ویژگی های یک استاد خوب

ویژگی های یک استاد خوب


با توجه به بازار مکّاره ای که همیشه وجود داشته و جدیدا هم به شکل و صورتی تازه تر و جذاب تر ایجاد شده، ویژگی های یک استاد خوب را برای شما لیست می کنم. همیشه و با دقت و یک به یک این موارد را در بررسی استاد مد نظر داشته باشید. برخی از این موارد را حتی می توان برای محک های پیدا کردن دوست و شریک زندگی نیز به کار برد.

👇
1⃣ استاد است که شاگرد را پیدا می کند، نه شاگرد استاد را. چون شاگرد در حدی نیست که بتواند تشخیص دهد چه کسی استاد است، ولی استاد می تواند شاگرد را به سرعت تشخیص دهد.

2⃣ ادعای استادی ندارد و اگر او را استاد خطاب نکردند، ناراحت نمی شود.

3⃣بیشتر به دنبال گمنام بودن است تا شهرت حاصل کردن، چون در عین حال گمنامی می تواند شاگردان خود را بیابد.

4⃣تو را بهتر از خودت می شناسد. یعنی کاملا به نقاط ضعف و قوت تو آگاه است.

5⃣هرگز در قبال کاری که می کند از تو تقاضای چیزی نمی کند، زیرا او با خدا معامله می کند.

6⃣بسیار سخت گیر است و اصلا در مقابل تو کوتاه نمی آید و کوچک ترین نقاط ضعف تو را انگشت می نهد.

7⃣ در مقابل اشتباهات تو اکثرا سکوت می کند مگر آن که توضیحی لازم باشد. خودت باید دلیل سکوت او را کشف کنی.

8⃣در مدت کوتاهی تاثیر خود را می گذارد.

9⃣یا شاگرد قبول نمی کند یا اگر قبول کرد تا تو را به مقامی نرساند، رها نمی کند.

🔟 هرگز تو را وابسته به خود بار نمی آورد و تمام سعی او این است که تو را به حال و مقام خود برساند.

1⃣1⃣ سعی او قوی کردن تو است نه این که تا نقطه قوتی در تو دید کاری کند که از انجام کار بترسی و هرچه تو قوی تر شوی ،او خوشحال تر می شود.

2⃣1⃣ آنچه که از تو انتظار دارد، خود سال ها در آن مهارت کسب کرده است.

3⃣1⃣هرگز چیزی برخلاف عقل و عشق و اخلاق از تو درخواست نمی کند

این ویژگی های اساسی یک استاد حقیقی است و اگر یک یا چند مورد از این ها در او نبود، لحظه ای به ترک کردن او شک نکنید.

✅تمامی این ویژگی ها را می توان در شخصیت #شمس_تبریزی در قبال مولانا پیدا کرد.

👇
https://telegram.me/joinchat/AzPQXDwH-rLu7J3KY9QvWw

تعریف دستگاه موسیقی

 تعریف دستگاه موسیقی:

موسیقی سنتی ایران از دستگاه ها، ملحقات یا متعلقات و گوشه های موسیقی تشکیل شده است.
 دستگاه از دو واژه ی (دست)و (گاه)به معنای مکان، زمان و نغمه تشکیل شده و مانند لغت پهلوی ((دستان)) در موسیقی دوران ساسانی، به نوعی موسیقی که با دست اجرا می شود، اشاره می کند.

دستگاه را به معنای وسیع تر می توان به راژمان (System) تعبیر کرد.
 چه از این حیث نیز موسیقی ایرانی به راژمان کامل یونانی شباهت دارد که در موسیقی قدیم یونان شامل دستگاه های دورین، فریژین، لیدین و ملحقات آن ها مانند هیپودورین و هیپوفریژین و غیره بوده است.

یک دستگاه موسیقی از نظر قالب،
قطعه ای کامل است و مانند سونات و سنفونی دارای قواعد و قسمت های مختلفی است که با ساز و آواز اجرا می شود.در موسیقی غربی، معمولآ قطعاتی که به وسیله ساز یا ارکستر نواخته می شود با موسیقی آوازی فرق دارد.
 اما در دستگاه موسیقی ایرانی، آواز قسمت اصلی و مرکزی موسیقی است و قسمت های پیشین آواز
(پیش درآمد و چهار مضراب) و قسمت های بعدی آواز(تصنیف و رنگ) در حقیقت به طور مقدمه یا خاتمه موسیقی، به آن بستگی دارد.

موسیقی سنتی ایران دارای هفت دستگاه و پنج آواز است که از متعلقات و ملحقات آن شمرده می شود.
از این آوازها چهار آواز متعلق به دستگاه شور، ویک آواز متعلق به دستگاه همایون است.

ب – انواع دستگاه ها
- دستگاه شور: (شامل 15 گوشه)

آواز ابوعطا (شامل 9 گوشه)

آواز بیات ترک (شامل 12 گوشه)

آواز دشتی (شامل 9 گوشه)

آواز افشاری (شامل 9 گوشه)

2- دستگاه همایون (شامل 12 گوشه)

آواز اصفهان (شامل 11 گوشه)

3 – دستگاه سه گاه (شامل 10 گوشه)

4 – دستگاه چهار گاه (شامل 10 گوشه)

5 – دستگاه ماهور (شامل 20 دستگاه)

6 – دستگاه راست پنجگاه (شامل 14 گوشه)

7 – دستگاه نوا (شامل 14 گوشه)
ج – پاره ای از ویژگیهای دستگاهها

دستگاه شور را مادر آوازهای موسیقی ایرانی نام نهاده اند، و علت آن هم وجود ملودی های متنوع مناطق مختلف ایران در این دستگاه می باشد. آوازهای ابوعطا یا دستان عرب، بیات ترک یا بیات زند، آواز دشتی یا چوپانی از ملحقات این دستگاه می باشند.

دستگاه همایون که آواز اصفهان را در بر می گیرد، با دستگاه شور کاملآ متفاوت است.

دستگاه های سه گاه و چهار گاه تا حدودی به یکدیگر شباهت دارند، اما دستگاه ماهور دستگاهی کاملآ متفاوت است، و گام آن با گام بین المللی مطابقت دارد.

دستگاه راست پنجگاه، قدیمی ترین دستگاه موسیقی ایرانی محسوب می شود که شباهت زیادی با دستگاه ماهور دارد.

به طوری که برخی از بزرگان موسیقی، این دو دستگاه را یکی می دانسته اند، و آخرین دستگاه موسیقی دستگاه نواست که در بعضی قسمت ها با دستگاه شور نزدیک می نماید.

خداحافظی با سرطان پروستات


خداحافظی با سرطان پروستات

💥کليه مردان بالاي چهل سال جدي بگيرند

🔺کشف غیرمترقبه نابود کردن سلول های سرطانی پروستات به صورت طبیعی (با ترکیب سه میوه و گیاه)
مترجم: تقی طاهری آبکنار

🔹تحقیق شگفت انگیز جدیدی در نشریه پری سیژن آنکولوژی Precision Oncology ثابت کرده است که ترکیب سه ماده مغذی که بنیان گیاهی دارند، سلول های سرطانی پروستات را نابود و منهدم می نماید. عنوان این پژوهش که به وسیله آقای استفانو تی زیانی Stefano Tiziani محقق دانشگاه تگزاس University of Texas رهبری شده است، «درمان ترکیبی با مواد مرکب طبیعی در سرطان پروستات از رشد تومور یا توده پروستات جلوگیری می کند و منجر به نوسانات اساسی در متابولیسم یا سوخت وساز سلول سرطانی می شود.» می باشد.
همان طور که در گزارش دانشگاه تگزاس (UT) تشریح شده است، این کشف غیرمنتظره به فرد اجازه می دهد با غذای اصلی اش موجبات مرگ از طریق گرسنگی سرطان پروستات را فراهم آورد.
این سه ماده طبیعی چه چیزی هستند؟ آن ها عبارتند از:
-  اسید اِرسولیک Ursolic acid (اسیدی که از پوست میوه به دست می آید) از پوست سیب
-  کَرکیومِن curcumin از زردچوبه
-  رِس ورات رُل Resveratrol از انگور قرمز
اکثر مطالعات، تنها یک ماده را مورد آزمایش قرار می دهند، در حالی که این نشریه از کشف ترکیب مخصوصی (ترکیب فوق الاشاره) که تومور های سرطانی پروستات را تحلیل می برد، خبر داده است.
در مقاله دانشگاه تگزاس (UT) چگونگی اثرگذاری بر یکدیگر مواد شیمیایی که بنیان گیاهی دارند نیز تشریح شده است. ترکیب اسید اِرسولیک Ursolic acid با کَرکیومِن یا رِس ورات رُل نمی گذارد سلول های سرطانی چیزی (آن چیز گلوتامین می باشد) را که برای رشد نیاز دارند، بخورند. مسدود کردن راه جذب موادغذایی که مورد نیاز سلول های سرطانی است، با موادمغذی که در رژیم غذایی معمولی انسان هست یک راه تمیز و شسته و رفته ای است. مقاله اصلی به شرح ذیل می باشد:
Prostate cancer breakthrough: Combination of three plant-based nutrients found to MELT AWAY prostate cancer cells
Friday, June 30, 2017 by: Mike Adams

💥💥💥سیب و زردچوبه در تمام فصول سال وجود دارند، درصورت فقدان انگور قرمز می توان از مویز [انگور قرمز یا سیاه خشک شده ، بی هسته یا با هسته فرقی نمی کند، گرچه باهسته اش مفید تر است] استفاده نمود.
دستورالعمل ساخت معجون معجزه گر بالا – یک تا دو عدد سیب متوسط را انتخاب می کنیم، بعد از دور ریختن هسته و چوب انتهایی آن ها، سیب خورد شده را در داخل مخلوط کن می ریزیم. یک قاشق مرباخوری زردچوبه به آن می افزاییم. به اندازه یک فنجان انگور قرمز یا دو قاشق سوپ خوری مویز به آن ها اضافه می کنیم. یک لیوان آب هم به درون مخلوط کن می ریزیم. با روشن کردن مخلوط کن و هم زدن خوب آن، محلول جان بخش شما آماده است.
در پایان از تک تک شما عزیزان ملتمسانه می خواهم در اشاعه این مقاله یاریم کنید تا شاید به درد عزیزی بخورد. این عزیز می تواند پدر، برادر، شوهر، دوست، همکار، همسایه و هم وطن و یا همنوع باشد. کاری کنیم که همه از زندگی لذت ببرند. ازصمیم قلب آرزومی کنم همواره سلامت باشید و روزگار را شادمانه سپری کنید.)


http://www.naturalnews.com/2017-06-30-prostate-cancer-breakthrough-combination-of-three-plant-based-nutrients-found-to-melt-away-prostate-cancer-cells.html
a

Prostate cancer breakthrough: Combination of three plant-based nutrients found to MELT AWAY prostate cancer cells
A fascinating new study published in Precision Oncology has found that a combination of three plant-based nutrients "melts away" prostate cancer cells.

چرا یک طلاق خوب، برای بچه‌ها بهتر از یک تأهل بد است؟


چرا یک طلاق خوب، برای بچه‌ها بهتر از یک تأهل بد است؟

همه می دونیم که تحقیقات زیادی نشون دادن که طلاق، تجربه سختی رو برای بچه ها رقم می زنه، ولی به عنوان یک وکیل سابق طلاق و حقوقدان با خانواده‌های زیادی در زمان طلاق و بعدش در ارتباط بودم و شاهد خانواده‌هایی بودم که فقط به خاطر بچه‌ها به زندگی مشترک ادامه دادن. وقتشه که یه نفر بایسته و حقیقت رو بگه: گرچه کسی شک نداره که طلاق برای بچه‌ها سخته، اما به مراتب بهتر از این که بچه‌ها توی یک ازدواج توأم با خشونت، اهانت، خشم و نارضایتی عمیق بزرگ بشن.

وقتی والدین در یک ازدواج بد باقی می مونن، بچه‌ها دور بی‌پایان مواجهه با اختلافات، خشم، غم و حتی نفرت گرفتار میشن. ازدواج بدی که به خاطر بچه‌ها حفظ شده، مثل زخم بازی است که مدام بهش آسیب جدید وارد میشه و بزرگ شدن در محیطی که عشقی در اون نیست، آسیب دائمی به کودکان خواهد زد. 

