ما تربيت نشديم

"ما تربيت نشديم"


(رضا بابايي)

ما تربیت نشدیم. تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگ‌ترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرف‌شنو باشیم، صبح‌ها به همه سلام كنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و... اما ساده‌ترین و ضروری‌ترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.

کجا به ما آموختند که چگونه نفس بكشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار كنیم...؟ در كودكی به ما آموختند كه چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شيوه‌های نقد را به ما نياموختند. 

داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریكایی و برندۀ جايزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳می‌گوید: 

«اگر می‌خواهید بدانید كشوری توسعه می‌یابد یا نه، سراغ صنایع و كارخانه‌های آن كشور نروید. این ها را به‌راحتی می‌توان خرید یا دزدید یا كپی كرد. می‌توان نفت فروخت و همۀ این ها را وارد كرد. برای این كه بتوانید آیندۀ كشوری را پیش‌بینی كنید، بروید در دبستان‌ها؛ ببینید آنجا چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛ ببینید چگونه آموزش می‌دهند. اگر كودكانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطر‌پذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشاركت جمعی و همكاری گروهی تربیت می‌كنند، مطمئن باشید كه آن كشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»

از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزي» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است. آیا باید در جوانی یا میان‌سالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شكل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟! به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی می‌کند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.

هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر می‌رویم و وقتی به خانه برمی‌گردیم، چند خط نمی‌توانیم دربارۀ آنچه دیده‌ایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیده‌ایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی كه بر آهن وزیده است. اگر حرف مولوی درست باشد كه:
«فرع دید آمد عمل بی‌هیچ شک
پس نباشد مردم الا مردمک»،
باید بپذیریم كه آدمیت ما به اندازۀ مهارت ما در «نگاه» است.

جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم می‌گفت: 

«اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری می‌کردم تا بچه‌ها قبل از این که به نگاه‌های سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.» 

می‌گفت: «کسی که به کلاس‌های طراحی می‌رود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیق‌تر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت می‌رود تا در طراحی پیشرفت کند.»(آلن دو باتن، هنر سیر و سفر، ص269)  

اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمی‌‌تواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشی‌های غارنشینان نشان می‌دهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.

من پدرانی را می‌شناسم كه در آتش محبت فرزندانشان می‌سوزند و برای رفاه و آسایش آنان سر از پا نمی‌شناسند، اما تا دهۀ هفتاد يا هشتاد عمرشان ندانستند كه فرزندانشان بیش از خانه و ماشین، به آغوش گرم او نیاز دارند و او باید آنان را لمس می‌كرد و می‌بوسید و دست محبت بر سر و روی آنان می‌كشید. بسیارند پدرانی كه نمی‌دانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم كنند، به اندازۀ یك‌بار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمی‌دهد.

در جامعه‌ای که از در و دیوار آن، سخن از حق و باطل می‌بارد، کسی به ما یاد نداد که چگونه از حق خود دفاع کنیم یا چگونه حق دیگران را مراعات کنیم و مسئلۀ «حق و باطل» را به حقوق افراد گره نزنیم. عجایب را در آسمان‌ها می‌جوییم، ولی یک‌بار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشده‌ایم. نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند...

پندهایی زیبا برای افرادی که به سن ۵۰ رسیده اند...

 پندهایی زیبا برای افرادی که به سن ۵۰ رسیده اند...

پندهایی زیبا برای افرادی که به سن ۵۰ رسیده اند و وارد میانسالی شدند👇

🔸 پند اول : ❤️🌱
همیشه آب بخور، حتی اگر تشنه نباشی و احساسش رو نداشته باشی، که بیشتر مشکلات سلامتی مون از کم آبی بدن هست !

🔹پند دوم : 🌱🌱
ورزش کن، حتی اگر در اوج مشغولیت باشی، جسمت باید تحرک داشته باشه ،حتی اگر پیاده روی و یا شنا باشه.

🔸 پند سوم : 🌱🌱
غذات رو کم کن. هوس خوردن رو ترک کن که هیچ خیری درش نیست. خودت رو محروم نکن از خوردن، ولی مقدارش رو کم کن !

🔹پند چهارم : 🌱🌱
 تا جای ممکن کمتر از ماشین استفاده کن، سعی که پیاده بری سر کار و یا هر جای دیگه ای.

🔸 پند پنجم : 🌱🌱
از عصبانیت دوری کن، قهر و ناراحتی رو ترک کن، سعی کن مسائل رو آسون بگیری. خودت رو در شرایط ناراحت کننده قرار نده ، همه اینا سلامتیت رو از بین می بره و روحیه ات رو داغون می کنه !

🔹 پند ششم: 🌱🌱
همان طور که میگن پولت رو توی آفتاب رها کن و خودت بشین تو سایه !
برای خودت و اطرافیانت چیزی کم نذار !
که پول اومده تا ما راحت زندگی کنیم ، نه این که ما زندگی کنیم تا جمعش کنیم فقط.

🔸 پند هفتم : 🌱🌱
نه حسرت کسی رو بخور، و نه حسرت کاری که نمی تونی انجامش بدی، و نه حسرت چیزی که نمی تونی به دستش بیاری، از ذهنت کنارشون بزن، اصلا فراموشش کن !

🔹 پند هشتم : 🌱🌱
فروتن باش و باز هم فروتن! که پول و مقام و قدرت و نفوذ و همه چیز با غرور و خود بزرگ بینی از بین میره!
اما متواضع که باشی همه دوستت خواهند داشت و خداوند هم قدر و منزلتت رو بالاتر خواهد برد.

🔸 پند نهم : 🌱🌱
 موهای سرت که سفید شد، به این معنا نیست که داری به آخر عمرت نزدیک میشی ! بلکه نشونه اینه که زندگی بهتری داره آغاز میشه، خوش بین باش !
خاطره بساز ، برو سفر ، خودت رو با خوشی های حلالِ دنیوی سرگرم کن !

🔻 پند آخر : 🌱🌱
ارتباطت رو با خدا هرگز قطع نکن که عبادت برگ برنده تو در دنیاست. برای روزی که نه ثروت بدردت می خوره ونه فرزند.
:
 
حیفم آمد پندهایی که برای خودم بسیار مفید بود،  برای دوستان عزیزم  ارسال نکنم.
بودن من در بودن عزیزانم🌱🌱

"روحانیت و  فقدان "خودآگاهی"

📝📝📝 "روحانیت و  فقدان "خودآگاهی"

✍️ علی زمانیان

چرا روحانیت به خودش نمی اندیشد؟

✅گرچه روحانیان نیز مانند سایر اقشار اجتماعی یک دست و یکسان نیستند و نمی توان حکم کلی در باره‌ی آن‌ها صادر کرد، اما می‌توان این قشر را در ترازوی سنجش و ارزیابی کلی نهاد و کم و بیش تحلیل‌شان کرد، با این شرط که باید آن تفاوت‌ها را نیز در میان آورد. می‌دانیم که هر توضیحی کافی نیست و باید ابعاد بیشتری را مورد واکاوی قرار داد. با این همه، آن چه در نوشته‌ی حاضر بدان اشاره می‌شود صرفا کلیاتی قابل بحث و تامل است و نه الزاما حکم قطعی.

✅روحانیان، با ورود به عرصه‌ی سیاست و مدیریت اجتماعی، خود را در آزمونی بزرگ و ترازوی حساس نگاه‌های اجتماعی قرار دادند. از این رو در سال‌های اخیر، با مسئله‌‌های متعددی مواجه شده‌اند.  و مهم تر این که برای برون رفت از وضعیت پیچیده ی خویش، راه حلی سراغ ندارند. به گونه ای که احساس می شود به استیصال و درخود‌فروماندگی رسیده‌اند. برای برون رفت از مخمصه‌های چند گانه، تلاش هایی نیز اگر می‌کنند، عموما عقیم و بی توفیق است. از این رو نوعی وخامت و آشفتگی در این اردوگاه قابل مشاهده است. و عجیب‌تر این که خود را نه در زمان پرتلاطم و زمین ناهموار، که در آسودگی تاریخی می‌یابند. گویی اتفاقی نیفتاده و همه چیز همان طور است که باید باشد. در یک چشم انداز کلی، روحانیان، آگاهی به خویش و از شرایط و پیچ و خم‌هایی که در آن قرار گرفته‌اند، ندارند. خودآگاهی یعنی آگاهی به شرایطی که در آن زیست می‌کنند و مسئله‌ها و بحران‌هایی که از سر می‌گذرانند و سستی ها و بن بست‌هایی که پیش رو دارند.

✅  روحانیت، خود را نقد نمی کند، زیرا به خویش آگاهی ندارد. همان گونه که هر صنف و گروهی، به صورت علنی و به صراحت خویش را تحلیل و نقد می کند، اما تا کنون سراغ نداریم که روحانیت، به تحلیل و نقد خویش اهتمام ورزیده باشد. نه تنها چنین نکرده اند که از نقدهایی که دیگران از ایشان دارند، هراسان و بیزارند. از این رو آن ها را وادار به سکوت می کنند. همان گونه که برخی روشنفکران دینی را به علت نقد روحانیت، از صحنه بیرون راندند. روحانیت نمی داند که آگاهی تاریخی نسبت به خویش را از رهگذر نقدها و تحلیل ها می تواند به دست بیاورد. "خودآگاهی"، در خود فرو رفتن و خویش را نگریستن نیست، بلکه از خود بیرون رفتن و از بیرون، خود را تماشا کردن است. خود را سوژه ی فهم خود قرار دادن است. خودآگاهی یعنی بدانند اکنون با چه مسئله هایی روبرو هستند و کجای کارشان می لنگد.

