دلایل باهوش تر بودن

دلایل باهوش تر بودن


🌸🌸🌸
۹ عادت عجیب و غیرمعمول که نشان می دهند شما از سایرین باهوش تر هستید.

_میزتان نامرتب و شلوغ است.

_تا دیروقت بیدار هستید.
دکتر «وای» بر این باور است که ساعت بدن افراد باهوش تر به گونه متفاوتی عمل می کند . دلیل دیگر این امر نیز آن است که آن ها اغلب افراد درونگرایی هستند و با بیدار ماندن در طول شب، تمام عوامل مزاحم را کنار گذاشته و به اندیشیدن و حل مسائل مبادرت می کنند.

_دشنام می دهید.

پژوهشگری به نام دکتر «تیموثی جی»  می گوید: “هر اندازه در زمینه ای الفاظ بیشتری بدانید، بدان معناست که در زمینه دیگری نیز دایره لغتی بیشتری دارید. چندان عجیب نیست که افراد باهوش تر، فحش های بیشتری را بلد باشند. البته این بدان معنا نیست که این الفاظ را به کار می برند.

_دوش آب سرد را دوست دارید.

_صدای جویدن غذا، اعصاب تان را خرد می کند.

_گاهی کارهای احمقانه و بدون تفکر انجام می دهید.
محققان  دریافتند، افرادی که بدون فکر کردن کاری را انجام می دهند، تا ۲۹ درصد بیشتر از سایرین، برخی از اطلاعات را به خاطر می آورند. انجام بدون فکر برخی از کارها سبب کارآیی بهتر حافظه تان شده و به مغز نیز راهکارهای بصری می دهد.

_از خودتان انتقاد می کنید.
 افراد باهوش تر، عمدتا توانمندی ها و دستاوردهای خود را دست کم می گیرند و به جای آن که اعتماد به نفس فراوانی داشته باشند، از عملکردهای خود انتقاد می کنند.

_رویاپردازی می کنید.

_با خودتان حرف می زنید.

در مطالعه ای که در دانشگاه «ویسکونتین» و «پنسیلوانیا» انجام پذیرفت، محققان از شرکت کنندگان این پژوهش خواستند تا اشیائی را به خاطر سپرده و آن ها را بیابند. بلند گفتن نام آن اشیاء توانست به به خاطر سپردن آن ها کمک فراوانی کند.

در واقع زمانی که نام شیء را بلند بیان می کنید، آن را در ذهن خود مجسم می کنید و در نتیجه مغز قدرت به خاطر سپردن و یا یافتن بهتر آن شیء را می یابد.”


@shamdounii 🍀

پسر 9ساله ای که اشک قاضی را درآورد


پسر 9ساله ای که اشک قاضی را درآورد

اوایل خرداد «فرزاد»- 9 ساله- با همراهی مددکار سازمان بهزیستی تهران به مجتمع قضایی ونک رفته بود تا مادرش را بعد از 7 سال ببیند.

مادر فرزاد:

▪️فقط 16 سال داشتم که به زور شوهرم دادند. یک بار که به سفر زیارتی مشهد رفته بودیم، احمد مرا با خانواده‌ام دید و همان جا خواستگاری کرد. 

شوهرم اوایل خیلی هوایم را داشت، اما دو سال نشده توسط دوستانش معتاد شد. احمد هر روز کتکم می‌زد. تا این که با کمک ریش سفیدهای فامیل‌شان توانستم طلاق بگیرم. اما بچه دو ساله‌ام را گرفتند و خودم را از خانه بیرون کردند. در مشهد کسی را نداشتم. به همین خاطر ناچار شدم به شهر خودمان برگردم و یک سال نشده دوباره شوهر کردم تا سربار خانواده‌ام نباشم. حالا دو تا بچه از شوهر دومم دارم. خدا را شکر مرد خوبی است و تا شنید که بچه‌ام را به بهزیستی سپرده‌اند، گفت برویم بچه را بیاوریم پیش خودمان. خدا خیرش بدهد.

خانم مددکار:

▪️طبق پرونده موجود، پدر فرزاد معتاد بوده و 7 سال پیش بچه را با خودش به تهران آورده، اما در یکی از طرح‌های جمع‌آوری معتادان فرزاد را به بهزیستی تحویل داده‌اند. همکاران ما می‌دانسته‌اند که این بچه خانواده دارد و خوشبختانه با پیگیری زیاد ابتدا خانواده پدری کودک پیدا شد، اما آن ها شرایط مناسب برای نگهداری فرزاد را نداشتند و از همان طریق مادرش را در یکی از شهرستان‌های بخش مرکزی پیدا کردیم که حالا اینجا در حضور شماست.

فرزاد:

▪️«خیلی خوشحالم. چند بار خواب مادرم را دیده بودم. هر بار یک نقاشی می‌کشیدم و به دیوار نمازخانه مدرسه‌مان می‌چسباندم تا خدا آن را ببیند و مادرم را برایم پیدا کند.» قاضی با شنیدن این حرف سرش را پایین انداخت، نم اشکش را با دستمال خشک کرد و بعد برای فرزاد دست تکان داد وگفت: «ان شاءلله موفق و سلامت باشی».

@iranfnews

ادای زندگی کردن!!

ادای زندگی کردن!!


یکی از بازیکنان تیم والیبال آمریکا، از خبرنگاری ایرانی که می خواست با او سلفی بگیرد، پرسید:

اینجا همه چرا آیفون دارند؟ هر جا می رویم وقتی با ما عکس می گیرند، همه آیفون های مدل بالا در دست دارند، چقدر آیفون اینجا طرفدار دارد، نکند کارخانه آیفون در ایران است!

باید به ایشون گفت :

نه تنها کارخانه آیفون، که کارخانه پورشه و بنز و مازراتی هم در ایران است !!

اصلا تمام برندهای بزرگ دنیا در ایران تولید می شود !

اما اشتباه نکنید، ما ثروتمند نیستیم، ما فقیران پولداری هستیم که از شدت مصرف گرایی افسار گسیخته و اشرافیت دروغین، در حال ترکیدنیم..

ما به هر قیمتی باید با کلاس باشیم !

ما پنج نفری تو آپارتمان شصت متری تو هم می لولیم، اما توی آشپزخانه پنج متریمون یخچال ساید بای ساید داریم !!

ما در تمام سال ، بیست هزارتومن خرج کتاب نمی کنیم، اما پنج میلیون تومن برای تلویزیون ال ای دی پول می دهیم !!

ما در روز ده دقیقه پیاده روی نمی کنیم، اما یه تردمیل آخرین مدل گوشه خانه مان خاک می خورد !

ما خودمان نیستیم !!

یک کپی دست چندم از دیگرانیم !!

ما حالمان خوب نیست !

و هرچی درونمان داغون تر و خراب تر و افسرده تر می شود،

بیرونمان شیک تر و خوشگل تر و با کلاس تر !

هرچی غم هایمان بیشتر می شود، سرخاب و سفیداب صورتمان بیشتر می شود !

ما شبیه هدیه ی ارزان قیمتی هستیم که یک کاغذ کادوی شیک و رنگارنگ، به دورش کشیده شده است...

یک حباب بزرگ پر شده از هیچ!


و ما امروزه زندگی نمی کنیم، ادای زندگی کردن را در میاریم!!

"افسانه‌ی نبود روح جمعی"


🔴✅ "افسانه‌ی نبود روح جمعی"

👈 "بعضي صاحب نظران با تأثيرپذيری از احمد فرديد، فيلسوف شفاهی ايرانی،در سال های گذشته درباره نبود و ضعف"روح جمعی" در ميان ايرانيان، نوشته ها و اظهارات مختلفی را منتشر و ابراز كردند.

👈 اين نوشتار به دو نمونه مورد اشاره اين صاحب نظران درباره نبود روح جمعی در ميان ايرانيان می پردازد و به اين پرسش پاسخ می دهد كه اين نمونه ها، چه نسبتی با ادعای مورد اشاره دارد؟

👈 عده ای با توجه به شكست های ايرانيان در ورزش های جمعی مانند فوتبال و واليبال، باور داشته اند ايرانيان به سبب ضعف در كار جمعی نمی توانند در اين ورزش ها، موفق باشند.

👈 حال آن كه در ورزش های انفرادی مانند كشتی و كاراته، عملكرد قابل قبولی دارند. اما به نظر می رسد از آن زمان كه مربيانی مانند ولاسكو و كی روش به ورزش ايران راه يافتند و توانستند موفقيت های مهمي را به ارمغان آورند، اين موضوع آشكار شده كه شكست های پيشين در ورزش های جمعی، بيش از آن كه با نبود و ضعف روح جمعی در ميان ايرانيان ارتباط داشته باشد، به نبود مربيان باكيفيت در ورزش ايران بازمی گردد.

👈 اين كه در آن دوشنبه شب خاطره انگيز، پس از برزيل به جام جهانی رفتيم، به عملكرد مطلوب كی روش و تيم او بازمی گردد.

👈 اگر در دوره های پيشين نيز از توانمندي های مربيان بزرگ برخوردار بوديم، اين مسير را به آسانی طی می كرديم.

👈 اگر روح جمعی در ميان ما نبود، اكنون در حسرت جام جهانی به سر می برديم و در واليبال نيز همچنان، در برابر ژاپن و كره بازنده بوديم و نمی توانستيم مشتاقانه مسابقات ليگ جهانی واليبال را تماشا كنيم.

👈 برخی صاحب نظران، معتقدند ضعف روح جمعی در ميان ايرانيان به ضعف نظام حزبی، انجاميده است. آنان بر اين باورند كه اگر ايرانيان با فعاليت جمعی آشنا بودند، احزاب در نظام سياسی ايران، جايگاه مهم تری داشتند.

👈 اما بررسي های تاريخی، نشانگر آن است كه هرگاه حكومت به بحران اقتدار دچار شده و يا از اعمال اجبار بر احزاب خودداری كرده، اين تشكل های سياسی توانسته اند در ايران، فعاليت موفقیت آميزی داشته باشند.

👈 به عنوان مثال، حزب توده در سال های پس از شهريور 1320 توانست در ايران چند ده هزار نفر را جذب كند. اگر روح جمعی در ميان ايرانيان چنان ضعيف بود كه مانع تحقق فعاليت حزبی می شد، حزب توده نمی توانست چنين عملكردی داشته باشد.

👈 ضعف حزب گرایی را در ايران، بايد به فشار حكومت، هزينه بالای فعاليت های سياسی و دوری ايرانيان از شفافيت سياسی نسبت داد.

👈 ايرانيان برخلاف برخی ديدگاه ها، از قابليت های لازم برای فعاليت جمعی برخوردارند. به نظر می رسد افسانه نبود و ضعف روح جمعی ميان ايرانيان، خود به عامل بازدارنده در برابر فعاليت های گروهی بدل می شود.

👈 افسانه ای كه بايد آن را به باد سپرد تا یکی از موانع ذهنی و وهم آميز فعاليت های گروهی اجتماعی در ايران، سست شود."

✍️ حسن بختياری زاده (فعال سیاسی)

هشت سطح آگاهی

هشت سطح آگاهی
*************

در سطح اول آگاهی، شخصی که عملی اشتباه را انجام می دهد، اصرار دارد که عمل او درست بوده و دیگران را محکوم می کند. این شخص به خاطر اعتقاد عمیق برای انجام عمل اشتباه خود از هیچ کاری پروا نداشته و دست به انجام هر کاری می زند تا عملش را به کرسی نشاند.

در دومین سطح آگاهی، شخص پس از انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و از درون احساس پشیمانی می کند، ولی این پشیمانی را بروز نمی دهد.

در سومین سطح آگاهی، شخص در حین انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و دیگر آن را ادامه نمی دهد. شخص قادر به کنترل احساسات و افکار خود می باشد.

در چهارمین سطح آگاهی، شخص قبل از انجام عملی اشتباه متوجه آن عمل شده و آن را انجام نمی دهد.

در پنجمین سطح آگاهی، شخص خود عمل اشتباهی انجام نمی دهد، ولی اعمال اشتباه دیگران موجب آزار و خشم او می شود.

در ششمین سطح آگاهی، شخص عمل اشتباهی انجام نمی دهد و با دیدن اعمال اشتباه دیگران احساس ترحم و دلسوزی نسبت به آن ها می کند.

در سطح آگاهی هفتم، شخص عمل اشتباهی انجام نمی دهد و دیگران را قضاوت نمی کند.

سطح آگاهی هشتم همان عشق است.

نکته: حالا شما در کدام سطح آگاهی هستید؟

قتل عام انقلابی گنجشک ها به دستور مائو !


◀️قتل عام انقلابی گنجشک ها به دستور مائو !
 


✏️ در جریان برنامه جهش بزرگ در چين، حوزه های حزبی به  ️مائو رهبر انقلاب چین گزارش دادند که گنجشک ها بخش زیادی از محصولات کشاورزی را می خورند. مائو با جمع بندی نظریات ماموران حزبی ، فرمان قتل عام گنجشک ها را صادر کرد و از توده های مردم خواست که به عنوان وظیفه انقلابی گنجشک ها را نابود کنند.

معلمان در مدرسه با حرارت دانش آموزان را علیه گنجشک ها تحریک و گنجشک ها را عامل گرسنگی و کمبود مواد غذایی اعلام می کردند. دانش آموزان مدارس و نظامیان نقش مهمی در این جنبش ایفا کردند. هر دانش آموز به عنوان وظیفه انقلابی روزانه با تیرکمان تعداد معینی گنجشک را شکار می کرد. بچه ها لانه های گنجشک ها را ویران و تخم های آن ها را ازبین می بردند . نظامیان در سراسر کشور با زدن شیپور و طبل مانع نشستن گنجشک ها روی شاخه درختان می شدند. گنجشک ها روی هوا در اثر خستگی هلاک می شدند و سقوط می کردند.
خلاصه هر شهروند در هر کجا که بود، خود را در نابودی گنجشگ ها «آتش به اختیار» می دانست!!
تقریبا تمام  گنجشک ها در چند ماه قتل عام شدند و لاشه های آن ها با کامیون به حوزه های حزبی منتقل و پس از شمارش به دبیرخانه حزب در پکن گزارش می شد. اما داستان مطابق تئوری انقلابی صدر مائو پیش نرفت! ناگهان سر وکله ملخ ها در مزارع پیدا شد. در غیبت گنجشک ها تعادل اکوسیستم به هم خورده بود و جمعیت ملخ ها و دیگر آفات نباتی به صورت انفجاری افزایش یافته بود !

 معلوم شد که گنجشک ها فقط از دانه غلات تغذیه نمی کردند ،بلکه حشراتی مانند ملخ ها را هم می خوردند. به دنبال قتل عام گنجشک ها ، تولید محصولات کشاورزی به شدت پایین آمد و میلیون ها نفر بر اثر گرسنگی مردند. از بالا دستور آمد که گنجشک ها را نکشید، اما دیگر گنجشکی باقی نمانده بود!  مائو به اشتباه خود اعتراف نکرد.  اما تا چندسال یکی از واردات چین از اتحاد شوروی گنجشک زنده بود تا دوباره تعادل را به طبیعت برگردانند و جمعیت حشرات را با افزایش تعداد گنجشک ها کنترل کنند.

