مثبت نگری
در دنیای لجام گسیخته کنونی که مادیات همه چیز را تحت الشعاع قرار داده است٬عواطف٬احساسات وبشر دوستی و نوع پرستی می رود که به فراموشی سپرده شود.در دنیایی که فقر و تنگدستی٬جنگ و خون ریزی٬فساد و تباهی هر روز رو به افزایش است٬چیزی جز پشتوانه معنوی٬مثبت اندیشی و تغییر و تحول درونی نمی تواند بشر را از این همه نا بسامانی و از هم گسیختگی و از هم پاشیدگی های روانی نجات دهد.اما سوال اینجاست که آیا ویژگی های فردی موجب شاخص ها ومعیارهای مثبت نگری است؟ یا این که فضا و شرایط اجتماعی است که ما را به مثبت نگری رهنمون می شود؟
زندگی سرشار از نعمت ها وثروت های نا محدود است.همه انسان ها حق و اختیار دارند در زندگی موفق شده و با شادمانی ونشاط زندگی کنند٬ولی دستیابی به شادی و شادابی و موفقیت در هر زمینه ٬فقط به همت و تلاش افراد بستگی دارد٬هیچ کس جز خود شخص نمی تواند موفقیت ها و شادابی ها یا غم ها و شکست ها را برای خویشتن فراهم سازد.
چگونه است که گروه اندکی احساس خوشبختی می کنند ؟در حالی که عده زیادی از خود ناراضی هستند.به طور کلی٬هر کس حوادث بیرونی را با توجه به باورها و بینش خود تفسیر وتوجیه می کند.در واقع حقیقت همه چیز از افکار و ذهن انسان سرچشمه می گیرد٬یعنی انسان ساخته وپرداخته افکار خویش است٬در واقع تو همان هستی که می اندیشی این ذهن ماست که از ما انسانی موفق و قوی می سازد٬یا برعکس آن عمل می کند.
روان شناسان معتقدند که اندیشه ها و پندارهای ماست که کیفیت زندگی ما را می سازند٬اندیشه ها هستند که موجب موفقیت یا شکست٬عامل سلامتی یا مریضی٬باعث خوشبختی یا بدبختی ما هستند.با اندیشه های مثبت است که انسان سرشار از شور شوق و اشتیاق٬احساس خوشبختی٬تندرستی و آرامش می کندو با افکار منفی است که احساس شکست٬بدبختی٬مریضی٬بیچارگی و بدبختی می کند.با اندیشه های مثبت است که توانمندی ها٬اعتماد به نفس و خود باوری ها قویا افزایش می یابند٬در حالی که با افکار منفی احساس ناتوانی حقارت و خود کم بینی در انسان تشدید گردیده و در نتیجه بسیاری از امراض روحی و جسمی گریبان گیر فرد میشود.جای تاسف است که اکثر مردم بدون این که خود متوجه باشند٬با تکرار اندیشه های مخرب٬انرژی های خود را بر ضد خویش به کار برده و سبب بدبختی های خود می شوند!
" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!