چرا با این همه برنامه، کشور بی برنامه اداره می شود!
⭕️چرا با این همه برنامه، کشور بی برنامه اداره می شود!
بی برنامگی حالتی است که شخص/سازمان/کشور، برنامه مشخصی برای آینده خود ندارد و نمی داند که گام های اساسی برای تحقق آینده چیست؟
برنامه زدگی به حالتی می گویند که ذهن شخص/سازمان/کشور مملو است از برنامه، استراتژی، سیاست، اهداف و سند.
جالب این جاست که قاعدتا این دو پدیده مخالف هم هستند، اما واقعیت آن است که برنامه زدگی منجر به بی برنامگی خواهد شد. بگذارید مثالی را در سطح ملی بزنم، شما می توانید تجارب مربوط به سطح سازمانی و شخصی را خودتان تطبیق دهید.
هم اکنون ما در کشور :
☑️ سند چشم انداز داریم
☑️ بیش از 30 سند سیاست های کلان داریم
☑️ صدها سند توسعه بخشی، استانی، فرابخشی داریم.
☑️ برنامه ششم توسعه تا کنون به چیزی حدود 500 صفحه رسیده است.
☑️ به جرات می توانم بگویم که بیش از صد هزار صفحه برنامه داریم.
☑️ به تعبیری ما هم اکنون با تورم اسناد بالادستی روبه رو هستیم.
اما کشور بر اساس برنامه اداره نمی شود. چرا؟
به این سه دلیل:
1- وقتی تعداد برنامه ها از منابع متعدد افزوده شد، مجریان دچار آشفتگی می شوند که بالاخره چه باید کرد؟
بسته خروج از رکود را اجرا کنند یا اقتصاد مقاومتی را؟
نقشه جامع علمی کشور را اجرا کنند یا برنامه توسعه را؟
نقشه راه تنگنای نقدینگی را عملی کنند یا برجام 2 را؟
اصلاح نظام اداری را پی بگیرند یا خصوصی سازی را؟
مهندسی فرهنگی را عملیاتی کند یا سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را؟
2- وقتی تعداد و تنوع برنامه ها زیاد شد، و این برنامه ها تبدیل به یک سند واحد نشده باشد، آنگاه این برنامه ها تبدیل به معیارهای عملکرد نمی شود. بنابراین پاسخ گویی و پاسخ خواهی به درستی انجام نمی شود. من به عنوان یک وزارت خانه یاد می گیرم که هر وقت از من گزارش خواستند، یک گزارشی سر هم کنم و بدهم.
3- فرهنگ LIFO رواج پیدا می کند. حسابداران و انبارداران یک روشی دارند که به آن می گویند لایفو (Last in First Out) یعنی آخرین قطعه ای که وارد انبار شد، همان اولین قطعه ای خواهد بود که خارج خواهد شد. تعدد برنامه ها، در ذهن شخص/سازمان/کشور نیز منجر به فرهنگ LIFO می شود. یعنی آخرین کاری که تعریف شده، مبنای عمل من خواهد بود؛ مثلا الان خروج از رکود مطرح است، سه ماه دیگر اقتصاد مقاومتی برجسته می شود و شش ماه بعد اجرای برنامه ششم. مهم این است که آخرین چیزی که مطرح می شود، چیست.
🔘 نتیجه شوم همزمانی برنامه زدگی و بی برنامگی:
در این حالت، برنامه ها، دست خورده و لجن مال می شوند. به واسطه این که ما هم برنامه ها و سیاست ها را اعلام کرده ایم، الان کمتر ایده ای یافت می شود که تا به حال مطرح نشده باشد و چون مطرح شده و اجرا نکرده ایم ،همه ایده ها (برنامه ها و سیاست ها) دست مالی شده است و هر کدام که مطرح می شود می گوییم ای بابا، ما این را اجرا کردیم و به نتیجه نرسیدیم.
🔘نکته راهبردی پایانی:
بر اساس مدل موعود (مدیریت استراتژيک منعطف، واکنش سریع، عمل گرا و دورنگر) استراتژی ها از منابع متفاوت و در زمان های مختلف می جوشند، بنابراین هیچ ایرادی ندارد که به صورت داینامیک و پویا استراتژی ها و برنامه های ما تغییر کند، ولی در نهایت ما باید یک سند راهبردی معطوف به عمل داشته باشیم که بیانگر اولویت های اصلی و روشن و شفاف همراه با اهداف کمی قابل اندازه گیری و اقدامات عملیاتی قابل پیگیری است. وگرنه دچار سندروم بی برنامگی در عین داشتن برنامه خواهیم شد.
خوراکی های خنگ کننده
شاید فکر کنید هوش و استعداد ذاتی است و این امکان وجود ندارد که بیش از این باهوش باشید، اما غافلید از این حقیقت که بعضی از خوراکی ها کارایی مغزتان را تحت تاثیر قرار داده و کاهش حافظه شما را موجب می شوند. بنابراین اگر می خواهید عملکرد مغزتان رو به افزایش باشد و روز به روز هم بیشتر شود، باید از مصرف گروهی از مواد غذایی پرهیز کنید و آن ها را به رژیم غذایی تان راه ندهید.
همسرانی شرعی که رسمیت ندارند!
خبرگزاری مهر: بسیاری از زنان در استان سیستان و بلوچستان در قالب ازدواج طايفهاي به عقد مردان در ميآيند ؛ در حالی که مهم ترین واقعه زندگی آن ها در جایی و یا محضری به ثبت نمیرسد و این زنان شاهد و گواه رسمی برای ازدواج خود ندارند.
حکايت زنان شرعی اما غیرقانونی شنيدني اما تلخ است، حکايت زناني که براي استيفاي حق و حقوقشان هيچ مدرک قانوني در دست ندارند.
چه قسمتهایی از مرغ را نباید بخوریم؟
چه قسمتهایی از مرغ را نباید بخوریم؟
در طیور از هورمون استفاده نمیشود، ولی مصرف غیرمجاز و بدون نسخه انواعی از آنتیبیوتیکها و داروهای شیمیایی سبب عوارض مختلفی همچون سرطانزایی و ایجاد آلرژی میشود.
چه قسمتهایی از مرغ را نباید بخوریم؟
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، مصرف سنگدان برای مبتلایان به بیماریهای التهابی خطر دارد؟ مضرات بال و گردن مرغ در چیست؟ اینکه میگویند پای مرغ باعث غضروفسازی میشود، صحت دارد؟ اصلا چرا کارشناسان تغذیه و متخصصان صنایع غذایی خوردن فرآوردههای جانبی طیور را زیاد به مردم توصیه نمیکنند؟
جگر مرغ هورمون ندارد، زیرا...