👌

مفهوم توبه

مفهوم توبه


در اصل، این شب‌ها بهار توبه است و از هر وقت دیگری مطلوب‌تر است که انسان‌ها به آمرزش خواستن رو بیاورند.
 اگر کسی در این شب‌ها موفق به توبه‌ی واقعی شود، شب او شب قدر است.
یعنی دلش و حالش و جانش عوض شده‌است و همچنان که گفته‌اند، تقدیر سال و بلکه همه‌ی عمر آینده‌اش را رقم زده‌است.

اصلی‌ترین بهره‌ای که می‌توان برد، بهترین و شریف‌ترین میوه‌ای که از شاخسار رحمت خداوندی در این شب‌ها می‌توان چید، توفیق در توبه است که عبارت است از به خود آمدن و در پیش خود و خداوند، شخصیت خود را عریان نهادن و دفتر گذشته‌ی خود را ورق زدن، و در برابر خود عصیان کردن، و از افراط‌ها و تفریط‌ها ندامت حاصل کردن، به کژی‌ها و نقص‌های خود اعتراف کردن و از خداوند مغفرت خواستن و پشیمانی و تلخی ندامت را با ژرفای جان احساس کردن، و عزم اکید بر ترک گناهان و تغییر مسیر در باقی‌مانده‌ی عمر ورزیدن است.

توبه یکی از اصیل‌ترین مفاهیم دینی است. بیرون از دین، ما دگرگون شخصیت و تغییر منش و رفتار داریم، اما چیزی به نام توبه نداریم.
این مفهوم، یک مفهومی است که تنها در بستر اندیشه‌ی دینی می‌روید و انجام آن فقط برای انسان دیندار میسر است. بشارتی که خداوند به توبه‌کاران داده است و کرامت و مغفرتی که نصیب آنان می‌کند و آن پاکی و قدسیتی که پس از توبه دست می‌دهد، تنها برای یک انسان دیندار درک‌شدنی و حاصل‌شدنی است.

پیامبران هم در ابتدای ظهور و بعثت‌شان یکی از مهم‌ترین دعوت‌هایشان، دعوت به توبه بود و ندای «توبوا الی الله» سر می‌‌دادند. این توبه، هم روی‌دل با خدا کردن بود و دست از معبود‌های کاذب شستن و هم از گناهان عذر خواستن و دل را از گرد رذیلت پیراستن. عارفان و سالکان هم گفته‌اند که نخستین مرحله از مراحل سلوک، توبه است.
پس از این که تنبهی در کسی حاصل شد و در اثر ترغیب و توصیه‌ی صاحب‌دلی عزم کرد که در جاده‌ی سلوک دینی و اخلاقی پا بگذارد، باید که در مرتبه‌ی اول، بر خود و گذشته‌ی خود پا بنهد و تولد نوینی پیدا کند. توبه، پا نهادن بر گذشته‌ی خویش است.
ابتدا توبه کردن از گناه داریم و این نازل‌ترین مرتبه‌ی توبه است که البته مرتبه و مرحله‌ی فوق‌العاده مهمی است و آن را نباید کوچک شمرد؛ چراکه مبیّن و متضمّن شجاعت به اعتراف و شجاعت در مقام عمل است. سپس توبه از خیال را داریم، یعنی بر درِ دل نشستن و بیگانه را اذن ورود ندادن.

تکیه کردن بر خداوند در مقام توبه، از ویژگی‌های اندیشه‌ی دینی است. این فضیلت بیرون از دین یافت نمی‌شود. انسان اگر می‌توانست با خویشتن خویش هم‌آوردی کند و به تنهایی قدم بر سر نفس خود گذارد و گذشته‌ی خود را بشوید و جامه‌ی چرکین پیشین خود را درآورد و جامه‌ی پاک و پیراسته‌ی تازه بر تن کند، در مقام توبه این همه عذر نمی‌تراشید و این‌قدر از آن دور نمی‌ماند و این‌قدر اسیر غفلت نمی‌شد.
این کار به تنهایی شدنی نیست. نفس ما، یعنی همان که به ما جفا کرده است، بی‌جهت برنمی‌گردد و وفا نمی‌کند. کس دیگری را باید در میان آورد.
از جای دیگر باید مدد جست. قرآن به ما آموخته است که خداوند توّاب است. او نیز به سوی توبه‌گران گرایش دارد و توبه‌ی آن ها را می‌پذیرد. توّاب بودن خداوند یعنی این که در واقع، توبه از او شروع می‌شود و حداقل هنگامی که از این سو کسی بر توبه عزم می‌کند، خداوند نیز از آن‌سو دستش را می‌گیرد.

در این کشاکش دوسویه است که شخص از غربت و تنهایی، از ضعف و زبونی، بیرون می‌آید و نیرویی تازه می‌یابد. بر پیشینه‌ی خود که بر او چیره بود، غالب می‌شود و از پوسته ی پیشین خود می‌شکفد و بیرون می‌رود. اما توبه کردن در پیشگاه خداوند، تنها مددخواهی از وی نیست. اقرار کردن به گناه نیز می‌باشد.
پس در توبه، در وهله‌ی نخست، مفهوم گناه نهفته است.
اگر کسی یا کسانی به امری به نام گناه معتقد نباشند، توبه هم برای آن‌ها معنای روشنی نخواهد داشت. این تفکر را ادیان آموزش داده‌اند.

مولانا فرمود:
تو مگو ما را بر آن شه بار نیست
با  کریمان  کارها  دشوار  نیست
(مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۲۱)

«با کریمان کارها دشوار نیست».
این لطیف‌ترین پیامی است که از عمق یک تجربه‌ی دینی برمی‌خیزد. کسانی که خداوند را می‌خوانند، او را باید به صفت کریم بخوانند و بدانند که راهشان برای ورود به محضر میزبانی کریم، کوتاه است و همان‌گونه که امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی گفته‌اند:
«أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ وَ أَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَکَ
کسی که به سوی تو سفر می‌کند، راهش نزدیک است و تو از کسی پنهان نمی‌شوی. بلکه مردم، به واسطه‌ی اعمالشان، از تو پنهان و دور می‌گردند.»

برگرفته از #حدیث_بندگی_و_دل‌بردگی

@DrSoroush

مخالفت با رهبری!

 مخالفت با رهبری!

 

مصباح یزدی : "مخالفت با ولى امر مسلمين، شرك است"!


سيّدعطاالله مهاجرانى : به امام خمينى گفتند: بازرگان با شما مخالف است.

گفت : "باشد، مگر من جزو أصول دين هستم؟!"
            
آیت الله منتظری نیز به اعضای هیئت های گزینش تاکید کرد:

"هیچ کس را به بهانه مخالفت با من رد صلاحیت نکنید. من که جزو اصول دین 

نیستم!"(نقل به مضمون)

شب قدر


شب قدر


بسم الله الرحمن الرحيم. اناانزلناه في ليله القدر . و ماادريك ما ليله القدر.  ليله القدر خير من الف شهر . تنزل الملائكه والروح، فيها باذن ربهم من كل امر . سلام هي حتي مطلع الفجر.

ما «آن» را فرود آورديم درشب قدر.  و چه مي داني كه شب قدر چيست   ؟     شب قدر از هزار ماه برتر است . فرشتگان و آن روح دراين شب فرود مي‌آيند  به اذن خداوندشان از هر سو .

سلام بر اين شب تا آنگاه كه چشمه خورشيد ناگهان مي‌شكافد! و تاريخ قبرستاني است طولاني و تاريك، ساكت و غمناك، قرن‌ها از پس قرن‌ها همه تهي و همه سرد، مرگبار و سياه، و نسل‌ها در پي نسل‌ها، همه تكراري و همه تقليدي، و زندگي‌ها، انديشه‌ها و آرمان‌ها همه سنتي و موروثي، فرهنگ و تمدن و هنر و ايمان همه مرده ريگ! ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبي از اين شب‌هاي پيوسته، آشوبي، لرزه‌اي، تكان و تپشي كه همه چيز را بر مي‌شورد و همه خواب‌ها را برمي‌آشوبد و نيمه سقف‌ها را فرو مي‌ريزد. انقلابي در عمق جان‌ها و جوششي در قلب وجدان‌هاي رام و آرام، درد و رنج و حيات و حركت و وحشت و تلاش و درگيري و جهد و جهاد، عشق و عصيان و ويرانگري و آرمان و تعهد، ايمان و ايثار! نشانه‌هايي از يك «تولد بزرگ»، شبي آبستن يك مسيح، اسارتي زايندهُ يك نجات! همه جا، ناگهان «حيات و حركت»، آغاز يك زندگي ديگر. 

پيداست كه فرشتگان خدا همراه آن «روح» در اين شب به زمين، به سرزمين، به اين قبرستان تيره و تباه كه در آن انسان‌ها، همه اسكلت شده‌اند، فرود آمده‌اند. 

اين شب قدر است.  شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدير يك انسان نو، آغاز فردايي كه تاريخي نو را بنياد مي‌كند. اين شب از هزار ماه برتر است، شب مشعري است كه صبح عيد قربان را در پي دارد و سنگباران پرشكوه آن سه پايگاه ابليسي را! شب سياهي كه در كنار دروازه مني است، سرزمين عشق و ايثار و قرباني و پيروزي!  و تاريخ همه اين ماه‌هاي مكرر است، ماه‌هايي همه مكرر يكديگر، سال‌هايي تهي و عقيم، قرن‌هايي كه هيچ چيز نمي‌آ‏فرينند، هيچ پيامي بر لب ندارند، تنها مي گذرند و پير مي‌كنند و همين و در اين صف طولاني و خاموش، هر از چندي شبي پديدار مي‌گردد كه تاريخ مي‌سازد، كه انسان نو مي‌آفريند و شبي كه باران فرشتگان خدايي باريدن مي‌گيرد، شبي كه آن روح در كالبد زمان مي‌دمد، شب قدر!  

شبي كه ازهزار ماه برتر است، آن چنان كه بيست و چند سال بعثت محمد، از بيست و چند قرن تاريخ ما برتر بود. سال‌هايي كه آن «روح» برملتي و نسلي فرود مي‌آيد، از هزار سال تاريخ وي برتر است. 

و اكنون، براندام اين اسلام اسلكت شده، بر گور اين نسل مدفون و برقبرستان خاموش ما، نه آن روح فرود آمده است، سياهي و ظلمت و وحشت شب هست. 

اما شب قدر ؟ شبي كه باران فرو مي‌بارد، هر قطره‌اش فرشته‌اي است كه بر اين كوير خشك و تافته، در كام دانه اي، بوته خشكي و درخت سوخته‌اي و جان عطشناك مزرعه‌اي فرو مي‌افتد و رويش و خرمي و باغ و گل سرخ را نويد مي‌دهد. چه جهل زشتي است در اين شب قدر بودن و در زير اين باران ماندن و قطره‌اي از آن برپوست تن و پيشاني و لب وچشم خويش حس نكردن، خشك و غبار آلود زيستن و مردن! هركسي يك تاريخ است. عمر، تاريخ هر انساني است و در اين تاريخ كوتاه فردي، كه ماه‌ها همه تكراري و سرد و بي معني مي گذرد، گاه شب قدري هست و درآن از همه افق‌هاي وجودي آدمي فرشته مي‌بارد و آن روح، روح القدس، جبرئيل پيام‌آور خدايي بر تو نازل مي‌شود و آنگاه بعثتي، رسالتي، و براي ابلاغ، از انزواي زندگي و اعتكاف تفكر و عبادت وخلوت فراغت و بلندي كوه فرديت خويش به سراغ خلق فرود‌آمدني و آنگاه، در گيري و پيكار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ايثار خويش به پيام!  كه پس از خاتميت، پيامبري نيست، اما«« هرآگاهي وارث پيامبران است»»! 

آن «روح» اكنون فرود آمده است، در« شب قدر»به سر مي‌بريم. سال‌ها، سال‌هاي شب قدر است، در اين شبي كه جهان ما را در كام خود فرو برده است و آسمان ما را سياه كرده است، باران غيبي باريدن گرفته است، گوش بدهيد، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را مي‌شنويد، حتي صداي روييدن گياهان را درشب اين كوير مي‌توان شنيد.  سلام بر اين شب، شب قدر،  شبي كه از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه كه خورشيد قلب اين سنگستان را به ناگاه بشكافد، گل سرخ فلق برلب‌هاي فسرده اين افق بشكفد و نهر آفتاب بر زمين تيره ما ... و بر ضمير تباه ما نيز جاري گردد. 

تا صبح بر اين شب سلام !



علی شریعتی | شب قدر |  سال 1354 | اسلاميات | 02- خودسازي انقلابي | 6-تا شهادت (1352-1356) | کتبی
🆔 @alishariatie

🆑 کانال استاد علی شریعتی
🌹

فرقِ عدالت شکافت!

فرقِ عدالت شکافت!

علي(ع) امشب با خون سرخ خويش، به هنگام سحر، هنگامه ديگر آفريد. 

او با ترنّم ترانه تنهايي،سرود سبز رهايي را براي زنجيريان خاك سرود. 

او در خاك و خون خُفت و گل عدالت در خون او شكُفت. 

شهادتش شب هاي قدر را قدر بخشيد و گفتمان حُرّيّت انسان را بر صدر نشانيد. 

با شهادت علی نه تنها «خرقِ انسانیّت»،که «فرقِ عدالت» شکافت!

سوگ سرخ علي(ع) را تسليت مي گويم.


#شفیعی_مطهر

امام علی و گفت و گو و  خردورزی

امام علی و گفت و گو و  خردورزی


📝📝📝   با خانواده بخوانیم و به اطرافیان بگوییم!

✍️ مرتضی نظری

✅امشب، شب شهادت امام علی علیه السلام است. بیاییم در میزان شناخت خود از شخصیت والای ایشان تاملی دوباره کنیم. خوب است با فرزند و خانواده خود روی برخی جنبه های شخصیت ایشان تامل کنیم:
📍بگوییم که وقتی خبر سوءاستفاده مقامات حکومتی از بیت المال به امام علی  می رسید، اولین اقدام ایشان "عزل" و برکناری مدیران فاسد بدون اتلاف وقت بود و هرگز تعارفی با فساد سیاسی مقامات نداشتند.
📍این که مولا علی در چهار و نیم سال حکومتشان به گواه تاریخ، هیچ کس به دلیل نقد و اعتراض محدود نشد و آنجا هم که دست به شمشیر برد، برای تامین امنیت مردم بود و هیچ گاه در جنگ پیشتازی نکرد.
📍به فرزندانمان بگوییم که ایشان به فرزندش امام حسن توصیه کردند برده و بنده کسی نباش، چون خدا تو را آزاد آفرید. و جمله طلایی ایشان را یادآوری کنیم که: فرزندانتان را برای زمان خودشان تربیت کنید، نه به زمان خودتان.
📍بگوییم که دشمنِ مولا علی قبل از آن که ابن ملجم مرادی باشد، جریان تحجّر و ارتجاع بود. جریانی که نمی تواند و نمی خواهد که اقتضائات زمانه را بفهمد.
📍به فرزندانمان بگوییم که مولا علی، امام عرب و مرد شمشیر و غضب نیست، امامِ انسانیت است؛ چون در زمانه ای که "زن" و "غیر مسلمان" جایگاهی نداشت، او، زنِ یهودی را تکریم و در برابر بی حرمتیِ کوچک یک سرباز حکومتی به آن زن، به شدت برآشفته شدند و برخورد کردند.
📍به جوان و نوجوان خود بگوییم که امام علی علیه السلام توصیه به مهربانی و آسان گرفتن بر مردم می کردند و آن فراز طلایی و جهانی ایشان را در ذهن حک کنیم که به مالک اشتر فرمودند: 

"مهربانی با مردم را پوششِ دلِ خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش... زیرا مردم دو دسته‌اند، دسته‌ای برادر دینی تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می‌باشند."
 📍به اطرافیان خود بگوییم که امام علی به مالک اشتر توصیه کرد با سنّت هایی که مردم با آن ها خو کرده اند، درنیفتد.
📍بگوییم که امام علی به مالک توصیه می کند مدیران ارشد و عالی حکومت باید کاری کنند که مردم بدون لکنت و ترس بتوانند آزادانه سخن بگویند.
📍بگوییم که امام علی برای گفت و گو و  خردورزی ارزش بسیار بالایی قائل بودند و عبادت بدون تفکر را فاقد ارزش می دانند.
📍نهج البلاغه بخوانیم حتی در حد چند حکمت کوتاهش.

