«عادت»
«عادت»
عادت ، ناجوانمردانهترين بيماری است ، زيرا هر بداقبالی را به ما میقبولاند ، هر دردی را و هر مرگی را.
در اثر عادت ، در كنار افراد ِ نفرتانگيز زندگی میكنيم ، به تحمل زنجيرها رضا میدهيم ، بیعدالتیها و رنجها را تحمل میكنيم. به درد ، به تنهایی و به همه چيز تسليم میشويم.
عادت ، بیرحمترين زهر زندگیاست. زيرا آهسته وارد میشود ، در سكوت ، كمكم رشد میكند و از بیخبری ما سيراب میشود و وقتی كشف میكنيم كه چطور مسموم ِ آن شدهايم ، میبينيم كه هر ذرۀ بدنمان با آن عجين شده است ، میبينيم كه هر حركت ما تابع شرايط اوست و هيچ دارویی هم درمانش نمیكند.
(کتاب: «يك مرد» اثر: «اوريانا فالاچی»)
نکته:
بنابراین به هیچ چیز عادت نکنیم به جز این که عادت کنیم که به هیچ چیز عادت نکنیم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۶/۲۹ ساعت 10:7 توسط شفیعی مطهر
|
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!