جگر مرغ همان عضوی است که علاوه بر ذخیره مواد مغذی، به دلیل آنزیمهای متنوعی که در سلولهای خود دارد، محل تجمع و خنثیسازی سموم، برخی هورمونها، واکسنهای تلقیحی و انواع آنتیبیوتیکهای تزریقی و خوراکی است، اما واقعیت این است با وجود آن که در کشور ما مصرف داروهای هورمونی در طیور ممنوعیت خاصی نداشته و نظارت چندانی هم بر آن نمیشود، به دلیل هزینه زیاد، تهیه آن برای مرغدار صرفه اقتصادی نداشته و به همین دلیل است که متخصصان صنایع غذایی جگر را بدون هورمون میدانند.
اما نکته انحرافی آن که گرچه در طیور از هورمون استفاده نمیشود، ولی مصرف غیرمجاز و بدون نسخه انواعی از آنتیبیوتیکها و داروهای شیمیایی برای مهار بیماریهای عفونی و کنترل بیماریهای انگلی و ویروسی، سبب عوارض مختلفی همچون سرطانزایی، جهشزایی، مسمومیت و ایجاد آلرژی میشود که مهمترین عارضه آن مقاومت دارویی به انواعی از آنتیبیوتیکهاست که موجب کم یا بیاثرشدن آن در بدن مصرفکننده میشود.البته کارشناسان معتقدند اگر استعمال این داروها یک هفته قبل از کشتار باشد، جای نگرانی نیست؛ چراکه کبد حیوان فرصت پاکسازی و دفع مواد مضر تجمع یافته را خواهد داشت، اما اگر تلقیح ۴۸و ۲۴ساعت قبل از کشتار باشد، دارو در جگر مرغ رسوب و برای سلامت مضر است
پوست مرغ را هرگز نخورید
برخی خانوادهها پوست مرغ را از قسمتهای دیگر آن مضرتر میدانند و بر این باورند که چربی زیر پوست حاوی هورمون است.
در واقع مردم از وجود هورمون بیشتر از داروهای آنتیبیوتیکی میترسند و عامل اصلی رویش موهای زائد در بدن خانمها را پوست مرغ میدانند، اما این موضوع زمانی صحت دارد که به مرغ هورمون تزریق شود.ترکیبات هورمونی به دلیل آن که شبیه هورمونهای جنسی هستند، در مرد و زن به یک میزان موجب بروز مشکل میشود.
در خانمها باعث پرمویی، رویش موهای زائد، جوش و کیست تخمدان و در آقایان باعث آکنههای شدید پوستی و نارسایی در هورمونهای جنسی میشود.
در کودکان هم بر روند رشد تاثیر نامطلوب گذاشته و موجب افزایشوزن میشود. اما موضوع مهمتر آن که از نظر علمی ثابت شده است داروهای آنتیبیوتیکی، فلزات سنگین، سموم و آفتکشهایی که به همراه دانههای جو و ذرت وارد جیره غذایی مرغ میشود، در بافتهای نرم و پرچرب همچون پوست و جگر رسوب و مصرف آن باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن شده و حتی ریسک ابتلا به تومورهای سرطانی را افزایش میدهد. بنابراین از مصرف قسمتهایی از مرغ که پوست بیشتری دارد، بپرهیزید؛ چراکه علاوه بر چربی بالا، باعث افزایش کلسترول بد خون هم میشود.
بال و گردن مرغ هم پرچرب است
آیا میدانید علت خوشمزگی بالهای سوخاری شدهای که این روزها در برخی اغذیهفروشیها در مقابل دید مشتری تهیه و عرضه میشود، چیست؟ چربی زیاد آن است که یک لذت آنی و حسرت دائم به دل ما میگذارد.
این غذا کالری فراوانی دارد و اگر به عنوان پیشغذا مصرف شود، کالری دریافتی یک وعده غذا را دوچندان میکند. اما موضوع مورد بحث این که به گفته کارشناسان اگرچه بال و گردن محل تزریق واکسن به طیور است، ولی به دلیل سرعت جذب، ماندگاری مواد تزریقی در این اعضا کم بوده و مصرف آن از این بابت مشکلی ایجاد نخواهد کرد، اما گردن مرغ به دلیل آن که محل عبور نسوج عصبی و بسیاری از غدد لنفاوی است و از طرفی شستشوی مجرای داخلی آن غیرممکن است، مصرف آن توصیه نمیشود.
پای مرغ کلسیم دارد
میگویند مصرف پای مرغ غضروفهای آسیبدیده را ترمیم میکند و دارویی برای نرمی استخوان است.
اگر چه پای مرغ حاوی بخشهای غضروفی است و سوپ آن حالت ژلاتینی دارد، ولی به عقیده برخی کارشناسان به دلیل آن که ارزش پروتئینی چندانی ندارد، نمیتواند عاملی برای ساخت غضروفها به شمار آید و در ضمن برای هیچ گروه سنی به عنوان یک انتخاب خوب توصیه نشده است؛ چراکه چربی اشباع فراوانی داشته و برای افراد با اضافهوزن و مبتلایان به دیابت مضر است. البته متخصصان تغذیه سوپ پای مرغ را بهترین منبع کلسیم، فسفر، ویتامینA و D عنوان کردهاند و برای کودکان مبتلا به نرمی استخوان مفید میدانند.
@motaharsono
خود ارضایی از دید روانشناسی
آیا دختران و پسران امروزی برای ازدواج مناسبند؟
آیا دختران و پسران امروزی برای ازدواج مناسبند؟
دنیا عوض شده. دیگر نه دختران شبیه گذشته مادرانشان هستند، نه پسران به جوانی پدرهایشان می مانند. آن ها با تعاریف نیمه سنتی، نیمه مدرن بزرگ شده اند و معیارهایشان برای زندگی مشترک با هم متفاوت است.
ده ارزشی که باید به فرزندانمان بیاموزیم
ده ارزشی که باید به فرزندانمان بیاموزیم
نویسنده:
محمدهادی موذن جامی
بچهها مثل اسفنج میمانند. نگاه میکنند و هر چه را که در محیطشان باشد، جذب میکنند، مخصوصاً از طریق دیداری و شنیداری. اکثر کلمات و رفتارهای آن ها ناشی از تقلید از والدینشان یا بزرگ ترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقتها از کلماتی که از دهان آن ها بیرون میآید ،حسابی شگفتزده میشوید. و وقتی مدرسه را شروع میکنند، با تاثیرات همسالانشان بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو میشود. اما اگر فرزندانتان را از همان ابتدا با ۱۰ مورد از مهم ترین ارزشها آشنا کنید، میتوانند به خود متکی شده و زندگی شاد و راحت داشته باشند.
برای زنان جامعه ام نگرانم ....
داشتم به عکس هیلاری کلینتون نگاه می کردم .اولین زن کاندیدای نهایی ریاست جمهوری تاریخ آمریکا.
صورتش از غرور و اعتمادبه نفس می درخشید.
گردن افراشته درمکانی ایستاده بود که تابه حال هیچ زنی نایستاده.
به صورتش که نگاه می کردم،کنار چشم هایش پر از چین و چروک بود و پیری پوست صورتش را از طراوت جوانی انداخته بود.
اما لبخند پیروزمندانه اش صورتش را روشن کرده بود.