🏴شهادت امامِ آزادی، آگاهی، عدالت و حامی فرودستان بر شما تسلیت باد.

 تربیت و توسعه 


@IranHumanDevelopment

@MostafaTajzadeh

ریشه های فکری  داعش


📝📝📝ریشه های فکری  داعش

✍️محمد مجتهد شبستری

۱- جنایت‌های وحشیانه و بی سابقه گروه «داعِش» بدون تردید و صد در صد محکوم است. ادامه موجودیت این گروه نه تنها برای تمامیت ارضی کشورهای منطقه و صلح خاورمیانه بلکه صلح تمام جهان خطرناک است. قطعاً باید شریان‌های گوناگون حیات این گروه قطع شود تا آن‌ها از صفحه روزگار ناپدید شوند.

۲- اما! اما اگر خلیفه داعش «ابوبکر بغدادی» که خود را مسلمان ناب و مجری شریعت اسلام می‌نامد، از فقیهان رسمی جهان اسلام بپرسد: 

فرق مبنایی و تئوریک شما با من در بیان شریعت اسلامی در کجاست که این همه مرا لعن و نفرین می‌کنند؟ این فقیهان چه پاسخی به او خواهند داد؟!

۳- هیچ کس به اندازه «ابن تیمیه» (۶۶۱ تا ۷۲۸ قمری) در بیان عقائد و فتواهای فقهی سلفیه که گروه «داعش» و مانند آن، خود را دنبالۀ آنان می‌دانند، موفق نبوده است. او در مجموعه‌ای از پرسش‌ها و پاسخ‌ها که تحت عنوان «مجموع فتاوی» از وی در دست است، مو را از ماست بیرون کشیده و تار و پود تفکر اعتقادی و فقهی سلفیه و مخالفان آن ها را مفصلاً به نمایش گذاشته است. 

ابن تیمیه در آن مجموعه نشان داده که اختلاف بنیادین سلفیه با سایر مسلمانان در این است که آن ها تفسیر متون نخستین اسلامی را چه در حوزه اعتقادات و چه در حوزه شریعت به هیچ وجه جایز نمی‌دانند و معتقدند که مسلمانان در همه عصرها همان گونه باید زندگی کنند که صحابه پیامبر آن گونه زندگی می کردند، در حالی که سایر گروه‌های مسلمان، به گونه‌ای تفسیر را جایز می‌شمارند و تا حدودی تحولات زندگی را می پذیرند.

۴- حال اگر ابوبکر بغدادی به فقیهان رسمی بگوید شما هم در حوزۀ شریعت اسلامی مثل ابن تیمیه و من عمل می‌کنید و می‌گویید هیچ کدام از متن‌های مربوط به احکام شریعت را که در قرآن و حدیث آمده نباید تفسیر کرد و آن ها را باید همان طور که در این متون بیان شده بدون هیچ تغییری صد در صد اجرا کرد، آن ها چه پاسخی می‌دهند؟

۵- آیا تفاوت مبنایی و تئوریک فقیهان رسمی با «داعش» تنها در حوزۀ اعتقادات اسلامی است؟ یا این که تفاوت دیگری هم وجود دارد و آن این که فقیهان می‌گویند آقای بغدادی! شریعت الهی همان است که شما می‌گویید، ولی در عصر حاضر همۀ آن را نمی‌توان اجرا کرد؟!، یا این که می‌گویند آقای بغدادی! شما خیلی وحشیانه اجرای شریعت می‌کنید و این درست نیست؟!

۶- موشکافی های دانش هرمنوتیک در سه قرن اخیر نشان داده که بر خلاف مدعای ابن تیمیه، احتراز از تفسیر متون، خود، گونه ای تفسیر است و مبنای تئوریک دارد. خطر عظیم داعش ها، القاعده ها، النصره ها، طالبان ها در جهان حاضر از مبنای تئوریک تفسیر آن ها برمی‌خيزد و نه از تفسیر نکردن آن ها. آن مبنای تئوریک مشترک میان آنان و فقیهان رسمی این است که متون قرآن و حدیث حاوی یک سلسله نظام های ثابت و ابدی معرفتی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای همۀ انسان ها در همۀ عصرها می‌باشد که آن را «شریعت الهی» می‌نامند. این یک «پیش فهم» باطل در مقام تفسیر متون اسلامی است که همۀ خطرها و خشونت‌هاى شدید و یا غیر شدید در جهان اسلام از آن برمی‌خيزد. 

صاحب این قلم از ۲۰ سال پیش در نوشته‌ها و سخنرانی‌هاى خود این پیش فهم باطل را با روش‌هاى علمی نقد کرده است. من اکنون می‌پرسم آیا پیدایش القاعده‌ها، طالبان‌ها، النصره‌ها، داعش‌ها و … در جهان اسلام کافی نیست که چرت ما مسلمانان را پاره کند تا فقیهان را وادار سازیم آن پیش فهم باطل و خطر ساز را کنار بگذارند؟!

۷- من به همۀ فقیهان محترم که در حوزۀ علمیه قم و نجف نشسته‌اند، پیشنهاد می‌كنم (علاوه بر محکوم کردن سیاسی آن گروه‌ها که انجام داده‌اند) یک نشست جهانی از فقیهان اسلام در حوزۀ قم یا نجف فرا بخوانند و یک بار برای همیشه آن پیش فهم مشترک باطل و خطر ساز را به وسیلۀ موافقان و مخالفان آن به بحث و نقد جدی بگذارند و در این مقطع تاریخی حساس که حق موجودیت و حیات مسلمانان در جهان حاضر زیر سؤال رفته با تجدید نظر در مبانی خود اسلام و مسلمانان را نجات دهند. این یک خدمت تاریخی بسیار بزرگ به اسلام خواهد بود.

این جانب به آنان یادآور می‌شوم که اگر کلیسای رسمی کاتولیک در دهۀ ۱۹۶۰ واتیکان ۲ را تشکیل نمی‌داد و در پاره‌اى از مبانی خود تجدید نظر نمی‌كرد، امروز بسیار نادم بود و این ندامت هیچ سودی نداشت.


@neday_e_omid
@MostafaTajzadeh

مبانی تئوریک داعِش و پادزهر آن!☪️


⚫️مبانی تئوریک داعِش و پادزهر آن!☪️

👈 اگر از داعش بپرسیم مبناهای تئوریک شما چیست؟
در پاسخ ما حداقل مبناهای کلامی و فقهی زیرا برخواهند شمرد :

1- الله متعال، از طریق قرآن و حدیث، اوامر و نواهی ثابت و ابدی خود را به همۀ انسان‌ها ابلاغ نموده و بر آنان واجب کرده در همه عصرها و در همه قلمرو زندگی فردی و اجتماعی بدون استثنا آن ها را به کار بندند.

2- در عصر حاضر ما مسلمانان از سوی خدا مکلف هستیم تا حکومت (خلافت اسلامی) تشکیل دهیم و احکام خداوند را که در ابواب مختلف فقه اسلامی مسطور است و از کتاب و سنت استنباط شده در روی زمین اجرا کنیم.

3- ما در تشخیص این وظیفه شرعی و تکلیف الهی «مجتهد» هستیم، این تشخیص برای ما «حجت» است و بر مجتهد جایز نیست از تشخیص شرعی خود تخلف کند.
اگر همه جهانیان هم با ما مخالفت کنند، ما مجاز نیستیم از این حکم شرعی سرپیچی کنیم.

4- هرکس و هر گروه و هر دولت در برابر ما بایستد، ما شرعاً مکلفیم تا حد جنگیدن، با آنان مقابله کنیم تا همه موانع را که سد راه اجرای احکام الهی شده اند، از میان برداریم.

5- ما با تکیه بر این مبناهای تئوریک، عملاً به تأسیس حکومت و اجرای احکام الهی پرداخته‌ایم.
همه اقدامات ما از تأسیس خلافت تا خانه‌نشین کردن زنان تا جزیه گرفتن از مسیحیان و تا کشتن اسیران جنگی و ... توجیهات فقهی مسلم دارد.

             ⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️

آنچه در جهان حاضر همۀ عقلای عالم را دچار وحشت و اضطراب و تأسف می‌کند، خطر مقبول افتادن و شیوع همین مدعاهای تئوریک است.
این مدعاها اجازه می‌دهند هرچند وقت یک بار، اینجا و آنجای جهان افراد و گروه‌هایی سربلند کنند و به نام خدا یا هر عنوان دیگر صلح جهانی و همه تنظیمات بین المللی را نابود کنند و همۀ نهادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه‌ها را منهدم سازند، همه جا را به خاک و خون بکشند و خشونت کور و ظلمت سیاسی محض را جانشین همه محاسبات عقلانی و عقلائی در باب سیاست کنند.

⛔️ حال پادزهر تئوریک این مبناهای تئوریک خطرناک چیست؟
در چهارچوب کلام‌ها و فقه‌های رسمی اسلامی این مبناها پادزهر تئوریک ندارد؛ چون همه آن ها در چهارچوب همان کلام و فقه مطرح شده‌اند و قابل توجیه هستند.

✅ پادزهر تئوریک در این باب فقط و فقط به رسمیت شناختن 👈«حقوق بشر»👉 است.
به رسمیت شناختن این مبنا که در جهان حاضر هیچ انسانی و هیچ گروهی حق ندارد به نام خدا و یا هر عنوان دیگر با قهر و غلبه قیام کند و نظم سیاسی جامعه‌ها و حکومت آن ها را در دست بگیرد و یا بر خلاف رأی اکثریت با استبداد و اختناق آن را در دست خود نگاه دارد.

تأسیس نظم سیاسی و تعیین قواعد آن و اعمال قدرت سیاسی و حفظ آن، حقوق فرد فرد انسان‌های هر جامعه است و لاغیر.

این ها حقوق بشر است از آن نظر که بشر است و در همه جهان و همه جامعه‌ها باید به رسمیت شناخته شوند.

«حقانیت» حقوق بشر در جهان حاضر ناشی از همین پادزهر بودن تئوریک آن است.
اما کلام و فقه رسمی اسلام برای مقابله با آن مبناهای خطرناک نه تنها فقیر است، بلکه بستر ساز پیدایش داعِش‌ها و داعشیان است.

همین «حقوق بشر» است که الهی‌دانان و فقیهان اسلام باید آن را به رسمیت بشناسند و فرهنگ اسلام و مسلمانی را با این اقدام تاریخ ساز توان زیستن و بالیدن در جهان حاضر ببخشند.

این است رسالت انسانی و دینی تاریخی ما مسلمانان در عصر حاضر."


✍️ محمد مجتهدشبستری
(دین پژوه و محقق ارشد دینی)

          🌸🌸🌸👏👏👏🌹🌹🌹

 

عاشق علی و عاقبت یزید!

عاشق علی و عاقبت یزید!


🔴 چه رنجی بزرگ تر از این که ملتی عاشق علی باشد و عاقبت یزید داشته باشد؛ چه رنجی بالاتر از این که کسانی که می بینیم در چه سطحی از معنویت، از آگاهی، از منطق و از انصاف هستند، باید از علی و از مکتب علی سخن بگویند و مردم را با علی آشنا کنند؛ 

چه رنجی بالاتر از این که در این دنیا یک ملتی، یک گروهی هست که مارک علی بر پیشانی سرنوشتش خورده، (ولی باید) از فقر، از خواب، از تخدیر، از تفرقه، از کوتاه اندیشی، از بدبینی، ضعف و ذلت رنج ببرد؛
و چه رنجی بالاتر از این که الان می بینیم نسل قدیم ما که به علی و به مذهب علی وفادار مانده، قدرت زایندگی و حرکت خودش را از دست داده و به جمود و توقف دچار شده و نمی تواند نسل آینده، را به تاریخ و فرهنگ و مذهب علی پیوند بدهد و آنچه را که شهدای بزرگ شیعه و علمای بزرگ شیعه و بزرگان و فداکاران و مردم عاشق شیعه به این نسل سپرده اند و نمی تواند به نسل بعد از خود انتقال دهد.
این نسل کهنه می شود - و شده - و دارد رو به زوال می رود و دارد می میرد و جانشینش، پوچی و جانشینش، فقر معنوی و جانشینش، جهل و بریدگی و گسستگی با گذشته و با علی است.
.
⬅️برگرفته از #کتاب #علی ، بخش #پیروان_علی_و_رنجهایشان ، ص ۲۶۰
.
#سخنان_و_جملات_شریعتی
#دکتر_علی_شريعتی
#مجموعه_آثار_26

▶️ @doctor_alishariati

علی را به تاریخ بازگردانیم


علی را به تاریخ بازگردانیم


محمد رهبر

در کتاب حیات القلوبِ مرحوم مجلسی که قصص الانبیا و احوالِ پیامبر خاتم است، در بخش معراج رسول، داستانی ذکر شده تا مدح علی باشد. حکایت این است که در آسمان چهارم، پیامبر با تندیسِ عظیمی از علی مواجه می‌شود که ذوالفقار در دست می‌چرخاند؛ جبرئیل که در رکاب پیامبر است، عرضه می‌دارد که ملائکه مقیم آسمان، دلشان برای علی که در زمین است، تنگ می‌شد و این هیات متحرک را ساخته‌اند که آتش فراق، سرد کنند!!

از این روایت مجعول که معنا و معنویت و پیامبر و علی را به سخره می‌گیرد، بگذریم. غرض از آوردن این اباطیل این‌که علی بن ابی‌طالب به همت مورخان و بسیاری از علمای شیعه ، قرن‌ها از تاریخ اخراج شد!