✅  چه چیز مانع خودآگاهی تاریخی روحانیت شده است؟ و از آن مهم تر این که چه چیزی مانع شده که روحانیت با این پرسش روبرو نشود که چرا با فقدان خودآگاهی روبروست؟ به سخن دیگر، چرا پرسش از خویش، اساسا برای روحانیت مطرح نمی شود؟ احتمالا "خود مقدس پنداری" و "قدرت"، دو مانع بزرگی است که روحانیت را از خودآگاهی تاریخی‌اش تهی کرده است. به نحوی که مواجه شدن با پرسش بنیادین از خویش، در حال حاضر میسر و ممکن نیست. "خود مقدس پنداری" و تکیه زدن بر سریر قدرت، روحانیت را از خودبیگانه کرده است. "خود" را نمی شناسد و از خویش غافل است. مرحوم مطهری با نقد سازمان روحانیت، آغازی مبارک بود، اما چه زود شمعِ نقدی که او شروع کرد، در طوفان "قدرت" خاموش شد.

✅  روحانیت، به هر مسئله‌ای می‌پردازد اما خودش، مسئله‌ی خودش نیست، و این یعنی فقدان "خودآگاهی"

  1397/07/26


@sokhanranihaa
@MostafaTajzadeh

نیکی یا بدی؟

 نیکی یا بدی؟


🍃🍃نیکی و بدی کردن به دیگری،نیکی و بدی کردن به خود است.

🔹آيا اگر انسان به ديگري آسيبي برساند، به خودش نيز آسيبي رسانده است؟ 

آيا اگر انسان به ديگري خدمتي كند، في‌الواقع به خودش خدمتي كرده؟ و اگر به ديگري خيانتي كند، به خودش خيانتي كرده است؟

اين نكته از زماني كه حماسه گيلگمش در شش هزار سال پيش نوشته شده و نخستين كتاب بشر را نوشته، مورد اشاره اديان و مذاهب بوده و عارفان و فيلسوفان و الهي‌دانان و روانشناسان بر آن تاكيد كرده‌اند و گفته‌اند كه جهان يك كل ارگانيك است و اگر تيشه‌اي به جايي از اين كل بخورد، همه اجزاي اين درخت لطمه مي‌بيند. اگر انسان به پاي درخت اين جهان، آبي يا خاكي يا كودي يا ماده و دارويي يا نوري يا حرارتي يا اكسيژني رساند، سود اين كمك به همه اين درخت مي‌رسد. چنين نيست كه سود انسان به درخت جهان تنها به يك برگ يا يك شاخه يا يك ساقه يا يك ميوه يا يك گل برسد. ريشه و ساقه و شاخه و جوانه و شكوفه و گل و ميوه و برگ همه با هم به درجات متفاوت از كمكي كه به درخت مي‌شود، منتفع مي‌شوند. به همين ترتيب اگر آفتي به درخت برسد، به همه درخت مي‌رسد و خود انسان هم جزيي از درخت جهان است و در نتيجه آسيب مي‌بيند.

🔹مثلا در قرآن آمده است: «لها ماكسبت و عليها ماكتسبت». 

در عهد جديد نيز به مراتب بر اين نكته تاكيد و گفته مي‌شود هر زياني به كسي زده ای به خودت نيز زيان رسانده‌اي و هر سودي به كسي رساندي به خودت نيز سود رسانده‌اي. قرآن تقريبا در ١١ آيه با تعابير مختلف به اين نكته مي‌پردازد كه كسي نمي‌تواند زياني به كسي برساند، الا اين كه ابتدا اين زيان به خودش مي‌رسد. حالا ممكن است اين زيان به ديگري برسد يا خير زيرا وقتي فرد مي‌خواهد به گوش ديگري سيلي بزند، گاهي نيز نمي‌تواند اين كار را بكند، اما سيلي را نخست در گوش خود زده است، يعني اگر انساني بخواهد به ديگري خيانتي كند يا از او دزدي كند يا به او آسيبي برساند، اگر موفق شود اين زيان را به او رسانده است، اما حتي اگر موفق هم نشود، باز به خودش خيانت كرده و از خودش دزدي كرده يا به خودش آسيب رسانده است. در مورد سود نيز چنين است. اگر انسان قصد داشته باشد به جان و مال و آبرو و ناموس ديگري خدمتي بكند، چه عملا موفق شود يا نشود، به خودش اين خدمت را كرده است.

🔹به تعبير شهاب مقربين از شاعران معاصر ما، عجب جهاني است كه تفنگ را به سوي هر سينه‌اي نشانه مي‌روي، تير به سينه خودت مي‌رسد. اين قاعده جهان است. اين آموزه مشترك عرفان و اديان و مذاهب است كه بسياري از الهي‌دانان نيز بر آن تاكيد كرده‌اند.

🔹اين نگرش باعث مي‌شود كه  آنچه انسان در شش قلمروي اخلاق و حقوق و دين و مذهب و آداب و رسوم و عرف و عادات اجتماعي و زيبايي‌شناسي و مصلحت‌انديشي انجام مي‌دهد، بتواند بگويد احساس وظيفه نمي‌كرده، بلكه احساس نياز مي‌كرده است. تا زماني كه اين نگرش نباشد، انساني كه به ديگري كمك مي‌كند، مي‌تواند بگويد بر اساس احساس وظيفه چنين كاري كرده است، اما اگر اين ديد را داشته باشد كه وقتي به كسي كمك كرد، در واقع به خودش كمك كرده است، ديگر نبايد از احساس وظيفه سخن بگويد، بلكه بايد بگويد در كمك به ديگران احساس نياز مي‌كرده است و مي‌خواسته خودش را فربه‌تر كند. اين فربهي خود از طريق فربه كردن ديگران صورت مي‌گيرد.

🔹اگر اين ديدگاه را داشته باشيم، آن گاه تمام وظايف اخلاقي و وظايف حقوقي و وظايف ديني و مذهبي و وظايفي كه آداب و رسوم و عرف و عادات اجتماعي بر عهده ما مي‌گذارند و وظايف زيبايي‌شناختي و وظايفي كه عقل عملي بر عهده ما مي‌گذارد، نياز تلقي مي‌شوند، زيرا انسان در حالت عادي وقتي گرسنه مي‌شود، نمي‌گويد كه به خوردن غذا احساس وظيفه مي‌كند، بلكه مي‌گويد احساس نياز مي‌كنم. حالا اگر انسان با اين تلقي كه جهان يك كل است و سودي كه به ديگري مي‌رساند، در واقع به خودش مي‌رسد، آنگاه در باب كمك به ديگران نيز نبايد از احساس وظيفه سخن بگويد، بلكه باید از احساس نياز سخن بگويد.

🔹نظام‌الدين اوليا مي‌گويد: 

هر كه او خاري نهد در راه ما از دشمني 

هر گلي كز باغ عمرش بشكفد بي‌خار باد. 

او حتي توجه به نكته‌اي بالاتر اين دارد و مي‌گويد: 

نه فقط من براي كساني كه به من كمك كنند، خير مي‌خواهم، بلكه اميدوارم كساني كه به من كمك نمي‌كنند و حتي مرا اذيت و آزار مي‌كنند نيز نتيجه عمل‌شان را نبينند. اين مثل نگرش رابعه عدويه است كه چنان كه در تذكره‌الاولياي عطار آمده: من از خدا خواهم خواست كه گناهان همه جهنميان را بر دوش من بيندازد و آن ها را روانه بهشت كند. چنين رقت قلبي در عرفا مي‌بينيم. این تاكيد در عرفان هست، اما متاسفانه در فلسفه اخلاق اين نكته تا ٢٠ سال اخير مورد توجه نبوده است كه نيكي كردن به هر كسي نيكي كردن به خود است و بدي كردن به هر كسي بدي كردن به خود است.

🔴مصطفی ملکیان،خودشناسی در گرو دیگرشناسی،روزنامه اعتماد
@mostafamalekian

فرمول غذایی برای کوچک شدن پروستات

 فرمول غذایی برای کوچک شدن پروستات 

 

مردانی که با علائم بزرگ شدن پروستات که به نام هایپرپلازی خوش خیم پروستات (BPH) نیز شناخته می شود، مانند مکث در ادرار، تکرر ادرار شبانه، و جریان ضعیف ادرار مواجه هستند، گزینه های مختلفی برای کمک به کوچک شدن این غده و بهبود شرایط خود در اختیار دارند. برخی از این گزینه ها شامل داروهایی برای بزرگی پروستات هستند که می تواند برخی عوارض جانبی ناخوشایند را به همراه داشته باشد و همچنین درمان های طبیعی و گیاهی نیز در دسترس هستند.
 
به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "ایزی هلث آپشنز"، ایجاد تغییرات در سبک زندگی یکی از روش های طبیعی است که می توانید برای کوچک شدن اندازه پروستات مد نظر قرار دهید.
 
به خاطر داشته باشید که می توانید علائم یک پروستات بزرگ شده را تجربه کنید، بدون این که در واقع این اتفاق رخ داده باشد و بالعکس. در هر صورت، مواد غذایی که در ادامه به آن ها اشاره شده است می توانند به همراه درمان های طبیعی دیگر مانند ورزش منظم، حفظ وزن سالم، حفظ تعادل هورمون ها، مصرف مکمل های طبیعی، و محدود کردن محرک هایی مانند الکل و کافئین، هم از سلامت پروستات و هم سلامت دستگاه ادراری شما پشتیبانی خواهد کرد.
آووکادوآووکادو از جمله معدود مواد غذایی است که مقدار خوبی از بتا-سیتواسترول، ماده ای موثر در کاهش التهاب پروستات، را ارائه می کند. به عنوان مثال، یک مطالعه به ارزیابی شرایط 177 مرد دارای پروستات بزرگ شده پرداخت. شرکت کنندگان به مدت شش ماه روزانه 130 میلی گرم بتا-سیتواسترول دریافت کردند. پس از پایان مدت مطالعه، شرکت کنندگان بهبود قابل توجه در امتیازهای علائم ادراری و پروستاتی را نشان دادند که در حقیقت قابل مقایسه با بهبود حاصل از مصرف داروی پروسکار (Proscar) بود. 
 
از دیگر مواد غذایی که منبع خوبی برای بتا-سیتواسترول هستند می توان به گل تاج خروس، برگ گشنیز، گردوی آمریکایی، دانه های کدو تنبل، سویا، و جوانه گندم اشاره کرد.
چای سبزچای سبز حاوی کاتچین ها، از جمله اپی‌گالوکاتچین ها است که آنتی اکسیدان هایی قوی محسوب می شوند و می توانند بر تولید و فعالیت هورمون ها اثرگذار باشند، از این رو، ممکن است در درمان بزرگی پروستات مفید باشند.
 