من در مورد سیاست ها و نگرش های جهان بینانه او بحثی ندارم. این که بعد از رسیدن به ریاست جمهوری آمریکا چه چیز برای کشورش و دنیا تدارک دیده است.
مهم این بود که او در آن مقام ایستاده ، انسانی در نهایت قدرت از همجنسان ما.
و ما هنوز درگیر بوتاکس و عمل های زیبایی و پروتز و آرایش های بی قاعده هستیم.
این قدرت و عظمت را برای زنان کشورم آرزو کردم که با تمام مشقات و تضییع حقی که در قبالشان روا می دارند، باز دلخوش النگو و گوشواره هایی هستند و صدای اعتراضشان را برق این فلزات زرد خاموش می کند.
من نگران زنان کشورم هستم، وقتی هنوز در جامعه مجازی می چرخند و جوک ارسال می کنند، ولی متن های بلند و تکان دهنده را نمی خوانند ؛چرا که از حوصله شان خارج است و اصولا علاقه ای برای دانستن ندارند.
جامعه مجازی برای زنان در مملکت ما همان اجتماع های زنانه دم درب های منزل است، ولی باکلاس تر و مدرن تر با گوشی های لمسی و لمیده و آسوده بر مبل.
برای زنان جامعه خویش نگرانم که از اخبار جهان بی خبرند و مطالعه را مشقت بار و کسل کننده می دانند.
برای زنان جامعه ام نگرانم .....
افراد دیابتی بهتر است در موارد زیر روزه نگیرند
افراد دیابتی بهتر است در موارد زیر روزه نگیرند :
-بیماران دیابتی که انسولین مصرف می کنند، بهتراست روزه نگیرند، مگر کسانی که میزان انسولین مصرفی آن ها زیاد نبوده و طی روز دچار افت قند خون نمی شوند.
-بیماران دیابتی که سحری نخورده اند، بهتراست درآن روز، روزه نگیرند.
-بیمارانی که به هردلیل قندخونشان پیش ازسحر بیشتر از 350 میلی گرم در دسی لیتر باشد، بهتراست که اصلا روزه نگیرند.
-بیماران دیابتی که به نحوی دچارعوارض مزمن دیابت برکلیه ها،مغز، قلب، چشم ها، دست ها و پاها و سایر ارگان های بدن شده اند، هر چند ممکن است دچار مشکل حادی نشوند، ولی برای پیشگیری از پیشرفت عوارض مزمن بهتر است بدون مشورت پزشک متخصص روزه نگیرند.
- همه مبتلایان به دیابت نوع I ناپایدار
- بیمارا ن مبتلا به دیابت نوع Iو II که کنترل ضعیفی بر بیماری خود دارند .
- بیمارانی که به رژیم دارویی ، تغذیه ای و وزرشی روزانه خود بی توجه هستند .
- بیمارانی که مشکلات جدی نظیر فشارخون کنترل نشده و مشکلات قلبی دارند .
- بیماران باسابقه ابتلا مکرر به DKA« کتواسیدوز دیابتی » عارضه حاد به دنبال بیماری دیابت که به دنبال کمبود انسولین همراه با افزایش هورمون های متقابل انسولین مثل گلوکاگن ایجاد و با افزایش قندخون درد شکمی – تهوع و استفراغ و بوی استون در تنفس بیمار تظاهر و اورژانس پزشکی است .
-بیماران مبتلا به دیابت حاملگی
- بیماران دیابتی با عفونت داخلی
-بیماران دیابتی سالمند که عدم تمرکز و فراموشی دارند .
-بیمارانی که دو دوره یا بیشتر « هیپوگلیسمی » افت قندخون و یا «هیپرگلیسمی » افزایش قندخون را تجربه کرده اند.
دکتر سیدمیثم شفیعی مطهر
پل ارتباطی بین رادیولوژی مطهر و مراجعه کنندگان عزیز
@motaharsono
وياگرا چيست؟
وياگرا چيست؟
حقايقي درباره وياگرا! اثرات جانبي آن
وياگراي درماني نسخه اي براي مردان است . اين دارو سبب افزايش جريان خون در اندام جنسي مي شود و به عمل نعوظ كمك مي كند و براي كساني كه با اين عمل مشكل دارند، مي تواند يكي از گزينه هاي درماني (البته با نظر پزشك معالج) باشد. اين دارو دربازار مانند يك محصول تقويت كننده به فروش مي رود و برخي فروشندگان سود جو طوري آن را تبليغ مي كنند كه افراد فكر نمي كنند اين دارو براي درمان يك ضعف جنسي مصرف مي شود.
چگونگی مرگ واقعی
استاد الهی قمشه اي فیلسوف بزرگ جهانی « مرگ واقعی »را این گونه تبیین می کند:
آیا فشار قبر واقعیت دارد؟
جدا شدن روح از بدن هنگام مرگ قطعی ، در کسری از ثانیه انجام می شود . این لحظه چنان سریع اتفاق می افتد که حتی کسی که چشمانش لحظه مرگ باز است، فرصت بستن آن را پیدا نمی کند . یکی از شیرین ترین تجربیات انسان دقیقا لحظه جدا شدن روح از جسم می باشد . یه حس سبک شدن و معلق بودن .
بعد از مرگ . اولین اتفاقی که می افتد این است که روح ما که بخشی از آن هاله ذهن است و در واقع آرشیو اطلاعات زندگی دنیوی اوست، شروع به مرور زندگی از بدو تولد تا لحظه مرگ می کند و تصاویر به صورت یک فیلم برای روح بازخوانی می شود . شاید گمان کنیم که این اتفاق بسیار زمان بر است . زمان در واقع قرارداد ما انسان هاست . این ما هستیم که هر دقیقه را 60 ثانیه قرارداد می کنیم . اما زمان در واقع فراتر این تعاریف است .
با مرور زندگی ، روح اولین چیزی که نظرش به آن جلب می شود، وابستگی های انسان در طول زندگی است . برخی از این وابستگی ها در زمان حیات حتی فراموش شده بود، ولی در این مرحله دوباره خودنمایی می کند .میزان وابستگی دنیوی برای هرکس متغیر است .
روح از بین خاطراتش وابستگی های خود را جدا می کند . این وابستگی ها هم مثبت است هم منفی . مثلا وابستگی به مال دنیا یک وابستگی منفی و وابستگی مادر به فرزندش هم نوعی دلبستگی و وابستگی مثبت محسوب می شود . ولی به هرحال وابستگی است .
این وابستگی ها کششی به سمت پایین برای روح ایجاد می کند که او را از رفتن به سمت هادی یا راهنما جهت خروج از مرحله دنیا باز می دارد . یعنی روح بعد از مرگ تحت تاثیر دو کشش قرار می گیرد .
یکی نیروی وابستگی از پایین و دیگری نیروی بشارت دهنده به سمت مرحله بعد . اگر نیروی وابستگی ها غلبه داشته باشد، باعث می شود روح تمایل پیدا کند که دوباره وارد جسم گردد . چون توان دل کندن از وابستگی را ندارد و دوست دارد دوباره آن را تجربه کند . به همین جهت روح به سمت جسم رفته و تلاش می کند جسم مرده را متقاعد کند که دوباره روح را بپذیرد . فشاری که به "روح" وارد می شود جهت متقاعد کردن جسم خود در واقع همان فشار قبر است .