در چنین شرایطی، طلاق مزایای زیر رو برای بچه‌ها داره:

1. دو خانه که در هیچ کدوم دعواهای دائمی نیست، بهتر از یک خانه پر از دعواست.
بله، این خیلی عالی نیست که دو خانه داشته باشین، ولی این بهتر شرایطی است که بچه‌ها هر روز باید شرایط پرتنش یک خانه‌ی پردرگیری رو مدیریت کنن.

2. شرایط عاطفی آرام تر
شرایط در چند ماه منتهی به طلاق پیچیده میشن، ولی بعد از عبور از دوران گذار، همه به شرایط "نرمال جدید" عادت می کنن و کودکان مجبور نیستن هر روز بر موج احساسات منفی والدینشون سوار باشن.

3. بچه‌ها یادمی گیرن که توافق کردن مهمه
وقتی بچه‌ها ببینن پدر و مادرشون شرایط طلاق و مراقبت از فرزندان رو به درستی مدیریت می کنن، بچه‌ها این به اهمیت این موضوع بیشتر پی می برن. والدینی که سختی طلاق رو تحمل می کنن تا راه حلی بهتر از دعوای دائمی پیدا کنن، به بچه‌هاشون این آموزش رو میدن که میشه سختی‌ها رو برای ساختن آینده‌ای روشن تر تحمل کرد.

4. والدینی که شادی شخصی رو انتخاب می کنن، همین رو به بچه‌هاشونم آموزش میدن.
گرچه اولویت دادن به فرزندان به عنوان ارزشی طلایی برای والدین معرفی میشه، تصمیم بر این که به شادی شخصی‌تون اولویت بدین، پیام مهمی به بچه‌ها میده. این بهشون آموزش میده که هر شخصی لایق شادی است و شادی یکی از مهم ترین عوامل در تصمیم‌گیری برای مسیر زندگیمونه.

روش هايي که فرهنگ تجاوز را به فرزندان خود آموزش می دهیم



روش هايي که فرهنگ تجاوز را به فرزندان خود آموزش می دهیم

بدیهی است هیچ پدر و مادری به صورت عامدانه به فرزندان خود آموزش نمی‌دهد که مثلا فرهنگ تجاوزگری کار خوبی است. اما مطالعات نشان داده است بسیاری از والدین در زندگی روزمره، ناخواسته در گسترش فرهنگ تجاوزگری مشارکت می‌کنند.

۱- «اشکال نداره، اون پسره دیگه»!

این جمله از همان کودکی باعث القای این حس می‌شود که پسر بودن توجیهی کافی برای رفتارهای بد و غلط است. رفتارهایی مانند دعوا کردن، تخریب اسباب بازی دیگران، رفتارهای طلبکارانه و خشونت آمیز … اما واقعیت این است که پسرها هم کاملا قادر هستند احترام گذاشتن به اموال، به بدن و به حریم خصوصی افراد را یاد بگیرند.

ولی اگر پسران یاد بگیرند که بالاتر از قوانین و قواعد هستند و قادر به کنترل احساسات، خشم و هوس های‌شان نیستند، این آموزش در ذهن آن ها در بزرگسالی هم باقی می ماند. برای همین نباید تعجب کرد چرا تا بدین حد آزار جنسی، خواه به شکل تجاوز و خواه به صورت لمس یا نگاه یا مزاحمت کلامی، شایع و رایج است. چون یاد گرفته اند که «اشکال نداره، اون پسره دیگه»!

۲- مجبور کردن پسرها به بوسیدن و بغل کردن دیگران

همه ما دیده ایم که والدین خوش قلب و مهربان به فرزندان خود می‌گویند که کودک دیگری یا فرد بزرگسالی را در آغوش بگیرند و ببوسند. اما والدین اغلب در نظر نمی‌گیرند که آیا واقعا کودک آن ها مایل است این کار را بکند؟ همین رفتار در ذهن بچه این پیام را جای می‌دهد که جلب رضایت و گرفتن اجازه برای بوسیدن و بوسیده شدن، برای نزدیک شدن به دیگران، برای لمس دیگران و برای ورود به حریم فیزیکی و خصوصی آن ها اصلا اهمیتی ندارد. مشابه این حالت هم وقتی است که بدون کسب اجازه از کودک، آن ها را در آغوش بگیریم و ببوسیم، حتی اگر آن کودک این کار را دوست نداشته باشد.

به جای این کار می‌توان به جای این که موقع خداحافظی بگویید «مادربزرگ را بغل کن»، از بچه بپرسید‌ «آیا می‌خواهی او را بغل کنی؟» این رویکرد به بچه شما می آموزد که خواسته و میل درونی کودک به عنوان یک انسان اهمیت دارد و شما به خواست و رضایت درونی او احترام می‌گذارید.

جلب رضایت دیگران و کسب اجازه برای نزدیک شدن به بدن آن ها اهمیت دارد.

۳-  «مگه چکار کردی که او تو رو کتک زد؟»

این یکی از موارد دشوار به خصوص برای والدینی است که بیشتر از یک فرزند دارند. جر و بحث بین فرزندان که نهایتا منجر به درگیری فیزیکی می‌شود، اتفاق شایعی است اما:

این سوال که «چکار کردی که تو را کتک زد»، هم به کودک قربانی و هم به کودک پرخاشگر می آموزد که این فرد قربانی  و کتک خورده است که دیگران را مجبور به رفتارهای غلط می کند. نمونه مشابه و بسیار رایج و فراگیر این نوع پرسش را می توان در این نوع سوال کردن دید که «آن شب چه لباسی پوشیده بودی که به تو تجاوز شد؟» یا مثلا «چه رفتاری داشتی که در خیابان مزاحمت شدند؟».

به جای این سوال ها باید از هر دو کودک بخواهید تمام ماجرا را از آغاز تا پایان برای‌تان تعریف کنند. به این صورت قبل از تصمیم گیری و سرزنش کودک مقصر، احتمالا می‌توان دید بهتر و کامل تری نسبت به ماجرا داشت. سپس بدون آن که به تنبیه بدنی و یا خشونت کلامی دچار شوید، با کودک مقصر صحبت کنید.

ریشه این توجیهات که «عصبانی شدم و نفهمیدم چه شد» یا «خون جلوی چشمانم را گرفت» از همین جا و از همین آموزش‌های مهم و ساده در کودکی نشات می گیرد.

۴-  او را زدم ، چون دوستش دارم !

مهم نیست فرزند شما دختر باشد یا پسر، ولی این عبارت که «ناراحت نباش، او تو را زد، چون دوستت دارد»، هیچ گاه نباید از دهان والدین خارج شود. این عبارت باعث تقویت این باور می شود که عشق مساوی است با رنج کشیدن، و یا این که اگر کسی را دوست داریم، پس اشکالی ندارد که باعث آسیب جسمی یا روحی اش بشویم.

این آموزش نه تنها در آینده منجر به بالاتر رفتن احتمال خشونت و زد و خوردهای زناشویی خواهد شد، بلکه به کودک یاد می‌دهد که رسیدن به آرزوها و امیال شخصی، مهم تر از احساسات و خواسته های طرف مقابل است، و این دقیقا همان اتفاقی است که در تجاوزگری رخ می‌دهد.

(برگرفته از كانال مردروز)
➖➖➖➖➖➖➖➖
🆔: @DearTA

گاهی " دستبوس  ِ خودمون " باشیم!

گاهی " دستبوس  ِ خودمون " باشیم!


دست هایم را دوست دارم .خیلی مهربان است برایم چای می ریزد .اجازه می دهد چانه ام را رویش بگذارم و کنار پنجره به بارش باران نگاه کنم . اشک هایم را نرم از صورتم پاک می کند .فنجان چای را برایم نگه می دارد تا جرعه جرعه آن را بنوشم.

فکرهای آزار دهنده ام را برایم در دفترم می نویسد تا ذهنم سبک شود .انگشت های پاهایم را وقتی از دویدن های بسیار زوق زوق می کند، برایم می مالد .کمی که خسته می شود، روی پایم آرام چون گربه ی ملوسی استراحت می کند .می دانم مرا دوست دارد .

وقتی سردم می شود، پتو را آرام رویم می کشد .بالش را زیر سرم مرتب می کند تا راحت تر بخوابم .کتابی را که می خوانم، برایم آرام ورق می زند. .خاک گلدان هایم را عوض می کند .اتاقم را مرتب می کند. با مهارت لباس هایم را تا می کند و در کشوها می گذارد. برایم غذا می پزد وظرف ها را می شوید.

شب ها کنار صورتم روی بالش دراز می کشد تا احساس تنهایی نکنم. صبح ها زنگ ساعت را خاموش می کند .بدون این که از چشم هایم کمک بگیرد تا کمی بیشتر بخوابم. وقتی بیدار می شوم ،پرده را کنار می زند تا نور خورشید را حس کنم .خوشحالم که دست هایم را دارم .

گاهی " دستبوس  ِ خودمون " باشیم!

‌سیر صعودی ازدواج و طلاق در استان تهران


‌سیر صعودی ازدواج و طلاق در استان تهران  

افزایش تمایل به طلاق‌ پس از 29 سال زندگی

▪️سال گذشته، 97 هزار و 591 مورد ازدواج در استان تهران ثبت شده است. این در حالی است که در سال 94 آمار ازدواج‌های ثبت شده برابر با 86 هزار و 389 مورد بود.
▪️مقایسه این دو آمار، نشان می‌دهد که در سال 95 آمار ازدواج با رشد 11.4 درصدی همراه بوده است.

▪️تعداد کل طلاق‌های ثبت شده در سال 95 برابر با 39 هزار و 282 مورد بود که نسبت به سال پیش از آن، بیش از 22 درصد افزایش داشت.

▪️بررسی مدت زمان زندگی زوجین هنگام طلاق حاکی از این است که در سال گذشته 11 درصد از طلاق‌ها در اولین سال زندگی مشترک و 40 درصد دیگر حداکثر تا 5 سال پس از آغاز زندگی ثبت شده است.

▪️تعداد طلاق‌ها در 28 سال زندگی، کمترین آمار را به خود اختصاص داده که شامل کمتر از یک درصد است. نکته قابل توجه این است که میزان طلاق‌ها پس از 29 سال زندگی، دوباره با افزایش همراه شده و شامل 5 درصد است.

@iranfnews

مشرکی در خانواده پیامبر


📕 #معرفی_کتاب و نحوه تهیه کتاب:


📗 مشرکی در خانواده پیامبر


🔹 اثری جدید در #تاریخ_اسلام

@IranSociology

🔸کتاب «مشرکی در خانواده پیامبر» با عنوان فرعی «داستان عاشقانه زندگی ابوالعاص و زینب (دختر پیامبر)» کار جدید و مشترک دکتر #حسن_محدثی و دکتر #بیژن_عبدالکریمی، شرح رابطة عاشقانه زینب دختر بزرگ پیامبر با مشرکی به نام ابوالعاص است. این رمان تاریخی می‌کوشد بر اساس مستندات تاریخی تصویر دیگرگونه‌ای از شخصیت پیامبر اسلام ارائه دهد که در رزوگار ما به دلیل سیطرة اندیشه‌های فرقه‌گرایانه و اندیشه‌های تئولوژیک در خفا باقی مانده است. 

این داستان نحوة کشمکش میان عشق و ایمان در دل زینب، دختر پیامبر و نیز نحوه رویارویی پیامبر با عشق دخترش به یک مشرک را نشان می‌دهد. این کتاب می‌کوشد تا جایگاه «عشق انسانی» را در روح و احساس پیامبر نشان دهد. همچنین این قصه نشان می‌دهد که می‌توان همچون ابوالعاص مشرکی والامنش بود که رفتار و شخصیتش از بسیاری از مسلمانان کوچک و حقیر متعالی‌تر بود و پیامبر برای این شخصیت چقدر احترام قائل بود و به وی بسیار علاقه داشت. 

این کتاب می‌کوشد در فراسوی باورهای اعتقادی و  تئولوژیک و صرفاً بر اساس رویکردی پدیدارشناسانه وجوهی از شخصیت پیامبر اسلام را آشکار سازد که در روزگار ما بسیار فراموش گشته است.