همچنین، چای سبز در مهار 5-آلفا ردوکتاز، آنزیمی که در بزرگ شدن پروستات نقش دارد و تبدیل عادی تستوسترون به دی هیدروتستوسترون (DHT) را کاهش می دهد، موثر عمل می کند. تجمع دی هیدروتستوسترون رشد سلول های پروستات و در نتیجه آن بزرگ شدن آن را تشویق می کند.
انارهم مطالعاتی با سوژه های حیوانی و هم سوژه های انسانی توانایی انار برای کمک به مدیریت بزرگی پروستات را نشان داده اند. در یکی از جدیدترین مطالعات، عصاره آب انار در پیشگیری از بزرگ شدن پروستات ناشی از فعالیت تستوسترون موفق بوده است. دانشمندان ویژگی های آنتی اکسیدانی و ضد التهابی انار را عوامل کلیدی در این زمینه می دانند.
 
در آزمایش های بالینی با حضور سوژه های انسانی، دانشمندان شواهدی مبنی بر این که آب انار به افزایش چشمگیر متابولیت های اکسید نیتریک منجر شده است را شاهد بودند که به نظر می رسد عامل کلیدی در تسکین علائم بزرگی پروستات است.
ماهی سالمون و دیگر ماهی های چربماهی های چرب که از آن جمله می توان به سالمون، تن، شاه ماهی، ساردین، و خالمخالی اشاره کرد سرشار از اسیدهای چرب امگا-3 هستند که ممکن است سطوح ناکافی از این ماده مغذی به بروز مشکلات پروستات منجر شود.
 
مطالعه ای که به تازگی در نشریه International Urology and Nephrology منتشر شد، نشان داد که اسیدهای چرب امگا-3 اثر بالقوه در کاهش التهاب در اندام های اورولوژیک، از جمله پروستات دارند.
 
اگر تمایلی به مصرف ماهی ندارید، می توانید برای دریافت اسیدهای چرب امگا-3 منابع غذایی دیگر مانند پودر بذر کتان، دانه های چیا، ارگانو، گردو و اسفناج را مد نظر قرار دهید.
گوجه فرنگیگوجه فرنگی های رسیده بیشترین میزان لیکوپن را دارا هستند که یک ترکیب کوچک کننده پروستات محسوب می شود. برای بهره‌مندی از بیشترین میزان لیکوپن موجود در گوجه فرنگی باید آن را به صورت پخته مصرف کنید. به عنوان مثال، رب گوجه فرنگی، و سوپ گوجه فرنگی نسبت به گوجه فرنگی تازه منابع بهتری برای لیکوپن هستند. شواهد نشان داده اند که لیکوپن می تواند به مردان مبتلا به بزرگی پروستات کمک کند و سطوح آنتی‌ژن، پروتئینی مرتبط با بزرگ شدن پروستات و التهاب پروستات، را کاهش دهد.
 
از دیگر منابع لیکوپن می توان به زردآلو، پاپایا، گریپ فروت صورتی، و هندوانه اشاره کرد.
سبزیجاتبرخی از سبزیجات، به ویژه بروکلی و نمونه های دیگری که حاوی ماده مغذی گیاهی دیم (DIM) هستند، می توانند به کاهش التهاب پروستات کمک کنند.
 
برای آشنایی با دیم (دیندولیل متان) باید با ایندول-3-کابینول (I3C) آشنا باشید که یک پیشساز برای دیم است. دیندولیل متان و ایندول-3-کابینول برای کمک به مدیریت بزرگی پروستات استفاده می شوند. ایندول-3-کاربینول یک ماده مغذی گیاهی است که به مقدار زیاد در بروکلی و دیگر سبزیجات چلیپایی مانند کلم، جوانه های بروکسل، گل کلم، کیل و تربچه یافت می شود.
 
پژوهش های آزمایشگاهی نشان داده اند که دیندولیل متان و ایندول-3-کابینول می توانند به پیشگیری از التهاب در پروستات کمک کنند.

چهار نکته جالب درباره موبایل !

 چهار نکته جالب درباره موبایل ! 

 

کاری زیبا از نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران - پلیس فتا!

چهار مورد که شما هرگز در مورد موبایل نمی دانستید!

اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد!

موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد!

اول : وضعیت فوق العاده!
شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است!

در ایران نیز اگر شما حتی در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید، موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند. (پلیس، اورژانس، آتش نشانی یا...) و جالب این که این شماره حتی زمانی که صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید!

حتی با گوشی بدون سیم کارت نیز می توانید با شماره 112 تماس حاصل نمایید!

دوم : آیا تا به حال کلیدهای خود را در ماشین جا گذاشته اید؟

آیا ماشین شما یک دستگاه کنترل از راه دور بدون کلید دارد؟

این وسیله می تواند روزی مفید باشد!

یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: 

اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید! تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید کنترل درب بازکن ماشین را فشار دهد، و آن را نزدیک موبایل خود قرار دهد! قفل ماشین شما باز خواهد شد! با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد! فاصله هیچ تاثیری ندارد! شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که ریموت کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید!

سوم : چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟

برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید:
*#06#

یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود! این شماره مختص دستگاه شما است! این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید! هنگامی که موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آن ها بدهید، سپس آن ها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند! حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند، تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد! شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسی که آن را دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند! یا آن را بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدی موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت!

چهارم : قدرت باطری مخفی شده؟!
در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای #3370* را فشار دهید!

موبایل شما با این اندوخته راه اندازی مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50% در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامی که موبایل خود را شارژ می کنید، خود به خود شارژ خواهد شد!

لطفا مطالب مطرح شده را در تمامی گروه هایتان ارسال کنید تا همگان آگاه شوند و به وقت نیاز استفاده کنند!

@HameBahalin
@MozikNice

دوازده نشانه بیداری روح

دوازده نشانه بیداری روح

۱. لذت بردن از هر لحظه زندگی.
۲. شکرگزاری و قدردانی از آفریدگار در هر فرصتی.
۳. داشتن لبخندهای غیر ارادی.

۴. احساس پیوستگی با دیگر موجودات و طبیعت.
۵. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد دیگران.
۶. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد خودتان.

۷. توانایی برای از بین بردن هرگونه نگرانی و دلواپسی.
۸. عدم علاقه به هرگونه درگیری

۹. عدم علاقه به این که به کارهای دیگران فکر کنید و یا دلایل آن را بررسی کنید.
۱۰. تمایل زیاد به این که اجازه دهید زندگی خودش مسیرش را طی کند، به جای این که مسیر آن را مشخص و تعیین کنید.

١١. تمایل به این که به طور همزمان تصمیم بگیرید و عمل کنید، به جای این که به تجربیات و ترس های گذشته خود رجوع کنید.

١٢. دستیابی به نیروی عشق ورزیدن به دیگران، بدون انتظار برای بازگشت.


🍃 مطالب ناب در سبک زندگی👇
t.me/joinchat/AAAAAD5kDLJvvwzMkuPc7g

#عادات_خوب_را_بدانیم!

#عادات_خوب_را_بدانیم!

۱-روز را بامیوه شروع کنیم
۲-بگذاریم چای ما اندکی خنک شود
۳-قندهایمان را ریز کنیم
۴-با نوشابه قهر کنیم
۵-برنج مان را آبکش نکنیم

۶-نان سفید استفاده نکنیم
۷-با روغن جامد خداحافظی کنیم
۸-سیر و پیاز رو در برنامه غذاییمان بگنجانیم
۹-اب زیاد بخوریم
۱۰-چیپس نخوریم

۱۱-ماهی بخوریم
۱۲-با کالباس و سوسیس سرسنگین باشیم
۱۳-هیچ وعده غذایی را حذف نکنیم
۱۴-غذا را خوب بجویم
۱۵-نمکدان ها را در ویترین بذاریم

۱۶-از ماست کم چرب غافل نشویم
۱۷-گوجه فرنگی خور باشیم
۱۸-دیر شام نخوریم
۱۹-زیاد تعارف نکنیم و تعارف نشویم
۲۰-ورزش و نرمش تو برنامه روزانه داشته باشیم.

@fanebayyan

مظهر العجائب!!

  مظهر العجائب!! 

 

یاد سعيدی سيرجانی بخير؛
سعيدی سيرجانی؛ از ايران به عنوان " مظهر العجائب " ياد مي کرد!!!!!
   
👈 مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که  در آن اتفاقات نادر روی مي دهد، يعنی کشوری که هيچ چيز سر جای خودش نيست و هيچ آدميزادی در جايگاه واقعی خودش قرار ندارد!
         
 👈 مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که   چريک های فدايی خلقش - که برای مارکس و لنين سينه مي زدند - اغلب شان فرزندان آيت الله ها بودند . کمونيست هايش فرزندان فئودال ها و رهبران حزب کمونيست اش نماز می خواندند و روزه مي گرفتند!
         
 👈 مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که   مردمانش با دست خود گور خود را می کنند و بعد گناهش را به گردن آمريکا و انگلستان و استعمار و امپرياليزم و صهیونیزم می اندازند!
         
👈 مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که   مردمانش؛ صبح مصدقی اند؛ عصرش توده ای اند؛ غروبش سلطنت طلب اند؛ و شامگاهش امت اسلام!
         
 👈 مظهر العجائب يعنی کشوری که از ميان خيل عظيم روشنفکران و سياستمداران و درس خواندگان و اهل تفکرش؛ مردی به نام احمدی نژاد بيرون مي آيد و بر کرسی رياست جمهوری اش می نشيند!!!

👈 مظهر العجائب؛ يعنی کشوری که   مردمش؛ به هوخشتره و خشايارشاه و اردشیر بابکان و شاپور ذوالاکتاف و کمبوجيه و بوعلی سينا و مولانا و زکريای رازی اش مي نازند؛ اما يک کلام در باره آن ها نمي دانند.
         