این فشار به هیچ وجه به جسم وارد نمی شود . چون جسم دچار مرگ شده و دردی را احساس نمی کند . پس فشار قبر در واقع فشار وابستگی هاست و هیچ ربطی ندارد که شخص قبر دارد یا ندارد . این فشار هیچ ربطی به شب زمینی ندارد و می تواند از لحظه مرگ شروع گردد .
یکی از دلایل تلقین دادن به فرد فوت شده در واقع این است که به باور مرگ برسد و سعی در برگشت نداشته باشد .
بعد از مدتی روح متقاعد می شود که تلاش او بیهوده است و فشار قبر از بین می رود .
وابستگی ها باعث می شود که روح ، شاید سال ها نتواند از این مرحله بگذرد . بحث روح های سرگردان و سنگین بودن قبرستان ها به دلیل همین وابستگی هاست . گاهی تا سال ها فرد فوت شده نمی تواند وابستگی به قبر خود و جسمی که دیگر اثری از آن نیست را رها کند .
به امید این که بتوانیم به درک این شعر برسیم:
دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ...
بگذار و بگذر
ببین و دل مبند
چشم بینداز و دل مباز
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت ...
نگذارید گوش هایتان گواه چیزی باشد که چشم هایتان ندیده، نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده...
"صادقانه زندگی کنید"
ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت می رویم. ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر برآورده ایم...
دلایل عقب ماندگی ایران
فتحعلی شاه پادشاه ممالک محرومه ایران درجریان شرفیابی قنسول بریتانیا مشتاقانه ازوی می پرسد که:
چند ذرع بایستی زمین را حفر کنند تابه ینگه دنیا(آمریکا)برسند؟
وقتی قنسول انگلیس متحیرانه پاسخ می دهد که راه رسیدن به ینگه دنیا از طریق کندن زمین نیست،اعلی حضرت با تغیر اظهار می دارند که:
"نماینده انگلیس اطلاعی ندارد؛ زیرا قنسول عثمانی شخصا به ایشان گفته اند که با کندن زمین می توان به ینگه دنیا رسید"!!
پیداست که حکومت چنین حکام و سلاطینی چه نوع جامعه ای را به وجود می آورد که این خود یکی ازده ها پیآمد زیانبار "خاموشی چراغ علم"بود.ناتوانی از به کارگیری علوم و فنون جدید به منظور توسعه و ترقی جامعه و عدم استفاده از منابع طبیعی و بهره گیری از نیروی انسانی جنبه های دیگر خاموشی چراغ علم بود.
بی دانشی ما ازقرن هجده و نوزده باعث گردید تا بهای سنگینی برای عدم آگاهیمان را بپردازیم.خاموشی چراغ علم درایران از جمله عوامل اصلی عقب ماندگی ما به شمار می رود.
ازدیگر عوامل عقب ماندگی ایران:
آب که در اروپا فراوان است و در ایران کم ،پراکندگی جمعیت،فاصله زیاد بین شهرها،تسلط اروپاییان بر دریا و به قولی دل به دریا زدن آن ها از زمان جا افتادن این باور که زمین کروی می باشد و در نتیجه بی انتها نیست، باعث شد با قوت قلب بیشتری به سینه دریاهای ناشناخته بیشتری بزنند.به وجود آمدن حکومت های قبیله ای از زمان غزنویان و سلجوقیان و سامانیان و....
جنگ های صلیبی و بسیاری دلایل دیگر و آشنا نبودن به زبان ها خارجی و استعمار و هزاران دلیل دیگر مهم ترین عوامل عقب ماندگی ایران به شمار می روند.
کتاب: ما چگونه ما شدیم
دلایل عقب ماندگی ایران
اثر:صادق زیبا کلام
اگر میخواهید بهرهوری را افزایش دهید!
🔴🔵اگر میخواهید بهرهوری را افزایش دهید، به جایی فراتر از ذهنیت خودتان نگاه نکنید.
مارکوس آئورلیوس به ما یادآور میشود که:
«برای ساختن یک زندگی شاد نیاز به چیز زیادی ندارید: همه چیز در درون خودتان است، در طرز فکرتان.».
افرادی که از کاری که میکنند لذت میبرند، خیلی بیشتر از آنهایی که علاقهای به شغلشان ندارند، کارایی دارند. تا حالا شده که آنقدر در کاری که انجام میدهید غرق شوید که وقتی سرتان را بالا کنید، متوجه شوید که ساعتها گذشته و شما فکر میکردید که چند دقیقه گذشته است؟ این غرق شدن لذت بخش کلید بهرهوری است.
دنیس ویتلی یادآوری میکند که:
«انسانهای شاد برای کارها برنامهریزی میکنند، نه برای نتایج».
ویژگی رایجی که بین افراد موفق مشترک است، اطلاع از «رشته افکار» در زندگیشان است. بسیار شبیه یک جا پای فیزیکی که بعد ازسال ها استفاده از یک میانبر روی چمنزاری میافتد، رشته افکار نیز میتواند حقیقتاً شما را وادار سازد تا به تفکر به شیوه ای که همیشه انجامش میدادید، ادامه دهید.
این که چطور فکر میکنید، معمولاً مهمتر از این است که اصلاً فکر میکنید یا حتی از این که به چه فکر میکنید. خصوصیتی که خوب را از عالی و افراد بسیار موفق را از آنها که فقط زمان میگذرانند متمایز میکند، توانایی آنها در فکر کردن به خودشان به عنوان افراد موفق در مسیرشان به سمت تعالی است– اگرچه که «تعالی» برای شما جداگانه باید تعریف شود.
یکی از مهمترین مهارتها مهارت فکر کردن بدون عمل کردن است: برنامه ریزی. میخواهید با چه چیزی شناخته شوید؟ میخواهید چه کار کنید؟ چه چیزهایی ممکن است؟ تغییر با آنچه که به خود و دیگران میگویید شروع میشود. دورنمای خود را عوض کنید تا آنچه که ممکن است را تغییر دهید.
به آنچه که میگویید گوش دهید. آیا مثبت حرف میزنید؟ «ما قبلاً بدتر از این را هم پشت سر گذاشتهایم؛ پس مطمئنم که عاقبت به خیر میشویم» یا منفی؟ «الآن هوا آفتابی است، ولی پیشبینیها بارش باران را برای آخر هفته پیشبینی میکنند.».
این یک تمرین ۱۵ دقیقهای است برای تعیین آن که در حال حاضر شما چگونه فکر میکنید تا بدانید که چه چیزهایی درست کار میکنند و چه چیزهایی باید تغییر کنند.