📝 از پیش درآمد کتاب:

🔸داستان زندگی‌ زینب، دختر بزرگ پیامبر و ابوالعاص، داماد پیامبر را نخستین‌بار چند سال پیش در کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام (سیرة ابن هشام) خواندم و مجذوب آن شدم. این داستان بسیار مختصر امّا منحصر به‌ فرد بود. در واقع، اوّلین‌بار در سنی در حدود چهل‌وچند سالگی بود که فهمیدم پیامبر اسلام دختری به نام زینب داشته است. از خودم و این بی‌خبری شرمنده شدم. بعد از این بود که کنجکاو شدم بدانم که دیگران نیز تا چه حد از زینب و داستان زندگی‌اش اطلاع دارند؟ در نتیجه، در کلاس‌هایی که تدریس می‌کردم، اعم از مقاطع کارشناسی، کارشناسی‌ ارشد، و دکتری از دانش‌جویانم بارها و بارها پرسیدم که حضرت محمد (ص) و خدیجه چند فرزند داشته‌اند؟ از میان ده‌ها نفر دانشجو فقط یک نفر از میان دانشجویان مقطع دکتری دقیقاً می‌دانست که پیامبر اسلام چند فرزند داشته، نام یکی از آن‌ها زینب بوده است. بررسی‌های بیش‌تر نشان می‌دهد که این بی‌خبری از تاریخ اسلام، حتی از لایه‌های گوناگون زندگی پیامبر عظیم‌الشأن‌مان، امری نظام‌مند و همگانی است و مؤیّد این نکتة مهم است که تاریخ اسلام بر مبنای جهت‌گیری‌های فرقه‌ای نگاشته شده است و این تاریخ‌نگاری و تاریخ‌شناسی فرقه‌ای چنان سوگیری همه‌جانبه‌ای داشته است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را مغفول نهاده و نادیده گرفته است. تاریخ اسلام هنوز گنج‌های ناشناخته‌ای را در دل خود نهفته دارد؛ زیبایی‌هایی که تمنّای نگاه‌های مشتاق را دارند و دنیای نادیده‌ای که انتظار گام‌های مکتشفان و سیّاحانی را می‌کشد که به شنیده‌ها و گفته‌های رایج و مرسوم بسنده نمی‌کنند، بلکه جسارت اکتشافی تازه را در ذهن و دل خود می‌پرورانند و از رویارویی با مناظر بکر و بدیع هراسی به خود راه نمی‌دهند. باری، یکی از داستان‌های بسیار زیبا، تأمل‌برانگیز و درس‌آموز در تاریخ اسلام داستان رابطة عاشقانة زینب و همسرش ابوالعاص بن ربیع درون خانوادة پیامبر است. بر آن شدم تا این داستان را به زبانی ساده  بازنویسی کنم، داستانی که به قول دکتر نابلسی «طعمی خاص» دارد.
دکتر حسن محدثی

⚠️مهم: تهیه ی این کتاب از کانال جامعه شناسی شامل 25% تخفیف می شود.
🔰 تهیه ی مستقیم:
✴️قيمت:150000 ريال
♻️ هزینه کتاب با 25% تخفیف: 11250 تومان؛ هزینه پست شهر تهران: 7000 تومان؛ هزینه پست شهرستان: 10000 تومان
🔺هزینه کتاب + هزینه ارسال برای متقاضیان شهر تهران: 18250 تومان
🔻هزینه کتاب + هزینه ارسال برای متقاضیان شهرستان: 21250 تومان

💢نحوه خرید:
♦️هزینه کتاب و ارسال را به شماره 6037991747698086 به نام خانم «هنگامه لطفی» واریز کنید.
▪️پس از واریز، تصویر واریز (اینترنتی یا از طریق عابر بانک) را به همراه نشانی، کد پستی و ترجیحاً شماره تلفن خود را به آی دی @IsBookStore1 ارسال نمایید.

- همچنین تلفن مراکز پخش و ناشر را از @ISBookStore1 دریافت کنید.

https://goo.gl/S1Jsqa

🌐جامعه شناسی👇
https://t.me/joinchat/AAAAADusPvcSOZ6y-bfzjA

امتحان زندگی!

امتحان زندگی!


عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را  تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس،در خانه...دور از چشم همه.
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم، سه غلط داشتم...نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان،  هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند، فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم!
 من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم...
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود... آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند... اما این بار فرق داشت...این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند، فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم...
زندگی پر از امتحان است...  خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم، تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم...  اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد... آن روز چهره مان دیدنی است...
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم...
راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟
👇👇👇
🍀 @sabzifadak85

چند نکته ناب زندگی

 چند نکته ناب زندگی

 

يك پست كاربردي حتما بخونيد


👁‍🗨«موسیقی» مانند یک دارو مانع «بی‌خوابی» می‌گردد.

👁‍🗨به ‌طور متوسط زنان حدودا در طول روز ۲۰۰۰۰ کلمه و مردان ۷۰۰۰ کلمه صحبت می‌کنند.

👁‍🗨به‌ طور متوسط بچه‌ها حدود ۴۰۰ بار و افراد بالغ ۱۵ بار در روز می‌خندند.

👁‍🗨زنان «حس بویایی» بهتری نسبت به مردان دارند.

👁‍🗨بدن انسان بین ساعت ۳ تا ۴ صبح در ضعیف‌ترین حالت خود قرار دارد. در این زمان بیشتر مردم در خواب‌شان می‌میرند.

👁‍🗨بیشتر جمعیت اینستاگرام را افراد زیر ۳۵ سال و غالبا دختران و زنان تشکیل می‌دهند.

👁‍🗨تنها ۲ درصد جمعیت جهان چشمان سبز دارند.

👁‍🗨اگر شما هنگام دوران جوانی خود هیچ کار احمقانه و جالبی انجام ندهید، در دوران پیری چیزی برای لبخندزدن نخواهید داشت.

👁‍🗨بیدارماندن در طول شب باعث می‌شود بدن شما تا ۱۶۱ کالری اضافی بسوزاند.

👁‍🗨پشه‌ها عاشق گروه خونی O هستند.

👁‍🗨زن‌ها به مردانی که لباس رسمی دارند، ۳ برابر بیشتر از مردانی که لباس‌های غیر رسمی دارند، جذب می‌شوند.

👁‍🗨«خوابیدن» پس از «یادگیری» باعث افزایش توانایی شما در به خاطرآوردن مسائل می‌شود.

👁‍🗨هر شخص در طول روز به طور متوسط ٨٠ بار موبایل خود را باز ( Unlock) می‌کند.

👁‍🗨تمیزکردن و نظافت می‌تواند در رفع افسردگی و ناراحتی مؤثر باشد.

👁‍🗨داشتن «دختر» باعث می‌شود «امید به زندگی» در «پدران» افزایش یابد.

👁‍🗨دوش آب سرد برای سلامتی شما مفیدتر از دوش آب گرم است.


┄┄┅┅✿🍃❀💜❀🍃✿┅┅┄┄

🍏 @Sib365💯
🍏 @Sib365💯

۱۰ عامل مهم تخریب مغز


😕😕

🌠۱۰ عامل مهم تخریب مغز

مغز انسان به عنوان پیچیده ترین عضو بدن حدود ۲درصد وزن بدن را دارا می باشد .

ميگنا: مغر انسان در تمامی فعالیت های ارادی و غیر ارادی درگیر است. احساسی که الان دارید، کاری که الان در حال انجام آن هستید و … شاید باور نکنید اما مغز انسان حتی در شکل گیری شخصیت شما نیز موثر است. بنابراین اگر مغز درست کار کند، شما می توانید زندگی خوب و متعادلی داشته باشد و اگر مشکلی در عملکرد آن باشد، طبیعتاً نخواهید توانست زندگی خوبی داشته باشید.

مغز انسان بسیار نرم است و ماهیت فیزیكی آن چیزی شبیه به كره نرم یا تخم مرغ خام می باشد. خلقت انسان به گونه  ای است كه جمجمه از این ماده نرم محافظت می كند. اما كوچك ترین ضربه ای كه به جمجمه وارد شود و آن را خدشه دار كند، ممكن است صدمات جبران نا پذیری به مغز وارد كند. پس مواظب جمجمه خود باشید!

اما براي مواظبت از مغز خود و تقويت عملكرد آن مي بايست هر چه سريع تر اين عادات بد را ترك كنيد:

۱) نخوردن صبحانه
 اشخاصی که صبحانه نمی خورند، قند خونشان پایین می آید. باید بدانید که تنها منبع غذایی مغز، قند خون است. در نتیجه کاهش قند خون ، باعث تخریب و اختلال در عملکرد مغز می شود.

۲) بیش از حد غذا خوردن
 در افرادی که بیش از مقدار مورد نیاز بدنشان، غذا مصرف می کنند، خون رسانی به مغز مشکل می شود و به همین جهت، قدرت فکری آن ها پایین می آید.

۳) کشیدن سیگار
 اشخاص سیگاری باید بدانند که سیگار کشیدن باعث جمع شدن و کوچک شدن مغز می شود و این عامل باعث به وجود آمدن بیماری آلزایمر(فراموشی) می گردد.

۴) مصرف کردن بیش از حد مواد شیرین
وجود قند اضافی در بدن، باعث توقف جذب پروتئین و سوء تغذیه ناشی از آن و در نتیجه انحطاط مغز می شود.

۵) آلودگی هوا
 مغز بیشترین مصرف کننده اکسیژن در بدن است. ورود هوای آلوده به بدن موجب کاهش اکسیژن بدن می شود و به همین علت توانایی مغز پایین می آید.

۶) کمبود خواب
 خوابیدن باعث استراحت مغز می شود. اگر کمبود خواب به مدت طولانی ادامه یابد، موجب تسریع مرگ سلول های مغزی می گردد.

۷) پوشاندن سر
هنگام خواب  افرادی که با روسری یا کلاه می خوابند و یا به طور کلی سر خود را هنگام خواب می پوشانند، باید توجه داشته باشند که با این کار، دی اکسید کربن در بدن زیاد می شود و به نوبه آن اکسیژن در بدن کاهش می یابد و این خود باعث ناتوانی در عملکرد مغز می شود.

۸) کار کردن در بیماری
کار کردن زیاد یا درس خواندن در هنگام بیماری، ممکن است موجب کاهش کارآیی مغز و آسیب آن گردد.

۹) تفکر کم
 فکر کردن باعث به جریان انداختن خون در مغز می گردد. کسانی که تمرکز و تفکر را کنار می گذارند، موجب کوچک شدن مغز خود می شوند.

۱۰) به ندرت صحبت کردن
 بحث کردن و صحبت های عقلانی با افراد دیگر، باعث افزایش کارآیی مغز می گردد.
میگنا

زبان زیبای پارسی

زبان زیبای پارسی


دوستان گرامی،
 تعدادی از اساتید متعهد و متخصص زبان پارسی در تلاشی زیبا و درخور سپاس برای بسیاری از واژگان عربی مصطلح شده در زبان زیبای پارسی برابری درست و روان را برگزیده اند تا ایران دوستان بتوانند به مرور آن واژگان را به جای واژه های متداول قرار داده و بکار بندند.
بی شک این بهترین راه برای مبارزه با هجوم فرهنگ و زبان بیگانه عربی است ، پس به جای هر گونه توهین و نشان دادن خوی نژاد پرستی که از فرهنگ و آیین ایران و ایرانی به دور است، بیاییم اندک اندک با به کار گیری این واژگان پارسی کاری ریشه ای و بنيادي انجام دهيم. پـارسی بــگوییم ، پـارسی بنویسیم.