 👈 مظهر العجائب ؛ يعنی مملکتی که   مردمانش هر سال تنها يک دقيقه کتاب می خوانند، اما در همه عرصه های علمی و فلسفی و اقتصادی و تاريخی و سياسی ؛نه تنها استاد؛ بلکه فيلسوف اند!!!
         
👈 مظهر العجائب ؛ يعنی کشوری که  روشنفکرانش ؛ پس از گذشت هشتاد نود سال ؛هنوز بر سر اين که رضا شاه را انگليسی ها آورده بودند يا نه، برای هم شاخ وشانه مي کشند!
         
👈 مظهر العجائب ؛ يعنی کشوری که   مردمانش اگر دو نفر دور هم جمع بشوند،حزب تشکيل مي دهند و اگر تعداد شان به سه نفر رسيد، انشعاب مي کنند!!!!

👈 اینجا ایران است
کشور مظهر العجایب
کشوری که اگر دلار به بالاترین سطح و ریال به پست ترین درجه ی ارزش پولی هم برسد، مردم همچنان ساکتند!

@moallemshad

هشتاد و سه سال از نام گذاری ایران می گذرد

🔴هشتاد و سه سال از نام گذاری ایران می گذرد

در فروردین سال 1314 خورشیدی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت، نام رسمی ایران ( به جای پرس ، پرشیا و غیره ) برای کشور ما انتخاب شد .
در مغرب زمین از قرون وسطی ، ایران به نام هایی از قبیل : پرس ( فرانسوی ) ، پرشیا ( انگلیسی)، پرسیس ( یونانی) نامیده شده است.
اسمی که امروز" ایران " گفته می شود، بیش از 600 سال پیش " اران " Eran تلفظ می شد .
سعید نفیسی در دی ماه 1313 نام " ایران " را به جای " پرشیا " پیشنهاد کرد .
 این نامگذاری در آغاز مخالفانی نیز داشت و براین باور بودند که در " پرشیا " فرهنگ و تمدنی نهفته است که نمی توان آن را حذف کرد و شناخته شده و بین المللی نیز است ؛ اما حامیان نامگذاری ایران ، اعتقاد داشتند که واژه ایران بسیار کهن و بر اقتدار سیاسی کشور می افزاید .
" واژه ایران " بسیار کهن و قبل از آمدن آریایی ها به سرزمین مان اطلاق می شد و نامی تازه و ساخته و پرداخته نیست .
پروفسور آرتور اپهام پوپ ( 1969 – 1881 میلادی ) ایران شناس مشهور امریکایی در کتاب " شاهکارهای هنر ایران " که در سال 1338 توسط دکتر پرویز خانلری به زبان فارسی ترجمه شده است ،
می نویسد : « کلمه ایران به فلات و توابع جغرافیایی آن حتی در هزاره پیش از آمدن آریاییان نیز اطلاق می شود. »

واژه " ایران " از دو قسمت ترکیب شده است . قسمت اول به معنی اصیل ، نجیب ، آزاده و شریف است . قسمت دوم به معنی سرزمین یا جا و مکان است.

معنی واژه " ایران " سرزمین آزادگان است . فردوسی در شاهنامه در باره خوی آزادگان ( ایرانیان ) چنین می سراید :

تو با دشمن ار خوب گفتی رواست
 از آزادگان خوب گفتن سزاست

دکتر بهرام فره وشی ( 1304 – 1371 ) ایران شناس و استاد پیشین دانشگاه تهران در خصوص ریشه واژه ایران می نویسد :
« ایران در زبان اوستایی به صورت ائیریه Airya و در زبان فارسی باستان اریه Ariya آمده است . در اوستا هم نام قومی ایرانی به معنی شریف و نجیب و اصیل است .
 این واژه در زبان ایرلندی کهن هم به همین معنی است .
قسمت اول کلمه ایرلند Ir – Land به معنی نجیب و شریف و قسمت دوم آن به معنی سرزمین است . ایرلند به معنی سرزمین نجباست. »

منبع : برگرفته از مقاله "چگونه ایران شدیم؟"
نوشته مجتبی_انوری

خواص شلغم

خواص شلغم

خواص شلغم آنقدر زیاد است كه می توان گفت این گیاه برای هر دردی درمان است و اگر مردم می دانستند كه این گیاه چقدر فایده درد تمام باغچه های خانه خود را شلغم می كاشتند و هر روزه از آن استفاده می كردند .

1)شلغم مقوی است.

2)شلغم اشتها آور است.

3)شلغم ضعف جنسی را درمان كرده و اسپرم را زیاد می كند.

4)شلغم سرفه را تسكین می دهد.

5)ترشی شلغم بهترین نوع ترشی است، زیرا مقوی معده و روده ها و اشتها آور است.

6)آب شلغم قند خون را پایین می آورد.

7)تخم شلغم را اگر سرخ كرده و بخورید ،برای ضعف جنسی موثر است.

8)اگر گلو درد دارید، آب پخته شلغم را قرقره كنید.

9)خوردن آب شلغم درمان كننده جوش صورت است.

10)آن هایی كه حافظه ضعیف دارند، حتما باید شلغم بخورند، زیرا ثابت شده است كه شلغم حافظه را تقویت می كند.

11)شلغم شب كوری را درمان می كند.

12)شلغم به علت داشتن ویتامین B1 علاج كم خونی است.

13)شلغم برای رشد و نمو استخوان ها مفید است؛ بنابراین زنان باردار و شیرده حتما باید از آن استفاده كنند .

14)زن حامله ای كه در مدت بارداری شلغم خورده باشد ،بچه اش زودتر رشد كرده ، زودتر حرف می زند و حتی زودتر راه می افتد و در مقابل امراض مقاومت بیشتری خواهد داشت .

15)آن هایی كه غده تیروئیدشان كم ترشح می كند، باید حتما شلغم بخورند؛ زیرا شلغم به علت داتشن ید فراوان ترشحات غده تیروئید را تنظیم می كند .

16)شلغم مهم ترین گیاه ضد سرطان است و حتی گسترش سرطان را متوقف می كند .

17)شلغم درمان بسیاری از بیماری های پوستی است.

18)شلغم پخته بهترین دارو برای برونشیت است.

🔰🔰🔰🔰

@Takhodarahinist1

چطور رمز وای فای را تغییر دهم؟

چطور رمز وای فای را تغییر دهم؟

مودم های وای فای دستگاه هایی هستند که می توانند همیشه شما را متصل نگهدارند. اما یک وای فای با پسورد ضعیف می تواند اطلاعات شخصی شما را در معرض خطر هک قرار دهید. محافظت از رمز عبور روتر و تغییر پسورد آن به طور مرتب، از عوامل اصلی محافظت از شبکه و داده های شما هستند. برای تغییر گذرواژه WiFi باید صفحه پیکربندی روتر خود را باز کرده و با استفاده از اطلاعات فعلی وارد منوی تنظیمات وایرلس خود شوید. مراحل انجام این کار به تفصیل در زیر شرح داده شده است.

مراحل تغییر رمز وای فای

  • ابتدا لازم است که به قسمت تنظیمات دستگاه مودم وای فای یا روتر دسترسی داشته باشید. برای این کار با استفاده از رایانه گوشی یا تبلتی که به وسیله وای فای یا کابل به مودم متصل است یک مروگر اینترنت را باز کنید و آدرس های 192.168.1.1, 192.168.0.1, 192.168.2.1,   10.0.1.1(برای اپل)  را در قسمت آدرس تایپ کنید.
  • اگر هیچ کدام از آدرس های فوق اجازه دسترسی به صفحه تنظیمات را به شما نداد، صفحه Command ویندوز را با فشردن کلید های ویندوز +R باز کرده و عبارت cmd را تایپ کنید. در پنجره باز شده عبارت ipconfig را زده و اینتر بزنید. به دنبال نام کانکشن خود بگردید و آدرس پیش فرض را وارد کنید. چیزی که مشاهده می کنید آدرس روتر شماست.
  • پس از وارد شدن به صفحه روتر، لازم است که نام کاربری و رمز عبور جاری خود را وارد کنید. برای اکثر مودمها ، نام کاربری admin و در برخی دیگر عبارت user است. سپس log in را بزنید.

  • پس از این مرحله وارد صفحه تنظمیات مودم می شوید.
  • از تب های بالا، روی قسمت Wireless کلیک کنید.
  • اگر بخش Wireless دارای بخش های مختلفی بود، بخش Wireless Security را باز کنید.
  • از باکسی که باز می شود می توانید password را تغییر دهید.
  • برخی از روترها از شما دو بار رمز پسورد جدید را می خواهند تا مطمئن شوند که آن را درست وارد کرده اید.
  • سعی کنید پسوردی انتخاب کنید که حدس زدن آن دشوار باشد و احتمال هک کردن آن را کاهش دهد. بهتر است مشخصات فردی و همچنین شماره هایی خاص در این پسورد نباشد و از کاراکترهای ویژه مانند # یا $ استفاده کنید. رمز عبور قوی معمولا باید حداقل 8 کاراکتر باشد.
  • مودم را ریست کرده و با رمز جدید وارد اینترنت شوید.

 

اثرات عجیب دعا و نفرین!

🌺 اثرات عجیب دعا و نفرین!

وقتی برای کسی از ته قلب آرزوی موفقیت، شادی و سلامتی می کنید، امواج نامرئی تفکرات و انرژی شما تشخیص نمی دهد که این آرزو متوجه دیگری است. این موج نیک خواهی ابتدا "خود شما" را سرشار از ماهیت خویش می کند.
در حالت دعا تمامی قوای معنوی، سلول های مغز و حتی سیستم عصبی، زیر بارش این ذرات بهشتی قرار می گیرند که خود شما آن را تولید کردید.

اگر از کسی بیزار و متنفر باشید نیز ذرات و امواج کسالت و تنفر، نخست بر خود شما می‌بارد و سپس در ضمیرتان رسوب می‌کند.
با توجه به این واقعیت، ضمیر ناخودآگاه کسی که دعا و نفرین می کند، نمی تواند تشخیص دهد که این محصولات شفا بخش و یا مسموم کننده متعلق به فرد دیگری است و باید به سوی او صادر شود، بلکه در این شرایط، ضمیر ناخودآگاه، آن محصولات را ابتدا خودش"جذب"می کند.