به ادامه جملاتی که در ادامه میآید صادقانه پاسخ دهید:
زندگی یعنی…
پول یعنی…
مربیان کسانی هستند که…
اهداف…
کار یعنی…
افراد سازمان یافته …
این که چگونه پاسخ دهید به شما دریچه ای میدهد که با آن دنیا را ببینید. اینها پاسخهایی هستند که افراد دیگری که این تمرین را انجام دادهاند گفتهاند:
زندگی خوب است/
زندگی سخت است.
پول یعنی چیزی که من از آن برای ایجاد فرصتها استفاده میکنم/
پول یعنی منشأ تمام پلیدیها.
مربیان برای کسانی هستند که در حال پیشرفتند/
مربیان برای کسانی هستند که پول دارند.
اهداف برای دستیابی به چیزهای بیشتر لازمند/
اهداف خوب هستند، ولی من همیشه به اندازه کافی سرم شلوغ هست.
کار عملی است که من برای نشان دادن خودم از آن استفاده میکنم/
کار هیچوقت تمام نمیشود.
افراد سازمان یافته بهرهوری بالایی دارند/
افراد سازمان یافته وسواسی هستند.
آیا شما در مورد بخش خاصی از زندگیتان دیدی دارید که شاید به تغییرش میارزد؟ پیشرفت حتماً با شروع از چیزی که اشتباه است آغاز نمیشود، بلکه نشاندهنده حرکت به سمت چیزی جدید و احتمالاً بهتر است.
من عاشق این جمله از بنجامین دیزرائیلی هستم:
«عمل کردن ممکن است همیشه همراه با خوشی نباشد، ولی بدون عمل خوشحالیای نیز وجود نخواهد داشت».
منبع: Entrepreneur
🍃🍂💞🍁🍂💞🍃🍁💞
@PositivePsychology
کلاس توسعه یعنی کلاس نقاشی
کلاس توسعه یعنی کلاس نقاشی
برگرفته از مقاله محسن رنانی (استاد اقتصاد)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توسعه یک تحول درونی و ذهنی است که از مادران و از خانه و مدرسه شروع می شود.
اگر مقامات سیاسی ما با هم، گفت وگوی انتقادی جدی ندارند و امور را به تعارف برگزار می کنند و وقتی هم نسبت به یکدیگر انتقاد دارند، آن را از پشت تریبون ها و در سخنرانی هایشان مطرح می کنند، به این معنی است که این توانایی را ندارند که با هم دور یک میز بنشینند و در مورد مسائل ملی، آنقدر صحبت و بحث و جدل و دعوا بکنند که به جمع بندی برسند و بعد همه بروند روی آن جمع بندی مورد توافق، عمل کنند.
این ناتوانی در همه سطوح وجود دارد. خیلی از ما وقتی می خواهیم شرکتی تأسیس کنیم، به تنهایی اقدام می کنیم و می گوییم« اگر شریک خوب بود، خدا هم شریک داشت»، بعد می بینیم بیش از 95 درصد بنگاه ها و شرکت های ما کوچک مقیاس اند، یعنی زیر ده نفر کارکن دارند و می بینیم اکنون ما در ایران هیچ بنگاه خصوصی ایرانی که 100 ساله شده باشد و همچنان فعال و پویا باشد، نداریم.
در حالی که هم اکنون ژاپن 100 هزار بنگاه دارد که طول عمر بنگاه ها از طول عمر موسسان آن ها بیشتر است. چرا ما نمی توانیم ده ها سال به عنوان شریک با هم کار کنیم و بنگاه ها یا کارخانه هایمان را به نسل بعد منتقل کنیم؟ چون در ذهن و باورهایمان مشکل داریم. در واقع برای دیدن ظرفیت توسعه در یک کشور، ما باید برویم و دبستان ها و پیش دبستانی های آن کشور را ببینیم. اینکه آنجا بچه ها را چگونه آموزش می دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می دهند، بلکه ببینیم چگونه آموزش می دهند.
اگر کودکان شان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم پذیر، دارای روحیه گفت وگو و تعامل، و دارای روحیه مشارکت جمعی و همکاری بار می آورند، این ها انسان ها و شخصیت هایی خواهند شد که در بزرگسالی می توانند توسعه ایجاد کنند. اگر بچه های امروز ما در مدارس این گونه بار نمی آیند، مطمئن باشیم با نسل بعدی هم توسعه رخ نمی دهد.
معمولاً ما فکر می کنیم کلاس نقاشی برای این است که بچه ها نقاشی یاد بگیرند. آخر با دو ساعت در هفته مدادرنگی استفاده کردن و با معلمانی که خودشان نقاشی نمی دانند، چه کسی نقاشی یاد می گیرد؟ در واقع کلاس نقاشی، کلاس تمرین توسعه است. به نظر من مهم ترین کلاس هایی که هر فردی در طول دوره آموزش خود از دبستان تا دانشگاه می بیند، کلاس های نقاشی، کاردستی و ورزش است. اگر این کلاس ها خوب و درست و مطابق اهدافی که برای آن ها تعریف شده برگزار شود، اثرش بر توسعه نسل بعدی ما از همه کلاس های دیگر حتی ریاضی و فیزیک و شیمی بیشتر است.
برای درک اهمیت این کلاس، بگذارید تا دو کلاس نقاشی را مقایسه کنیم. در ایران معمولاً معلم نقاشی دبستان وارد کلاس که می شود، می گوید بچه ها دفتر نقاشی و مدادرنگی هایتان را آماده کنید، بعد یک گل روی تابلو می کشد و می گوید بچه های عزیز این گل را بکشید. او با این کار به بچه ها می گوید که اولاً از من تقلید کنید و گلی مثل من بکشید، ثانیاً هر کس خودش به تنهایی این گل را بکشد، یعنی انفرادی کار کردن را آموزش می دهد.
در مقابل، یک معلم نقاشی مثلاً در کانادا در ساعت نقاشی، یک کاغذ بزرگ و یک سبد به کلاس می برد و روی میز وسط کلاس می گذارد. بعد می گوید بچه های عزیز مدادرنگی هایتان را توی این سبد بریزید. همه بچه ها سختشان است که مدادرنگی های خود را بریزند روی مدادهای دیگران. با خود می گویند مدادرنگی های ما گم می شود، بقیه از آن ها استفاده می کنند و مستهلک می شود و نظایر این نگرانی ها؛ اما معلم می گوید چاره ای ندارید که چنین کنید، اگر می خواهید در کلاس نقاسی شرکت کنید، باید مدادرنگی هایتان را بریزید در این سبد. در واقع دانش آموزان با این کار سرمایه گذاری مشترک را یاد می گیرند. برای سرمایه گذاری مشترک باید تمرین کنیم، باید بپذیریم که بخشی از حق کنترل مالکیت ما در سرمایه گذاری مشترک از دست می رود و دیگران هم در مالکیت ما می توانند تصرف کنند و در مورد آن تصمیم بگیرند. نقطه آغاز هر شراکت و هر شرکتی همین است که اعضا بتوانند بپذیرند که کنترل سرمایه ای که به شرکت می آورند، از سلطه آن ها خارج می شود و به کنترل جمعی یا مدیریت شرکت در می آید. و چنین چیزی پذیرش و تحمل می خواهد.