ادامه نوشته

درک مفهوم واژه ها

 درک مفهوم واژه ها


📚 بریده کتاب ارتباط شناسی دکتر محسنیان راد
 
فرض کنید پسری در خانواده ای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار متولد شود. آن ها در نقطه ای در یک شهر پرجمعیت زندگی می کنند و ساکن آپارتمانی کوچک هستند.
هزاران رویداد کوچک و بزرگ، زندگی پسرک را تشکیل می دهد. مثلا وقتی خیلی کوچک بود، یک روز بارانی با مادرش از خیابان عبور می کردند. پسرک در یک لحظه که مادرش مشغول صحبت خودش را به سگ کوچکی رساند. سگ به او نزدیک شد و بدنش کمی به لباس پسرک مالیده شد.
آن روز تمام لباس های او شسته و تطهیر شد. به او توضیح داده شد که سگ حیوان کثیف و نجس است. بعدها پسرک شاهد لولیدن سگ های ولگرد توی کوچه ها و آشغال های شهر بود.
وقتی حدودا دوازده ساله بود، یک روز سگی برادر کوچکش را گاز گرفت. او به شدت گریه می کرد و گفته شد که باید به او آمپول هاری تزریق کنند.
بعدها که بزرگ تر شد، رابطه بین چند بیماری و بزاق سگ را در چند جا مطالعه کرد؛ ضمن آن که رساله های مذهبی نیز اطلاعاتی در این مورد به او می داد.
اجازه بدهید او را بگذاریم و به سراغ فرد دیگری برویم.
دخترک در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. شغل اصلی پدرش گله داری بود. همیشه حداقل دو سگ، نگهبان گله آن ها بودند. وظایف افراد خانواده مراقبت از شرایط مساعد برای زیست گله و ضمنا سگ های نگهبان گله بود.
 برخی روزها که پدرش با اسب از خانه بیرون می رفت، اگر دیر می کرد، سگ وفادار خانواده، پشت در انتظار مرد خانه را می کشید و وقتی صدای آشنای اسب او را می شنید، با هیاهو دیگران را مطلع می کرد و پدر وقتی وارد می شد، دستی به سر و روی سگ می کشید.
یادش می آید که یک روز برادر کوچکش توی باطلاقی افتاد و در حالی که او از ترس جیغ می کشید، سگ خانواده خودش را داخل آب انداخت و کودک را نجات داد.
 این دو کودک را که خاطره هایی از دوران کودکی آن ها خواندید، برای چند سال رها می کنیم. کاری نداریم که چگونه با یکدیگر آشنا شدند و ازدواج کردند. حالا از آن ازدواج چند سال گذشته است. به مکالمه آن دو توجه کنید. 

(به عمد سخنان هر یک را با شماره ردیف مشخص کرده ایم.)

۱- زن: به نظر من باید فکر کرد. اگر این بار هم دزد بیاید معلوم نیست چکار می خواهیم بکنیم.

۲- مرد: اون یک دفعه هم، دزد اشتباهی خونه ما را انتخاب کرده بود. ما که چیز پر ارزشی نداریم.

۳- زن: به هر حال همین که داریم، نتیجه سال ها زحمت ماست. اگر نباشد، اگر یک تکه اش کم شود، هزار مشکل به وجود می آید.

۴- مرد: میدم چفت و بست بیشتری برای در درست کنند.

۵- زن: اگر از روی دیوار آمد چی؟

۶- مرد: می توانم روی دیوار هم بدهم نرده بکشند.

۷-زن: چطوره یک سگ بیاریم.

۸-مرد: سگ بیاوریم! کجا نگهش داریم؟

۹-زن: خوب معلومه توی خونه؟

۱۰-مرد: سگ کثیفه!

۱۱-زن: خوب، می شوییمش!

۱۲- مرد: احمق، مگر سگ را می شویند؟

۱۳- زن: خوب بله می شویند. چرا فحش می دی؟

۱۴- مرد: ...

۱۵- زن: ...

همه ما کما بیش با چنین مشکل مواجه بوده ایم ؛ البته نه درباره خرید یا عدم خرید سگ، بلکه با مشکلی به نام "تبدیل یک مسأله مشترک به یک اختلاف" یا "سوء تفاهم" .

بار دیگر به قصه فوق برمی گردیم. ظاهر قضیه این است که هم زن و هم مرد، درباره یک موضوع واحد صحبت می کنند، هر دو می دانند که سگ چیست و اگر نفر سومی هم به حرف هایشان گوش کند، سگ را با حیوان دیگری اشتباه نخواهد کرد.

این اما تمام قصه نیست؛ واقعیت این است که هر کدام از آن دو، درباره دو حیوان کاملاً متفاوت صحبت می کنند: مرد درباره یک "موجود نجس خطرناک" حرف می زند و زن درباره یک "موجود وفادار مهربان" ؛ فقط اسم و شکل این دو موجود شبیه هم است.

بخش عمده ای از اختلافات ما در زندگی خانوادگی و اجتماعی ناشی از تفاوت معناهایی است که در کلمات دچار آن هستیم و این، البته امری طبیعی است.

واژه "مادر" برای کسی که از مهر مادری به تمام معنا برخوردار بوده ، با کسی که مادری معتاد داشته که فرزندش را به کار اجباری یا فحشا وا می داشته است تا خرج اعتیادش را در آورد، یکسان نیست.

واژه شراکت، برای کسی که بهترین تجربیات کاری و تجاری را با شریکش داشته، با کسی که شریکش به او خیانت کرده و اموالش را برده است، یک واژه واحد قلمداد نمی شود.

 کسی که فکر می کند برای بهبود رفتار فرزند، باید او را "تنبیه" کرد، با کسی که مکانیزم "انتخاب" را در تعامل با فرزندش انتخاب می کند، در تعبیر کلمه "تربیت" با هم متفاوت اند.

کسی که ازدواج ناموفق و پر از ناکامی را تجربه کرده،با کسی که ازدواجی توام با احترام و حمایت همه جانبه داشته، یکی نیست و...
"دیوید برلو" -که از نامداران علم ارتباطات انسانی است- نگاه جالبی به موضوع دارد.

💡از دیدگاه او کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسان هاست. انسان ها معنای خود را بر کلمات بار می کنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه می سازند.
برای ارتباط درست، درک مفهوم واژه ها از دیدگاه مقابل مفید است.

اصل ۹۰ به ۱۰ چیست؟


اصل ۹۰ به ۱۰ چیست؟

این اصل می‌گوید،۱۰ درصد زندگی خارج از کنترل، ولی ۹۰ درصد آن تحت کنترل ماست و خوب یا بد بودن آن به عکس العمل ما مربوط می‌شود.

 تأخیر ساعت پرواز هواپیما، خراب شدن ماشین یا فوت یکی از نزدیکان مان دست ما نیست، ما روی این ۱۰ درصد کنترلی نداریم، ولی ۹۰ درصد باقی متفاوت است!

نگذارید مردم روی زندگی شما تأثیر منفی بگذارند.
هر عکس العملی می‌تواند بدترین شرایط را به بهترین شرایط تبدیل کند.

به عنوان مثال، سر میز صبحانه نشسته‌اید که یک دفعه دست دختر کوچکتان به لیوان چای می‌خورد و محتویات آن روی لباس شما می‌ریزد.

چیزی که اتفاق افتاده ابداً تحت کنترل شما نبوده ؛
 اما کاری که شما بعد از افتادن این اتفاق می‌کنید، همه چیز را مشخص می‌کند؛ شما عصبانی می‌شوید و سر دخترتان داد می‌زنید. او شروع به گریه کردن می‌کند.

حالا با خشم، همسرتان را به خاطر گذاشتن لیوان چای روی لبه میز دعوا می‌کنید و با عجله می‌روید بالا و لباستان را عوض می‌کنید و بر می‌گردید پایین.

 اما می‌بینید دخترتان به خاطر گریه کردن نتوانسته صبحانه‌اش را تمام کند و برای مدرسه رفتن آماده شود.
سرویس دخترتان می‌رود!
 همسرتان باید سریع برود سر کار، شما ماشین را بر می‌دارید تا دخترتان را به مدرسه برسانید. چون عجله دارید، جایی که باید با سرعت ۶۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنید با سرعت ۹۰ کیلومتر رانندگی می‌کنید.

شما بعد از هدر دادن پولتان برای جریمه سرعت غیرمجاز با ۱۵ دقیقه تأخیر به مدرسه می‌رسید.
 دخترتان با عجله بدون خداحافظی به طرف در می‌دود.
 شما نیز با نیم ساعت تأخیر به محل کارتان می‌رسید، اما می‌بینید کیفتان را فراموش کرده‌اید! روز شما خراب می‌شود و همین طور خراب‌تر.
بالاخره با خستگی بر می‌گردید خانه و بدیهی است که جو خانه مثل هر روز نیست و همسر و دخترتان از شما دلخور هستند و هر سه شما روز بدی داشته‌اید. چرا؟

 به خاطر عکس العمل شما هنگام صبحانه خوردن.
چرا شما روز افتضاحی داشتید؟
 الف تقصیر چای بود؟
 ب تقصیر دخترتان بود؟
 پ تقصیر پلیس بود؟
ت تقصیر خودتان بود؟

جواب قطعاً «ت» است.
ریختن چای تقصیر شما نبود، اما عکس العمل شما به ریختن چای تنها در همان ۵ ثانیه، روز شما را خراب کرد.

حالا ببینید این روز می‌توانست چگونه باشد:

چای روی لباس شما می‌ریزد. دخترتان خیلی ناراحت می‌شود.
 شما می‌گویید: «عیبی ندارد عزیزم، دفعه بعد حواست را بیشتر جمع کن.»

 حوله را از روی صندلی بر می‌دارید و سریع می‌روید بالا، پیراهن دیگری می‌پوشید و کیفتان را بر می‌دارید و سریع می‌آیید پایین، در همین لحظه دخترتان را از پنجره می‌بینید که سوار سرویس شد و برای شما دست تکان داد.

 شما ۵ دقیقه زودتر به کارتان می‌رسید، به همکارانتان سلام می‌کنید و با نشاط و انرژی روی کارتان تمرکز می‌کنید.
دو سناریوی مختلف، شروع‌های یکسان، پایان‌های خیلی متفاوت! چرا؟
به خاطر عکس العمل شما!

 به شما می‌گویند شاید از کارتان اخراج شوید؟ به جای این که عزا بگیرید و بی خواب بشوید، دنبال یک کار تازه باشید.

 قبول دارم وقتی واقعاً این موضوع پیش بیاید کار سختی است و نمی‌شود راجع به چیز دیگری حرف زد، ولی سعی‌تان را بکنید. خواهید دید که قوی‌تر و قوی‌تر می‌شوید.
هواپیما تأخیر دارد؟ برنامه کاری‌تان را به هم زده است؟
به جای فحش دادن به زمین و زمان و اخم کردن به مهماندارها از وقتتان برای یاد گرفتن چیزهای تازه یا شناختن بقیه مسافرها استفاده کنید.

گاهی این کارها که به نظر مسخره می‌آیند (مثلاً ً شناختن سایر مسافرها هنگام تأخیر پرواز) زندگی‌تان را طوری متحول می‌کند که خودتان باورتان نمی‌شود.

 فرصت‌های خوب همیشه آن لحظه که انتظار دارید سر راهتان نمی‌آیند. گاهی باید خودتان ماجرا جو باشید و آن‌ها را پیدا کنید.
عصبانی بودن و از روی عصبانیت رفتار کردن، همه چیز را بدتر می‌کند.

 اکنون اصل ۹۰ به ۱۰ را به خوبی شناخته‌اید، کاری که باید بکنید این است که با بستن این صفحه آن را از یاد نبرید و آن را در موقعیت‌های واقعی در زندگی‌تان به کار بگیرید.

 فقط یک بار امتحان کنید، مثلاً در یک جر و بحث سعی کنید همه چیز را به طرز مثبت تغییر دهید و اگر همه چیز خوب پیش رفت، فکر کنید که اگر این کار را نمی‌کردید، چه اتفاق‌هایی می‌توانست بیفتد.

 مداد سیاهی که من دارم می‌تواند اثرهای چند صد هزار دلاری خلق کند، اما من نمی‌توانم!
بستگی دارد چه کسی، چطوری از آن ااصل ۹۰ به ۱۰ چیست؟ ستفاده کند.
 اصل ۹۰ به ۱۰ و امثال آن می‌توانند بدترین زندگی‌ها را به بهترین زندگی‌ها تبدیل کنند. باز هم بستگی به این دارد که چه کسی، چطوری از آن استفاده کند.