دَروزی‌های سوریه علی را در شمار چهار رب‌ّالنّوعی نهادند که پرستش می‌کنند. صوفیان از او سرحلقه عرفان ساختند بی این‌که حضورش در جامعه را ببینند و شیعیان چنان به کلاف خلافت و غدیر و دشمنی با خلفای پیش از علی مشغول شدند که اصلا درد امیرالمونین و آرمان و شیوه‌اش در حکومت از یاد بردند.

سیّد رضی، نهج البلاغه را که مشتمل بر خطبه‌ها و نامه‌ها و پندهای امام اول شیعیان است، در قرن چهارم هجری، تدوین کرد، اما مولف بیش از این که مفتون فلسفه سیاسی علوی شود، مسحور بلاغت گشت و ذوق ادبی سید رضی، حجابی بر فهم علی شد.

نهج البلاغه در این همه قرن که سلاطین اسلامی آمدند و رفتند و در ایران حتی صوفیان صفوی، خود را کلب-سگ- علی خواندند و سلسله برپا کردند، متروک و بلکه ِسری باقی ماند.

علی ابن ابی‌طالب از مقام انسانی فراتر رفت و اسطوره‌ای گشت و تاریخ از علی خالی شد و آنچه ماند، آهن پاره ذوالفقار بود و ذکر خیری که از بازوانِ تناور او می‌شد که دروازه خیبر کند. خواندن قصه‌های مجعول از خونریزی و مبارزه‌طلبی علی، نَقل محافل شیعیان شد و این حدیث از او خوانده نشد که: 

«بدی را از سینه دیگران با کندن آن از سینه خود ریشه کن نما».

در این صد ساله اخیر است که نهج البلاغه درخشیده است و از قضا در سپیده دم مشروطیت. مرحوم نائینی اولین نفری بود که در کتاب تنبیه الامّه، مشروطه را در امتداد حکومت علوی، مقبول اسلام خواند. نائینی در بحث مبسوطی بر سر انواع حکمرانی،حکومت را به دو نوع تملکیه و ولایتیه منقسم کرد. اولی همان حکومت مالوف و استبداد سلطانی بود که همه می‌شناختند و دومی حکومت به نمایندگی مردم و مشروط به قانون و بر مبنای شورا و مشورت که پدیده‌ای تازه و تجربه نشده بود.

نائینی پا را فراتر می نهد و حکومت پیامبر و علی ابن ابی‌طالب را حکومت شورویه -شورایی – می داند. البته مشکلی این میانه هست و آن پندار معصومیت و علم غیب پیامبر و امام به زعم مسلمین و شیعیان است که این شورایی بودن را حشو زائد می‌کند و با این حال نائینی معتقد است اصل شورایی بودن در حکومت معصوم نیز ضروری است؛ چه اگر شورا نباشد، حکومت شبیه حاکمیت استبدادی می‌شود.

تاکید بر شورایی بودن حکومت حتی در زمانه حاکمیت معصوم ، حرف تازه‌ای بود که از فقیه نواندیشی در بطن انقلاب مشروطه شنیده شد. تفکر نائینی از بارقه‌های نخستینِ اندیشیدن به سیاست بود، فارغ از ذهن بسته‌ی شیعی که همواره حاکمان را غاصب می‌دانست و حق حکومت را در انحصار امامان و امام غایب. با این همه آنچه نائینی می‌گفت، در قیاس با نهج البلاغه که بیش از یک هزار سال قدمت داشت، کهنه می‌نمود.

اما آنچه نهج البلاغه را این‌گونه به پستوی تاریخ برد و تامّل بر علی را به تقدّس مبدّل کرد،این هاله معصومیت و غیب‌دانی بود که حضور تاریخی امام را در این نورپردازی گمراه کننده، به محاق افکند.

حال بیاییم و امام را به چشم انسانی انسان و از پنجره نهج البلاغه تماشا کنیم.

متن کامل در زیتون:
http://zeitoons.com/31156

شمّه ای از ولایتمداران ضد انقلاب!


🔴 شمّه ای از ولایتمداران ضد انقلاب!
....
....
حزب الله دچار آفت های بسیاری است که یکی از مهم ترین آن، تنیدن #پیله_ولایت به حول خویش است.

او عادت کرده است که در این محیط لطیف و بی خطر و محیطی که او را هیچ تفکر و تضادی تهدید نمی کند، محیطی که اتفاقا دست ساخته خود او است،  سال های سال را در کمال عافیت و منزه طلبی سپری سازد.

او هیچ گاه قصد پاره کردن این پیله را نخواهد کرد، چرا که بدون آن پوسته قشری، هیچ از خود ندارد.
هیچ گاه برای مسائل اجتماعی و بحران های سیاسی زحمت تفکر به خود نمی دهد و منتظر است این تحلیل را در اولین سخنرانی رهبری و از لسان رهبری دریافت کند و اگر دریافت نکرد، خود را به صحرای تغافل بزند و کل مسئله را نادیده بگیرد.

او در عرصه عمل اجتماعی نیز مانند عرصه نظر، همیشه معطل و بلاتکلیف است. در بزنگاه های حساس که باید فداکارانه دست به عمل بزند، لنگ آن است که از طرف رهبری، تمام جنبه های عمل برای او روشن و مبرهن و آماده گردد و یا «کدی» از پستوهای سازمان های خاص یا اشخاص متنفذ دریافت کند که او را از وادی حیرت بیرون آورد.

اما این تنها بیماری حیات دینی او که از اعتقاد فراوان و آگاهی اندک رنج می برد، نیست بلکه او هر کسی که بخواهد خارج از این پیله فکر و عمل کند را به ضدیت و دشمنی با ولایت منصوب و چنین وانمود می کند که این تنها او است که در مدار ولایت قرار صحیح دارد و مابقی خوارج و پیشی گرفتگان از امام جامعه اند.

اینان کسانی اند که باعث شده اند اصل مترقی ولایت فقیه، که امام اساسا آن را برای خروج جوانان باانگیزه از بن بست فکری و عملی احیا نمود، خود عامل شدیدترین و جامد ترین انسداد فکری جریان معاصر حزب الله گردد، تا این تبعیت کور و کر و بی خرد را تحت عنوان زیبای «التزام عملی» به خورد جامعه  دهند.

تفکری که به تو می گوید بنشین، فکر نکن، دست به عمل مبر، همه چیز از بالا به تو خواهد رسید. و هر کس با تو بحث کرد و استدلال خواست، همچون طوطی یا ضبط صوت، جملات رهبری را برایش پخش کن!

و فاجعه آن زمان می شود که بنا بر این سبک تبعیت، جذب نهادها و سازمان های مهم تصمیم گیر و تصمیم ساز می شوند تا این دیوار کج به خوبی به ثریا برسد.

تفکری که اگر سر نخ آن را بگیریم نه به امام و رهبری، بلکه به محفل ها و شطحات فکری انجمن حجتیه ای خواهیم رسید که در غالب نهادها، سازمان ها و افراد ظاهر الصلاح انقلابی نما، بر شاهرگ های اساسی انقلاب نشسته و خون می مکند.

عمیقا اعتقاد دارم این نوع تفکر، که پس از امام با قوت بیشتری شایع شده، مهم ترین و اصلی ترین دشمن اصل مترقی ولایت فقیه، منتها در پوستین مذهب و انقلاب است.

 برداشتی از ولایتمداری که سبب ناکارآمدی این اصل از جامعه سازی، انسان سازی و به تبع آن تمدن سازی طراز انقلاب شده است.

#سلمان_کدیور
....
....
@khamenism

مادرکجاست؟

مادرکجاست؟


بچه ها عادت دارند همیشه بدانند مادرکجاست


 و اگر مادر از خانه بیرون رود به شکل عجیبی متوجه می شوند و دائم می پرسند مادرکجاست؟

می چیوکوشی، مربی ماکروبیوتیک، که اولین بار دربارۀ این انرژي صحبت کرد، اشاره می کند که نیرویِ جاذبۀ زمین که از طریقِ پاها واردِ بدن می شود،هم در زنان و هم در مردان وجود دارد، همان گونه که نیرویِ گریز از مرکز که از آسمان واردِ سر و بدن می شود، هم در زنان و هم در مردان حضور دارد.

اختلاف بر سرِ میزانِ انرژی موجود است. در زن ها، به طورِ کلی، بیشتر نیرویِ مرکزگرا یا نیرویِ «جاذبۀ زمین» حضور دارد و در مردان نیرویِ گریز از مرکز یا نیرویِ جاذبۀ آسمان.

نیرویِ مرکزگرا نیرویی زمینی است که هر کسی را که اطرافِ ما باشد، جذب می کند.

چون زن ها معمولاً نقطۀ ثقلِ خانه بوده و مسئولیتِ روانی را به منظورِ تامینِ و حفظِ سلامتِ سایرِ افراد خانواده، بر عهده می گیرند.

 به همین دلیل است که وقتی زنی تغییری در جهتِ بهبود بر می دارد، تمامِ افرادِ خانه (چه او بچه داشته باشد یا نداشته باشد) از این بهبود بهره می برند.

به جرات می توان گفت سلامتِ خانواده و جامعه به تنهایی بستگی به سالم شدن و سالم ماندنِ زن دارد.

 بخشی از رمزِ سلامت آفرینی، درکِ قدرتِ انرژی زن و آثارِ آن است».

حالا تصور کنید زنانِ زخمی، زنانِ افسرده، و زنان رنجور بدونِ این که بدانند و یا بخواهند، چقدر می توانند برایِ خود و عزیزانشان منشاء درد باشند! اینجاست که باید از خود سوال کنیم وضعیتِ سلامتِ روانِ زنانِ جامعۀ ما به چه سمت و سویی می رود؟ چقدر برایِ خوشحالی و سلامتِ جسم و جانِ زنان اهمیت قائل می شویم؟

 چقدر برایِ این مهم هزینه می کنیم و مسئولیت می پذیریم؟
تصور کنید در جوامعِ پدر سالار با حجمِ بالایِ بی اعتنایی و کم لطفی که در حق زنان شده است، چقدر خودِ مردان آسیب دیده اند؟

به جرات می گویم در جامعه ای که زنان خوشحال و سلامت نیستند، دیگر نمی توان تمایزی مابینِ مظلوم و ظالم قائل شد، چرا که در چنین وضعیتی همه بازنده هستند.

 اما جایِ خوشحالی و امید و خرسندی آنجایی است که خودِ زنان مسئولیتِ رشدِ فردی خویش را بر دوش بگیرند و در جهتِ سلامتی جسم و جانشان و خوشحالیِ خود گام هایِ محکم و قوی بردارند، این گام ها هر چقدر هم کوچک باشند، می توانند دامنۀ نفوذِ بالایی داشته باشند.

قدرتِ سلامتِ هر زن آن چنان عظیم است که می توان ادعا کرد: با یک گل بهار می شود!

به قلم دکتر #شقایق_پوریا در گروه نویسندگان اجتماعی نشریه زنان آزاد اندیش

نامه یک فقیه به مقام رهبری

نامه یک فقیه به مقام رهبری


نامه سر گشاده حضرت استاد احمد عابدینی از فقها و اسلام شناسان نو اندیش به مقام معظم رهبري در باره لزوم مناظره و بحث علمي پيرامون سند 2030
                                                
  به نام خداي مهربان

  خدمت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي زيد عزه العالي

پس از سلام و تحيت و گرامي‌داشت شب هاي مبارك قدر و گرامي‌داشت ياد امام متقيان حضرت علي(ع).

همان طور كه مستحضريد مباحث طلبگي استاد و شاگرد يا بزرگ و كوچك نمي‌شناسد و تابع دليل است .

از جمله مباحث علمي ، بحث محتواي سند 2030 است كه حضرت‌عالي آن را داراي اشكال دانستيد ، ولي ما گروهي از اساتيد، محققان و نويسندگان حوزه و دانشگاه آن را بررسي كرديم و در آن اشكالي كه سزاوار رسانه‌اي شدن باشد، نيافتيم .

 حتي برخي از دوستان آن اهداف را با وعده‌هايي كه ما شيعيان براي تحقق آن ها منتظر آمدن منجي جهاني هستيم، قابل تطبیق مي‌دانست ، اگر چه برخي ديگر اين نظر را قبول نداشتند و نظرشان اين بود كه تساوي جنسيتي حد اقلي است كه اين سند براي انسان در سال 2030 خواستار شده است، و آنچه را كه در زمان ظهور امام عصر(ع) آرزوي تحققش را داريم، بسي بالاتر است و حقوق بيشتري براي خانم‌ها قايل شده تا جبران ضعف جسمي آنان بشود و تعادل كاملا بر قرارگردد.

البته حضرت‌عالي و ساير افراد حوزوي نمي‌توانند بگويند حقوق زنان كاملا رعايت شده است ، زيرا هنوز ديوارهاي بلند جامعه الزهرا بر ديوارهاي زندان ها طعنه مي‌زند، هنوز حتي در برخي مساجد جاي نماز خانم ها در رتبه‌اي پايين‌تر از جاي نماز مردان است و هنوز نا عدالتي هاي موجود در پرونده‌هاي دادگاه ها قلب هر مطلعي را مي‌آزارد و هنوز پسر زايي و پسر داري بر دختر داري مقدم است و نسل تنها از طريق پسر باقي مي ماند.

بنابر اين تساوي جنسيتي هدف متوسطي است كه رسيدن به آن، به زمان طولاني و فعاليت هاي فراواني نيازمند است، زيرا .افراد سنتي كه معتقدند خانم ها نبايد درس بخوانند و تنها براي ارضاي شوهران و براي توليد مثل خلق شده‌اند و با اين حال فرزند تنها منسوب به پدر است، كم نيستند.

خلاصه به نظر مي‌رسد اگر اكنون كه بحث 2030 رسانه‌اي شده- و  به موافقان آن تهمت‌هايي زده شد كه حادثه تلخ افك (تهمت به همسر پيامبر ص) را دو باره در اذهان زنده كرد – سزاوار است رسانه ملي مناظره‌ها و بحث هاي علمي در خصوص اين سند را شروع كند و دايره را از مخالفان و اتهام زنندگان گسترده‌تر قرار دهد تا محاسن و معايب اين سند روشن شود و اكنون كه ديگر قرآن نازل نمي‌شود، وجدان عمومي حق را مشخص كند و گامي علمي و صحيح، بد اخلاقي‌هاي دوران انتخابات را جبران كند و روشن كند كه كدام يك از علوم «حكمت و گم شده مؤمن است» و كدام علم مقيّد به زمان و مكان است و با استقلال و دين منافات دارد.

همچنين برخي كه گمان مي‌كنند حضرت‌عالي با تهمت زدن موافقيد، به خطاي خويش پي ببرند.

 و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته       

احمد عابدینی 

96:3:22
http://telegram.me/ostadahmadabedini

https://telegram.me/beshnofekrkon

افول اخلاق در ميان ما

افول اخلاق در ميان ما


✳️من دريافتم كه قصه‌ی افول اخلاق در ميان ما دلايلى داشته كه من دو دليل از مهم ترين آن دلايل را متذكر می‌شوم :

اول اين كه در دوره‌‏ای ، علم فقه غلبه خاص يافت .
تأكيد بر اين كه انسان ِ مسلمان كسى است كه رفتارش با فقه منطبق باشد ...