همیشه به یاد داشته باشید آبی که در رودخانه جاری است، نخست بستر خود را تر و سرشار از ذات خویش می کند و در نهایت به دریا می رسد.

برای همدیگر دعای خیر و برکت کنیم...❣️

@mrshkyaddasht🔺

علاج دندان درد  و چند نکته بهداشتی

علاج دندان درد

و چند نکته بهداشتی

درد دندان دردی است که معمولا شب هنگام به اوج می رسد و امان انسان را می برد.

چند راه حل بسیار کارآمد و عالی بیان می کنیم که اگر با این درد مواجه شدید، اشک از چشمانتان جاری نشود:
.
1- سیر سبب قطع شدن درد دندان می‌شود و علاوه بر آن باکتری‌ها را از بین می‌برد. سیر له شده را با مقداری نمک مخلوط کنید و آن را روی دندان‌ها فشار دهید. این مخلوط را حداقل ۳۰ دقیقه روی دندان‌های خود قرار دهید، این بهترین و کارآمد ترین روش است.
.
2- چند قطره عصاره وانیل را روی قسمت‌های دردناک دندان بچکانید.
اگرچه وانیل عفونت دندان را از بین نمی‌برد، ولی این فرصت را به شما می‌دهد تا درد ناگهانی دندانتان را کنترل کنید.
.
3- روش طبیعی دیگر برای خلاصی از دندان درد، استفاده از لیموترش است ،مقداری آب لیموترش را روی دندان بریزید تا درد آن ساکت شود.
.
 دندان درد را با تمام شدن درد فراموش نکنید!!
وقت بذارید و بخونید، ارزششو داره.

یک نکته آموزشی:
 برای شستشوی ظروف، هیچ گاه به تنهایی از مایع ظرف شویی استفاده نکنید، زیرا هر چقدر که شما آن ها را تمیز بشویید، سالانه مقدار زیادی چربی ته ظروف باقی مانده و ما آن را نوش جان می کنیم.

برای از بین بردن این چربی ها مقداری سرکه سیب یا انگور داخل مایع ظرف شویی بریزید بعد خواهید دید که
ظروفتان چقدر شفاف تر و تمیزتر
شده واثری از چربی به جا نخواهد ماند.

👣👣👣👣👣👣👣👣👣

نکات مهم و مفید سلامتی از مهندس خدادادی ؛


- داغي كف پا: كساني كه كف پاي آن ها داغ مي‌‌‎شود، سه روز چاي نخورند و به جاي آن به روش صحيح آب بنوشند، چنين افرادي دچار يبوست مي‌‌‎باشند.

 
- پوكي استخوان از زانو درد شروع مي‌‌‎شود.

 - كلسيم را با فسفر مصرف كنيد، مثلا پنير با گردو.

- پنير را در شب استفاده كنيد نه صبح.

- به جاي پنير پاستوريزه، از پنير محلي كه مطمئن تر است ، استفاده نماييد.

- براي بالارفتن ضريب هوشي بچه‌‌‎ها درشب امتحان پنير باگردو به همراه نعنا يا پونه و پياز بدهيد.

- هميشه در شب، در تاريكي مطلق بخوابيد و از چراغ خواب استفاده نكنيد.

- كساني كه پوستي تيره و جوش صورت دارند ،با غذا پياز بخورند.

- پياز داراي گوگرد است و باعث رقيق شدن خون و افزايش هوش مي‌‌‎شود.

- كساني كه دچار افسردگي مي‌‌‎شوند، به هيچ وجه عدس نخورند.

- سوسيس و كالباس باعث افسردگي و پريشاني در خواب مي‌‌‎شود.

- خوردن زياد كشك باعث خرابي پوست مي‌‌‎شود.

- براي جلوگيري از ريزش مو و براي داشتن پوستي سالم و شاداب، شير بادام بنوشيد. شير بادام محتوي مغز بادام، آب و عسل مي‌‌‎ باشد.
ﻣﻄﻠﺐ ﺧﻮﺏ ﺍﺭﺯﺵ ﺧﻮندن داره؛

نکاتی خواندنی از دکتر کرد افشاری در درمان برخی بیماری ها:

بهترین درمان برای درد مفاصل روغن مالی با روغن زیتون و ضماد پهن گاوه-  پهن گاو درد مفاصل رو به خودش میکشه (نتیجش فوق العاده است – با این روش شما حتی می توانید شروع به دویدن کنید)

لب بسیاری از افراد در فصل سرما ترک می خورد . درمان آن چکاندن دو قطره روغن زیتون در ناف به هنگام خواب است (چند شب)

- برای درمان شب ادراری کودکان و بزرگسالان ، کافیه شب ها دوغ و ماست نخورن . یک پیاز رو رنده کنند و بهش نوک قاشق نمک و دارچین اضافه کنند . به مدت ۱۵ دقیقه به زیر ناف ضماد کنند (امتحان کنید و از زندگی لذت ببرید)

- خوردن (عسل + آب ترب یا شلغم) و خوردن عسل +سیاهدانه ، بدترین و بزرگ ترین سنگ کلیه ها رو خرد می کنه . این ترکیب حتی از پرتو درمانی هم قوی تره.(این نکته اعجاز و قدرت طب سنتی رو نشون میده)

- آقایانی که ناراحتی پروستات دارند . کافیه در داخل وان ، آب ولرم باز کرده و کمی حنا اضافه کنند و نیم ساعت داخل آن بنشینند ( این روش پروستات بزرگ را به راحتی درمان می کند.)

خاکشیر بهترین دارویی  است که تا کنون جهت درمان بواسیر وجود دارد و حتی  داروهای شیمیایی هم به پای آن نمی رسد.

خاکشیر بهترین دارو برای پوست های خشک و شوره ی سر می باشد . تاثیر بسیار  بیشتری از ( کول تار-پیریتیون- سالیسیلیک اسید –سلنیوم سولفید –سولفور اس و…) دارد.

- بهترین دارو برای درمان تبخال لب
 (دو عدد سیب رنده شده + یک قاشق عسل)

نکات آشپزی و خانه داری🍴

1) اگر برنج بیش از حد جوشید 3 قاشق آبلیمو اضافه کنید تا برنج خراب نشود
.🍶    🍶    🍶
2) برای از بین بردن بوی ماهی می توانید آن را درون شیر قراردهید،
شیر بوی ناخوشایند ماهی را از بین می برد و طعم دلپذیری به آن می دهد
🍼🍼🍼🍼
3) زرده تخم مرغ بهترین دارو برای کسانی است که خون زیادی از دست داده اند
🐣🐣🐣🐣
4) برای آبدار شدن سینه مرغ قبل از پخت آن را در شیر بخوابانید.
🍼🍼🍼🍼
5) برای نگهداری از قارچ آن را درون پاکت کاغذی یا لای روزنامه بپیچید.
🍄🍄🍄🍄
6) اگر پنیرخشک شد، آن را در ظرف کوچک بگذارید و روی آن چند قطره شیر بریزید بعد از چند دقیقه حالت تازگی پیدا می کند.
😊😊😊


سونیا

چرا رنجیدن، کافر شدن است؟

‍  🌺‍ چرا رنجیدن، کافر شدن است؟

حافظ می‌گفت: رنجیدن، کافر شدن است: 

«که در طریقت ما کافری است رنجیدن»
راستی چرا؟
به نظر می‌رسد رنجش ما از حرف‌ و حدیث‌های دیگران، نشانه‌ای از نخوت و ما و منی است. نشانه‌ای است از این که خیلی نگران و دغدغه‌مندِ تصویرمان هستیم. کسی که بتواند از خویشتن رهایی پیدا کند، داوری‌های دیگران را در حق خود به چیزی نمی‌گیرد. حافظ می‌گفت: «ار خصم خطا گفت نگیریم بر او». 

داوریِ خطای دشمنان را جدّی نمی‌گیریم. چرا که در بند خویش نیستیم، که اگر کسی سخن ناراستی حوالت ما کرد، برآشوبیم. اگر داوری درستی هم کردند می‌پذیریم: «ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم».

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

رنجیدن کافری است، چرا که نشانه‌ای است از خودپرستی. اشارتی است به این که هنوز در بندِ خویشیم. از همین رو بود که محقق ترمذی می‌گفت آزاده‌ کسی است که نمی‌رنجد: 

«آزاد مرد آن باشد که از رنجانیدن کسی، نرنجد...»(معارف، ‌محقق ترمذی). 

آزادگی در این است که در بند و نگرانِ تصویری که دیگران از ما دارند، نباشیم. البته این چیزی غیر از ضرورت التفات به خاصیتِ آینگی دیگران است. روشن است که ما نیازمندیم برای شناخت بهتر خود، به نقدها و ارزیابی‌های دیگران اعتنا کنیم. به تعبیر مولانا «یار، چشمِ توست». یاران ما، چشمان ما هستند. برای دیدن هر چه بهتر خویش. اما آزردگی و رنجیدن از داوری دوستان و دشمنان، حرف دیگری است.

شیخ عبدالله بلیانی گفته است:
«درویشی نه نماز و روزه است، و نه احیای شب است. این جمله اسباب بندگی است. درویشی، نرنجیدن است، اگر این حاصل کنی واصل گشتی.»