#روانشناسی

🌻💚🌻

آن شرافت گم‌ شده کجاست ؟


آن شرافت گم‌ شده کجاست ؟؟

حدود دو ماه پیش نیمه‌های شب، یکی از بستگانم مشکلی براش پیش آمد و رفت اورژانس و متخصص قلب تجویز کرد: آنژیوگرافی
نتیجه : 20 درصد گرفتگی_قلبی، تجویز : درمان دارویی
چند هفته گذشت و قرعه‌ی کار به نام پدر و مادر خودم افتاد.
تجویز : آنژیوگرافی
تنها شانس ما این بود که پسرخاله‌ام از آمریکا آمده‌ بود ایران. نسخه ها رو دید و گفت : «مشکل که دارد، ولی چرا آنژیوگرافی ؟؟ توی ایران مگر سیتی _آنژیو ندارید ؟؟»
این اصطلاح جدید ِنجات‌ بخش را پی گرفتیم و رسیدیم به بیمارستان_قلب و بیمارستان ‌امام_خمینی
آمار گرفتیم از این‌ طرف و آن‌طرف که فرق‌اش را ببینیم با آنژیوگرافی، که پزشک‌های قلب همگی گفتند «به دقت آنژیوگرافی نیست، نکند گول بخورید ها!».
حالا حُسن سیتی ‌آنژیو این بود که تیغ نمی‌ زدند رگ کشاله را پاره کنند و یک دوربین بفرستند توی رگ‌ها، یعنی خون نمی‌ پاشید تا سقف اتاق آنژیوگرافی ؛ بعد هم یک کیسه‌ ی شن نمی‌گذاشتند روی پای آدم که خون نزند بیرون.
یک ماده‌ی رادیو_اکتیو تزریق می ‌شد و با یک دستگاه شبیه ام _آر_‌آی همان کار انجام می ‌شد. بدون هیچ ترس و اضطرابی، بدون ریختن یک قطره خون ؛ فقط گیر کرده‌ بودیم سر آن «به دقت آنژیوگرافی نیست، گول نخورید ها»!
حالت واضح و مشترکی که توی چشم ‌های همه‌ی آن متخصصان_قلب دیدم «جا_خوردن بود» . نمی‌دانستند از کجا فهمیده‌ایم اسم سیتی‌آنژیو را!
به پدرم گفتم بیشتر مشورت کند، که بوی پول دارم حس می ‌کنم !!
تحقیق انجام شد و نتیجه جالب بود. «سیتی آنژیو» نه تنها دقت‌اش کم ‌تر از آنژیو نبود، که مقایسه‌ شان شبیه بود به مقایسه ‌ی فلاپی ‌دیسک و دی ‌وی‌ دی.
تفاوت تکنولوژی‌ها بالای بیست‌سال بود ؛ دل‌مان قرص شد و هردوشان جمعا با هزینه‌ای حدود هشتصد هزار تومان سیتی‌آنژیو را انجام دادند و شکر خدا مجموع گرفتگی هر دوشان روی هم 20 درصد هم نبود، آن شرافت_گم‌_شده کجاست ؟؟
عرض می‌کنم..
هزینه‌ ی آنژیوگرافی (که تیغ دارد و ترس و خون) حدود یک تا یک ‌و نیم میلیون تومان برای هر نفر است و هزینه‌ ی سیتی‌آنژیو حدود چهارصدهزار تومان به عبارتی کمتر از یک چهارم هزینه ها.
زمانی که صرف آنژیوگرافی می ‌شود با احتساب یک تا دو شب بستری بودن بعد از آن (جدای از وقت ‌های پذیرش و نوبت ‌دهی و...) حدود دو روز است، و وقتی که صرف سیتی ‌آنژیو می ‌شود (باز هم جدای از پذیرش و نوبت‌دهی و ...)
حدود نیم‌ساعت ، ترس و اضطراب‌شان را هم مقایسه نکنم که لابد می‌دانید.
پس گیر این پزشک‌های متخصص قلب کجاست ؟؟
مشکل خیلی پیچیده نیست ؛
 آنژیوگرافی را فقط متخصص قلبی که دوره‌ ی مخصوص آنژیوگرافی را دیده‌ باشد، می‌ تواند انجام بدهد، ولی سیتی ‌آنژیو را یک رادیولوژیست (که البته او هم باید دوره دیده‌ باشد) می‌تواند انجام دهد..
یعنی انحصار آنژیوگرافی دست صنف خودشان است و انحصار سیتی ‌آنژیو دست دیگران،
اما حالا عمق فاجعه کجاست ؟؟
عمق فاجعه این ‌جاست که این جماعت نخورده و ندار نیستند ؛ هشت‌ شان گرو نه‌ شان نیست. خیلی راحت می ‌توانند ماهی شش ، هفت میلیون تومان در بیاورند، وخیلی هم بیشتر از این‌ها
اما باز گدا_صفتانه چشم‌ شان دنبال درصدی است که از هر آنژیوگرافی به‌ جیب می ‌زنند، بی‌ این‌ که به فکر سلامتی و راحتی بیمار باشند.
حتی گستاخی و دزدی ( که اتفاقا حقیقت معنای دزدی همین‌جاست) را به‌حدی می‌رسانند که تمام تلاش ‌شان را به‌کار می‌ گیرند برای پشیمان کردن بیمار از دست ‌یابی به راه تشخیص جدیدتر و کم ‌هزینه‌تر و آسان‌تر!

این فریاد را کجا باید زد؟ به کی باید گفت؟! 

پزشک‌های مملکت تبدیل‌شده‌اند به حساب‌های بانکی و بساز و بفروش های قهار؟؟

ما تربيت نشده ايم


ما تربيت نشده ايم

ما تربیت نشدیم. تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگ‌ترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرف‌شنو باشیم، صبح‌ها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و… اما ساده‌ترین و ضروری‌ترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.
کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم…؟ در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوه‌های نقد را به ما نیاموختند. 

داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳ می‌گوید: 

«اگر می‌خواهید بدانید کشوری توسعه می‌یابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانه‌های آن کشور نروید. این ها را به‌ راحتی می‌توان خرید یا دزدید یا کپی کرد. می‌توان نفت فروخت و همۀ این ها را وارد کرد. برای این که بتوانید آیندۀ کشوری را پیش‌بینی کنید، بروید در دبستان‌ها؛ ببینید آنجا چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛ ببینید چگونه آموزش می‌دهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطر‌پذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت می‌کنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»
از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است. آیا باید در جوانی یا میان‌سالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟! به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی می‌کند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.
هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر می‌رویم و وقتی به خانه بر می‌گردیم، چند خط نمی‌توانیم دربارۀ آنچه دیده‌ایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیده‌ایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است. اگر حرف مولوی درست باشد که 

«فرع دید آمد عمل بی‌هیچ شک / پس نباشد مردم الا مردمک»، 

باید بپذیریم که آدمیت ما به اندازۀ مهارت ما در «نگاه» است.
جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم می‌گفت: 

«اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری می‌کردم تا بچه‌ها قبل از این که به نگاه‌های سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.» می‌گفت: «کسی که به کلاس‌های طراحی می‌رود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیق‌تر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت می‌رود تا در طراحی پیشرفت کند.»(آلن دو باتن، هنر سیر و سفر، ص۲۶۹) 

اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمی‌‌تواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگر چه نقاشی‌های غارنشینان نشان می‌دهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.
من پدرانی را می‌شناسم که در آتش محبت فرزندانشان می‌سوزند و برای رفاه و آسایش آنان سر از پا نمی‌شناسند، اما تا دهۀ هفتاد یا هشتاد عمرشان ندانستند که فرزندانشان بیش از خانه و ماشین، به آغوش گرم او نیاز دارند و او باید آنان را لمس می‌کرد و می‌بوسید و دست محبت بر سر و روی آنان می‌کشید. بسیارند پدرانی که نمی‌دانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یک‌بار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمی‌دهد.
در جامعه‌ای که از در و دیوار آن، سخن از حق و باطل می‌بارد، کسی به ما یاد نداد که چگونه از حق خود دفاع کنیم یا چگونه حق دیگران را مراعات کنیم و مسئلۀ «حق و باطل» را به حقوق افراد گره نزنیم. عجایب را در آسمان‌ها می‌جوییم، ولی یک‌بار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشده‌ایم. نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.


رضا بابایی
@maheno13 |@RezaBabaei43

١+٢٠ تمرين ساده براي جلوگيري از آلزايمر


١+٢٠ تمرين ساده براي جلوگيري از آلزايمر

مغزتان را به چالش بكشيد تا دچار آلزايمر نشويد. به اين منظور تمرين هاي زير را گاهي انجام دهيد:

1️⃣ با دست مخالف مسواك و شانه بزنيد و بنويسيد.
2️⃣ ساعت را به دست راست ببنديد.
3️⃣ كلمات را وارونه بگوييد.
4️⃣ از مسير جديدي به سر كار برويد.
5️⃣ پاتوق تان را عوض كنيد.
6️⃣ درباره باورهايتان با ترديد فكر كنيد.
7️⃣ جملات يك صفحه از كتاب را از آخر به اول بخوانيد.
8️⃣ كار جديدي بكنيد(مثل وصله كردن لباس يا تعمير راديو).
9️⃣ موبايل را همراه نبريد.
🔟 يك يا چند بيت شعر حفظ كنيد.
1️⃣1️⃣ جايي امن عقب عقب يا چشم بسته راه برويد.
1️⃣2️⃣ حدس هاي شمارشي متنوع و قابل راستي آزمايي بزنيد(مانند اين كه از اينجا تا آنجا چند قدم است، در صف چند نفر ايستاده اند، پشت ويترين چند پيراهن وجود دارد و...)
1️⃣3️⃣ قبل از پايان فيلم ويدئويي، آن را متوقف كنيد و درباره پايانش، تخيل كنيد.
1️⃣4️⃣ با افرادي كه مدت هاست نديده ايد، تماس بگيريد.
1️⃣5️⃣ رنگ بندي هاي جديد در لباس تان را امتحان كنيد.
1️⃣6️⃣ جدول حل كنيد.
1️⃣7️⃣ نقاشي يا رنگ آميزي كنيد.
1️⃣8️⃣ بدون ماشين حساب محاسبه كنيد.
1️⃣9️⃣ چيز تازه اي مانند روش درست كردن يك غذاي ساده ياد بگيريد.
2️⃣0️⃣آلبوم عكس هاي قديمي را ورق بزنيد و درباره عكس هايش با كسي صحبت كنيد.

✅ تمرين ٢١: ارسال اين پيام به عزيزان تان را فراموش نكنيد و به كانال راز طول عمر بپيونديد😊
 
🍏 @razetooleomr

آیا زنان ناقص‌العقل هستند؟


🔹 آیا زنان ناقص‌العقل هستند؟

برخی ادیان و یا لااقل مبلغانشان؛ این ادعا را می‌کنند که زنان ناقص‌العقل هستند،
کم هوش‌تر هستند،
یا مغز کوچک تری دارند،
یا احساساتشان بر منطقشان غلبه‌ی بیشتری دارد.

تمامی این موارد اثبات علمی نشده و حتی تاکنون، خلاف این ادعاها را جامعه علمی به اثبات رسانده است...

تحقیقات علمی نشان می‌دهد که این باور شایع قدیمی که هیپوکامپوس (مرکز ذخیره اطلاعات و حافظه و همچنین ارتباط بین احساسات و حواس ظاهری در مغز) در مردان بزرگ‌تر از زنان است، باوری غلط می باشد
و برخلاف این باور قدیمی و شایع؛
محققان دانشگاه روزالیند فرانکلین نشان دادند که هیپوکامپوس در زنان نه تنها از مردان کوچک تر نیست، بلکه بزرگ تر نیز می‌باشد.

 دکتر لایز الیوت که دکترای علوم اعصاب از دانشگاه روزالیند فرانکلین را دارد، در یک مطالعه متا–آنالیز که بر روی ام-آر-آی مغز انجام داد، تفاوت عمده‌ای بین اندازه هیپوکامپوس در دو جنس پیدا نکرد.

متا-آنالیز یک روش آماری است که به پژوهشگران اجازه می دهد مطالعات مستقل از منابع مختلف را با یکدیگر ترکیب کرده و در یک بررسی جامع قرار دهند، آن ها بیشتر از ۷۶ مقاله را مورد بررسی قرار دادند که در آن ها، تعداد نمونه‌ها به ۶/۰۰۰ نفر می‌رسید.