اگر این آموزش را بچه ها در مدرسه نبینند، در بزرگسالی به جای آن که با مشارکت با هم یک کارخانه عظیم تأسیس کنند، هر کدام می روند یک مغازه یا یک کارخانه کوچک راه اندازی می کنند. چون می خواهند احساس استقلال در مالکیت خود را حفظ کنند، چون از کودکی کار مشترک و سرمایه گذاری مشترک را نیاموخته اند.
#انتشارات_بابان
➖➖➖➖➖➖
@baban_MAG
چگونه ایران بهتری بسازیم ؟
🍀 چگونه ایران بهتری بسازیم ؟ 🍀
زمانی که از عمل " ساختن " آن هم در ابعاد یک کشور سخن می گوییم ، واقعا به دنبال چه چیزی هستیم؟
چگونه این امر امکان پذیر است؟
با وضعیتی که در آن با مجموعه ای از معضلات به یکدیگر کلاف شده مواجهیم ، چه برخوردی می توانیم داشته باشیم ؟
با سیطره ساختارهای ستبر و متصلب چه می توانیم بکنیم ؟
پنج سبک مدیریتی ضد توسعه در ایران
تعداد کارمندان کشور ژاپن با جمعیت 127 میلیونی جمعاً 300 هزار نفر است و ما در ایران با 75 میلیون جمعیت 1.5 برابر کل کارمندان ژاپن، فقط مدیر داریم!
طبق آخرین آمارها، در حال حاضر در کشور حدود 3600 سازمان و دستگاه اجرایی، نزدیک به 4 میلیون کارمند حقوق بگیر و 4.5 میلیون نفر بازنشسته مستمری بگیر داریم.
مدیران و شیوه های مدیریتی که وجودشان در مسند امور مساوی است با عقب ماندگی، هدررفت منابع و تأخیر در روند توسعه کشور:
۱- مدیران معامله گر و بی هویت
مدیرانی هستند که از سبک پوشش تا طرز سخن گفتن خود را با گفتمان دولت ها تنظیم می کنند و دوری و نزدیکی به گروه ها و افراد ذی نفوذ سیاسی را با شامه قوی خود می سنجند که چه زمانی راهنمای چپ و چه زمانی راهنمای راست را بفشارند.
این تیپ مدیران از همه بیشتر تحول کشور را قفل می کنند. اخلاق، جوانمردی و پایبندی به قیود انسانی هرگز در قاموس این مدیران جایگاهی ندارد. این ها را باید دلالان سیاسی و اقتصادی نامید. برای ایشان هرگز مهم نیست چه کسی در رأس کار باشد. مهم تارهای در هم تنیده ای هست که روی آن می غلطند و از منابع و مزایای دولتی و بیت المال ارتزاق می کنند. وقتی پای اصلاح طلبی در میان باشد، ژست اصلاح طلبی می گیرند و وقتی اصولگرایی روی بورس باشد، گوی سبقت را از اصولگرایان می ربایند.
پیش چشم این جماعت معامله گر، دغدغه های اخلاقی، ملی و میهنی، پیشرفت کشور، جوانمردی و وطن پرستی خندهدار ترین واژگان است. تنها دو چیز در نظر این مدیران مقدس است: ما باشیم و منافع ما برقرار باشد!
۲- مدیران پاره وقت و از راه دور
این دسته از مدیران اگر چه به اسم مدیر تام و تمام یک سازمان یا اداره هستند، اما واقعیت چیز دیگری است. دو روز تدریس در دانشگاه، یک روز مشاور یک شرکت، دو روز سفر کاری! اینان سازمان خود را از راه دور اداره می کنند. این مدیران سعی می کنند سازمان را با ساعات حضور خود تنظیم کنند. گاهی از خود می پرسم در حکم کارگزینی این مدیران مگر فوق العاده مدیریت و سایر مزایا بابت «یک ماه کار تمام وقت» پرداخت نمی شود، پس چگونه می پذیرند که نیمی از هفته را در محل خدمت نباشند و از این مزایا برخودار شوند؟
۳- مدیران قبیله ای و عشیره ای
این بلیه همیشگی سازمان های دولتی و اجرایی در کشور ماست. مدیری فقط همشهری های خود را به کار می گمارد و امور عشیره خود را رتق و فتق می کند. این دسته مدیران هیچ گونه درکی از نگاه ملی به مسائل ندارند. ایران و آینده کشور را در روستا و زادگاه خود می بینند. وقتی با یک ارباب رجوع یا کارمند سازمان خود مواجه می شوند که در زمره همشهریانش نیست، گویی با یک غیر ایرانی و بیگانه طرف هستند. ماحصل فامیل گرایی چیزی جز تضییع حقوق مردم و جلوگیری از شایسته سالاری نیست.
۴- مدیران آکادمیک و غیر اجرایی
این قبیل مدیران از مدیریت فقط دانش آن را به ارث برده اند. مدیران دانشگاهی اما کم توان و غیر اجرایی! به همه چیز از منظر مسأله و موضوع پژوهشی نگاه می کنند. سازمان را با کلاس درس اشتباه گرفته اند.
نمی دانند که منابع، زمان و انرژی در حدی نیست که به پای افکار و آرمان های انتزاعی آن ها تلف شود. این مدیران نمی دانند در کنار ارزشمندی نگاه پژوهشی به مسایل، سرعت عمل هم مهم است. این مدیران به اسم کار علمی، خواسته یا ناخواسته فرصت های طلایی توسعه را می سوزانند.
۵- مدیران ترسو و مطیع
مدیرانی که می بینند و میدانند نتیجه تصمیم مقام مافوق آن ها چقدر زیان بار است، اما به دلیل شخصیت ضعیف و منفعل خود هرگز لب به نقد و نظر نمی گشایند.
سه سرطان شایع در ایران
چرا جوانان امروزی، عشق مجردی اند؟
103نکته برای این که شاد زندگی کنید
103نکته برای این که شاد زندگی کنید
جملات دهگانه کلیدی
✍ هر روز جملات دهگانه زیر را با خود تکرار کنید:
🌹امروز خوشحال خواهم بود.
🌹 امروز کارهای خود را با شور و شوق صادقانه انجام خواهم داد.
🌹 برای امروز در فکر پرورش روانم خواهم بود.
🌹 برای امروز در فکر تندرستی و انجام ورزش مناسب خواهم بود.
🌹 امروز از هیچکسی انتقاد نکرده و به نظریات دیگران هم احترام خواهم گذاشت.
🌹 امروز سعی خواهم کرد که برای امروز زندگی کنم و نگران فردا و آینده نخواهم بود.
🌹 امروز برنامه کار روزانه را دقیقا تنظیم و به اجرا خواهم آورد.
🌹 امروز نیم ساعت از وقت خود را برای خودم صرف میکنم؛ با خود خلوت کرده و به راز و نیاز با خدای خود میپردازم.
🌹 امروز نگران هیچ چیز و هیچ کسی نخواهم بود.
