري مشكل است.8
براي ايجاد انگيزه در كاركنان، اصول ذيل بايستي رعايت گردد:9
پاداش ها مرتبط با عملكرد باشد.
پاداش ها منصفانه باشد.
شخصي كه براي انجام كار برانگيخته مي شود، بايد توانايي انجام كار را داشته باشد.
بايستي بين نيازهاي سطح پايين و سطح بالا تمايز قائل شد.
افراد در سازمان داراي نيازهاي متفاوتي هستند كه مديريت وظيفه دارد سطح نياز فرد را تشخيص دهد و متناسب با سطح نياز كارمند واكنش هاي مديريتي مناسب را به كار گيرد.10
توسط حیدری
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!