دو هیپوکامپوس مغز در هر دو نیمکره مغز، زیر کورتکس مغزی (بافت پوشاننده ماده مغزی) قرار دارد.
یافته‌های تیم پژوهشی این ادعای رایج که هیپوکامپوس مرد بزرگ تر،
گرایش زنان به تمایل احساسات بیشتر،
مهارت های بین فردی قوی‌تر و حافظه کلامی بهتر را توضیح می دهد، را به چالش می کشد. 💎

        ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

https://www.sciencedaily.com/releases/2015/10/151029185544.htm

ژورنال و مقاله اصلی :
 
 http://linkinghub.elsevier.com/retrieve/pii/S1053811915007697

سرها پایین!


🔴 سرها پایین!

در عراق و در اردوگاه که بودیم همیشه باید سرهای‌مان پایین بود. به قول خودشان؛ �سرا پایین!� امکان سؤال هم نداشتیم که �چرا؟� گاه انتظار آمارگیری یک ساعت یا بیشتر طول می‌کشید و تمام مدت سرها باید به پایین‌ترین حالت نگاه داشته می شد. هم نوعی شکنجه بود، هم یادآوری این‌که اسیریم! البته بعد از آمار و در حال قدم زدن آزادتر بودیم. تا این‌که یک روز هواپیمایی در آسمان پیدا شد. همین که سرهای‌مان به تعجب بالا رفت سوت زدند و همه به صف شدیم که �چرا بالا نگاه؟� تعدادی به شدت کتک خوردند و از آن روز موقع قدم زدن هم سر بالا کردن ممنوع بود!

لنگه کفش از نظر عراقی‌ها اهانت بود. یکی از بدترین فحش‌های آن‌ها �قندره� بود (کفش)! نمی‌شد بپرسیم �چرا؟� یک روز دمپایی‌هایم زیر سرم قرار داشت. عراقی متوجه شد. آسمان را به زمین دوخت؛ چرا قندره زیر سر؟ چرا؟

خدای من. دیگر دانسته بودیم موضوع چیست، هر لحظه باید به ما می‌فهماندند که حاکم کیست و محکوم کدام! فرهنگ آن‌ها به قدری پایین و بدوی بود که جز با این سخت گیری‌های بی‌جا فکر می‌کردند ما یادمان می رود اسیریم! ۹ شب ساعت خواب بود. از آن ساعت راه رفتن حتی برای انجام کار مهم ممنوع بود! خندیدن، گریه کردن، جمع شدن بیش از دو نفر، اشاره به نقطه‌ای، حتی حمام رفتن و دستشویی رفتن، بی اجازه آن‌ها ممکن نبود! در غیر این صورت عراقی فکر می‌کرد پس او چه کاره است! یک روز نگهبان دلش سوخت، نشسته بودیم برای آمار، سر پایین، خیلی طول کشید. اعلام کرد یک دقیقه سرهای‌مان را بالا کنیم. چنان منت گذاشت، چنان پز این تصمیمش را داد، تا چند روز منتظر بود برویم دستش را هم ببوسیم. راستش کمبود آب و غذا و جا و دارو و غربت و زندان، کم کم قابل تحمل شد، ولی این امر و نهی‌های مسخره، تا روز آخر عذاب‌مان می‌داد.
💠 ـــــــــــــــــــــــــــــ
در ترافیک تهران گیر کرده و آدرس را هم گم کرده بودیم. پسرم نرم افزار WAZE داشت. دقیقا ما را از بهترین و کم ترافیک‌ترین مسیر به مقصد رساند. گفتم لطفا برای موبایل من هم از این نرم افزار بگذار. گفت نمی‌شود، فیلتر است! وی پی اِن لازم دارد، که تو نداری! خواستم بپرسم �چرا؟� دیدم مسخره‌ام می‌کند. نپرسیدم.
فیس بوک و توئیتر و یوتیوب و اینستالایو و هزار نرم افزار کاربردی دیگر که بسته اند، مبادا ما به جهنم هدایت شویم! نمی‌دانم این �وِیز� چه گزندی به ایمان و آخرتِ ما می‌زند. شاید کمتر شدن ترافیک باعث راحتی ما شود!
حقیقتا برای این‌که به آدم احساس پوچی و بی منطقی و عقب ماندگی دست بدهد، لازم نیست صبح تا شب کسی مدام داد بزند دو ضربدر دو می‌شود شش! مهم این‌ است که این فرد کسی باشد که برای خیلی‌ها تصمیماتی هم بگیرد!
پسرم توضیح می‌داد بسیاری سایت‌های بازی (بازی‌های هوش و سرگرمی) بدون فیلترشکن رفتن به آنها ممکن نیست. دیگر نپرسیدم �چرا؟� فقط احساس کردم؛ چقدر جوان‌ها به این تصمیمات ما می‌خندند.

نخندید. شما نمی‌دانید! اگر همه این سایت‌ها باز باشند، بدون وی پی اِن بروید توئیتر، بروید فیسبوک، بروید وِیز و صدها سایت‌های خبری و تحلیلی و بازی (که هیچ مفسده‌ای ندارند) آن وقت چطور یادتان بیاید؛ چه کسی حاکم است و چه کسی محکوم؟ چه کسانی دربان بهشت هستند و چه کسانی گله‌وار باید به بهشت هدایت شوند! چطور یادمان بماند اینجا جهان سوم است؟

آقایان تصمیم گیر! لطفا بیشتر فیلتر کنید. این‌ها برای یادآوری ما خیلی خوب است. باید بدانیم چه فاصله‌ای هست بین عقلانیت و نادانی! چه فاصله‌ای است بین مدیریت و سر هم بندی. بین با شخصیت بودن و تحت قیمومیت قرار داشتن، لطفا باز فیلتر کنید! ما هم به بچه‌های‌مان می‌گوییم: �سرا پایین!� و نمی‌گذاریم بپرسند؛ �چرا؟� آن‌ها هم نمی‌پرسند چرا �دو ضربدر دو می‌شود شش؟�
شب نشینی هالو

✅نکات طلایی برای جلوگیری از آلزایمر


✅نکات طلایی برای جلوگیری از آلزایمر

1 - چکاپ منظم سلامت قلب، فشار خون، کلسترول، قند خون و تعادل وزن

2 - فعال نگه داشتن مغز (مطالعه،حل جدول و معما، معاشرت،نوشتن و ...)

3 - ورزش روزانه به ویژه پیاده روی سریع (حداقل 150 دقیقه در هفته)

4 - نوشیدن زیاد مایعات (به ویژه آب و اجتناب از الکل)

5 - تغذیه مناسب ( به ویژه ماهی و سزیجات)

6 - تغییر عادت های روزانه (تغییر مسیر روزانه، تغییر دستی که با آن مسواک می زنید، تغییر دکوراسیون دفتر، منزل و حتی میز کار و ...)

7 - توجه به سلامت لثه ها

8 - مراقبت برای جلوگیری از ضربه به سر

@razetooleomr 🍏

اتلاف وقت و حکم آن

⛔️اتلاف وقت و حکم آن


یکی از محرمات الهی، اتلاف وقت و مشغول شدن به لهو ولعب(=آنچه مایۀ سرگرمی و بازی باشد و انسان با آن خود را مشغول و سرگرم کند)است. شما به بیان امام رضا علیه لسلام در مورد گناهان کبیره در جلد 15وسائل الشیعه ص 329 نگاه کنید. حضرت در شمارش گناهان کبیره که 34 گناه را می شمارند، در سی وسومین گناه می فرمایند:و الاشتغال بالملاهی. یعنی مشغول شدن به لهو ولعب.

 🔴هر چیزی که انسان را از یک مقصد عالی تر و والاتر باز دارد، آن لهو و لعب است. لهو یک وقت غنا، موسیقی، تار و تنبور، رقص، فیلم های مبتذل، نوارهای نامشروع و صحنه های شهوت انگیز است. این ها همه حرام و لهو و لعب است. 

یک وقت کارهایی است که ثمره چندانی ندارد. وقت گیری پای بعضی از فیلم ها، نشستن پای کامپیوتر، بازی کردن با کامپیوتر، با موبایل وبازی کردن که رسم شده. امروز دختر و پسر و پیر و جوان فکر می کنند این که حرام نیست، سرگرمی است! اتلاف و اسراف وقت، گناه کبیره است. چون از یک مقصد والاتری انسان را باز می دارد.  
من توصیه می کنم  که  وقت خودتان را نگیرید با این بازی کردن ها و لو به حسب ظاهر مشروع است. اتلاف وقت است. عمرتان تباه و ضایع می شود. آن قدر ننشینید پای تلویزیون و کامپیوتر و آن قدر به این موبایل های خودتان ور نروید. آن قدر وقت خودتان را ضایع نکنید. حیف است و حرام است و اسراف عمر است. چیزی بدتر و جرمی سنگین تر از اسراف عمر نداریم. جوانی را تباه نکنید. از دست ندهید.

🔶 جوان ها از این دقایق و لحظه های عمرتان بهره های مفید بگیرید. حیف است! حیف است! انسان نباید آن قدر خودش را در مقابل این صنعت و تکنولوژی ببازد و این مقدار عمر و ساعت و وقتش تلف شود.
عارف واصل استاد جرجانی

💐و الدَّارُ الْآخِرَة خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُون أَ فَلا تَعْقِلُون(سوره اعراف، آیه169)
و سرای آخرت بهتر است برای کسانی که تقوا پیشه گیرند (گناه نکنند و واجبات را انجام بدهند .)

👇چند نمونه کارهای بسیار ارزشمند و سازنده که موجبات خشنودی خدا و ثواب الهی و سعادت ما در دنیا و آخرت می شود عبارتست از:

1️⃣نیکی کردن و کمک به پدر و مادر و اگر فوت کردند، انجام کارهای نیک به نیابت از آن ها تا علاوه بر خودمان آن ها هم ثوابی ببرند و روحشان شاد شود.

2️⃣خواندن نماز های واجب روزانه در اول وقت و به جماعت در مسجد که باعث می شود کیفیت نماز افزایش پیدا کند و موجبات خشنودی بیشتر خدا فراهم شود و هم در صورتی که اقتدا کنندگان بیش از10 نفر باشند، اگر تمام دریاها مرکب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نتوانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند.

(مستدرک الوسائل،ج۱ص۴۸)
✨و خواندن نماز شب


3️⃣ مدت قابل توجه و مشخصی از وقت روزانه ی خود را صرف خواندن معانی قرآن کنیم، آن هم از روی کنجکاوی تا ببینیم خداوند آفریننده ی کل جهان هستی چه نکاتی را به ما متذکر می شود  و از چه حقایقی در قرآن پرده بر می دارد.

4️⃣خواندن کتاب هایی که شناخت و معرفت انسان را نسبت به خدا  و حقیقت روح انسان و جهان آفرینش و اهداف عالی که خدا ما را برای آن خلق کرده ، افزایش می دهد  و همچنین کتاب هایی که سبب خودسازی و نزدیک شدن به خدا می شود و همچنین  سبب بهره بهتر از دنیا برای رسیدن به کمالات و ساختن آخرت خود می شود.
یکی از نویسندگانی که کتاب های بسیار خوبی می نویسد و متاسفانه خیلی شناخته شده نیست استاد اصغر طاهرزاده هستند که کتاب های ایشان دارای مفاهیمی مهم و ساده و روان و در عین حال جملاتی بر گرفته شده از آیات قرآن و احادیث و  شاعران مشهور و نویسندگان مانند امام خمینی و علامه طبابایی و مولانا و حافظ و... آن هم کتاب های گوناگون در زمینه های مختلف و مورد نیاز جامعه
و اولین کتابی که پیشنهاد می کنم از این نویسنده بخوانید کتاب " آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین " است.

📤لینک دانلود کتاب آشتی با خدا (به صورتpdf , word , و اندروید)
yon.ir/4Leb

📤لینک دانلود سایرکتاب ها(به صورتpdf , word , و اندروید)
lobolmizan.ir/book

📦مراکز فروش کتاب ها (روی استان مورد نظر کلیک کنید و سپس رو کلمه تعداد )
lobolmizan.ir/map

✅لطفا حتما این مطلب را ذخیره وچاپ کنید و به صورت مداوم نکات بالا را به خود متذکر شوید و سعی کنید آن ها را عملی کنید تا مورد غفلت و فراموشی واقع نشود، چرا که دستورات بالا حاصل سال ها تجربه هست که تا حدی به صورت جمع بندی و خلاصه ارائه شده هست.