دليل‌‏ دوم اين ‏كه ما قرن‌‏هاست حتى پيش از ورود اسلام به ايران، در زير سايه نظام‌‏هاى استبدادی‌ می‌ز‏يستيم و نظام‌‏های استبدادی عيوب و نقايص بسيار دارند.
يكى از بدترين و مهيب‌‏ترين نقص اين نظام‌‏ها ، عقب‌‏ماندگی اخلاق است.
اخلاق در سايه نظام‌‏های‌‏استبدادی رشد نمی‌‏كند و دچار خفقان می‌‏شود.
عموم ‌‏مردم می پندارند چون‌‏ استبداد به آن ها زور می گويد، بد است .
البته اين يكی از رذايل نظام‌‏هاى استبدادی است .
اما مهم‌‏تر آن كه استبداد، بد است چون به اخلاق زور مى‌گويد .
يعنى اساساً اخلاقی باقی نمی‌‏گذارد .
 به صورتى كه اخلاق به طور كامل خفه می‌شود.

در نظام‌‏های استبدادی، هرمی وجود دارد كه قاعده آن ‌‏را مردم تشكيل مي دهند و در صدر آن‌‏ ، حاكمان جای می گيرند و چون نظام ، استبدادی است، هيچ قاعده‌‏ای برای گرفتن حق ، جز نزديك شدن به حاكمان يا رأس هرم وجود ندارد. هر چه فرد خود را به مراكز قدرت نزديك كند، قدرتمندتر مي شود و می تواند حق و حقوق خود را بگيرد و بلكه از آن نيز فراتر برود.  يعنى براى رسيدن به رأس هرم قدرت، هر حق و فضيلت و ارزشی را زير پای نهادن.

در اين صورت مردمان، نردبان فرد مي شوند و همه چيز براي كسب اقتدار و تقرب به مسندنشينان ِ قدرت ، جنبه‌‏ ابزاری مى‌‏يابد.
بدين ترتيب اخلاق از اولين قربانيان استبداد خواهد بود.
متأسفانه ما در طول تاريخ خود با هر دو آفت براى اخلاق مواجه بوده‌‏ايم."

✍ دکتر سروش

چرا کتاب‌خوان‌ها بهترین آدم‌هایی هستند   که می‌توان عاشق‌شان شد؟


چرا کتاب‌خوان‌ها بهترین آدم‌هایی هستند 

که می‌توان عاشق‌شان شد؟


چندی پیش، مقاله‌ای در مجله تایم منتشر شد که نویسنده‌اش ادعا می‌کرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده می‌شود، به‌زودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدم‌ها کمتر شده و این روزها دیگر آدم‌ها سرسری کتاب می‌خوانند و با وجود مطالب خلاصه شده اینترنتی تعداد خواننده‌های کتاب‌ها روز به روز تقلیل پیدا می‌کند.

نکته وحشتناک ماجرا این جاست که مطالعات ثابت کرده، کتاب‌خوان‌ها در قیاس با افراد عادی آدم‌های خوب‌تر و باهوش‌تری هستند و شاید تنها آدم‌هایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند.

بر اساس مطالعاتی که روان‌شناسان در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام داده‌اند، کسانی که رمان می‌خوانند میان انسان‌ها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، می‌توانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند.

آن‌ها می‌توانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.

تعجبی هم ندارد که کتاب‌خوان‌ها آدم‌های بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است. یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.

کتاب‌خوان‌ها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدم‌ها دسترسی دارند. آن‌ها چیزهایی دیده‌اند که غیر کتاب‌خوان‌ها امکان ندارد از آن سر دربیاورند و مرگ انسان‌هایی را تجربه کرده‌اند که شما هرگز آن‌ها را نمی‌شناسید.

آن‌ها یاد گرفته‌اند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیده‌اند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتاب‌خوان‌ها بسیار از سن‌شان عاقل‌ترند.

تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ اثبات کرده که هر چه‌قدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آن‌ها قوی‌تر می‌شود و در نهایت باعث می‌شود این بچه‌ها واقعا عاقل‌تر شوند، با محیط‌شان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درک‌شان بالاتر برود.

تجربه‌های قهرمان‌های داستان‌ها تبدیل به تجربه‌های خود خواننده‌ها می‌شود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان می‌کشد، تبدیل به باری می‌شود که خواننده باید تحمل کند. خواننده‌های کتاب‌ها هزاران بار زندگی می‌کنند و از هر کدام از این تجربه‌ها چیزی یاد می‌گیرند.

کتاب‌خوان‌ها با شما حرف نمی‌زنند، با شما رابطه برقرار می‌کنند.

آن‌ها در نامه‌ها یا پیامک‌هایشان انگار برای‌تان شعر می‌نویسند. صرفا به سوالات‌تان جواب نمی‌دهند یا بیانیه صادر نمی‌کنند، بلکه با عمیق‌ترین فکرها و تئوری‌ها پاسخ شما را می‌دهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایده‌هایشان مسحور خواهند کرد.

بهترین کاری که خواندن داستان‌ها با آدم‌ها می‌کنند این است که کامل نبودن شخصیت‌ها باعث می‌شود ذهن شما سعی کند از ذهن دیگران سردربیاورد. این جور آدم‌ها توانایی همدلی پیدا می‌کنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعی می‌کنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.

آن‌ها نه‌تنها باهوش‌اند که عاقل هم هستند.

باهوش بودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقل بودن آدم‌ها را تحریک می‌کند. همیشه مقاومت در برابر آدم‌هایی که می‌شود چیزی ازشان یاد گرفت، کمی سخت است. عاشق یک آدم کتاب‌خوان شدن نه‌تنها کیفیت گفت‌وگو را بالا می‌برد، بلکه باعث می‌شود سطح گفت‌وگو بالا برود.

بر اساس تحقیقات، کتاب‌خوان‌ها به دلیل دایره وسیع واژگان‌شان و مهارت‌های حافظه، آدم‌های باهوش‌تری هستند. ذهن آن‌ها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمی‌خواند، توانایی درک بالاتری دارد و راحت‌تر و به‌شکل موثرتری می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

قرار و مدار گذاشتن با آدم اهل کتاب به قرار گذاشتن با هزاران نفر می‌ماند. انگار که تجربه‌ای را که او با خواندن زندگی همه این آدم‌ها به دست آورده، در اختیار شما قرار دهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشته باشید.

اگر با کسی دوست باشید که کتاب می‌خواند، یعنی می‌توانید هزاران بار زندگي كنيد...!

 

شعر و ترانه عبدالرضا مولوی

غربزدگی الزاما بد نیست


غربزدگی الزاما بد نیست



۱- یک غربى معمولا بطرى آبش را از خودش جدا نمی کند. استاد هم با بطرى آب درس می دهد و آب تنها چیزى است که غربی ها به شدت می خورند و ما نه!

۲- هر چقدر ما ایرانی ها شلنگ قلیون به دست داریم، این غربی ها کتاب در دست دارند. کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است.

۳- در جواب پرسیدن حالشان به جاى قربان شما و نوکرتم ،جواب روشن می دهند و شما در جریان حالشان قرار می گیرید. مثلا می گویند: خوبم، کمى مریضم، خسته ام، بد نیستم، عالى ام،....

۴- وقتى لطفى می کنید، مثلا از غذایتان به کسى تعارف می کنید، به جاى گفتن الهى فدات بشم و دورت بگردم، خیلى واضح می گویند: تو مهربانى.... 

و شما روزى را تصور کنید که به خاطر کارهاى معمولى چند بار به شما گفته شده مهربان هستید ، آیا به سمت مهربان تر شدن نمى روید؟!

۵- بین مشاغل مختلف تفاوت جایگاهى نیست. پزشک از اتاقش بیرون می آید و هر مریض را شخصا صدا می کند ، استاد، روز اول می گوید: 

من نه پرفسورم، نه sir، نه مسیو، من فقط "مت "( اسم کوچک) هستم.

۶- مردم ورزش می کنند... به معناى واقعى کلمه نه آمپول و تزریق هورمون... نه به شرایط خاصى احتیاج دارند، نه باشگاه نه وقت کافى.... با دوچرخه سر کار می روند... بارها کسانى را دیده ام که کالسکه به دست، می دویدند.... دوستى در باشگاه ، کارمندان جایى را دیده بود که وقت ناهارشان را به باشگاه مى آیند و ورزش می کنند.

۷- وقتى نگاهتان به کسى می افتد، سریع لبخند می زند و احتمالا روز خوش می گوید، ما چرا آنقدر با نگاه همدیگر مشکل داریم و چرا آنقدر به هم زل می زنیم؟!

۸- از چه زمانى ما کمتر در مترو و اتوبوس براى مسن ها، صندلى خالى کردیم ؟ اینجا اگر براى مسن ها و باردارها و بچه ها صندلى خالى نکنید، علنا دیگران به شما تذکر می دهند.

۹- با بچه ها ، حیوانات و طبیعت مهربان تر بودن نشان از انسان تر بودن شما دارد.

۱۰-بدون ترحم و تحقیر به ضعیف تر ها کمک می کنند. کسى احساس برتر بودن به شما نمی دهد.

۱۱- در رفتارشان خود را درگیر قید و بندهای حاصل از آداب و تشریفات نمی کنند، خودشان هستند و فکرشان را صرف ارائه ی ماسک اجتماعی نمی کنند؛ چون از این که خودشان باشند، هراسی ندارند.

و...

ما اما از غرب زدگی فقط فرومایه ترین مدهای گروه های افراطی رو یاد گرفتیم. چرا این ۱۱ مورد رو یاد نگرفتیم؟!

"گاهی باید خودمان را بتکانیم"

                            جلال آل احمد

ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ!

ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ!

 


ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ .
ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵


ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ .

ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ " ﺍﺭﯾﮏ ...."
ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ .

ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺁﻥ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ 26 ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ 26 ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ , ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ , ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ .

ﻭ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ :

ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ , ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ , ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ ...
ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ....
ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ .

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ , ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .

ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ :
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ , ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ , ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ؛
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ .

ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ . ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ .
ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.
ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ .

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﮕﺬﺭﯾﻢ .
ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ .
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
كامروا باشى!

هندوانه

🔴🔴حتما" بخونید،بسیار بسیار جالبه... 

🔴🔴🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉      

  " هندوانه "

هندوانه دونه هاش توى تمام میوه پخش هستن،
اما خربزه و طالبی و بقیه ی میوه های خانواده ی melon دونه هاشون وسط شون یه جا جمع هستن.

می دونی چرا؟!
چون تخم هندوانه ویتامین B16داره که در مابقی مواد غذایی یافت نمیشه و این ویتامین کمیاب، خاصیت اعجاب انگیز ضد سرطانی داره.
خدا با قرار دادن تخم هندوانه به صورت نامنظم در داخل این میوه می خواسته ما این تخم ها رو با شیرینی و گوارایی هندوانه میل کنیم تا هم لذت میوه ای خوش طعم رو درک کنیم، هم به سرطان مبتلا نشیم.
اما از بچگی بهمون گفتن هرکسی تخم هندونه بخوره، کچل میشه!
این شایعه زمانی در کشورهای جهان سوم پخش شد که داروی ضد سرطان فوق العاده گران قیمت اسرائیلی وارد بازار شد.
جالبه بدونید یهودی های اسرائیل هندوانه رو با تخمش می خورن...
دقیقا به همین خاطره که در اسرائیل کسی به سرطان مبتلا نمیشه و در کشورهای مسلمان نشین خاورمیانه، آمار مرگ و میر ناشی از سرطان روز بروز بالاتر میره.
و
در آخر واقعیتی تلخ...
هیچ بیماری به نام سرطان وجود خارجی نداره...
این چیزی نیست بجز:
بیماری ناشی از کمبود ویتامین B16...
 ❄️💕❄️💕❄️💕❄️💕❄️
🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉

این پیام را به کسانی که سلامتی آن ها برای شما اهمیت دارد، بفرستید
#سلامت

@BanooMalakeBash
@zendegiye2nafare 👫
@ZanMitone 😊👌

بار پرستی!!!


🛑یک مثال بسیار جالب و زیبای تاریخی در خصوص نحوه شکل گیری یک دین جدید در قرون اخیر

🔵 بار پرستی!!!

در قرن 19 و 20 و به خصوص در گیر و دار جنگ جهانی دوم ، در تعداد زیادی از جزایر اقیانوس  آرام و گینه نو یک دین جدید و شگفت انگیز بین بومیان شکل گرفت که با وجود مجزا بودن جزایر و فواصل زیاد آن ها از هم ، در اغلب جزایر بسیار شبیه بود .
ماجرا از این قرار بود که جزایر دور افتاده و بومی نشین به یک باره توسط دولت های در جنگ ، مثلا ارتش ژاپن و ایالات متحده و ... استراتژیک تشخیص داده شد و ارتش ها و سیستم های نظامی وارد این جزایر بکر شدند تا در آن ها باند هواپیما و تجهیزات مخابراتی و امکانات پشتیبانی و لوجستیکی و ... دایر کنند .

دولت های متخاصم و مسلح تصمیم گرفتند برای ساخت و ساز و کارهای ساده معمول مثل باربری از بومیان محلی استفاده کنند؛ ولی زبان مشترکی نبود و بومیان از تمدن هیچ نمی دانستند .

در اینجا تصمیم گرفته شد با مکانیسم های تشویقی بومیان را ترغیب به کار کنند . لذا سفید پوستان در قبال فرمانبرداری ، به بومیان مشروب و شیرینی و سایر محصولاتی را می دادند که بومیان هرگز با آن آشنایی نداشتند . مستی و شیرینی و البسه و ... خیلی برای بومیان جذاب بود و منجر به فرمانبرداری محض شد .
در این بین بومیان با تعجب به کارهای سفید پوستان نگاه می کردند.
هیچ سفید پوستی چیزی تولید نمی کرد . سفید پوستان لباس متحد الشکل می پوشیدند و فقط پشت میز می نشستند و با کارهای اداری و کاغذبازی می کردند !
به صدای داخل جعبه جادویی گوش می کردند و گاهی با جعبه‌ی بی‌سیم حرف می زدند .

و اندکی بعد " بار " یا همان مرسوله جادویی که سرشار از مشروب و غذا و شیرینی و وسایل مختلف بود ، با کشتی و بعدها هواپیما به جزیره می رسید .
و وسایل خراب و از کار افتاده با کشتی باز فرستاده می شد .

کم کم بومیان بیش از سفیدپوستان اشتیاق رسیدن بار را داشتند و وقتی بار می رسید، شادمانی می کردند و با تمام نیرو دستورات سفید پوستان را اجرا می کردند و بارها را تخلیه می کردند و مزد خود را به صورت الکل و غذا و البسه و ... می گرفتند .
کم کم بومیان نتیجه گرفتند که بارها از طرف خدایان ، یا توتم اجداد و درگذشتگان ارسال می شود و سفید پوستان راه نیایش و درخواست بار را بلد هستند که چنین هدایای بی زحمتی دریافت می کنند .

با افول جنگ ها ، موقعیت جزایر دیگر مهم نبود و سفید پوستان کم کم و با به جای گذاشتن ادوات فرسوده و اسقاطی در جزایر ، آنجا را ترک می کردند . بومیان می ماندند و حسرت مشروبات و شیرینی و اغذیه ...