🌹 برای امروز سپاسگزار از برکات و امکانات خود خواهم بود.
☀️امروزتون دلپذیر و فوقالعاده☀️
🍁🍃 بزرگـ ترین کانال آرامش درون @AramesheDarun (https://telegram.me/joinchat/BlcENTviQZJnJZGPwS-WUw)
مقدمهای بر آراء فقهی من
دکتر محسن کدیور:
فتوا، رسالهی عملیه یا توضیح المسائل، و مرجع تقلید یا مفتی هیچ تناسبی با رویکرد فقهی این بنده ندارد.
در این رویکرد «تقلید» مطلقا بیمعنی است، لزوم رجوع در تمام ابواب و مسائل به یک نفر به عنوان «مرجع اعلم» نیز بیمعنی است.
پرداخت وجوه شرعیه به ایشان نیز دلیل معتبری ندارد.
رأی فقهی مثل هر رأی علمی دیگری نهایتا فهم صاحب آن است که حق نقد و بررسی آن برای هر صاحب نظری محفوظ است و افراد غیرصاحبنظر نیز در عمل به رأی هر صاحب نظری آزادند، مثل دیگر آراء علمی.
فقه از حیث موازین ارتباط 5صاحبنظر و غیرمتخصص هیچ شیوه و روش منحصربه فردی در مقایسه با دیگر علوم ندارد.
فقه نیاز به پالایش ساختاری دارد نه حذف و ریشه کن کردن.
اجتهاد در مبانی و اصول روش پالایش ساختاری فقه موجود است.
نویسنده نه خود را مفتی میداند، نه سودای مرجع تقلید شدن دارد.
اصولا فتوا دادن و تقلید از مفتی را مفید نمیداند تا به آن ها دست یازد.
آراء فقهی منتشرشده در وبسایت همان هاست که من خود به آن ها عمل میکنم. از احدی نیز دعوت نکرده و نمیکنم تا به آن ها عمل کند.
البته اگر کسی این آراء را صائب دانست و به آن ها عمل کرد، کار نادرستی انجام نداده است.
اصلاح فکر دینی و اصلاح سیاسی را دو برنامهی جداگانه میدانم، و از هیچ کدام برای دیگری هزینه نمیکنم.
ابراز این آراء جا را برای احدی تنگ نمیکند. هر که نمیپسندد نقد کند. من از نقد و بررسی آرائم استقبال میکنم.
نبود فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک
وقتی حضرت محمد به عنوان آخرین پیامبر خدا فرستاده خود را به دربار ایران فرستاد ،
ایرانیان هیجان زده با توهین به فرستاده و گوینده پیام، وی را از دربار بیرون راندند و نامه وی را پاره کردند .
همین بهانه ای شد تا ایران به دست عمر فتح شود.
نداشتن فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک توسط ایرانیان در مقابل اعراب بادیه نشین ،همان شد که می دانیم ایران زیر سم اسبان عربی تاخته شد.
وقتی ایرانیان فرستاده و تجار مغولان را کشتند ،
صدها هزار کشته دادند و خاک ایران زیر سم اسبان مغولی به آسمان می رفت .
اینجا هم ایرانیان فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک در برابر مغولان اسب چران نداشتند .
وقتی ایرانیان به سفارت روسیه تزاری حمله بردند ، انتقامش را در عهد نامه ترکمنچای و گلستان پس دادند.
اینجا هم فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک نداشتیم .
وقتی به سفارت آمریکا حمله شد ،
تاوانش را طی ۳۷ سال با تحریم و جنگ و .... دادیم .
اینجا هم....
وقتی چهار سال پیش به سفارت انگلستان حمله شد ،
تمام خسارتش را حتی شیشه های شکسته شده مشروبات الکلی را ،پرداخت کردیم.
اینجا هم فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک نداشتیم .
و چند وقت پیش که به سفارت عربستان حمله شد ، تمام تاریخ یادم آمد...!!!
چقدر باید خسارت بپردازیم .تاریخ برگشت سر نقطه شروع :
نبود فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک
ما اصولا و بنیادین بلد نیستیم حرف بزنیم ،مخصوصا با جهانیان .
یعنی زبان دیپلماسی در زبان و فرهنگ ما تعریف نشده است .
حتی بین زن و شوهرها و پدر و مادر و فرزندان و حتی توی این صفحات مجازی و توی خیابون وقتی ماشین هامون به هم می خوره ؛
بین همسایه ها و ...
اول می زنیم تو سر و کله هم و بعد میریم سراغ قانون !!!!🍒🍒
سید عطاالله مهاجرانی
تفاوت افراد مثبت و منفی
تفاوت افراد مثبت و منفی
➕ فرد مثبت همیشه برنامه دارد.
➖ فرد منفی همیشه بهانه دارد.
➕ فرد مثبت همیشه خود جزئی از جواب هاست.
➖ فرد منفی همیشه خود بخشی از مشکلات است.
➕ فرد مثبت در کنار هر سنگی، سبزهای میبیند.
➖ فرد منفی در کنار هر سبزهای ،سنگی میبیند.
➕ فرد مثبت برای هر مشکلی، راهکاری مییابد.
➖ فرد منفی برای هر راهکاری، مشکلی میبیند.
➕ فرد مثبت همیشه دوستیها را زیاد میکند.
➖ فرد منفی دشمنیها را زیاد میکند.
➕ فرد مثبت می گوید: اجازه بده انجامپذیر است.
➖ فرد منفی می گوید: نمیتوانم! انجامپذیر نیست.
➕ فرد مثبت همیشه با صبر، مشکلات را حل میکند.
➖ فرد منفی همیشه با خشم، مشکلات را زیاد میکند.
🌺✌ همیشه مثــــبت باش ✌🌺
🍁🍃 بزرگ ترین کانال آرامش درون @AramesheDarun
مشغله فکری مغز را سالم نگه می دارد
خبرگزاری مهر: تحقیقات جدید نشان می دهد مشغله بسیار زیاد برای سلامت مغز بسیار خوب است.
مطالعات محققان دانشگاه تکزاس نشان می دهد عملکرد شناختی و قابلیت های مغز افرادی که برنامه فشرده ای دارند، بیشتر است و برنامه فشرده روزانه یکی از فاکتورهای سلامت مغز است.
به گفته محققان، افراد پرمشغله در تست های مربوط به حافظه، پردازش اطلاعات و استدلال بهتر عمل می کنند. اما یافته های این مطالعه اثبات نمی کند که پرمشغله بودن موجب باهوش تر شدن فرد می شود.
تحقیقات قبلی نشان داده بود افراد مسنی که فعالیت بیشتری از لحاظ ذهنی، فیزیکی یا اجتماعی دارند، از عملکرد بهتر فکری هم برخوردار هستند و کمتر در معرض ریسک دمانس یا زوال عقل قرار دارند.

دکتر سارا فستینی، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید:
«در این مطالعه به مشغله ذهنی مفید اشاره شده و اکیدا توصیه می شود که مشغله توام با استرس و تنش روحی، اثرات مخربی بر حافظه و عملکرد مغز دارد.»