(نفحات‌الانس، عبدالرحمن جامی)

🌺مولانا می‌گفت این که از اظهارنظرها و داوری‌های دیگران به خشم می‌آیی، یعنی هنوز از تکبّر رها نشده‌ای. می‌گوید خشم، فرزندِ تکبر است:
 
جمله خشم از کبر خیزد، از تکبر پاک شو
گر نخواهی کبر را رو بی‌تکبر خاک شو

خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من
هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو

یکی از نشانه‌های انسان‌های آزاده‌جان و زنده‌دل آن است که نقدها و ارزیابی‌های دیگران، آن ها را آشفته و مشوّش نمی‌کند. شمس تبریزی می‌‌گوید خیلی دنبال شیخ و ولیّ راستین گشتم و نیافتم. دنبال کسی بودم که اگر سخنی علیه خویش شنید، نرنجد و این چنین کسی را هم نیافتم:

«شیخ خود ندیدم، الا این قدر که کسی باشد که با او نقلی کنند، نرنجد و اگر رنجد، از نقّال رنجد، این چنین کس نیز ندیدم. از این مَقام که این صفت باشد، کسی را تا شیخی، صد هزار ساله راه است. الّا مولانا را یافتم به این صفت. و این که باز می‌گشتم از حَلَب به صحبتِ او، بنا بر این صفت بود.»
🌸(مقالات شمس)

برای شمس، نشانه‌ی مهمی بود این «نرنجیدن». می‌گوید اگر این همه راه پیِ مولانا آمدم ،به این دلیل بود.

این ها را می‌گویم و می‌دانم که که فرسنگ‌ها تا رسیدن به منزل و مرتبه‌ی «نرنجیدن» فاصله دارم. دست‌شستن از «رنجاندن» آسان‌تر است تا رهایی از «رنجیدن».


@mrshkyaddasht🌹

⭕️نکوبیم و بسازیم

​​ (https://telegra.ph/file/80271aa027212ffa42d73.jpg)🔵گزارش به ملت ایران (۲)

⭕️نکوبیم و بسازیم

🖌عباس آخوندی - دهم آذرماه ۹۷

🔸سیاست بکوبیم و بسازیم را نپذیرفتم. به آقای رییس جمهور هم گفتم که این سیاست را قبول ندارم (تصویر پیوست) . این سیاست نه تنها عملی نبود و هیچ‌کمکی به حل مساله مسکن نمی‌کرد، که حتی اگر با صرف هزاران میلیارد تومان، محله‌ای نیز کوبیده می‌شد جز ساختمان‌های بی‎هویت و بی‌ارج بجای آن به‌ پا نمی‌گشت. ساختمان‌هایی بی‌روحی که ارزش زندگی نداشتند. شهر و خانه جای دل‌های عزیز است. در زمینی که شهروندان از آن بیرون رانده‌ شده‌اند، ساختمان‌های بدقوراه و بی‌روح ولی بزک‌شده چه جای مقام دارد؟

🔸این اشتباه از آن‌جا نشئت می‌گیرد که گروهی تصور می‌کنند می‌شود تاریخ را کوبید و از نو ایران را ساخت. همان اشتباهی که بسیاری از مارکسیست‌ها، متجددان و اسلامیان وطنی در یک‌ونیم قرن گذشته داشته‌اند. ایرانِ نوین هرگز ساخته نخواهد شد. ایران نام یک حکمت، فرهنگ و تمدن و سرزمین است که مردمانِ آن به آن حسِّ تعلق دارند و نمی‌توانند تاریخ و مکان خود را فراموش کنند. فقط می‌توان آن را بر اساس داشته‌های مادی و معنویِ پیشین و امروزین بازآفرینی کرد و رو به آینده داشت.

🔸گزارش به ملتِ عزیز را با بخش مسکن ادامه می‌دهم. تلاش می‌کنم معیارهایی را دستِ‌کم از منظر خودم به‌دست بدهم تا بر اساس آنها امکان سنجش موفقیت و یا شکست سیاست‌های اتخاذی فراهم آید و کمکی به یادگیری جمعی کند. سیاست‌مدار در آغاز باید یاد بگیرد و بداند که چه‌کارهایی را نباید انجام دهد. دانستن کارهایی که نباید انجام داد از کارهایی که باید انجام داد اگر مهم‌تر نباشد کم‌اهمیت‌تر نیست.

➖ یکم، در حوزه‌ی مسکن، آموختم که شهر و محله سازمان‌های اجتماعی هستند. ساکنان آنها به آنها حس تعلق دارند. مالکیت در آنها دارای ریشه‌ی ژرف است. بنابراین، به‌سادگی امکان تخریب و پرتاب کردن مردمان به بیرون وجود ندارند. از آن گذشته، این کار بسیار گران، زمان‌بر وی بی‌ثمر خواهد بود. دولتی که به این کار دست می‌زند، خود را گروگان اقدامِ خود خواهد ساخت و سال‌ها مردم را اسیر این مداخله بی‌مورد خواهد نمود. بنابراین، تصمیم گرفتم که نکوبم ولی، بسازم. بازآفرینی شهری یعنی همین.

➖ دوم، آموختم که در حوزه‌ی مسکن مداخله دولت شرِّ مطلق است. مداخله دولت در هیچ بخشی به این اندازه دارای ناکارآمدی اقتصادی و آثار ضدِّفرهنگی و اجتماعی نیست. هرچند، مداخله‌های اولیه ممکن است اندک خرسندی موقتی و رضایتمندی عمومی را موجب شود، لیکن زمانی نمی‌گذرد که به ضدِّ خود تبدیل می‌شود. این آموخته‌ی همه‌ی مداخله‌های دولت‌ها پس از جنگ جهانی دوم است. آنها بعدها هزینه‎‌های زیادی کردند تا آن‌چه ساخته‌بودند را خراب کنند. بنابراین، سیاست‌گذار مسکن نباید تسلیم فشارها شود و خود را درگیر ساخت‌وساز کند. سیاست‌گذار باید با مداخله‌های غیرِ مستقیمِ خود از طریق نهادهای توسعه‌ای چون بانک توسعه‌ی مسکن، فضایی را خلق کند که سازندگان امکان تامین مالی، دسترسی به فناوری و خلق ارزش افزوده از طریق رقابت بیابند. و خریدار امکان تنظیم برنامه‌ی خانوار و قدرت خرید و تامین  پیدا کند. البته این سیاستی است که پشتیبانی کل دولت و توجه رییسِ آن را نیاز دارد.

➖ سوم، آموختم که پاسخ به تقاضا در کلان‌شهرها با محدودیت روبه‌رو است. دولت اگر بخواهد بدون توجه به ظرفیت اقلیمیِ شهرها به تقاضا پاسخ دهد آنها همین توانِ ضعیف زیست‌پذیری و قابلیتِ حرکتِ خود را از دست می‌دهند. هم‌چنان‌که تمام کلان‌شهرهای ایران هم‌اکنون گرفتار این مشکل هستند. از این‌رو، سیاست اصلی در این حوزه باید بر توان‌افزایی و یا کشف ظرفیت‌های پنهان استوار باشد. بی‌گمان، محدودیت‌های زیست‌محیطی چون زمین، آب، هوا و فراتر، محدویت‌های اقلیمی و سایر محدودیت‌های زیستی چون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی و خدماتی باید سرلوحه‌ی کارها باشد. این بدین مفهوم است که بسیاری از کارها را نباید انجام داد. آیا می‌توان بی‌توجه به این محدودیت‌ها ظرفیت سکونت‌پذیری شهر تهران افزایش داد؟ سیاست‌گذار ملی باید در بینِ  دوگانه محبوبیت شخصی و نفع ملی، نفع ملی را برگزیند.

🔻ادامه یادداشت در پیام بعد
@AbbasAkhoundi

سنگسار انسان به نام خدا؟!

سنگسار انسان به نام خدا؟!


✍️ محمد مجتهد شبستری

امروز در کشور ما با فتوای فقیهان انسان را به نام خدا سنگسار می‌کنند! بارها گفته‌ام و نوشته‌ام که  ابدیّت احکام جزائی مسلمانان هیچ دلیل قانع کنندۀ علمی ندارد. توضیح داده‌ام که آنچه آن را فقه سیاسی می‌نامند، بر هیچ پایه و تحلیل محکم استوار نیست و همۀ مبانی و دلائل آن قابل نقض است. من می‌دانم که بسیاری از فقیهان، خود بهتر از دیگران این حقیقت را می‌دانند، اما چه می‌توان کرد قرن ها است که فقاهت یک مشغلۀ پربرکات شده است و ظاهراً دوام این برکات با اظهار آن حقیقت نمی‌سازد!
در این چند روز اخیر دو بار حکم سنگسار یک شهروند زن در ایران خبر مهم  پاره ای از رسانه‌های جهان شده است. من که همیشه آرزو کرده‌ام جامعه ی ایران الگوی زندگی انسانی مسلمانان در جهان گردد، بار دیگر دچار نهیب وجدان شده‌ام. اخلاق وجدان به من می‌گوید با صراحت بنویسم که سنگسار انسان به نام خدا هم «نفی قداست خدا» است و هم «نفی کرامت انسان»‌ و بر قباحت و شناعت این عمل با هیچ توجیهی نمی‌توان سرپوش گذاشت.