🆔 @i_love_you_God

جملات تکان دهنده ی دکتر علی #شریعتی درباره #قرآن:


💢 جملات تکان دهنده ی دکتر علی #شریعتی درباره #قرآن:
 
📗 قرآن کتابی است که با نام #خدا آغاز می شود و با نام مردم #پایان می پذیرد.

📗کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به #طبیعت است و #زندگی و #آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!

کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم #حج و #نماز!

کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست …

📗کتابی است که نخستین پیامش #خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با #قلم… ✒️ آن هم در جامعه ای قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست.

❌ این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست، لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که #خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی به کار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در #بیداری رهایش کردند، بالای سر در #خواب گذاشتند و بالاخره، این که می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از #قبرستان های ما به گوش می رسد..

🔸 قرآن! من شرمنده توام😔 اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود، همه از هم می پرسند”چه کس مرده است؟“ چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای #مردگان ما نازل کرده است.

🔸 قرآن! من شرمنده توام😔 اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده، ‌یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم؟

🔸خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.  آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از #اسلام است که به #صلیب جهالت ✝️ کشیدیم..


(برگرفته از پدر مادر ما متهمیم ، مجموعه آثار ۲۲)
👉 @roshangarii 🌹

#بهشت_و_دوزخ


#بهشت_و_دوزخ

آن‌چه در کتب مقدس از اوستا و تورات و انجیل و قرآن درباره‌ی بهشت و دوزخ نقل شده، رمز و اشاره است نه صورت ظاهر.
چنان‌چه می‌دانیم که معاد روحانی است و نه جسمانی؛ پس بهشت، کمال است و دوزخ، نقص و کاستی. بهشت، رضای خداوند است و سُرورٍ قلب و راحتِ دل و جان، و دوزخ، تاریکی دل و اندوه قلب و پریشانی جان و وجدان.
بهشت، زندگی روحانی و معنوی است و دوزخ ،مرگ روحانی.
هرکس ممکن است در این هیکل جسمانی در بهشت باشد یا در دوزخ. شادمانی و سرورِ آسمانی، شادمانی و سرورِ روح است و غم و اندوه و دوری از این سرور و شادمانی، دوزخِ جان. تردیدی نیست که این شادی روح یا اندوه جان، بعد از صعود از این عالم ادامه خواهد داشت. در حقیقت، بذری که در این عالم کاشته می‌شود، در عوالم دیگر به میوه خواهد نشست.

در این عالم ما برای پرورش روح و صفات الهی مثل خضوع و خشوع و خاک‌ساری، محبت‌، خدمت، وفا، راستی، پاک‌دامنی و ... باید هم‌واره تلاش کنیم. هریک از این صفات مثل بذری است که در وجود کاشته می‌شود و درخت آن در عالم ملکوت به ثمر می‌نشیند. قصور و کوتاهی ما در پرورش هریک از این صفات، سبب دوری از حق و محرومیت ما از مواهب خداوند در عالم ملکوت خواهد شد، که همانا دوزخ می‌باشد. و پرورش هریک از این صفات ما را در عالم ملکوت مقرب به حق می‌کند که این نزدیکی و هم‌آغوشی با محبوب حقیقی همانا بهشت است.

خداوند روح پلیدی را هرگز نیافریده است. و بدی و پلیدی اصولن وجود ذاتی ندارند و تنها فقدان و عدم خوبی است که به بدی تعبیر می‌شود. حال این‌که روح هنگام صعود به عالم ملکوت نمی‌تواند صفات بد را با خود به آن عالم انتقال دهد؛ چرا که عالم ملکوت و عوالم بالا از وجود بدی‌ها پاک و مبرّی است. روح هم حین صعود سجایای الهی و خصایص روحانی را که در این جهان کسب نموده، با خود به عالم ملکوت می‌برد و نمی‌تواند صفات بد را با خود به عالم بعد منتقل کند. و موقعیت روح و رتبه‌ای که در عالم بعد در آن قرار می‌گیرد، با تقرّب آن به ساحت الهی و با سجایایی که می‌تواند با خود حین ارتقاء هم‌راه برد تعیین می‌شود. هرچه این مقام و رتبه به خداوند نزدیک باشد، به اصطلاح روح در بهشت است و دوری به اصطلاح دوزخ است. البته عامل دیگری هم در تعیین مقام روح  در عالم بعد دخیل است و آن فضل و عنایت الهی است که آثار شمول آن خارج از حیطه‌ی درک انسان است و به برکت آن روح می‌تواند در عوالم عالیه سیر و ترقّی نماید.

#بهشت_و_دوزخ #تحری_حقیقت

رفتار ما از نگرش ما شکل می‌گیرد، نه آگاهی ما، در نشر حقیقت بکوشیم.

سه شرط لازم برای تأثیرگزاری اخلاقیِ دین


☘️ سه شرط لازم برای تأثیرگزاری اخلاقیِ دین:

 برای این که دین بتواند نقش هایی را در قلمرو اخلاق بازی کند، چند شرط وجود دارد که باید استیفا شوند. در غیر این صورت ممکن است دینداری به نتیجه معکوس بینجامد.

1️⃣ اولاً دینداران باید دغدغه اخلاقی زیستن یا به تعبیر مولانا سودای سربالا رفتن داشته باشند، در غیر این صورت دین را درست نخواهند فهمید و بر اساس فهم نادرستی از دین خواهند پنداشت که دین مجوز نقض ارزش های اخلاقی را صادر کرده است.

2️⃣ ثانیا دینداران باید استقلال اخلاق از دین و تقدم آن بر دین را پذیرفته باشند، در غیر این صورت دین را جایگزین اخلاق خواهند کرد. فهمی از دین که بر چنین پیش فرضی بنا شود، خطاست و به سهولت در پناه آن می توان جواز نقض ارزش های اخلاقی را صادر و توجیه کرد. بنابراین، فهم نادرست دین و شریعت در خدمت اخلاق نیست، بلکه مانع اخلاقی زیستن و اخلاقی ماندن است، و دقیقًا به همین دلیل نادرست است.

3️⃣ ثالثًا دینداران پس از فهم درست دین باید به دین خود ایمان داشته و به دستورات آن متعهد و پایبند باشند. در غیر این صورت نیز دین نخواهد توانست به اخلاق خدمت کند.

📔 منبع :
دین و اخلاق در گفت‌وگو با ابوالقاسم فنائی
ماهنامه مهرنامه، شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۰

متن کامل👇
✨ → goo.gl/ZyU4fY
🌾

معیار دیانت اخلاق است نه شناسنامه و نه کثرت نماز و روزه


☘️ معیار دیانت اخلاق است نه شناسنامه و نه کثرت نماز و روزه


✍️ ابوالقاسم فنائی

هدف بعثت پیامبر صرفاً آموزش و ارزش های اخلاقی از طریق فراهم کردن زمینه مناسب و برداشتن موانع است. این حدیث شریف(اِنِّی بُعِثتُ لِاُتِمِمُ مَکارِمُ الاَخلاق) دلالت می کند بر این که نه تنها اخلاق مستقل از دین و مقدم بر دین٬ که برتر از دین هم هست٬ چون اخلاق هدف است و دین ابزار و وسیله تحقق آن هدف و این نکته به نوبه خود متضمن دو نکته دیگر است.

«نکته نخست این است که افراد و جوامع مختلف تا آنجا و به مقداری دیندارند که به ارزش های اخلاقی ملتزم و پای بند هستند. کسی یا جامعه ای که به اسم دین ارزش های اخلاقی را نادیده می گیرد ٬ اساساً دیندار نیست و به هر مقدار که فرد یا جامعه به ارزش های اخلاقی پایبند باشند، به همان میزان به خدا نزدیک ترند٬ چرا که به رسالت پیامبر بیشتر جامعه عَمَل پوشانده اند. معیار و مقیاس دیانت اخلاق است نه شناسنامه و نه کثرت نماز و روزه.

نکته دوم این است که اگر قرائت ِ خاصی از دین٬ فرد یا جامعه دینی را از اخلاق دور کند٬ بُطلان و نادرستی خود را بر آفتاب افکنده است٬ یعنی برای باطل شمردن قرائت خاصی از دین کافی است نشان دهیم که آن قرائت فرد یا جامعه  دینی را از اخلاق دور می کند و لذا با هدف بعثت پیامبر٬ که عبارتست از تحقق بخشیدن به ارزش های اخلاقی٬ در تضاد است. قرائتی  از دین که انسان را از اخلاق دور کند و فهمی از دین که به خاطر پای بندی بدان و پیروی از دستورات آن٬ انسان ناگزیر شود عقل و وجدان اخلاقی خود را زیر پا بگذارد و ارزش های اخلاقی را نادیده بگیرد٬ دین نیست٬ بلکه دُکان و افیون است.»

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

ارادتمندشما
مجیداحمدی

‍ دخالت غیرمجاز در امور پزشکی


دخالت غیرمجاز در امور پزشکی  

 

عوام فریبی و سوء استفاده از احساسات پاک و باورهای دینی مردم

حضور و اظهارات بی مبنای فردی که خود را استاد و محقق و مجتهد طب اسلامی می نامد در جمع مردم اصفهان:

میوه کرم خورده نشانه سلامت آن است/ امروزه یک غذای سالم نداریم!

 عباس تبریزیان روز پنج شنبه در اظهارات غیرمسوولانه خود در اصفهان گفته است: امروزه در اروپا وقتی میوه می خرند، نگاه می کنند که کدام میوه کرم زده است و همان را می خرند، این کرم پیش مرگ انسان در آزمایش میوه است، به طوری که اگر ناسالم باشد، کرم آن را نمی خورد و چند میوه کرم زده باشد، به این معنی است که باقی میوه ها سالم است.

به گزارش صاحب نیوز؛ فردی به نام شیخ عباس تبریزیان در جمع اقشاری از مردم اصفهان در همایشی که نام طب اطفال!! بر آن گذارده اند و مشخص نیست از کدام ارگان متولی سلامت مجوز دریافت کرده، گفت: 

در روایات ما به حجامت از چهار ماهگی توصیه شده که اگر آب دهان کودک زیاد شود و سر وی قدری داغ شود، باید حتماً داغ شود که اگر این کار انجام نشود، کودک مبتلا به آسیب های مغزی و یا کوری می شود.
وی ادامه داده: متأسفانه یک سوم فرزندانی که امروزه متولد می شوند، به نوعی معلولیت دارند.
وی همچنین تشریح کرده: یکی از تدبیرهای دین اسلام!!! کاسنی است که اگر پدر بخورد، فرزند پسر و اگر مادر بخورد، فرزند دختر خواهد بود؛ همچنین مردان می توانند با مصرف آب باران فرزند دار شوند؟؟؟! و هر کدام از والدین آب باران بخورند و نیت کنند، همان فرزند به آن ها اعطا خواهد شد.
به عقیده این استاد حوزوی، طبق فرموده قرآن، درمان نازایی هم استغفار است.

وی همچنین درباره به زردی نوزادان هم گفت: این ناشی از غلبه صفرا در مادر است که امروزه این اتفاق زیاد می افتد و علت اصلی آن کم خونی است که یکی از علل آن هم آلودگی هوا و غذاهای امروزی و تراریخته ها می تواند باشد؛ کم خونی در زمان بارداری می تواند احتمال زردی را افزایش دهد.
این فرد ذوالفنون اضافه کرده : بشر می خواهد ژن های این غذاها را دست کاری کرده و به ادعای خود اصلاح می کند؛ گویا خداوند گندم خراب خلق کرده و بشر می خواهد اصلاح کند؛ این ها کاری عمدی بوده که در زمان ریاست بوش پدر این مسئله به وجود آمد و در کل دنیا پخش شد تا جایی که امروزه کل گندم کشور تراریخته است.