محققان توصیه می کنند با برنامه ریزی دقیق می توان چند کار را به طور همزمان مدیریت کرد. مشغله های مثبت شامل پرداختن به امور الهام بخش و مفیدی است که با انگیزه انجام می شود و برای بدن و مغز مفید است.
در این مطالعه، ۳۳۰ مرد و زن در رده سنی ۵۰ تا ۸۹ سال از لحاظ میزان پرمشغله بودن رده بندی شدند. همچنین از این شرکت کنندگان، تست های اندازه گیری کننده حافظه، سرعت پردازش اطلاعات، استدلال و دایره لغت به عمل آمد.
در مجموع در این مطالعه مشخص شد هرچقدر افراد در زندگی روزمره پرمشغله تر باشند، در تست ها عملکرد بهتری داشتند، مخصوصاً زمانی که از آن ها خواسته می شد تا یک واقعه خاص در گذشته را به خاطر آورند.
محققان به افراد و به ویژه افراد میانسال و سالمند توصیه می کنند که برای داشتن ذهن قوی، همواره فعال بمانند و به انجام فعالیت های بپردازند که سبب نرمش ذهن می شود. یکی دیگر از مزیت های فعالیت ذهنی، پیشگیری از افسردگی است.
راه هایی برای کاهش هزینه ها
به طورکلی دو راهکار برای پیشرفت مالی وجود دارد. اولین مورد، کسب درآمد بیشتر است که واضحترین روش میباشد. دومین راهکار هم کاهش مخارج است. در بین این دو مورد، ذخیره و پس انداز پول از ارزش بیشتری برخوردار است. با این که مطمئنیم قبلا این موضوع را زیاد شنیدهاید، ولی شرط میبندیم که آن را به طور منسجم امتحان نکردهاید. اما وقتی به فهرست زیر نگاهی میاندازید، به این فکر کنید که با یک حساب سرانگشتی در طول سال چقدر میتوانید نقدینگی تان را ذخیره کنید.
#انسان_کامل !!
شماره۶ : #انسان_کامل !!
من بارها دیده ام کسانی که بحث های انتقادی نسبت به #دین می کنند و گناهانی را به گردن دینداران می گذارند که لغزش آدمیان است.
#دینداران هم آدمیانند.
ما فراموش می کنیم که یک مسلمان در تمام ٢٤ ساعت عمر خودش مسلمان نیست، یک مسیحی هم همین طور.
ممکن است اسماً مسلمان باشد، اما ٢٤ ساعت عمر خودش که به فرمان های #اسلامی عمل نمی کند.
حالا از دینداران بگذریم، یک انسان که در تمام ٢٤ ساعت عمر خودش لزوما #انسان نیست، انسانی عمل نمی کند.
این حیوانیتی که درون ماست، هیچ وقت تعطیل نشده، هیچ وقت نمرده، یک وقت هایی آن هم بالا می آید، آن ها هم یک وقت هایی به هر حال نقش آفرینی می کنند.
این که ما گمان کنیم که هر چه مسلمان ها می کنند، یا هر چه مسیحی ها می کنند، این از حاقّ مسلمانی یا مسیحیت بیرون می آید، حرف نادرستی است.
مسلمان ها هم مثل بقیه مردم خشم دارند، شهوت دارند، غضب دارند، منافع دارند. گاهی این چیزها را به امور اخلاقی ترجیح می دهند، در تله می افتند، در دام می افتند، خطا می کنند، گناه می کنند، لغزش می کنند، همه این ها اتفاق می افتد.
این که انسان فکر بکند اگر یک کسی #ظلم کرد، مثلا این حتما به دلیل مسلمان بودنش است[ درست نيست]، نه، اتفاقا به دلیل نامسلمان بودنش است.
به دلیل آن است که به ارزش های دینی یا انسانی خودش عمل نمی کند. این خطا یا این مغالطه خیلی زیاد رخ می دهد.
ما همه انسانیم و نباید فراموش کنیم که:
هیچ انسان کاملی وجود ندارد، انسان خالصی وجود ندارد.
این دنیای ماده و طبیعت که ما در آن زندگی می کنیم، دار ناخالصی هاست. شما یک چیز خالص به من نشان بدهید، یک چیز کامل را به من نشان بدهید. یک چیز کامل را بتوانید اصلا تعریف کنید.
بنده می دانم اینجا افرادی هستند یا پزشکند یا روان شناسند. شما برای ما تعریف کنید که انسان سالم کیست؟
یک کسی که بدنش سالم باشد، سلامت را چه کسی می تواند تعریف کند، یا روان سالم را چه کسی می تواند تعریف کند؟
این ها همه نسبی است، همه ناقص است، همه بالاخره در یک حد و حدودی هست.
در مورد دینداری هم همین طور است.
دیندار خالص کجا پیدا می شود. دیندار کامل کجا پیدا می شود؟
شما اگر دیدید سلام بنده را هم برسانید.
همان که #حافظ و دیگر شاعران ما هم گفته اند و دائما به ما هشدار می دهند:
دوش رفتم به در میکده خواب آلوده
خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش
گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده...
این وصف آدمیان است. ما همه خواب آلوده ایم و دامن و سجاده شراب آلوده. یعنی از یک طرف خواب آلوده ایم، یعنی قدرت تشخیص کامل، قدرت دیدن کامل نداریم، از نظر نظری هم نقصان داریم.
با دین و بی دین همه از این جهت یکسانیم و لذا نباید زیادی به یکدیگر سخت بگیریم.
@SchoolofRumi
اثر معجزه آسای محبت
ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺮﻧﯿﺰ ﺳﯿﮕﻞ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ :
« ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻧﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺳﻄﺢ ﮔﻠﻮﺑﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻤﻨﯽ ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﻧﺪ،
ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ؛
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺁن ها ﯾﺎﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻧﺪ،
ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ به طوﺭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺁن ها ﺭﺥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ. »
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،
ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺍﯾﻤﻨﯽ ﺑﺪﻥ ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻫﺎ
ﺑﺎﯾﺴﺘﺪ .
ﻣﺤﺒﺖ، ﻣﺤﻞ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﻮﺍﺩ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﻣﻐﺰ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﺮ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺑﺪﻥ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬﺍﺭ است.
🌹🌹🌹🌹🌸🌸🌸🌸
@Andishehpooyan

" آگاهی" و "دانایی" مسئولیت آور است . "هر که آگاه تر مسئول تر !".آن که می داند مسئول انجام رسالت دانایی خود است و آن که نمی داند در خوشی کاذب نادانی غوطه ور است !! بنا براین آگاهی مقدمه احساس مسئولیت است . آن که "خوشی نادانی !" را بر "درد دانایی" ترجیح می دهد قطعا از آگاهی و دانایی گریزان است !پس "خواندن" آگاهی بخش و مسئولیت آور است و "نخواندن " مایه احساس راحتی !! آیا شما باز هم می خوانید ؟!!!