آن فقیه که فتوای سنگسار می‌دهد، باید شخصاً در صحنه ی سنگسار حاضر شود و آن صحنه ی دلخراش را از نزدیک مشاهده کند و چند سنگ نیز پرتاب کند تا واقعا درک و لمس کند که سنگسار انسان چیست و چقدر شقاوت از آن می ریزد؟
اگر وی آنجا حاضر شود، می‌بیند که یک انسان که تا سینه در گودال دفن شده با بمباران سنگ ها چه شکنجه‌های جان‌کاه و عذاب‌های دردناک می‌کشد، چگونه ساعت ها میان مرگ و زندگی بر اثر ضربات سنگ‌ها از این طرف به آن طرف می‌افتد و چون یک حیوان تیر خورده زوزه می‌کشد، چگونه بر همه ی آنان که به او سنگ می‌زنند، لعنت می‌فرستد و چگونه در آن لحظات جهنمی رابطه‌اش را با خدایش که اینک خدای انتقام شده قطع می‌کند و به آن خدا دشنام می‌دهد و بالاخره چگونه انسانیت او در امواج خشم و نفرت حاضران به نام خدا درهم کوبیده شده و انکار می‌گردد و چگونه این امواج خشم و نفرت در جامعه پراکنده و نهادینه می‌شود و خشونت‌ها و قساوت‌های بیشتر پدید می‌آورد.
اگر فقیه همه ی این‌ها را ببیند و باز هم فتوای سنگسار دهد ،معنای آن فتوا چه خواهد بود؟ معنای آن فتوا این خواهد بود که خدا می‌گوید این شکنجه‌ها و عذاب ها را به نام من ادامه دهید و انسانیت این انسان را به نام من در هم بکوبید و له کنید تا خداوندی من لکه‌دار نشود! (العیاذ بالله)و «سبحان الله عمّا یصفون».
من از فقیهان محترم می‌خواهم حداقل یک بار در یک صحنه ی سنگسار شخصاً حاضر شوند و اقلاً یک سنگ هم پرتاب کنند و در آن لحظات صدای نهیب آمیز وجدان خود را در آن صحنه بشوند. آنگاه ببینند آیا باز هم حاضرند مسئولیت فتوای سنگسار را بپذیرند؟ در مسند پر جاه و جلال إفتاء نشستن و غیر مسئولانه فتوی دادن شرط انصاف و مروت نیست. آیا تجربه ی خشونت و قباحت جهانیان از عمل سنگسار نشان نمی ‌دهد که مبانی فقاهتی فتوای سنگسار خلل دارد و باید در آن تجدید نظر گردد؟
نگارنده ی این سطور از فقهای محترم درخواست می‌کند یک بار شجاعت تاریخی نشان دهند و حکم سنگسار و مانند آن را از فتواهای خود حذف کنند. این کار فقط شجاعت می‌خواهد و هیچ مانع علمی در پیش پای نیست. اگر فقیهان ایران چنین کنند، عمل آن ها سرمشق بسیار نیکوی تاریخی برای همه ی جهان اسلام خواهد شد.
چرا ما می‌خواهیم فقط در خشونت‌ها الگوی جهان اسلام شویم؟ چرا برای یک بار هم که شده الگوی حفظ کرامت و شرافت انسان نمی‌شویم؟ اگر روزی حکومت ایران اعلام کند که هر آنچه نام آن مجازات مجرم ولی حقیقت آن شکنجه شنیع انسان است، از قوانین جزائی ایران حذف شد، آن روز جمهوری اسلامی ایران الگوی انسانیت خواهد شد.
اما اگر حکومت ما معتقد است سنگسار انسان مجازات است و نه شکنجه، پس چرا این همه در اجراء این مجازات مخفی کاری می‌کند و آن را از چشم جهانیان می‌پوشاند و به کرات اجرای آن را بر اثر اعتراض دیگران متوقف می کند و اگر دیگران چنین صحنه‌هایی را از تلویزیون پخش کنند، این کار را توطئه استکبار جهانی می‌نامد؟!
بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.

فرق مهم انسان و میمون چیست؟

🙉🧒فرق مهم انسان و میمون چیست؟


 دانشمندان لایپزیک آلمان پاسخ می دهند

✍️سواد زندگی

🙉🧒 چه بخواهیم و چه نخواهیم میمون ها شبیه ترین موجودات به ما انسان ها هستند. اما تفاوت عمده ای که ما را از میمون ها متمایز می کند، چیست؟

🙉🧒دانشمندان دانشگاه لایپزیک آلمان، برای رسیدن به پاسخ این سؤال آزمایش های متعددی را انجام دادند. آن ها ابتدا فهرستی از ویژگی های انسانی را تهیه کردند و سپس هر کدام از آن ها را یک به یک درباره انسان ها و میمون ها آزمایش کردند. در این آزمایش ها، به جای انسان های بالغ، از کودکان استفاده شد؛ زیرا کودکان غریزی تر از بزرگسالان رفتار می کنند.

🙉🧒نتیجه آزمایش ها حیرت انگیز بود. در آزمایش "شناخت خود"، میمون ها همانند انسان ها توانستند "خود" را در آینه تشخیص دهند. این در حالی است که بسیاری از حیوانات، با دیدن تصویر خود در آینه گمان می کنند که حیوان دیگری را دیده اند و گاه به آن حمله می کنند!

🙉🧒آزمایش دیگر، "توانایی حل مسأله" بود. دانشمندان داخل لوله ای باریک، اندکی آب ریختند و ته آن، تکه ای غذا انداختند. لوله عمیق و باریک بود و دست کسی به آن تکه غذایی نمی رسید. هم بچه های انسان و هم میمون ها توانستند با اندکی تأمل راه دستیابی به آن را بیابند: کمی آب به داخل لوله افزودند و غذا به همراه آب بالا آمد و آن را برداشتند. بنابراین معلوم شد که میمون ها هم مانند انسان ها ، در اصل داشتن قدرت حل مسأله یکسان اند.

🙉🧒آزمایش های دیگری هم انجام شد، مانند آزمایش یادگیری، آزمایش توان استفاده از ابزار و حتی ابزار سازی، آزمایش آداب معاشرت و حتی آزمایش دانش فیزیک و تشخیص وزن اجرام.
جالب اینجاست که در همه این آزمایش ها، میمون ها همانند بچه های آدم ها رفتار کردند و مشخص شد که در هیچ کدام از این ویژگی ها، تفاوت بنیادینی بین انسان و میمون نیست. مثلاً میمون ها نیز مانند انسان ها ، برای برخی کارهای خود، ابزارهای خاص آن کار را تولید می کنند و تنها فرق شان با انسان این است که انسان ابزارهای پیچیده تری می سازد، ولی در اصل توانایی ابزار سازی، یکسان هستند.

🙉🧒پس فرق اصلی انسان و میمون چیست؟ پاسخ در یک آزمایش نهفته بود. دانشمندان موزی را بیرون قفس یک میمون و با فاصله ای اندک از آن با یک نخ، آویزان کردند. میمون نمی توانست با دست خود موز را بردارد. دانشمندان، میله ای کج در اختیار میمون قرار دادند؛ آن ها از قبل می دانستند که میمون ها هم مانند انسان ها قادر به استفاده از ابزار هستند. میمون با آن میله کج، موز را به طرف خود کشید و آن را خورد. سپس وقتی می خواست به محل خواب خود برود که با میله های قفس فاصله داشت، میله را هم با خود برد و فردا صبح که می خواست به سمت میله های قفس بیاید، میله را هم با خود آورد.

🙉🧒دانشمندان دریافتند که میمون قادر به برنامه ریزی است، بنابر این وقتی موز را گرفت و خورد و به طرف رختخوابش رفت، میله را با خود برد و صبح بازگرداند؛ زیرا می دانست که ممکن است بدان نیازمند باشد.

🙉🧒ادامه تحقیقات دانشمندان که با آزمایش های پیچیده تری همراه بود و از ذکرشان صرف نظر می کنیم، منجر به کشف این واقعیت شد که توانایی میمون برای برنامه ریزی کوتاه مدت است و او تنها می تواند برای حداکثر 14 ساعت آینده خود برنامه ریزی داشته باشد و از برنامه ریزی های میان مدت و بلند مدت برای آینده اش، کاملاً ناتوان است.

👈👈بدین ترتیب مشخص شد که فرق اصلی انسان و میمون نه در صورت ها و دمی که میمون دارد و انسان ندارد که در یک چیز است: انسان می تواند به آینده فکر و برای آن برنامه ریزی کند، ولی میمون این توانایی را ندارد.

با این کشف علمی، مهم ترین کاری که هر کدام از ما ، برای پر رنگ کردن مرز خود و میمون ها، می توانیم انجام دهیم "برنامه ریزی برای آینده" است؛ به زندگی هایمان برگردیم و ببینیم تا چه اندازه برنامه ریز هستیم؟

savadezendegi.com

@savadzendegi

♨️روزی ۱۰ دقیقه "سواد زندگی" بخوانید.

کودک شوید

کودک شوید 


✍️مصطفی ملکیان


 ویژگی‌های پنج‌گانۀ کودکان از نگاه روسو

روسو می‌گوید: «ببینید بچه‌ها تا به دست ما بزرگ سال‌ها ضایع نشده‌اند، چه ویژگی‌های جالبی دارند!». 

سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را می‌شمارد و معتقد است: 

این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل می‌گفت: 

«تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمی‌شوید»، به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه ها دارند. امّا این پنچ ویژگی اصلاً در ما بزرک سال‌ها نیست.

1️⃣  این که بچه‌ها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغ‌اش نمی روند.
 یعنی تا گرسنه نشوند، سراغ غذا نمی‌روند. و تا احتیاج‌اش برطرف شد، از آن چیز دست می‌کشد. امّا ما بزرگ‌سال‌ها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال می‌کنیم. بعد هم که احتیاج‌مان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.

2️⃣ روش بچه‌ها در این‌جا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچه‌ای در گذشته و آینده زندگی نمی‌کند. در این‌جا و اکنون زندگی می‌کند. امّا ما بزرگ سال‌ها در اینجا و اکنون زندگی نمی‌کنیم.

3️⃣ این که بچه‌ها تظاهر ندارند.
بچه اگر الآن خشم نشان می‌دهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگ‌سال‌ها گاهی دارد قند توی دل‌مان آب می‌شود، ولی، به تظاهر، خشم نشان می‌دهیم. این به خاطر مصلحت‌هایی است که در نظر می‌گیریم. مثلاً می‌دانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل می‌خواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند می‌زنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازی‌هایی که بلدیم در می‌آوریم. امّا بچّه‌ها این‌جور نیستند. بچّه‌ها اصلاً فیلم‌بازی نمی‌کنند. ما دائماً در حال فیلم‌بازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر می‌رود. زبان‌مان چیزی می‌گوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچه‌ها ظاهر و باطن همین‌اند که هستند. تا از یک دوست‌اش بدش می‌آید، می‌گوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمی‌گوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفع‌ام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از او پاک‌کن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینی‌ای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتی‌ام!»، واقعاً دیگر کینه‌ای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقت‌ها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقت‌ها هم با هم آشتی‌ایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازی‌ها در ما بزرگسال‌ها وجود دارد و در بچه‌ها نیست.

