📚 گزیده ای از کتاب فیه ما فیه اثر مولانا جلال الدین محمد بلخی 📚

در این دنیا اگر همه چیز را فراموش کنی باکی نیست. تنها یک چیز را نباید از یاد برد:

 تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن را انجام نرسانی، هیچ کاری نکرده ای.

 از آدمی کاری بر می آید که آن کار نه از آسمان بر می آید و نه از زمین و نه از کوه ها،
اما تومی گویی کارهای زیادی از من بر می آید، این حرف تو به این می ماند که شمشیر گرانبهای شاهانه ای را ساطور گوشت کنی و بگویی آن شمشیر را بیکار نگذاشته ام؛
یا این که در دیگی زرین شلغم بار کنی یا کارد جواهر نشانی را به دیوار فرو ببری و کدوی شکسته ای را به آن آویزان کنی.
 این کار از میخی چوبین نیز بر می آید.
 خود را این قدر ارزان مفروش که بسیار گرانبهایی!
بهانه می آوری که من با انجام دادن کارهای سودمند روزگار می گذرانم.

دانش می آموزم، فلسفه و فقه و منطق و ستاره شناسی و پزشکی می خوانم، اما این ها همه برای توست و تو برای آن ها نیستی.
اگر خوب فکر کنی در می یابی که اصل تویی و همه این ها فرع است.
تو نمی دانی که چه شگفتی ها و چه جهان های بی کرانی در تو موج می زند...
_

ﺩﻟﯿﻞ ﺍﯾﻦﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﺷﺎﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ همواره

ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﻮﺩﻩ

ﺣﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺖ

ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻧﺎﻣﺸﺨﺺ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ، ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ. 

" آرامش" به معنای آن نيست که صدايي نباشد،

مشکلي وجود نداشته باشد،

يا کار سختی پيش رو نباشد، " آرامش" يعني در ميان صدا،مشکل و کار سخت،

دلی آرام وجود داشته باشد... 

دلی آرام از ایمان به خدا! "دلتان آرام"!