بومیان دست به کار می شدند و تلاش می کردند کار سفید پوستان را تقلید کنند تا شاید خدایگان باری بفرستند .
این تلاش با آماده کردن ادوات و ابزار عبادت شروع می شد .
بومیان از سیم ها و مفتول ها چیزهایی شبیه به آنتن های بی سیم مخابراتی می ساختند ،
البسه ای شبیه به یونیفرم به تن می کردند ،
نامه نگاری و کاغذ بازی را تقلید می کردند ،
جعبه هایی شبیه به جعبه جادویی سفیدپوستان درست می کردند با آن گفتگو می کردند و اعتقاد داشتند عاقبت آن بار بزرگ و موعود توسط یک منجی ، خواهد رسید و همه جا را غرق نعمت خواهد کرد .

جالب اینجاست که عقاید و مناسک بومیان بارپرست در جزایر مختلف ، بی آن که تماسی با هم داشته باشند، تقریبا مشابه بوده است و برخی از این فرقه ها هنوز پابرجا هستند و برخی منقرض شدند .

یکی از فرقه ها اعتقاد داشت منجی بزرگی به نام 'جان فروم' ظهور خواهد کرد و نوید رسیدن بار غایی و نهایی را خواهد داد .
جستجو های زیادی برای پیدا کردن این نام در ارتش ها صورت گرفت و نشان داده شد چنین فردی وجود داشته و احتمالا از درجه دارانی بوده که مسئولیت برقراری ارتباط با بومیان یا تقسیم مزد بین آن ها را به عهده داشته ....
ساختار بار پرستی با شکل گیری انواع مختلفی از فرقه ها و ادیان باستانی مقایسه شده و نشان داده شده مسیر تقریبا یکسانی از طریق خطاهای ادراکی انسانی ، منجر به چنین اعتقادات خرافی می گردد.

علل بیشتری سکته ها

علل بیشتری سکته ها



پروفسور سمیعی  پدر مغز و اعصاب :

امروز راز مهمی را که حاصل تحقیق چندساله ام است، به شما خواهم گفت:
می‌دانید بیشترین تعداد سکته، مربوط به اول صبح است!
🌺
چرا؟ این همان رازی است که به مردم گفته نشده!
وقتی فردی شام پرچربی بخورد،
حدود 8 ساعت بعد (یعنی نزدیک اذان صبح) شیرابه غذا از معده وارد روده‌ها شده و چربی زیادی جذب خون می‌شود.
به این ترتیب ویسکوزیته (چسبندگی) و غلظت خون بالا می‌رود.
 اول صبح سردترین موقع روز است.
 بدن در خواب بوده و ضربان قلب و فشار خون در پایین‌ترین حدّ خود است.
پاها که دورترین نقطه به قلب هستند، با قلب در یک سطح افقی قرار دارند.
 پاها که سردترین نقطه بدن هستند، اغلب از پتو بیرون بوده و سردتر می‌شوند.
 به همه این‌ها، افزایش چربی و غلظت خون را هم بیفزایید تا پازل لخته شدن خون در انتهای پاها تکمیل گردد.
چنین فردی، وقتی صبح برای نماز یا دستشویی بیدار می‌شود، چندتا پله را بالا می‌رود یا برای خرید نان تا سرکوچه می‌رود؛
بدنش گرم شده و ضربان قلب بالا می‌رود، فشار خون بیشتر شده و لخته از پاها کنده شده و وارد جریان خون می‌گردد.
وقتی فرد حرکت می‌کند یا سر به سجده می‌گذارد، لخته وارد مغزش شده و رگی را مسدود می‌کند.
به دنبال آن فرد سکته مغزی می‌کند! بعد می گویند خوش به حالش! موقع نماز مرد! خدایش بیامرزد!
اگر هم زنده بماند، بخشی از بدنش از کار می‌افتد. بستگی دارد کدام رگ و چقدر آسیب دیده باشد.
اگر لخته وارد کبد شود، کبد می تواند خود را بازیابی کند!
اگر لخته وارد کلیه شود، کلیه بعدی هنوز کار می کند و شما به زودی متوجه اختلال کلیه نمی شوید.
اگر لخته در  پاها بماند، واریس ایجاد می کند.
اگر لخته وارد قلب یا  مغز شود، سکته خواهید کرد ..
@shirazi071

 پیشگیری:
1)  انسان به چهل سالگي رسيد، نبايد شب‌ها غذاي چرب بخورد که تا صبح سکته او را تهديد مي‌کند.
2)  اگر هم میهمانی بودید، کم بخورید!
3)  حتماً بعد غذا، کمی سرکه یا آبلیموی طبیعی بخورید.
4)  قبل خواب چند لیوان آب بخورید (که سیراب شوید به‌حدی که برای دستشویی رفتن بیدار شوید) تا خون‌تان غلیظ نشود. چون غذاهای چرب، آب بدن را می‌کشند!
5) درفصل سرما پاهای خود را با پوشیدن جوراب گرم نگهدارید.  کرسی بسیار مفید بوده و یکی از دلایل طول عمر و سکته نکردن قدیمی ها است.


درمان:
- درمان سکته بسیار مشکل است و اغلب اگر فوت نکنند، فلج خواهند شد که عمدتاً غیرقابل برگشت است. زیرا ضایعه مغز و اعصاب قابل ترمیم نیست!
- در کشورهای غربی آمپولی از ترکیبات بزاق زالو که سریعاً لخته‌ها را حل و برطرف می‌کند، در 3 ساعت اول به بیمار تزریق می‌شود.
- اگرچه این آمپول در کشور ما یافت نمی‌شود، اما بهتر از آن،  زالودرمانی در ساعات اول سکته است.
اگر چند عدد زالو در شقیقه و پشت گوش انداخته شود، نیم ساعت بعد بیمار سرپا شده و بهبود می‌یابد. معجزه ای که بارها امتحان شده و جواب گرفته‌ایم.
- تأکید می‌کنم این کار باید هرچه زودتر انجام شود؛ نه این که یک‌سال بعد، از همه جا ناامید و مستأصل، برای زالودرمانی ببرید که کمترین نتیجه را خواهید گرفت. زیرا مغز دیگر تخریب شده !


 چه کسانی در خطرند؟
- کسانی که چربی شان بالا است .
- یا غلظت خون دارند.
- یا نمک زیاد مصرف می کنند.
- کسانی که گرفتگی عروق دارند.
- یا فشار خونشان بالاست.
- کسانی که پاهای سردی دارند.
- یا سابقه سکته در خانواده دارند.
- کسانی که سن بالایی دارند. البته امروزه سن سکته به ده سالگی هم رسیده!
پس قبل از این که سکته کنید و کارتان به دست ورثه و بیمارستان و سردخانه بکشد،
☂@shirazi071

1) پیشگیرانه  زالودرمانی کنید تا گرفتگی های احتمالی در قلب یا مغزتان رفع شود.

2)  حجامت کنید که در رفع غلظت خون بسیار مؤثر است.
3) بعد هر وعده غذا، کمی سرکه طبیعی در یک لیوان آب بنوشید.
4) در خوراک خود، به خصوص وعده  شام دقت کنید.

📢( متاسفانه حسن جوهرچی هم مانند خیلی افراد دیگر به همین روش  سکته کرد ) 

اول دفتر؛ #کدام_فقیه؟!


اول دفتر؛ #کدام_فقیه؟!

"حجت الاسلام #محمدتقی_فاضل_میبدی"

تلاوت قرآن با آواز خوش از سفارش های پیامبر(ص) و ائمه معصومین بوده و در برخی از احادیث نیز به این موضوع اشاره شده است.
به عنوان مثال رسول خدا (ص) فرمودند: 

«هر چیزی زیوری دارد و زیور قرآن آواز خوش است.»
امام باقر(ع) می‌فرمایند: قرآن را با آواز خوش بخوان، زیرا خداوند دوست دارد قرآن با صدای خوش خوانده شود.
امام رضا(ع) فرمودند: قرآن را با آوازخوش بخوانید، زیرا آواز خوش زیبایی قرآن را افزون می‌کند.
آقای محمد جواد لاریجانی درباره پخش دعای «ربنا»ی آقای شجریان در پاسخ به نامه آقای سید رضا صالحی امیری مغلطه بزرگی کرده اند؛ ایشان اشاره دارند که «دفاع از آقای شجریان به یک مناقشه سیاسی تبدیل شده است». متأسفانه آقای لاریجانی همه چیز را با نگاه سیاسی ذهن خود و مذاق گروهی که نسبت به مسائل مختلف برداشت سیاسی دارد، می‌سنجد. به عبارت دیگر چون موضع آقای شجریان سیاسی است، بنابراین آواز او نباید پخش شود.
اما با توجه به تحصیلات ایشان در منطق و فلسفه، این نوع چینش منطقی و قیاس قابل درک نیست و حتی کسی که اندک اطلاعات مذهبی داشته باشد، این صحبت‌ها را برنمی‌تابد.
ایشان درجایی دیگراشاره کرده‌اند که: «در تلاوت مذکور، توجه به آیت تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است»!
این اجتهاد و تخصص در علم تلاوت بر چه مبنا و اساسی است؟
ایشان چگونه می‌توانند در موضع یک فقیه بنشینند، فتوا بدهند و این کار را خلاف شرع بدانند؟! نفس این کار خلاف شرع و بدعت خواهد بود.
استخراج حکم شرعی از این جمله که منطق و شرعی ندارد، خود خلاف شرع است.
در باب بخش دیگری از صحبت‌های ایشان که گفته‌اند: «برخی از فقهای بزرگ تلاوت ملحون را مورد شبهه قرار داده‌اند». آقای لاریجانی باید بگویند کدام فقیه این سخن را گفته اند؟
اگر بر فرض محال فقیهی چنین سخنی را گفته باشد، خلاف احادیث ما خواهد بود؛ در قرآن آمده است: رَتِّلِ القُرآنَ تَرتیلاً".
که بسیاری از بزرگان فقه این‌گونه تفسیر کرده‌اند که یعنی قرآن را با آواز خوش بخوانید. بنابراین اشکالات بزرگی بر صحبت‌های آقای لاریجانی وارد است.
بهتر است هر کسی در رشته تحصیلی خودش اظهار نظر کند و اجازه دهند در فقه و هنر افراد متخصص پاسخگو باشند.
ربنای آقای شجریان در دستگاه سه گاه خوانده شده و درآن آواز افشاری و گوشه عراقی به گوش می‌رسد.
جالب این که سال های بسیاری هم از تلویزیون پخش شده و هیچ فقیه، عارف و قاری قرآنی اشکالی بر آن وارد نکرده و حتی مجذوب این آواز شده‌اند.
اگر آقای لاریجانی به لحاظ شرعی بر ربنا ایراد گرفته‌اند، پس نسبت به اذان زیبای مؤذن‌زاده اردبیلی هم باید نقد و اشکال جدی وارد بدانند؛ چون مردم تحت الشعاع زیبایی این تلاوت قرار می‌گیرند و یا قرائت‌های زیبای عبدالباسط که مردم را مجذوب خود می‌کند.
در طول تاریخ اسلام افراد بسیاری بودند که تحت تأثیر الحان قرآن قرار گرفتند و روی به اسلام آوردند.
به نظر من پخش صدای آقای شجریان از رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران حق همه مردم است و تقاضای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از رئیس صداو سیما در مورد پخش دعای ربنا با صدای شجریان بجا و درست بوده و هیچ توجیه منطقی برای محروم کردن مردم از این صدا و نعمت، وجود ندارد.
ما با نگاه سیاسی خود باعث محروم شدن بسیاری از مردم ازحق و حقوقشان شده‌ایم.
به خاطر دارم در یکی از غروب‌های ماه مبارک سال 68 صدای آقای شجریان و اشعار مذهبی ایشان از رادیو پخش می‌شد.
مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی فقیه بزرگوار غرق در صدای ربنا بودند و گفتتد این صدا برای من بسیار جذاب است. به نظر من در طول تاریخ کسی نتوانسته به لحاظ صوت و تلاوت، کار زیبا و بسیار هنرمندانه آقای شجریان را انجام بدهد.

 

روزه در مناطق بالای مدار ۴۳ درجه


#آراء_فقهی
خلاصه

روزه در مناطق بالای مدار ۴۳ درجه



اجتهاد در مبانی و اصول تمام ابواب فقهی اعم از عبادات و معاملات را در برمی‌گیرد و اختصاصی به معاملات ندارد.

احکام عبادات نیز همانند معاملات مقید به شرائط زمان و مکان نزول است و هرگونه تعمیم حکم به دیگر ازمنه و امکنه نیازمند دلیل است.

اوقات نماز و روزه در کتاب و سنت مطابق شرائط اقلیمی مناطق استوایی و مشابه آن (زیر مدار ۴۳ درجه) است و قابل تعمیم به حدود ۳۰٪ مناطق مسکونی کره ی زمین نیست، والا به «حرَج و مشقت نوعی» روزه داران می‌انجامد.

در مناطقی از نیمکره‌ی شمالی «بین مدار ۴۳ تا ۶۶ درجه» که طول روز در اردیبهشت تا مرداد ماه «هجده ساعت یا بیشتر» است، یعنی تمام کشورهای اروپایی (به استثنای اسپانیا، پرتقال، یونان و جنوب ایتالیا)، کانادا، شمال آمریکا، روسیه، مغولستان، قزاقستان، شمال ازبکستان و شمال چین، روزه‌ داران در ماه رمضان به میزان ساعات روز مکه (یا هر شهر دیگری در مناطق معتدل) امساک کرده و سپس افطار می‌نمایند، ولو به افق محلی شروع یا پایان روزه یا هر دو منطبق بر طلوع فجر و غروب آفتاب نباشد.

در مناطق فوق در ایام یادشده زمان شروع یا پایان روزه در طول روز به شرط رعایت طول آن و ممتد بودنش تخییری است.

@Mohsen_Kadivar_Official

آشنایی با داروها


💊💊💊💊

👈 آشنایی با داروها💊💊💊💊💊💊



👈آ.س.آ » رقیق کننده خون
👈آتورواستاتین»  چربی خون
👈آتنولول»  فشارخون
👈آزیترومایسین » آنتی بیوتیک
👈آسیکلوویر»  ضدویروس

ادامه نوشته

☘️ جایی که خدا هست «هم» همه چیز مجاز است!


☘️ جایی که خدا هست «هم» همه چیز مجاز است!


چاپ شده در نشریه پرتو سیاست، انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران

پرسش پیش روی من این است: 

آیا روشنفکری دینی با همه فراز و فرودش در جوامع دینی و بالاخص قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران اصلا به درد می خورد؟ و اگر بله، به چه «درد» می خورد؟ 

من تلاش می کنم تا نشان دهم روشنفکری دینی به «درد» می خورد، ولی تا «درد» چه باشد و «درمان» کدام.