4️⃣ بچه‌ها فاصلۀ بین احساسات عواطف‌شان خیلی کم است.
نمی‌دانم شما هیچ‌وقت توجّه کرده‌اید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشم‌هایش می‌سُرد پایین، هوز به گونه‌اش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خنده‌دار مي‌زند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسه‌ای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان می‌گوییم نباید به این سرعت شادی‌مان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. می‌ترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا می‌خندد..!». پس سعی می‌کنیم آهسته‌آهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچه‌ها این‌جور نیستند.

5️⃣بچه‌ها خیلی گریه می‌کنند.

ما بزرگ‌سال‌ها گریه کردن را زشت تلقّی می‌کنیم. نمی‌دانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت می‌آورد.
حالا اگر ازهمۀ حرف‌هایی که ممکن است راجع به این ویژگی‌ها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو می‌گفت: شما بزرگ‌سال‌ها کدام‌تان این‌جوری هستید؟ هیچ کدام‌مان نیستیم. بعد می‌گفت: چرا تا وقتی بچه بودید این‌گونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید این‌گونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..! 

*******************

پیامبراکرم(ص) نیز سخنی بدین مضمون دارند.

توسعه و جامعه کلنگی

🔰توسعه و جامعه کلنگی

💠محمد علی همایون کاتوزیان اقتصاددان، تاریخ‌نگار، کاوشگر علوم سیاسی، و عضو هیئت علمی مؤسسه شرق‌شناسی دانشگاه آکسفورد است.

"کاتوزیان در مقاله‌ای با عنوان «جامعه کوتاه‌مدت: بررسی مشکلات توسعه سیاسی و اقتصادی بلند مدت ایران» که ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد و سپس توسط عبدالله کوثری ترجمه و در مجله بخارا به چاپ رسید، ایده جامعه کلنگی را مطرح می‌کند. پیش فرض نظری کاتوزیان این است که لازمه توسعه‌یافتگی «درازمدت بودن» جامعه است. کاتوزیان در تعریف جامعه درازمدت و رابطه آن با توسعه می‌نویسد: «توسعه‌ نه‌ تنها به‌ اکتساب‌ و نوآوری‌ بلکه‌ به‌ خصوص‌ به‌ انباشت‌ و نگهداری‌ نیز نیاز دارد خواه‌ ثروت‌ باشد یا حق‌ و امتیاز یا دانش‌ و علم.»

💠کاتوزیان بر این باور است که جامعه ایران، جامعه‌ای کوتاه‌مدت است و از این‌ رو امکان توسعه را ندارد. کاتوزیان در ابتدای مقاله خود می‌نویسد: 

«ایران‌ برخلاف‌ جامعه‌ درازمدت‌ اروپا جامعه‌ای‌ کوتاه‌مدت‌ بوده‌ است‌. در این‌ جامعه‌ تغییرات‌ ـحتی‌ تغییرات‌ مهم‌ و بنیادین‌ـ اغلب‌ عمری‌ کوتاه‌ داشته‌ است‌. این‌ بی‌تردید نتیجه‌ فقدان‌ یک‌ چارچوب‌ استوار و خدشه‌ناپذیر قانونی‌ است‌ که‌ می‌توانست‌ تداومی‌ درازمدت‌ را تضمین‌ کند.» 

جامعه کلنگی از نظر کاتوزیان «یعنی‌ جامعه‌ای‌ که‌ بسیاری‌ از جنبه‌های‌ آن‌ (سیاسی‌، اجتماعی‌، آموزشی‌ و ادبی)‌ پیوسته‌ در معرض‌ این‌ خطر است‌ که‌ هوی‌ و هوس‌ کوتاه‌مدت‌ جامعه‌ با کلنگ‌ به‌ جانش‌ افتد.»

💠کاتوزیان در نوشته‌های متعدد این ایده را مطرح می‌سازد که «استبدادی بودن، کوتاه‌مدت بودن و هرج‌ و مرج‌طلب بودن» ویژگی‌های  اصلی جامعه و روان‌شناسی اجتماعی مردم ایران است. منظور کاتوزیان از ویژگی‌های مذکور صرفاً نظام سیاسی ایران یا حتی جامعه امروز ما نیست. او معتقد است جامعه ایران به طور کلی و همواره این خصلت‌ها را از خود بروز می‌دهد و حکومت نیز برخاسته از آن است. به اعتقاد کاتوزیان علت العلل این روحیه و فرهنگ ایرانی نیز غلبه احساس ترس و ناامنی در جامعه است. می‌توان ایده جامعه کوتاه‌مدت کاتوزیان را در زمینه ایران معاصر و با توجه به انقلابات متعددی که در این یک قرن گذشته داشته‌ایم نیز تعمیم داد.

💠ما ایرانیان هر از چند گاه با یک انقلاب و دگرگونی بنیادی در نظام سیاسی، تمام دستاورد‌ها و تجربه‌های‌سازنده و سرمایه‌های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی که در دوران پیش از آن را داشته‌ایم، نابود می‌کنیم و همه چیز ناگهان به نقطه صفر و آغازین آن باز می‌گردد. این بدان معناست که ما هر از چند گاهی عمارتی نو می‌سازیم اما با مرور زمان (معمولا ۲۰ یا ۳۰ سال) این ساختمان نو به عنوان عمارتی کلنگی و کهنه، ویران و نابود (صاف) می‌شود."

برگرفته از یادداشت «از جامعه کلنگی تا تجربه چند هزار ساله»


📝دکتر نعمت الله فاضلی


http://telegram.me/tahlyleejtemaaey

  این ها نشانه مومن است؟!

بسم الله الرحمان الرحیم


این ها نشانه مومن است؟!

امسال هم مانند سال های قبل در روز اربعین این حدیث؛ مکررا بازنشر می شد:‌
امام حسن عسکری(علیه السلام):
«نشانه‏ هاى مؤمن، پنج چيز است:
پنجاه ركعت نماز
زيارت اربعين
انگشتر به دست راست كردن
بر خاك سجده کردن و
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ)را در نماز بلند گفتن"


📚تهذيب الأحكام،ج۶،ص۵۲،ح۱۲۲

از آنجا که اولین و مهم ترین معیار تشخیص حدیث صحیح از ناصحیح؛ قرآن است،بنابراین به قرآن رجوع کردم تا بدانم از منظر قرآن مومن حقیقی چه ویژگی هایی دارد و این حدیث چقدر با آیات قرآن سنخیت دارد؟
در آیات 2 تا 4 و 74سوره انفال
آیات 2 تا 9سوره مومنون
آیه62 سوره نور
آیه 22 سوره احزاب
و آیه15 سوره حجرات
خداوند نشانه هایی را برای مومنان حقیقی بیان کرده است.از جمله این ویژگی ها:
ترسان شدن قلب هایشان هنگام یاد خدا
افزایش ایمانشان هنگامی که قرآن برای آن ها تلاوت شود.
ایمان به خدا و رسول الله(ص) و دچار تردید و تزلزل نشدن در این راه
توکل بر خدا
برپا کردن نماز
انفاق از آنچه خداوند به آن ها روزی داده
خشوع در نماز و محافظت بر آن
پرداخت زکات
اعراض از امور لغو و بیهوده
پاکدامنی و عفاف
رعایت امانت ها و پیمان ها
هجرت و جهاد در راه خدا با مال و جان
و پناه دادن و یاری کردن مهاجران

ملاحظه می شود که بیشتر خصوصیات ذکر شده در آیات فوق علاوه بر واجب بودن؛ عباداتی اجتماعی هستند و هیچ یک از پنج مورد مذکور در حدیث فوق در میان آن ها نیست.
از طرفی دیگر هیچ یک از موارد نقل شده در حدیث منسوب به امام حسن عسکری(ع) از واجبات نیستند.و اگر مستحب هم باشند، آیا از مستحبات تاکید شده بوده و انجام آن ها نسبت به سایر مستحبات در اولویت است؟
به علاوه این پنج مورد مثلا:
انگشتر در دست راست کردن چه ارتباطی با مومن بودن دارد؟
از طرفی دیگر:
در قرآن هر جا" الذین آمنوا" آمده بلافاصله پس از آن عمل صالح ذکر شده است.
عمل صالح هم با توجه به ریشه لغوی آن؛عملی است که به صلاح بوده و صلح با اطرافیان(اعم از خانواده و...) و محیط اطراف(محیط زندگی و محیط زیست و...) دارد.
حال چند پرسش:
کدام یک از پنج عمل فوق؛ نمونه و مصداقی از عمل صالح است؟
کدام یک از آن ها در اصلاح انسان یا جامعه یا صلح با جهانیان( اعم از انسان و غیر انسان) اثرگذار است؟
فایده و تاثیر انجام امور پنجگانه فوق در زندگی انسان چیست؟
این پنج عبادت چقدر به ما در ساختن یک زندگی زندگی ساز کمک می کند؟
کدام بک از آن ها در سازندگی فرد و اجتماع نقشی پر رنگ دارد؟

نگارنده قصد مردود دانستن این حدیث را ندارد.
اگر این حدیث واقعا سخن امام حسن عسکری(ع) بوده باشد، قطعا
هم به طور مطلق و عام نبوده و محدود به افراد خاص و شرایط ویژه بوده
و هم این که بابد بررسی کرد که امام(ع) خطاب به چه کسی و بنا به چه مقتضیات مکانی یا زمانی چنین فرموده اند؟
ای کاش قبل از بازنشر احادیث_ که قطعا با قصد و انگیزه های نیک و پسندیده است_ ابتداء بر محتوای آن ها تامل و تفکری کنیم. فراموش نکنیم این فرمایش امام صادق(ع) را که:
 :حَديثٌ تَدْرِيهِ خَيرٌ مِن ألفِ حَديثٍ تَرْوِيهِ .
يك حديث بفهمى بهتر است از آن كه هزار حديث را روايت كنى.
           (بحار الأنوار ج‏2، ص: 184)
باور کنیم که پیشوایان معصوم(ع) از ما انتظار درایت در حدیث را دارند، نه روایت در آن را.
باور کنیم نشانه شیعه بودنمان عالم و عامل به احادیث آن ها بودن است، نه ناقل و راوی آن احادیث بودن.
 
صدیقه باقری_هشتم آبان97
https://t.me/ehyayeQoran