وی ابراز داشت: متأسفانه دست هایی پشت پرده است و صهیونیست در این کار قرار دارد و می بینیم که امروزه در گاوهای هلندی ژن خونی وارد می کنند تا شیر آن ها زیاد شود، امّا خاصیتی ندارد.

به گفته وی، امروزه شعار دنیا غذاهای طبیعی است و خودشان هم فهمیده اند؛ نخست وزیر اسرائیل اعلام کرد ما روی سفره همه شما با اصلاح ژنتیکی شده ها حضور داریم، اما خودمان مصرف نمی کنیم و می گویند گندم ایران سمّ و قاتل است.10 ماده شیمیایی سمی امروزه در آردی وجود دارد که به دست نانوایان می رسد که یکی از آن ها آهن است، در روایات داریم که می فرمایند آهن نجس است.

گفتنی است که مطابق قانون هر کس بدون داشتن پروانه رسمی پزشکی - داروسازی - دندانپزشکی - به فنون مزبور اشتغال ورزد و یا بدون اخذ پروانه از وزارت‌بهداری اقدام به تأسیس یکی از مؤسسات پزشکی مصرح در ماده یک نماید، به حبس تأدیبی از شش ماه تا دو سال و پرداخت غرامت محکوم خواهد شد و قانون اصلاح ماده 3 قانون مربوط به مقررات امور پزشكي و دارويي مصوب 29/1/1374 مجلس شوراي اسلامي تصريحا" دخالت غيرمجاز امور پزشكي را جرم و قابل تعقيب اعلام نموده و تبصره 6 قانون مذكور رسيدگي به موضوع را در صلاحيت دادگاه هاي انقلاب اسلامي قرارداده است .
.

https://telegram.me/muinews

مذهبی که برای من و تو ساخته اند چگونه مذهبی است؟


✅☪️ مذهبی که برای من و تو ساخته اند چگونه مذهبی است؟

❌ مذهبی است که در آن؛

1⃣ قرآن کتاب استخاره و جادو و درمان زانو درد و دندان درد و شیر یا خط به وسیله ی تسبیح و بستن آن بر قنداق بچه و وقف قبرستان و تنها به کار گور و مرده آمدن شده!

2⃣ امامش کسی است که شده است تنها وسیله ای برای حاجت خواستن و ناله و زاری به درگاهش بردن و جای خداوند نشاندن و روزی و رزق خواستن!

3⃣ حجش شده است وسیله ای برای جبران کثافات آن هم در آخر عمر تا تمام پلیدی ها را یک جا بشوید و ببرد!

4⃣ کربلایش هم یعنی گریه و زاری و مصیبت و عزا و به وسیله ی الکی گریه کردن (تباکی) از مسئولیت فرار کردن و بهشتی شدن و همنشین حور و غلمان گشتن!

5⃣ امام حسینش هم همان مسیح عیسی (مسیحیان معتقدند که عیسی کشته شد تا امت را شفاعت کند، این ها هم حسین را به همین شکل در آورده اند.)

6⃣ امام حسن را هم نماد ضد زن و سمبل« سگ وفا دارد، ندارد زن وفا»!
(می‌گویند زن امام حسن به او سم خوراند، پس زن جماعت چیزی به نام وفا ندارد!!!)

7⃣ علی بزرگ هم در مذهبی که این ها ساخته‌اند؛ عبارت است از یک عدد هرکول و بت ملی منتهی از جنس مذهبی اش!

8⃣ زن هم یک ناقص‌العقل دست و پا شکسته که در فقه و لمعه‌ی او در کنار شتر قرار داده شده است!

9⃣ نمازش هم یک عادت روزانه‌ی اجباری که بعد از تمام شدنش یک« آخیش راحت شدم »را به دنبال دارد ( نماز گزاران بی نماز!)

🔟 خدایش هم  یک یهوه‌ی خشن و متعصّب که تحمل هیچ عصیان و نظر مخالفی را ندارد و تنها با یک تار مو و یک برداشت نوین از متن دین، انسان را محکوم به نجاست و اسارت در درک اسفل  و عذاب ابدی و خلود می‌کند!

👈با این خدا و این مذهب و این کتاب شیر یا خطی، می‌خواهند تمدن هم بسازند، علوم را اسلامی هم بکنند!
طرح کلی زندگی این جهانی و سعادت آن جهانی برای سوئیس و آلمان و آمریکا و کل جهان هم بدهند و جوانان را جذب مذهب نموده از دام نهیلیسم رهایشان کنند!!!

✍️ ابوذر شریعتی
📚 مذهب ارتجاع

«مشکلات اقتصادی» علت نیمی از موارد ترک تحصیل دانش‌آموزان است

«مشکلات اقتصادی» علت نیمی از موارد ترک تحصیل دانش‌آموزان است
۰۲/مرداد/۱۳۹۶


رئیس سازمان نهضت سواد آموزی علت ۵۳ درصد از موارد ترک تحصیل دانش‌ آموزان در ایران را «مشکلات اقتصادی و مالی» عنوان کرد و افزود گفت که ۳۵ درصد از موارد ترک تحصیل نیز ناشی از «مسائل فرهنگی» است.

به گزارش روز دوشنبه دوم مرداد ایرنا٬ علی باقرزاده در مراسم امضای تفاهم نامه همکاری میان سازمان نهضت سواد آموزی و «کمیته امداد امام خمینی» ۱۲ تا ۱۵ درصد علت ترک تحصیل‌ها را نیز مسائل مربوط به آموزش و پرورش اعلام کرده است.

آقای باقرزاده در این مراسم به آمار دانش‌آموزان ترک تحصیل کرده در ایران اشاره‌ نکرد٬ اما آمار‌های غیررسمی حاکی از وجود سه میلیون و ۲۰۰ هزار کودک ترک تحصیل کرده در کشور است.

بسیاری از کودکانی که به دلایل اقتصادی و مالی از ادامه تحصیل بازمانده‌اند٬ در زمره کودکان کار قرار گرفته‌اند که در خیابان‌ها و کارگاه‌ها به دست‌فروشی و پادویی مشغول شده‌اند.

براساس آمار‌های رسمی٬ دو میلیون کودک کار در ایران وجود دارد، اما آمارهای غیررسمی تعداد کودکان کار را هفت میلیون نفر اعلام کرده است.

بسیاری از این کودکان یا از ادامه تحصیل بازمانده‌اند و یا هرگز تجربه نشستن در کلاس‌های درس را نداشته‌اند. آمار چنین کودکانی در ایران به خاطر مسائل و مشکلات اقتصادی٬ فرهنگی و آموزشی رو به افزایش است.

کودکان کار به کودکانی گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند که این امر آن ها را در بیشتر اوقات از رفتن به مدرسه بی‌بهره می‌سازد و سلامت روحی و جسمی آن ها را تهدید می‌کند.

براساس اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد».

ماده ۲۸ کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل، که سال ۱۳۷۰ به امضای جمهوری اسلامی ایران رسید، نیز برخورداری از آموزش و پرورش را حق تمامی کودکان زیر ۱۸ سال ذکر کرده است.

کارشناسان یکی از عوامل ترک تحصیل را «فقر» می‌دانند. کودکان کار، کودکان حاشیه شهرها و کودکان خیابانی برخی از دسته‌های متعدد کودکانی هستند که به سبب فقر از تحصیل بازمی مانند.

سعید پیوندی٬ جامعه‌شناس مقیم پاریس معتقد است که «بازماندن از چرخه آموزشی بیشتر در مناطق دورافتاده و حاشیه‌ای رواج دارد و در استان‌های مرزی در جنوب، شرق و غرب ایران پدیده ترک تحصیل به طور گسترده‌تر دیده می‌شود».

آقای پیوندی در یادداشتی این گونه ابراز نظر کرده که «ایران با آن که از نظر رشد کمی آموزش عالی موفقیت‌های جدی داشته٬ اما وجود همزمان پدیده ترک تحصیل زودرس سبب شده این کشور با نوعی دوگانگی متناقض روبه‌رو باشد».

به اعتقاد این جامعه‌شناس «وضعیت نابسامان نظام آموزشی ایران در دنیایی که در آن دانش، تخصص و مهارت به عامل اصلی پیشرفت اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده، سال‌هاست در هیاهوی سیاست گم می‌شود».

سیاه پوش نباشید!!



سیاه پوش نباشید!!
 

پروفسور سمیعی


لباس سیاه باعث به هم خوردن تنظیم هورمون ها در خانم ها و زایمان های سخت و یا زودرس می شود!
این رنگ جذب کننده مریضی و آلودگی و ناراحتی های روحی روانی است!
سیستم دفاعی بدن را کاهش و احتمال ابتلا به سرطان را افزایش می دهد! 

سیاه دقیقا عملکردی مخالف سفید که رنگ گلبول های سفید و سیستم دفاعی بدن است،  دارد.
رنگ سیاه سبب افزایش شدت درد علی الخصوص دردهای عصبی می شود و رخوت و سستی بدن را به همراه دارد.
سیاه رنگ کاهش اشتها و قوه حافظه است. پوشیدن لباس سیاه سبب کاهش میزان تولید سروتويین(انتقال دهنده عصبی) در مغز که این امر باعث افسردگی و رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه و اختلال در خواب و سیستم گوارشی می شود!

فوروارد کنید تا دوستان و عزیزانتان هم بدانند



 @honarashpazi113 ♨️

آموزش سفره آرایی و تزیین غذا👇👇

https://t.me/joinchat/AAAAADv1h5hT4Yfg0cdxJw

خودت را در آيينه ببین!

 خودت را در آيينه ببین! 

 

هميشه فكر مي كردم از چهل سالگي  كه بگذرم،
همين كه  سپیدي روى همه ي موهای جواني را بپوشاند ؛ديگر نمي خندم ؛ به مهمانی و گردش و كوه و جنگل و بازي و.... راغب نيستم !

اما اين تصوري بیهوده بود ؛هر روز كه  سپيدي موهايم را در ايينه مي بينيم ؛به رنگ های متنوع مي انديشم ؛تنوع در لباس و كيف و كفش و مد را بیشتر دوست دارم ؛تمام جواني ام به مشكي و خاكستري  گذشت .

چهل به بعد دنياي شادي و تفريح و رنگ و خوشى هاي كوتاه و طولانی مدت است.

 احساس اين كه در نيمه ي دوم زندگي هستي، به تلاش بيشترى مي پردازي تا آرزوهای انجام نشده ي جواني را به دست آوري .
مي دانى زماني براي جبران هيچ چيزي نيست .پس مي كوشي هر كارى را به نحو احسن انجام دهي .

با عينك دقت و تيزبينانه چهل سالگی همه جوانب را مي سنجي .ديگر فردايي وجود ندارد .هرچه پارچه در صندوق  ذخیره كردي .با مد امروز مي دوزي تا قديمي بودنش را از چشم ها دور كني.

روز مبادا همين امروز است.
با سوار شدن تله كابين و انواع بازي هاي هيجان آور توانایی خودت را مي سنجي.سعي مي كني امروزت را خوب و خوش باشي.
ناتوانايي هاي جسم را از همه پنهان مي كني.

چهل به بعد دنياي متفاوت از جواني است.
حتى حوصله قهر و غر زدن نداري .مي دانى يك لبخند درمان همه ي مشكلات هست .چهل سالگی به بعد يعني چل چلي .قهقهه و شادي و تفريح .چهل سالگی يعني درايت در وقت و هزینه !

سنجيده گفتن و به موقع سكوت كردن .
فكر به گذشته ها و ناكامي ها و تفريح ها و عشق هاي ريز و درشت و دور و نزديك !

چهل به بعد يعني درك بهتر خدا... نيايش... سر به آسمان بلند كردن...
تمايل به آموزش تجربه ها، به كساني كه حتى فقط يك سال از تو كوچك ترند .
خواندن و گوش كردن .محو افق شدن .
نه به ياد گذشته و آه و افسوس.برعکس، به فكر تجربه هاي جديد هستي .این همه موقعیت كه بايد تجربه كني .

نيمه ي دوم زندگي كه نيمه ي واقعي نيست .
شايد يك سوم باشد .يا يك چهارم .پس از چهل سالگی لذت ببر .بلندتر بخند .بیشتر بازي كن.سفر كن .بنويس .شعر بگو .عاشق شو.
و چهل بار در روز خودت را در آيينه ببین.