سارا را در نظر آورید که فرد دینداری است. عالم را خالی و تاریک نمی بیند، به گونه ای که حوادث برای او معنا دارند و تصادفی روی نمی دهند. متاسفانه طی حادثه ای او فرزندش را از دست می دهد. ناگهان خداوند مهربان برای او منتقم ظاهر می شود. علایق دینی او رفته رفته کمرنگ می شود و عالم در نظر او پوچ جلوه می کند. پوچ شدن عالم در نظر او سبب می شود تا تصور کند خداوند ناظر بر افعال او نیست. از آنجا که سارا در بانک مشغول به کار است، به همراه همکارش تلاش می کند تا از بانک اختلاس کند تا زندگی پر رفاه تری برای خودش فراهم کند. کاری که قبل از رخ دادن این حادثه انجام نمی داد.

اکنون حسین را در نظر بگیرید. او نیز فرد دینداری است؛ در جوانی شاهد انقلاب ایران بوده است. یکی از دوستان روحانی او اکنون در ظل نظام جدید از مقامات بلند پایه شده است. حسین با خبر می شود که دوست روحانی او ثروت عظیمی (از راه نادرست) به چنگ آورده است. حسین به این فکر می کند چطور یک روحانی چنین کرده است؟ اگر دین مانع چنین چیزی نشده است، پس شاید بتوان چنین کرد. حسین تلاش می کند تا از راه دین و دیانت سرمایه (نادرست) کسب کند تا زندگی بهتری فراهم کند.

روشنفکری دینی برای سارا و حسین چه می تواند بکند؟ سارا نماینده کسانی است که طی حادثه ای روانی نگاه دینی به عالم را از دست می دهند و این سبب می شود تا تصور کنند 

«جایی که خدا نیست، همه چیز مجاز است». 

حسین نماینده کسانی است که نظام روحانیت بر آمده از انقلاب اسلامی ایران به آن ها القا کرده است از دین امر خطا سر نمی زند. ایشان تصور می کنند 

«جایی که خدا هست همه چیز مجاز است»!

https://www.academia.edu/33233689/Even_if_there_is_a_God_everythings_permitted

https://t.me/hossein_dabbagh/94

نوبت عاشقی

‍ ✍ نوبت عاشقی ...

عاشقی، زندگی بدون اضطراب است...
زندگی با مهر ورزيدن و دوست داشتن است..
دوست داشتن جانی كه وديعه‌ای كوتاه مدت است، مراقبت از اين جان كه؛ كدر نشود ... چرك آلود نشود ....
محبت‌کردن و مهرورزی، حرمت به‌ حيات است.

هرگونه دشمنی و كينه كه در دل بماند بار سنگينی است كه روح و روان ما را می‌آزارد
و مسبب بيماری های جسمی  ناشناخته‌ ای می‌ شود كه علم امروز به آن ها بيماری های روان‌تنی می‌گويد.

محققان جهان بخش عمده بيماری‌های قرن حاضر انسان را  ناشی از روان  مضطرب،
مشوش و در حال تضاد می دانند ،بيماری هایی كه تاكنون حتی درمانی برای آن نداريم .

بياييد خود را با نگرشی جديد نگاه كنيم.
افكار خود را، برخورد‌های خود را با خود با خانواده و با ديگران نقادانه تفسير كنيم.
بياييد صادقانه خودمان را بشناسيم، به بيماری ها، تنش‌ها و دغدغه‌هامان فكر كنيم.

تا عيب‌های خود را نشناسيم، نمی‌توانيم از دست‌ اين خود و خودخواهی رها شويم.
بيایید خود را دريابيم.

       🌹🌹🌹☘☘☘🌷🌷🌷

چرا ما مخترع «فیس‌بوک» نشدیم؟


چرا ما مخترع «فیس‌بوک» نشدیم؟


مهرداد حجتی

شاید تابه‌حال کودکی از شما پرسیده باشد که چرا ما مخترع هواپیما نشدیم؟ یا مخترع قطار، اتومبیل، موبایل، کامپیوتر، ماهواره یا فضاپیما؟ شما چه پاسخی داده‌اید؟ آیا نسل امروز همچون آن کودک حق دارد بپرسد که سهم ما از این‌همه اختراع مهم در جهان چیست؟

وسایلی حیاتی که جهان را متحول و فرهنگ جوامع را نیز با خود دگرگون کرده‌اند. جهانی آکنده از وسایل جدید که بشر را به آینده می‌برند. جهان به‌سرعت با این وسایل مدرن به‌سوی هوشمندشدن می‌رود. تا آنجا که اتومبیل‌ها دیگر نیاز به راننده ندارند و خانه‌های هوشمند خود اداره امور را در دست گرفته‌اند!
در این سرعت سرسام‌آور تکنولوژی جای ما کجاست؟ ما در کجای این مسابقه قرار گرفته‌ایم؟ این‌همه دانش‌آموز نابغه که همه‌ساله مدال المپیاد علمی می‌گیرند، کجای این پیشرفت قرار دارند؟ این‌سو درون مرزها مشغول تولید تکنولوژی‌های مدرن‌اند؟ یا در آن‌سوی مرزها مشغول کار روی پروژه‌های جدیدند؟ پروژه‌هایی که فاصله آن کشورها را همچنان با ما زیادتر و رقابت با آن ها را روزبه‌روز برای ما ناممکن‌تر می‌کند. لابد خبر فرار مغز‌ها را شنیده‌اید؟
همان خبر که می‌گوید ایران در این مورد مقام اول را در جهان دارد. بزرگ‌ترین محصول صادراتی ما به‌جای کالا، انسان نخبه است! نخبه‌های جوانی که از مدارس ما بیرون می‌آیند تا آینده خود را در آن‌سوی مرزها جست‌وجو کنند! آرزوی آن ها راه‌یافتن به دانشگاه‌های معتبری است که نوابغ بسیاری در طول سالیان از آنجا فارغ‌التحصیل شده‌اند؛ دانشگاه‌هایی که گاه قدمتشان به چند قرن هم می‌رسد؛ همان دانشگاه‌هایی که بزرگان و مشاهیری را تربیت می‌کنند تا دنیای آینده را بسازند. بی‌دلیل نیست که آن دانشگاه‌ها معتبرند.
 از چنین جایی است که جوان رنگین‌پوست آفریقایی‌تباری می‌تواند به کاخ سفید راه پیدا کند تا سکان هدایت قدرتمند‌ترین کشور جهان را در دست بگیرد و نیز از چنین جایی است که جوان کم‌سن‌وسال نابغه‌ای می‌تواند با اختراع یک نرم‌افزار، جهان را به دورانی تازه پرتاب کند و میلیاردها نفر کاربر را در پی خود به آینده بکشاند. در چنین جایی است که پروژه‌های بزرگ علمی کلید می‌خورند و با فاصله کوتاهی سر از بازار درمی‌آورند.
دانشجو در چنین دانشگاهی به این باور می‌رسد که تحقق هر رؤیایی ممکن است. از همین‌ رو آرزوی هر جوان نخبه‌ای تحصیل در چنین دانشگاهی است.  او آرمانش را می‌خواهد در جایی جست‌وجو کند که احتمال تحققش در آنجا زیاد است. چون بعینه دریافته است در آنجا فاصله میان رؤیا تا واقعیت بسیار کوتاه است. 

«باراک اوباما» و «مارک زاکربرک» هر دو محصول چنین دانشگاهی‌اند، اما چرا جوان نخبه آرمان‌گرای ما راضی به ماندن در دانشگاه‌های خودمان نیست؟ به این دلیل که دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی ما افق روشنی پیش‌روی این جوان نخبه نمی‌گذارند. جوان با ورود به این مراکز همچنان نگران آینده خود است. چون نمی‌داند پس از فارغ‌التحصیلی چه آینده‌ای در انتظارش است؟ در اینجا دانشگاه کارخانه تحقق رؤیاهایش نیست. پس ترجیح می‌دهد رؤیایش را با خود به جایی ببرد که امکان تحققش در آنجا هست و این‌چنین او به جایی می‌رود تا هم آینده خود را بسازد و هم در ساخت آینده جهان نقش داشته باشد؛ آینده‌ای که محصول رؤیای هزاران نخبه چون اوست که به آنجا رفته‌اند!

منبع : روزنامه شرق - شماره ۲۸۷۸ - ۱۳۹۶ چهارشنبه ۱۰ خرداد

قصد چک کردن خط شما

قصد چک کردن خط شما


خبر  مهم :
سلام لطفا این خبر رو تا می توانیددرگروه ها منتشر کنید:

توجه!!
 در صورتي که با تلفن همراه شما تماسي بر قرار شد و درآن شخص يا اشخاصي ادعا کردند که از مهندسان شرکت مخابرات هستند و قصد چک کردن خط شما را دارند و از شما تقا ضا نمودند که هر عددي را شماره گيري کنيد، بدون هيچ گونه شماره گيري فورا تماس را قطع کنيد؛ چون شرکتي جعلي از اين طريق به سيم کارت شما دسترسي خواهد يافت و از طريق خط شما و با هزينه شما تماس هاي تلفنی بر قرار خواهد کرد. تمامي کاربران تلفن همراه توجه داشته باشند که در صورتي که با شما تماسي برقرار شد و در نمايشگر گوشي شما اين پيغام ظاهر شد( XALAN)، از پاسخ دادن به آن خودداري نماييد و تماس را به سرعت قطع کنيد. در صورت جواب دادن به تماس گوشي شما ويروسي خواهد شد. اين ويروس اطلاعات IMEI و IMSI را از روي گوشي و سيم کارت شما پاک خواهد کرد که اين امر باعث قطع ارتباط شما با شبکه تلفن خواهد شد و شما مجبور خواهيد شد گوشي ديگري خريداري نماييد. لطفا به منظور متوقف کردن اين کار پيغام را براي ديگر دوستان نيز ارسال كنيد.

منبع : پلیس فتا
لطفا سریع اطلاع رسانی فرمایید این ویروس بسرعت در حال پخش شدن است.

سوار بر اسب عادت ها

سوار بر اسب عادت ها


خيلی با آرامش و کند اين مطلب را بخوانید💝💗

ثانيه به ثانيه عمر را با لذت سپری کن
در هر کار و هر حال
 کار ، تفريح ،رانندگی ،آموختن، مطالعه، آشپزی،نظافت ، خوردن و آشاميدن، حرف زدن، سکوت و تفکر، مهمانی رفتن، نيايش و....

زندگی فقط در رسيدن به هدف خلاصه نشده
مابه اشتباه اين گونه مي انديشيم:
درسم تمام شود راحت شوم
غذايم را بپزم راحت شوم
اتاقم را تميز کنم راحت شوم
بالاخره رسيدم.... راحت شدم
اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت شوم

تمام شود که چه شود؟
مادامی که زنده هستيم و زندگی مي کنیم، هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست، بلکه آغاز فعاليتی ديگر است....

پس چه بهتر که در حين انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنيم نه مانند يک ربات فقط به انجام دادن بپردازيم به تمام شدن و فارغ شدن....

 حتی هنگامي که دست ها را مي شوييم نيز مي توانيم با لذت اين کار را انجام دهيم.
يک بار امتحان کنيد.
آب چه زيبا آرام پوست دستتان را نوازش مي کند
به آب نگاه کنيد و لذت ببريد
و آنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان مي آيد...
لذت باعث قدرتمند شدن مي شود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس مي شود...
لذت بردن هدف زندگی است
تا مي توانی همه کارها و فعاليت ها را با لذت همراه کن... حتی نفس کشيدن که کمترين فعاليت توست...


داستان جالبي وجود دارد دربارهٔ مردي که به سرعت و چهار نعل با اسبش مي تاخت. اين طور به نظر مي رسيد که جاي بسيار مهمي مي رفت.
مردي که کنار جاده ايستاده بود، فرياد زد: « کجا مي روي؟ » 

مرد اسب سوار جواب داد: « نمي دانم، از اسب بپرس! » 

اين داستان زندگي خيلي از مردم است؛ آن ها سوار بر اسب عادت هايشان مي تازند، بدون اين که بدانند کجامي روند. وقت آن رسيده است که کنترل افسار را به دست بگيريد و زندگي تان را در مسير رسيدن به جايي قرار دهيد که واقعاً مي خواهيد به آنجا برسيد."

سارا محمدیان (روانشناس)

جنبش خزینه  و سند ۲۰۳۰

♨️ جنبش خزینه  و سند ۲۰۳۰

"خزینه" حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستند و آب می کشیدند و غسل می کردند.
البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی می توان تصور کرد چنین حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود.
به خصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد می کرد.
معمولا حمامی ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه می گرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع می کردند و مقداری آهک هم درون آن می ریختند، بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود.
از طرفی رضا شاه می دید نیروی کار در مملکت به علت بیماری و مرگ عملا در حال کاسته شدن است.
پس از پیگیری متوجه شد که یکی از علل اصلی مرگ و میر مردم، استفاده از خزینه هاست.
تا این که به فرمان رضا شاه رسما" استفاده از خزینه در حمام ها ممنوع اعلام شد.
اما داستان به اینجا پایان نیافت.
بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون به خصوص روحانیت خراسان بلند شد.
آن ها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد " وا اسلاما " سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی اعلام کردند.
این علمای معظم، تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح " کُر " می دانستند و هر چه غیر از آن را را ناپاک و نجس اعلام کردند.
آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه " غیرشرعی " است و با آبی که از شیر آب می ریزد، نمی توان غسل کرد.
بنابراین ممنوع کردن خزینه، عمل خلاف شرع رضا شاه، اعلام شد.
آن ها آب کر را آبی می دانستند که سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد.
هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند!
در چنین آبی می توان وضو گرفت و غسل کرد، ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد.
به شرط آن که عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار، آب از خزینه سرریز شود!
بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های تاریخی بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه "دوش حمام" آغاز شد!
جنبش خزینه و مخالفت هایی پیرامون آن شکل گرفت و برخی مومنین و متدینین هم تا سال ها پنهانی از خزینه استفاده می کردند و نقشه می ریختند که چگونه نیمه شب ها و به دور از چشم پاسبان ها و با چرب کردن سبیل حمامی خود را به خزینه برسانند.
تا کم کم به زور باطوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند.
بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عيبی ندارد؛ به شرط آن که بعد از آن در خزینه غسل کنند!
بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که می شود زیر دوش به جای غسل ارتماسی، غسل ترتیبی انجام داد و احکام و مسائل آن را مطرح نمودند.
اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا !
علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود، دخالت می کردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آن را خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام می کردند و بقیه را غرب زده و طاغوتی اعلام می فرمودند!!!
جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است!!!
 جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا.
علما اولین بار که دوچرخه به ایران آمد، آن را ارابه جن معرفی کردند.
اما داستان شناسنامه از همه جالب تر بود :
اولین بار که اعلام کردند مردم برای گرفتن شناسنامه به شهربانی مراجعه کنند، علمای عظام فتوا دادند که این دسیسه انگلیس است تا نام دختران و همسران شما را بدانند!!!!!

و اینک  سند ۲۰۳۰ نیز همان مراحل خزینه، دوچرخه و شناسنامه را طی می کند.  

🆔 @SepehrAzadi

سویا بخوریم یا نه؟

 

سویا بخوریم یا نه؟

 

پروتئین سویا، علایم بیماری کبد چرب را در افراد چاق کاهش می دهد.

