توصیه های فلاسفه کهن چین برای موفقیت
توصیه های فلاسفه کهن چین برای موفقیت
مایکل پوئت و کریستین گروسلو، نویسندگان مقاله ای با همین نام و همچنین کتابی در همین زمینه می گویند:
متفکران بزرگ چینی نظیر کنفوسیوس و لائوزی به عمیق ترین بینش های فلسفه چین دست پیدا کردهاند.
آن ها اصرار دارند
«فلاسفه چینی با فلاسفه ای که در غرب بیشتر با آن ها آشنایی وجود دارد، تفاوت دارند». چرا که
«آن ها سؤالات بزرگی نپرسیده اند. فلسفه آن ها فلسفه شدیداً عملگرا و بر پایه سؤالات کوچکی مثل این بوده است که زندگی روزمره خود را چگونه می گذرانید؟». بزرگ ترین متفکرین چین، بر خلاف فلاسفه ای که ممکن است در غرب بشناسند، روی کارهای «پیش پا افتاده و قابل انجام» متمرکز بوده اند.
این باعث می شود توصیه های به ویژه عملی شان باعث تعجب خیلی ها شود .نمونه هایی از توصیه های جالب توجه آن ها را در ادامه خواهید خواند:
۱- تلاش برای «پیدا کردن خود» را متوقف کنید
بسیاری در غرب بر این باورند که «نگاه به درون و کشف خود واقعی تان» اهمیت زیادی دارد. امافلاسفه بزرگ چین «نسبت به وجود یک خود واقعی به دیده تردید می نگرند».
متفکران مذکور به جای آن که برای هر یک از ما یک خود واقعی در نظر بگیرند، باور داشته اند که ما در موقعیت های متفاوت، انسان های متفاوتی هستیم.
«وقتی در برابر مادر خود صحبت می کنید، رفتارتان مشابه زمانی که با یکی از همکاران جوان، دندانپزشک یا دوست صمیمی خود صحبت می کنید، نیست. هر یک از ما شخصیتی پیچیده هستیم که در تمام طول روز با دیگر شخصیت های پیچیده برخورد داریم. هر برخوردی جنبه های متفاوتی از وجود ما را بر می انگیزد».
در کل این یعنی کاری که می کنید ،نمایانگر شخصیت شماست. خوشبختانه این به معنای آن است که می توانیم احتمالات متعددی را تحقق ببخشیم.
۲- اصالت را جدی نگیرید
اصالت این روزها یکی از واژگان پرکاربرد دنیای کسب و کار است، اما بزرگان فلسفه چین به طور اخص دلبستگی خاصی به این مفهوم نداشته اند. «مشکل اصالت از دید کنفوسیوس این است که آن گونه که تصور می شود، آزادی بخش نیست. واقعاً آن خود اصیلی که فکر می کنید کشف کرده اید، کیست؟ این صرفاً تصویری از شما در آن برش از زمان است. اگر به این نهاد وفادار بمانید و اجازه دهید راهنمای شما باشد، شما را در بند می کشد و محدود می کند. این، اجازه آن نوع رشدی که وقتی می فهمید مدام در حال تغییر هستید، تجربه می کنید را به شما نمی دهد».
۳- برنامه زندگی را فراموش کنید
«وقتی برای زندگی تان برنامه ریزی می کنید، بر اساس شخصیت فعلی خود تصمیماتی برای آینده تان می گیرید؛ نه بر اساس شخصیتی که در آینده خواهید بود». منسیوس توصیه می کند به جای آن که با برنامه ریزی برای زندگی خود گزینه هایتان را محدود کنید، فقط شروع کنید و سپس در حین ادامه راه، مسیر خود را تصحیح کنید. اقدامات کوچک می توانند به دستاوردهای بزرگی ختم شوند.
نتیجه این که
«طریق منسیوس می گوید به جای آن که با تعهد به تصمیمات بزرگ خودمان را مدام تحت فشار قرار دهیم، بهتر است با اقدامات کوچک اما شدنی به این دستاوردها نزدیک شویم. مثلاً برای فکر کردن به تغییر شغل یا پایان دادن به زندگی مشترک یا تغییر محل زندگی، با امتحان کردن تجربه های تازه و مرتبط در مقیاس کوچک، تصمیم گیری برایتان آسان تر خواهد شد. البته مراقب واکنش های خود نسبت به این تجربه ها باشید، چون شما را به مسیرهای تازه ای می کشاند.
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!