محققان دانشگاه ایلی نویز در مطالعات اخیر خود پی بردند که پروتئین سویا، تجمع چربی و تری گلیسریدها را در کبد افراد چاق به میزان قابل ملاحظه ای کاهش می دهد.

درصد بسیار زیادی از افراد بدون داشتن هیچ علایمی به بیماری کبد چرب دچار هستند. چاقی یکی از مهم ترین عوامل بروز این بیماری است که در برخی موارد به نارسایی کبد منجر می شود.

چربی در کبد متابولیزه می شود. در افراد چاق انتقال چربی ها به بافت چربی کاهش می یابد، در نتیجه کبد محل ذخیره و تجمع بیش از حد چربی می شود. تجمع چربی در بافتی غیر از بافت چربی (مانند کبد)، عملکرد حیاتی ارگان را به طور خطرناکی دچار اختلال می نماید.

مصرف پروتئین سویا تا حد زیادی علایم کبد چرب را بهبود می بخشد.

برای انجام این تحقیق، تجمع چربی در کبد موش های لاغر و چاق که دارای رژیم حاوی کازئین (پروتئین شیر) یا پروتئین سویا بودند، مورد مقایسه قرار گرفت.

رژیم غذایی اثری بر کبد موش های لاغر نداشت، اما در موش های چاقی که پروتئین سویا مصرف کرده بودند، تجمع تری گلیسریدها و سایر چربی ها در کبد 20 درصد کاهش یافت. در حقیقت این بررسی اثبات کرد که پروتئین سویا می تواند موجب کاهش علایم بیماری کبد چرب شود.

مکانیسم این عمل مربوط به نقشی است که پروتئین سویا در مسیر متابولیسم چربی ایفا می کند.

در بسیاری از افراد چاق، انتقال چربی به خارج از کبد با اختلالاتی همراه است و پروتئین سویا قادر است این انتقال را تسهیل کرده و علایم بیماری کبد چرب را کاهش دهد.

نتایج این مطالعه در کنگره سالیانه انجمن بیوشیمی و بیولوژی مولکولی امریکا ارائه گردید.

 

منبع : سيمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

ساعت و درجه دمای شهرهای مهم جهان +تهران

 ساعت و درجه دمای شهرهای مهم جهان +تهران


 

This attachment keeps up with the time and temperatures in major cities around the world. It is useful attachment to save in your files. It even displays error, when the signal is not properly updated. Very Interesting! !
 
Click for Rome Fiumicino, Italy Forecast
Rome
(Italy)
Click for Berlin Schoenefeld, Germany Forecast
Berlin
(Allemagne)
Click for Moscow, Russia Forecast
Moscow
(Russia)
Click for Madrid, Spain Forecast
Madrid
(Espagne)
Click for Brussels, Belgium Forecast
Bruxelles National
(Belgium)
Click for
 San Jose, Guatemala Forecast
San José
(Guatemala)
Click for
 Acapulco, Mexico Forecast
Acapulco
(Mexique)
Click for Rio, Brazil Forecast
Rio
(Brazil)
Click for Hong Kong, Hong Kong Forecast
Hong Kong
(Chine)
Click for Tokyo Downtown, Japan Forecast
Tokyo
(Japan)
Click for Ovda International Airport, Israel Forecast
Ovda
(Israel)
Click for Makokou, Gabon Forecast
Makokou
(Gabon)
Click for Puerto
 Plata, Dominican Republic Forecast
Puerto Plata
(Rp. Dominican)
Click for Nassau, Bahamas Forecast
Nassau
(Bahamas)
Click for Port-au-prince, Haiti Forecast
Port-au-Prince
(Haiti)
Click for Athens, Greece Forecast
Athens
(Greece)
Click for Zurich Airport, Switzerland Forecast
Zurich
(Suisse)
Click for
 Dublin, Ireland Forecast
Dublin
(Ireland)
Click for Beirut, Lebanon Forecast
Bayreuth
(Lebanon)
Click for Budapest Ferihegy, Hungary Forecast
Budapest
(Hongrie)
Click for Belgrade Surcin, Serbia and Montenegro Forecast
Belgrade
(Yugoslavia)
Click for
 Kuwait, Kuwait Forecast
Kuwait
(Kuwait)
Click for New Delhi, India Forecast
New Delhi
(India)
Click for Paris, France Forecast
Paris
(France)
Click for Quebec, Quebec Forecast
Quebec
(Quebec, Canada)
Click for Ottawa, Ontario Forecast
Ottawa
(Ontario, Canada)
Click for Cairo, Egypt Forecast
Le Cairo
(Egypt)
Click for Casablanca, Morocco Forecast
Casablanca
(Morocco)
Click for Los Angeles, California Forecast
Los Angeles
(California, USA)
Click for Tehran, Iran
 Forecast
Tehran
(Iran)
Click for Addis Ababa, Ethiopia Forecast
Addis Ababa-Bole
(Ethiopia)
Click for Lublin, Poland Forecast
Lublin Radawiec
(Bologna)
Click for Sydney, New South Wales Forecast
Sydney
(Australia)
Click for Miami, Florida Forecast
Miami, Florida
(USA)
Click for Easton, Washington Forecast
Easton Washington
(USA)
Click for Kodiak, Alaska Forecast
Kodiak, Alaska
(USA)
Click for Vostok, Antarctica Forecast
Vostok
(Antartique)
Click for Havana, Cuba Forecast
Havana
(Cuba)
Click for Reykjavik, Iceland Forecast
Reykjavik
(Islander)
Click for Summit, Greenland Forecast
Summit
(Greenland)
Click for Baghdad, Iraq Forecast
Bagdad
(Iraq)
Click
 for London City, United
 Kingdom Forecast
Londres
( Angleterre)
Click for Honolulu, Hawaii Forecast
Honolulu
(Hawk, USA)
 
 
 

عاشقانه یا عاقلانه؟

عاشقانه یا عاقلانه؟
🍂🍂🍂🍂🍁
از مردی پرسیدند: بچه ات را بیشتر دوست داری یا همسرت را؟🤔
پاسخ جالبی داد. گفت: بچه ام رو عاشقانه دوست دارم، ولی زنم رو عاقلانه 🍂
گفتم :یعنی چی؟ 

گفت: من عاشق بچه ام هستم، همه کارهاش رو دوست دارم، همه افکارش رو و همه حرکاتش رو ،همه چیزش برام زیباست، حتی اگر برای دیگران بد باشه... ولی همسرم را عاقلانه دوست دارم!
دختر زیبای رویاهای من وقتی با من ازدواج کرد، زیباترین موها رو داشت؛ بنابرین الان که بین موهای زیبایش موهای سفید می بینم، من اون موهای سفید رو می پرستم. وقتی با من ازدواج کرد، صورتش بسیار زیبا بود. حالا که چروک های صورتش را می بینم. من اون خط های صورتش رو سجده می کنم. وقتی از دست من عصبانی می شه و سکوت می کنه، من اون سکوت رو دوست دارم.🍂 وقتی به خاطر من چندین سال با ناملایمات ساخته، من اون ساختنش را دیوانه وار دوست دارم؛ پس من نسبت به همسرم عاقلانه عاشق هستم...
زن هر چقدر هم که بزرگ شود،  همسر شود، مادر شود، مادر بزرگ شود، درونش هنوز هم دختری کوچک چشم انتظار است، انتظار می کشد برای لوس شدن، محبت دیدن، دستی می خواهد برای نوازش، و چشمی برای ستایش، مهم نیست چند ساله شدی، زن که باشی، دنیای درونت همیشه صورتی است ... 

تقدیم به همه ی فرشتگان😍❤️🍁

#خالکوبی_خودزنی_هویت


#یادداشت_هفته


#خالکوبی_خودزنی_هویت

در سال های اخیر با موجی از خالکوبی و نمایش های خودزنی در نوجوانان و جوانان جامعه مان مواجه بوده ایم.
در پاسخ به این پرسش که چه فرایندی باعث رشد تصاعدی این رفتارها شده است، من به موضوع "هویّت" می پردازم.
هویّت پاسخی است که هر کدام از ما به پرسش "من کیستم؟" می دهیم. یک نفر خود را با پدرش توصیف می کند، یک نفر با میهنش، یک نفر با مذهبش و یک نفر با بدنش.
کودکان کمتر درگیر پرسش "من کیستم؟" هستند. چرا که هویّت آن ها تابعی است از والدین شان، اما از آغاز نوجوانی با رشد بدنی و تلاش برای ورود به جامعه، نوجوانان تلاش می کنند خود را مستقل از والدین تعریف کنند، اینجاست که دوران نوجوانی با "بحران هویت" مشخص می شود. 

یکی از راه های کنار آمدن با "خلاء هویّت" در نوجوانان و جوانان فرایند "عضویّت" است. نوجوان می کوشد عضو گروه همسالان خود شود و برای پذیرفته شدنش در گروه ، شروع به پیروی از "آیین های گروه" می کند. این آیین های نانوشته در دیالکتیک بین فرد و گروه به شکل تصاعدی بازتولید می شوند و ما با پدیدهٔ مُد مواجه می شویم. رشد بدن و بلوغ جنسی در نوجوانی باعث می شود که "بدن" یکی از هسته های مهم هویتی نوجوانان باشد؛ در نتیجه مُدهای بدنی در نوجوانی بیش از سایر سنین نمود می یابند.
نوجوانان با عکس گرفتن از خالکوبی ها و زخم های خودزنی و گذاشتن این عکس ها در شبکه های اجتماعی در پی کسب تایید از همسالان و عضویت در گروه و در نتیجه حل بحران هویت هستند.
راه حل چیست؟ اوّل این که برخوردهای مستقیم با این رفتارها و تنبیه و تحذیر و منع و پند بر ضد آن ها هیچ تأثیر اصلاحی ندارند. پرداختن مراجع قدرت (والدین - مدرسه و حکومت) به این پدیده ها، بیشتر این باور را در نوجوان تقویت می کند که توانسته اقتدار این مراجع را به چالش بکشد، چنین احساس قدرتی باعث تقویت این رفتارها می شود.
دوّم این که به تلاش نوجوانان برای کسب استقلال احترام بگذاریم، برای این تلاش ارزش قائل شویم و مسیر های سازنده ای را برای ابراز این استقلال ایجاد نماییم. اعطای حق انتخاب به دانش آموزان مدرسه برای تصمیم گیری راجع به برنامهٔ درسی و تفریحی و ساختارهای آموزشی و اجتماعی مدرسه و اعطای حق رأی به نوجوانان در خانه برای تصمیم گیری در امور خانواده مسیر امنی را برای جریان یافتن انرژی اعتراض نوجوانان فراهم می کند.
سوّم این که آموزش "تفکّر نقّاد" به نوجوانان تلقین پذیری افراطی آن ها نسبت به گروه همسالان را کاهش می دهد و باعث می شود آن ها به شکلی گزیده و آگاهانه با آیین های گروهی همانند سازی کنند. برای این که آموزش تفکّر نقّاد نتیجهٔ عملی داشته باشد، باید شجاعت این را داشته باشیم که مورد نقد قرار بگیریم. بسیاری از والدین، معلمان و مدیران مدارس و نیز نهادهای حکومتی نسبت به نقد، موضع دفاعی دارند و تمایل دارند "نقد ویترینی" را جایگزین نقد واقعی کنند، به این دلیل برنامه های آموزش تفکّر نقّاد اغلب شکلی نمایشی و غیر عملی به خود می گیرند. نوجوانی که به عنوان عضو یک خانواده و یک شهروند جامعه حق رأی ، اجازه نقد و حق اعتراض و مخالفت داشته باشد، کمتر ممکن است برای اثبات "من هستم" ساعد خود را با تیغ بخراشد و عکس آن را چون مدالی به پروفایل خود بیاویزد.

#دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک

@drsargolzaei
Drsargolzaei.com

کدام گروه خونی مستعد کدام بیماری است؟  

کدام گروه خونی مستعد کدام بیماری است؟ 

 

iran-stars.com

نتایج تحقیقات متعدد انجام شده طی سالیان متمادی نشان می دهد بین گروه های خونی و بعضی از امراض رابطه وجود دارد. بیشتر ما از گروه خونی مان مطلع هستیم...
این یادداشت، پاسخی است به این پرسش که دارندگان هر گروه خونی بیشتر مستعد ابتلا به چه بیماری هایی هستند؟

 

روی سطح خارجی غشای گلبول های قرمز ماده ای پروتئینی به نام آنتی ژن AB و A و B دیده می شود که در هفته ششم زندگی داخل جنینی پدید می آید و به تدریج غلظت آن زیاد می شود و در زمان تولد به ۴/۱ میزان آن در بلوغ می رسد. این دو آنتی ژن (A و B) را می توان در ترشحات بزاق، خلط و به مقدار کمتر در ترشح اشک و ادرار یافت. دانشمندان می گویند این آنتی ژن ها ممکن است شرایط را برای ابتلای شخص به بعضی از بیماری ها مهیا کنند، زیرا آنتی ژن های مختلف در مقابل بعضی بیماری ها مقاومند و در برابر برخی دیگر ضعیف عمل می کنند.

گروه خونیA:

دارندگان گروه خونیA بیشتر در معرض ابتلا به سنگ های کیسه صفراوی، کولیت، پرکاری تیرویید، سرطان معده، لوزالمعده، کیسه صفرا و مجاری آن، سرطان های هیپوفارنکس، تیرویید، ریه، آندومتر و تخمدان هستند. نوعی کم خونی به نام «پرنیسوز» هم در این گروه خونی بیشتر شایع است. تومورهای غدد بزاقی، انواع سرطان های لب، زبان، گونه و لثه هم در این گروه بیشتر دیده می شود.

گروه خونیO:

این گروه خونی معایبی هم دارد؛ از مزایای آن کاهش ۱۴ درصدی ابتلا به سرطان سلول های فلس دار پوست و کاهش ۴ درصدی سرطان سلول های قاعده ای پوست است. دارندگان گروه خونیO کمتر به سرطان لوزالمعده مبتلا می شوند و آنتی ژن O اثر حفاظتی روی سلول های سرطانی غده تیرویید هم دارد، اما از معایب آن ابتلا به سرطان های ملانوم بدخیم و زخم اثنی عشر است. ضمنا افراد دارای گروه خونی O به نوعی از سرطان مثانه مبتلا می شوند که بسیار تهاجمی است و مرگ و میر بالایی دارد. در اینجا نقش آنتی ژنA و AB را در حفاظت از این نوع سرطان (مثانه) نباید از نظر دور داشت.

گروه خونیB:

افرادی که آنتی ژنB دارند، بیشتر به سرطان های لوزالمعده، کیسه صفرا، تخمدان و التهاب لثه مبتلا می شوند.

گروه خونی AB:

این گروه های خونی، در مثبت شدن سطح بالای سرمی باکتری ای به نام هیلکوباکترپیلوری تاثیرگذار است و این باکتری باعث التهاب دستگاه گوارش (معده، و اثنی عشر) می شود و در نهایت باعث زخم در آن خواهد شد. بیشترین مبتلایان به سرطان خون هم افراد با گروه خونی B و کمترین آن ها صاحبان گروه خونی A هستند.